عسر و حرج زوجه به جهت یک بار ضرب و جرح

خلاصهٔ رأی

کز مداخله در خانواده بدین شرح که (مدت دو سال است که زوجین ازدواج کرده و فاقد فرزند میباشند و زوجه خود خواهان طلاق میباشد و مدت یکسال و نیم است که زوجه اقدام به متارکه نموده و در منزل پدریش زندگی میکند کمبود مهارتهای سازگارانه، بی احترامی و بددهنی و عدم درآمد کافی جهت اداره زندگی و بی تفاوتی زوج و همچنین عدم مدیریت و تسلط بر تکنیک حل مسئله موجب ضرب و شتم و عمیق تر شدن شکاف در روابط عاطفی زوجین شده است.

متن کامل

عسر و حرج زوجه به جهت یک بار ضرب و جرح Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: عسر و حرج زوجه به جهت یک بار ضرب و جرح پیام: صرف ایراد ضرب و جرح عمدی در یک نوبت دلیل کافی بر وقوع زوجه در عسروحرج شدیدی که دلیل موجهی برای متارکه باشد، نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409988711000540 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور بدلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله حاکی از اینستکه خانم ل. الف. دادخواستی بطرفیت آقای س. الف. بخواسته طلاق تقدیم دادگاه عمومی سنندج نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که بموجب سند رسمی ازدواج در تاریخ 92/1/22 با خوانده ازدواج نموده و بدون فرزند میباشند و در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک با خوانده نمیباشد و با توجه باینکه از طرف خوانده مورد ضرب و جرح قرار گرفته و طبق دادنامه صادره خوانده محکوم بپرداخت دیه شده است و وی (زوجه) امنیت جانی نداشته و خوانده آدم دروغگوئی بوده و از لحاظ فرهنگی اختلاف زیادی با هم دارند و یکبار برای طلاق توافقی اقدام نموده اند ولی بعد از حکم دادگاه، خوانده پشیمان شده و حدود یکسال و 4 ماه است که وی (خواهان) در خانه پدری بسر میبرد و با توجه باینکه مطابق شرط ضمن عقد نکاح و عسروحرج حق درخواست طلاق داشته و تقاضای صدور حکم طلاق داشته و فتوکپی های: 1- سند ازدواج رسمی شماره ... -92/1/22 تنظیمی در دفترخانه رسمی ازدواج شماره 71 سنندج مشعر بر وقوع عقدنکاح دائم فیمابین ل. الف. و س. الف. . 2- برگ ارزیابی روان شناختی تنظیمی از ناحیه اداره حمایت از حقوق زنان و کودکان بهزیستی کردستان بعنوان مسئول مرکز مداخله در خانواده بدین شرح که (مدت دو سال است که زوجین ازدواج کرده و فاقد فرزند میباشند و زوجه خود خواهان طلاق میباشد و مدت یکسال و نیم است که زوجه اقدام به متارکه نموده و در منزل پدریش زندگی میکند کمبود مهارتهای سازگارانه، بی احترامی و بددهنی و عدم درآمد کافی جهت اداره زندگی و بی تفاوتی زوج و همچنین عدم مدیریت و تسلط بر تکنیک حل مسئله موجب ضرب و شتم و عمیق تر شدن شکاف در روابط عاطفی زوجین شده است. در نهایت با عدم آستانه تحمل زوجه و ناامیدی نسبت به حل مشکلات و اختلافات و دشمنی و تعارض در روابط خانوادگی بدلیل دخالت اطرافیان، زوجه خواهان طلاق و جدائی میباشد. در جلسات انجام شده زوج نیز اشاره بعدم استقلال فکری و غیرانعطاف پذیری و حساسیت بیش از حد زوجه دانسته چرا که قبلاً نیز یکبار دادخواست طلاق داده و انصراف داده است اما در حال حاضر بدلیل ضعف در تصمیم گیری و حل مسئله خواهان جدائی از یکدیگر میباشند و در نهایت بدلیل عدم تمایل و انگیزه زوجین جهت حل مشکلات و اصرار شدید زوجه به جدائی، سازش امکان پذیر نگردید)، ضمیمه عرضحال تقدیمی میگردد.دادخواست مذکور در تاریخ 94/6/14 جهت رسیدگی به شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی سنندج ارجاع شده و طرفین طبق دستور دادگاه، دعوت بدادرسی میگردند.