عدم شکایت اولیاء دم در قتل عمدی

خلاصهٔ رأی

پیام: در بزه قتل عمد،عدم شکایت اولیاء دم از متهم،به منزله اسقاط حق قصاص توسط آنان نبوده و اقدام دادگاه در صدور حکم صرفاً به مجازات تعزیری جهت اعمال جنبه عمومی قتل عمد،فاقد وجاهت قانونی است.

متن کامل

عدم شکایت اولیاء دم در قتل عمدی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: عدم شکایت اولیاء دم در قتل عمدی پیام: در بزه قتل عمد،عدم شکایت اولیاء دم از متهم،به منزله اسقاط حق قصاص توسط آنان نبوده و اقدام دادگاه در صدور حکم صرفاً به مجازات تعزیری جهت اعمال جنبه عمومی قتل عمد،فاقد وجاهت قانونی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 8809983453300098 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/25 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت پرونده محاکماتی حاضر مورخه ۱۳۸8/4/11 شخصی به نام ع. 19 ساله با تماس با مرکز پلیس 110 بخش ر. جسدی زیر پل نرسیده به ک. بالای روستای چ. افتاده است با حضور مأمورین صورت پر خون خشک شده بوده و یک برگ کاغذ نوشته شده دور و برش پیدا شده به نام م. روی آن نوشته من به خاطر جنبه ناموسی م. را کشتم چون به ناموس من تجاوز کرده بود احتمالاً بر اثر زدن ضربات سنگ به سرش کشته شده چند سنگ بزرگ خونی هم آنجا بوده است جسد متعلق به جوانی حدود بیست ساله بوده است. و دور گردن وی یک دستمال یزدی که گره آن پشت بوده و احتمال خفگی هم داده شده است که خفگی باید قبل از اصابت سنگ‌ها باشد و یک علامت (N.A) دور گردن وی بوده علامت انجمن معتادان گمنام نامبرده اظهار کرده با موتورسیکلت رفتم برای کشت و زرع پیش پدرم موتور را زیر درخت پارک کردم صدای ناله شنیدم هر چه نگاه کردم چیزی ندیدم فرزند ق. م. ی نزد ما آمد اظهار داشت جسد زیر پل پیدا شده من هم سریعاً موضوع را با گوشی همراه به 110 گزارش کردم. (صفحه 1 الی 10 پرونده) چوپانی که با مادرش گوسفندان را برای چرا آورده بود به ما اطلاع داد م. ص. (پ.) (صفحه 23 پرونده) از ر. م. ی س. هم تحقیق شده گفته گوسفندان را به طرف مزرعه می‌بردم دیدم گوسفندان از زیر پل رم کردند متوجه جسد شدم از کنار جسد رد شدم صوتش خونی بود خون‌ها تازه بودند. ترسیدم فرار کردم. (صفحه 24 پرونده) مورخه ۱۳۸8/4/13 دو نفر به نام‌های 1ـ م. و. افسر نیروی انتظامی و پ. ن.ن. مطلع شده‌اند جسدی کشف شده و مراجعه با دیدن فیلم صحنه اظهار داشتند که جسد متعلق به برادرشان به نام م. ن.ن. است که دو سه روز است که مفقود شده است و تحت نظر انجمن معتادان گمنام هم بوده است (صفحه 25) جسد را در پزشکی قانونی رؤیت و تأیید کرده‌اند که همان برادرشان م. است. پدرش به نام الف. ن.ن. گفته مادرش گفته چهارشنبه ۱۳۸8/4/10 ساعت 8 شب به تنهایی از منزل خارج گفته می‌روم سر فلکه و برمی‌گردم گاهی می‌شد با دوستانش یک هفته هم غیبت داشت می‌رفت و می‌آمد فعلاً ترک کرده بود و اعتیاد نداشت به مادرش گفته دوستانم زنگ زده‌اند می‌روم و برمی‌گردم خط تلفن ... در مورد نامه گفته من اصلاً خبری ندارم ـ احتمال قوی تهمت است چون بچه‌ام اهل این مسئله نبود بچه پاکی بود. و چند نفر را که به کلاس (...) می‌رفتند نام برده است. ا.ا. با هم بحث و دعوا کرده بودند. از م. و. و چند نفر دیگر تحقیق به عمل آمده است و اظهاراتی را ذکر کرده‌اند خانم گ. الف.پ. (مادر مقتول) گفته پسرم ساعت 8:30 شب چهارشنبه که به او تلفن زدند از خانه بیرون رفت پرسیدم کجا می‌روی گفت با دوستانم قرار است برویم جایی اسم دوستانش را گفت د. با ماشین م. م. قرار است برویم به تلفن همراه م. زنگ زدند تا سر کوچه دنبالش رفتم گفت دو نفر ایستاده‌اند بیا مرا از آن دو نفر رد کن یکی م. نفر دوم را نشناختم. در مورد نامه گفته ندیدم ولی م. و. که خود را برادر م. من خطاب می‌کرد شنیدم که به من می‌گفت فرزندت را می‌کشند دشمن دارد. (صفحه 44 پرونده) نحوه ایجاد ارتباط فرزندش با م. و. را گفت ما دیوار به دیوار آگاهی بودیم پسرم با یک سرباز دوست بود م. و. به م. ن.ن. گفته چرا با غریبه‌ها دوست می‌شوی چرا با من که همشهری شما هستم دوست نمی‌شوی از اینجا دوستی آنها شروع شد و به خانه‌مان هم می‌آمد حتی اگر برای گردش یا زیارتی می‌رفتیم آقای و. همراه ما بود با م. فرزندم همیشه همراه بودند که به هم برادر می‌گفتند به من هم که می‌رسیدند مادر می‌گفتند : گفته م. و. می‌گفت دعا گرفتم پسرت زیاد عمر نمی‌کند خواستگاری نروید دعا را از میناب گرفته آنقدر با هم دوست بودند که شب‌ها را هم با هم بودند این آخری پسرم می‌گفت دعا کن م. و. بمیرد از او کناره می‌گرفت گفت اگر سراغم آمد بگو م. نیست. آقای و. به من گفت دیدی مادر چه شد م. از بین رفت دیدی گفتم م. کشته می‌شود دیدی خانه‌مان سوخت برادرم رفت چطور تنهایی بگردم گفتم مادر با ا. بگرد گفت او م. نمی‌شود گفت من در آگاهی بافت گفتم که و. برادر ناتنی ن. می‌باشد شما هم بگو که و. پسرم می‌باشد (صفحه 46 پرونده) نسبت به م. م. و د. اعلام مظنونیت کرده‌اند. از م. م. س. تحقیق شده همچنین از د. ی. وی گفته چهارشنبه یک روز قبل از قتل وی م. و. با یک کارمند که نمی‌دانم کارمند کجا بود آمدند دیدارش برایش رانی ‌آوردند و کمپوت هلو برای من آوردند. وضعیت اخلاقی مقتول را گفته از نظر زیبایی چهره خوب بود و به همین دلیل دوستان زیادی داشت فردی مهربان و دوست‌داشتنی بود (صفحه 58 پرونده) از م. و. تحقیق شده علت اینکه گفته برادر ناتنی من است را دوستی با خانواده‌اش بیان کرده است و در مورد دعا هم گفته یک بار یک فرد دوره‌گرد فال او را گرفته بود گفته بود عمرش کوتاه است من این را به مادرش گفتم از آقای م. م. س. تحقیق شده وی گفته حدود بیست تا 25 روز پیش یک مورد به مدت 7 الی 8 شبانه روز مهمان من بود مادرش هم باخبر بود بعد از این مدت با ماشین خودم به درب منزلشان رساندم و از دیدار وی با دوستانش دیگرش توضیحاتی داده است (صفحه 61 الی 64 پرونده) از آقای م. و. تحقیق شده مجدداً اظهارات قبلی را تکرار کرده و گفته که من با پدر و مادرش طبق سوگندی که خورده‌ایم در همه جا اسم فرزند و برادری را با فرزندانش روی من گذاشته‌اند این که گفتم بخاطر این بود که به پرونده مأمورین آگاهی بافت به صورت ویژه رسیدگی کنند چون از همکاران من هستند و نحوه آشنایی با مقتول را توضیح داده است و گفته وی با دامادش به نام م. ج. اختلاف شدید داشتند و این مطلب را گفته که دوستی دارم به نام ا. که از قاچاقچیان مواد است و گفته به من پول می‌دهد تا پراید بخرم و روی ک. دامادمان را کم کنم. شکایت اولیاء‌دم به وی گفته شده در نیروی انتظامی گفته در قتل دخالتی نداشته‌ام و هیچ دلیلی برای این کار نمی‌بینم.(صفحه 65 الی 69 پرونده) مادر مقتول خانم گ. الف.پ. طی نامه‌ای غیررسمی نوشته از ع. ا. در رابطه با مظنونیت وی به دخالت در قتل فرزندش م. ن.ن. چون وی نقشی نداشته شکایتی ندارم.