خوانده بموجب لایحه ای که در تاریخ 94/9/23 تقدیم دادگاه نموده است اجمالاً ضمن تکذیب ادعای خواهان، با اعلام اینکه دخالت های نابجای خواهر همسرش، مشکل وی را با خواهان بوجود آورده است و وی با همسرش (خواهان) مشکلی ندارد و بعد از وقوع اختلاف، دعوی تمکین اقامه نموده که زوجه بموجب دادنامه قطعی محکوم به تمکین شده است و مطالبی را در خصوص عدم وجود عسروحرج در زندگی مشترک برای زوجه عنوان مینماید و دادنامه مورخ 93/9/23 صادره از شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی سنندج را که مشعر بر محکومیت خواهان (زوجه) به تمکین از زوج میباشد، ضمیمه لایحه تقدیمی مینماید.در تاریخ 94/9/25 جلسه دادرسی شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی سنندج با حضور خواهان تشکیل شده و خواهان در توضیح دعوی و پاسخ بسئوالات دادگاه، خواسته را بشرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته و خلاصتاً اظهار میدارد که در تاریخ 92/1/22 با خوانده ازدواج نموده ولی خوانده (زوج) او را از خانه بیرون کرده و کتک زده و امنیت جانی ندارد و در عسروحرج قرار گرفته و حرفهای او دروغ میباشد و با خوانده دادخواست طلاق توافقی مطرح کرده بوده و خوانده بجهت مسائل مالی منصرف شد و وی (خواهان) محکوم به تمکین شده و خوانده در بنگاه کار میکند و قبلاً میگفت که متصدی بنگاه و پیمانکار است و اکنون میگوید که خدمه بنگاه است و خوانده وی را مورد ایراد ضرب قرار داده و محکوم بپرداخت دیه شده است و فرزند مشترک ندارند و در خصوص مهریه قبلاً حکم قطعی صادر شده و حقوقی که قانوناً به وی (خواهان) تعلق میگیرد اعم از نفقه و مهریه و اجرت المثل و نحله را میخواهد و جهیزیه خود را با حکم دادگاه گرفته و باردار نیست و فتوکپی دادنامه مورخ 93/3/4 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی سنندج مبنی بر محکومیت س. الف. بجهت ایراد ضرب بپرداخت دیه در حق ل. الف. را تقدیم دادگاه مینماید.دادگاه در جلسه مذکور در اجرای ماده 28 قانون حمایت خانواده مبادرت بصدور قرار ارجاع امر به داوری مینماید و همچنین مقرر میدارد که طی شرحی از کلانتری خدمات شهری سنندج درخواست شود که در خصوص وضعیت شغلی و اجتماعی و اخلاقی آقای س. الف. از مطلعین بصورت نامحسوس در محل زندگی مشترک زوجین تحقیق شود.آقای ح. (داور منتخب زوجه) بموجب نظریه ای که در تاریخ 94/10/23 تقدیم دادگاه نموده است ضمن تأیید ادعاهای عنوان شده زوجه، بطور خلاصه اعلام میدارد که چون این زوج فرزند مشترکی ندارند و زوجه جهیزیه خود را تحویل گرفته و حاضر است در قبال طلاق از بقیه مهریه و حقوقات شرعی و قانونی خود گذشت نماید.پلیس خدمات قضائی دادگستری سنندج طی نامه مورخ 94/10/7 گزارش مأمور آن یگان را در مورد اجرای دستور قضائی صادره به شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی سنندج ارسال میدارد و بموجب گزارش مأمور مربوطه که در تاریخ 94/10/6 تنظیم گردیده است اعلام شده که به آدرس مقرر و تعیین شده مراجعه گردیده و بصورت نامحسوس در محل تحقیق شده و زوج در مشاور املاک مشغول بکار میباشد و از لحاظ اخلاقی نیز اظهار داشتند که خوب و انسانی با ادب و آرام و سربزیر میباشد و خود و خانواده اش دارای روابط اجتماعی خوبی در محل میباشند.آقای ع. الف. (داور منتخب زوج) نیز بموجب نظریه خویش که در تاریخ 94/11/6 تقدیم دادگاه نموده است خلاصتاً اعلام میدارد که زوجه بدون دلیل حاضر به تمکین نیست و اختلاف اساسی بین زوجین وجود ندارد و زوج متعهد بپرداخت نفقه زوجه بوده و مهریه او را پرداخت مینماید و درخواست طلاق از ناحیه زوجه احساسی و با تعجیل بوده و طلاق به مصلحت نمیباشد.