(صفحه 70 پرونده)(صفحه 71) رسماً گذشت کرده است با حضور در اداره آگاهی و در مورد اختلاف پسر و دامادش گفته همان اختلاف زناشویی که داماد و دخترم داشتند آقای و. پسرم را وادار می‌کرد که با جواهری دعوا کنند وسایل ضرب و شتم را هم آقای و. تحویل فرزندم م. می‌داد (تبر و قمه) بجز اختلاف خانوادگی جر و بحث با هم نداشتند.(صفحه 73پرونده) در ادامه گفته م. و. حدود دو ماه و نیم پیش برخودم و فرزند م. ن. گفت من مقداری مواد مخدر برای یکی از اقوامم(عمو یا عموزاده) رد کرده‌ام قرار است مقداری پول مبلغ چهار یا شش میلیون تومان به من بدهد خبری از پول نشده گفتم پول‌ها را تحویل من بدهند آقای و. گفته که در هر رابطه‌ای که کسی را به آگاهی آوردند به شما معرفی می‌کنم شما پول‌ها را بگیرین کارش را درست می‌کنم. و بعد اینکه گفته بیا من یک قرص دارم بدهیم به م. جواهری بخورد بعد از اینکه از دنیا رفت من دختر شما را که ت. نام دارد را به عقد خودم دربیاورم شما چون وضع خوبی ندارید من تریاک می‌آورم می‌دهم به شما بفروشید و ... وافور و مقداری تریاک و چند فشنگ آورد داد به من.(صفحه 73 پرونده) به م. و. بر اساس نیابت مشارکت در قتل عمدی تفهیم اتهام شده اظهار داشته قبول ندارم من هیچ اختلافی نداشتم و دو سال و نیم با نامبرده آشنا بودم در کنار اداره با من آشنا شد با هم مرقد امام رضا رفتیم با هم آشنا شدم ... آخرین بار به اتفاق یکی از همکاران آقای د. در کانون ... آب میوه برای نامبرده بردیم و آن را چهارراه م. پیاده کردیم (صفحه 81 پرونده) از آقای د. ر. هم به عنوان متهم تحقیق شده بر اساس نیابت اتهام مشارکت در قتل عمدی را رد کرده و متهم توضیحاتی که داده است گفته مقتول گفته شخصی به نام ا. م. مزاحم بنده است آدرسش در ج. است (صفحه 82 پرونده) و م. م. نیز اتهام را مردود دانسته و گفته کذب است آشنایی من با وی در انجمن معتادان گمنام اطلاع پیدا کردم نامبرده را در بافت به قتل رسانده‌اند در پل انداخته‌اند یک ماه با ایشان ارتباط داشتم قاتل را نمی‌شناسم (صفحه 83 پرونده) د. ر. ـ م. م. و م. و. هر سه نفر با قرار بازداشت موقت بازداشت شده‌اند.(صفحات 88 الی 90 پرونده) ا. ن.ن. در تحقیقاتی که از وی شده است گفته آخرین بار۱۳۸8/4/10 لباس‌هایش را آماده کرد به مادرم گفت که با دوستام می‌رم بیرون زود برمی‌گردم م. م. او را رساند خانه اما نمی‌دانم با چه کسی و با چه ماشینی رفت دقیقاً ساعت 8/45 بود در مورد رابطه‌اش با آقای و. با او داخل آگاهی می‌رفت او خانه ما می‌آمد آنجا می‌خوابید با او به خانه‌اش می‌رفت او م. ن. را همه جا می‌برد حتی خانه خاله، عمه ... هر پنجشنبه با ماشین به س. و د. می‌رفتند وقتی با م. قهر می‌کردند و صلح می‌کردند این آخری حدود سه هفته قبل از ماجرا که با م. قهر بود به من زنگ زد با ماشین دولت پیکان سواری مواد مخدر من را سوار کرد به روستایشان رفتیم در راه به من می‌گفت که م. با من قهر کرده تو باید جای م. ن. را بگیری می‌گفت ما دست برادری دادیم هر موقع تریاک کشیدیم قسم بخور به هیچ کس حتی پدر و مادرت نگو می‌گفت شاید بزرگ‌ترین گناه را بکنیم تو نباید به کسی چیزی بگی من به تو لباس و هر چیزی بخواهی می‌خرم یک روز من و م. خانه و. رفتیم و. به من گفت م. ن. همیشه کنار من می‌خوابد تو بیا امشب کنار من بخواب تا زورش بدهد (بیاید) شب بود که م. و. شلوارش را فقط درآورد و دست به آلت تناسلی من می‌گرفت. و راجع به کندن زمین و گذاشتن کلت کمری داخل پارچه با چند فشنگ گفته است پارچه را درآورد و به من گفت چند تا عکس با کلت از من بگیر ... یک هفته بعد و. به من گفت م. دوست ناباب دارد می‌خواهم گوشیش را بردارم که دوستانش به او زنگ نزنند من هم گول خوردم گوشی را از داخل خانه برداشتم به ولایت دادم چون داخل گوشی فیلم و عکس از و. بود که لخت بود م. ن. هم لخت بود ... به من می‌گفت حتی شاید بزرگترین گناه هم کنیم حتی زنا یا شاید با دختری گناه کنیم تو باید به من دست برادری بدهی که به کسی چیزی نگویی ... م. و. با زنش قهر بود همه‌اش خانه ما بود خانه‌ ما می‌خوابید به مادر گفت ا. (خواهرم) را بیار که اگر زنم را طلاق دهم زن من شود مادرم هیچی نگفت گفت که برو با زنت صلح کن مردم حرف درست می‌کنند که تو همیشه خانه ما می‌خوابی تعدادی از دوستان دیگر برادرش را نام برده است.(صفحه 105) برگ معاینه جسد (صفحه 106 پرونده) تاریخ معاینه ۱۳۸8/4/11 و ۱۳۸8/4/14 در صحنه و در محل پزشکی قانونی زمان فوت را حدود 6 الی 12 ساعت قبل از معاینه گزارش کرده‌اند در سر و صورت شکستگی و پارگی وجود داشته خونریزی وسیع از ناحیه بینی دهان و گوشی داشته زبان بین دندان‌ها قرار داشت ... در معاینه گردن دستمال یزدی کوچکی محکم به گردن بسته شده بود که گره آن در پشت گردن قرار داشت پس از باز کردن دستمال از گردن شیار گردن به صورت عرضی از ناحیه گردن مشاهده شد که عرض حدود یک سانتی‌متر و عمقی حدود دو الی سه سانتی‌متر داشت در ناحیه سمت راست کبودی و خراشیدگی کوچکی در بستر شیار مشاهده شد شکستگی استخوان لامی و غضروف‌های حنجره مشاهده نشد. مهره‌های گردن طبیعی بود ... علت مرگ را پس از آزمایشات از نمونه‌های حلف و حنجره و آسیب شناسی اعلام خواهند کرد.(صفحه 106 پرونده) ضمناً در زیر پوست گردن خونمردگی مشاهده نشد در اطراف عضلات حلق و حنجره بجز خونمردگی کوچک ناحیه سمت راست نکته خاص دیگری مشاهده نشد. برای تکه کاغذ مکشوفه از جسد دستور استکتاب و اخذ نمونه خط از متهمان و مقایسه با نوشته مکشوفه خواسته شده است. آقای م. و. در خصوص اظهارات آقای ا. ن. اینکه گفته گوشی را از م. نصیری بردارد و به او بدهد صحت اظهارات او را تأیید کرده است گفته دو فایل فیلم مبتذل را از گوشی او پاک کردم قبول دارم اما اسلحه را من قبول ندارم از اسلحه خبر ندارم زمان اطلاع از وقوع قتل من در اداره چگونه احتمال دادم که مقتول همان م. ن. است چون روز قبل یعنی جمعه من به اتفاق مادر م. با آب میوه و مقداری رانی به درب کانون مراجعه کردیم یکی از بچه‌های کانون گفت مدتی است به اینجا نیامده و یکی از کارمندان همان کانون زنگ می‌زد و دنبال وی می‌گشت که باعث دلشوره مادرش و من شده بود آمدم و مادرش را به منزل رساندم و رفتم خانه و اظهارات مادر مقتول به پیشنهاد قتل دامادش م. ج. گفته قبول ندارم کاملاً‌ کذب است و توضیحاتی داده است(صفحه 131 الی 133)از م. م. س. نیز تحقیق شده است او گفته هیچ قراری با مقتول نداشته‌اند و اظهارات خانواده مقتول را کذب دانسته است.(صفحه 134 و 135) . از آقای د. ر. هم تحقیق شده است گفته ... روز جمعه بعد از قتل که هنوز ظاهراً جسد کشف نشده بود خانم گ. الف.پ. به کانون آمدند دیدم ولی م. و. همراهش نبود و زن همسایه ایشان همسر آقای د. ( الف. ) نام خانم را نمی‌دانم آنجا آمد حتی خانم د. گفت به شوهرم نگو اینجا آمدم ناراحت می‌شود مادر مقتول از من سؤال کرد من گفتم چهارشنبه همراه برادرش رفته م