بالاخره شعبه 9 دادگاه حقوقی (خانواده) سنندج بموجب دادنامه شماره 9409978711001355-94/12/2 در خصوص دادخواست خانم ل. الف. بطرفیت آقای س. الف. بخواسته صدور حکم به طلاق بلحاظ شروط ضمن عقد و وقوع در عسروحرج شدید، پس انعکاس اجمالی اظهارات طرفین، با عنایت به جامع محتویات پرونده و اظهارات خواهان و مفاد نظریه داوری طرفین و نظر باینکه خواهان محکوم به تمکین گردیده ولی حاضر به بازگشت بزندگی مشترک نشده است و از طرفی صرف ایراد ضرب و جرح عمدی در یک نوبت دلیل کافی بر وقوع در عسروحرج شدید که موجب متارکه زوجه شود، نیست و هیچیک از شروط ضمن عقد نیز محقق نشده است لذا باستناد ماده 1257 قانون مدنی و ماده 1130 همان قانون و ماده 198 قانون آئین دادرسی مدنی، حکم به بطلان دعوی خواهان صادر مینماید.دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی خانم ل. الف. واقع شده و شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان کردستان بر اساس دادنامه شماره 9509978716900130-95/2/28 با ملاحظه و مداقه در مجموع اوراق و محتویات پرونده، تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته زیرا مطابق اصول و مقررات قانونی بموضوع رسیدگی شده و از سوی تجدیدنظرخواه در هیچیک از مراحل رسیدگی دلیلی که وقوع وی را در عسروحرج غیرقابل تحمل باثبات برساند ارائه نگردیده است لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه، مبادرت بتایید دادنامه تجدیدنظرخواسته مینماید. دادنامه مرقوم بدلالت برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 95/3/1 به خانم ل. الف. ابلاغ شده و مشارالیها بموجب دادخواستی که در تاریخ 95/3/18 در دفتر دادگاه صادر کننده رأی مزبور بثبت رسیده است مبادرت به فرجام خواهی از آن نموده و دفتر دادگاه یاد شده پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را بدیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بموضوع باین شعبه ارجاع میشود و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی فرجام خواه و لایحه ضمیمه آن و همچنین لایحه جوابیه فرجام خوانده بهنگام شور قرائت خواهند گردید.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی خانم ل. الف. از دادنامه شماره 9509978716900130-95/2/28 صادره از شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان کردستان که متضمن تأیید دادنامه شماره 9409978711001355-94/12/2 اصداری از شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) سنندج مشعر بر اعلام بطلان دعوی مطروحه مشارالیها بخواسته صدور حکم طلاق بلحاظ عدم احراز تحقق شروط ضمن عقد نکاح و عسروحرج مورد ادعای نامبرده میباشد، از قابلیت پذیرش برخوردار نیست زیرا از ناحیه فرجام خواه نسبت بدادنامه های فوق الاشعار تعرض موجه و خاصی که واجد توجیه قانونی بوده و معارض استدلال دادگاههای صادر کننده آنها باشد، صورت نپذیرفته و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی و لایحه پیوست آن، علاوه بر عدم اتکاء بدلیل واجد تأثیر در مقام و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاههای مربوطه واقع گردیده اند، با التفات بجهات موجهه مصرح در دادنامه های صدرالاشعار، بگونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس آراء یاد شده و مبانی استنباط قضائی و تشخیص دادگاههای مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلائل پرونده و اظهارات و مدافعات زوجین و بویژه اظهارات زوجه در جلسه نخست دادرسی در محضر دادگاه بدوی و اظهارنظر داوران و تحقیقات معموله مرجع انتظامی ذیربط و غیرثابت بودن عسروحرج مورد ادعا و عدم احراز تحقق شروط ضمن العقد نکاح، اصدار یافته اند وارد ساخته و مخالفت آنها را با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رأی معترض عنه را ایجاب نمایند علیهذا مستنداً بمادتین 370 و 396 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله فرجام خواه، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتاً ابرام میگردد. شعبه بیست و دوّم دیوان عالی کشور رئیس شعبه: جنتی عضومعاون: رحیمی فهرست شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است