عدم تعیین تاریخ شروع حجر در حکم دادگاه
خلاصهٔ رأی
عدم تعیین تاریخ شروع حجر در حکم دادگاه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه
متن کامل
عدم تعیین تاریخ شروع حجر در حکم دادگاه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: عدم تعیین تاریخ شروع حجر در حکم دادگاه پیام: از آنجایی که حجر از تاریخ شروع علت آن اثرگذار است، تاریخ شروع آن می بایست به طور دقیق تعیین گردد. در غیراینصورت دادنامه صادره قابلیت ابرام ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309980308200552 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/06/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانمها م. و ط. و ف. و ع. شهرت همگی ه.ن. دادخواستی به طرفیت شعبه سرپرستی دادسرای یزد و خانم الف. ب. و ع. ه.ن. به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره 00480 - 93/6/2 شعبه 12 دادگاه عمومی یزد تقاضای نقض حکم محجوریت خوانده ردیف سوم تقدیم و اضافه نموده اند اینجانبان دادخواستی مبنی بر اجرای مفاد تقسیم نامه به شعبه اول دادگاه ا. ارائه دادیم با تحقیقات و استعلامات مکرر دادگاه ا. درمورخه های 93/2/21 و 93/3/21 اعلام عدم محجوریت نموده و از کارافتادگی ایشان گردید و رأی دادگاه بدوی به شماره 10043 صادر گردید به همین دلیل ع. جهت نقض این دادنامه اقدام به صدور حکم محجوریت کرده است در صورتیکه قریب به 55 سال سن دارد و دو فرزند را تربیت و معاملات متعددی انجام داده است آیا یک شخص حقیقی تا دو ماه قبل می تواند امضاء و اثر انگشت و معاملات وی نافذ باشد (55 سال )و ظرف دو ماه و صدور حکم حجر تمامی معاملات وی غیر نافذ باشد که چنین کاری باعث هرج و مرج می گردد از مقام محترم قضائی درخواست نقض حکم حجر ع. را برابر مدارک پیوستی خواستارم لازم به ذکر است تاریخ اطلاع و روئیت حکم حجر 93/6/31 می باشد ضمناً خوانده ردیف سوم اقدام به اخذ وام از بانک ا. حدود سال 86 - 85 نموده که خود فعالیت اقتصادی محسوب می گردد پرونده به شعبه دوازدهم دادگاه عمومی یزد ارجاع شده دادگاه طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده خواهانها و همچنین خانم الف. ب.و وکیل ایشان آقای س. د. ف. در دادگاه حاضر گردیده خانم ط. ه.ن. اظهار داشته به رأی صادره درخصوص حکم حجر اعتراض دارم به این توضیح که اینها هدفشان ابطال تقسیم نامه ایست که داریم به همین جهت حکم حجر گرفته خانم ع. خواهر من است فعالیت اجتماعی دارد در انتخابات شرکت کرده از بانک ملی وام دریافت کرده از حساب بازنشستگی شوهرش خود ایشان یک باغ در ا. داشت که چند سال پیش فروخته و یک معاوضه با خود من داشته و یک تقسیم نامه دیگر بابت مغازه و خانه قدیمی هست که همین خانم الف. ب. که دختر ایشان هست همراهشان بودند و آن تقسیم نامه انجام شد و ع. هم امضاء کرد ایشان به راحتی زندگی خود را اداره می کند دو فرزند زائیده و بزرگ کرده و اگر ایشان محجور است چرا پزشکی قانونی ا. اول گفتند که از کار افتاده است و نیاز به قیم ندارد سایر معترضین ثالث اظهارات فوق را تأیید کرده اند وکیل خواندگان دعوی مذکور اظهار داشته کسی جز محجور و دایره سرپرستی و فرزند محجور حق اعتراض ندارد و این خانم از بدو تولد محجور بوده و دلائل معترضین را رد می کنم در همین تقسیم اخیر یک باب مغازه تجاری را این چهار خواهر برداشتند و یک خرابه ایکه پشت آن بوده به خانم ع. داده اند که من متوجه حجر مشارالیها شدم و حکم حجر گرفتم خانم الف. اظهار داشت در مورد شرکت در انتخابات برای اینکه رأی زیاد شود مادر را می بردیم بعلاوه در دادخواستی که در دادگاه ا. داده اند خودشان اعلام کرده اند که یکی از خواهرهای ما محجور است و به نماز جماعت ، خودمان مادرمان را می بردیم پدربزرگ و مادر بزرگمان تربیت ما را بعهده گرفته بودند خانم ع. نیز اظهار داشته اینکه می گویند حق ما ضایع شده ما نمی گذاریم حق آنها ضایع شود ولی ایشان باید ما را اذیت نکند ضمناً ما حق او را ضایع نکرده ایم کارشناس آمد و قیمت گذاری کرد سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طبق دادنامه شماره 00922 - 93/8/27 اجمالاً چنین رأی داده درخصوص دعوی خواهانها به طرفیت خواندگان الف. ب. فرزند ب. با وکالت آقای س. د. ع. ه.ن. و دایره سرپرستی دادسرای یزد به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره 00480 - 93/6/2 و نقض حکم محجوریت خوانده ردیف دوم با توجه به مجموع اوراق پرونده و اینکه معترضین هیچ دلیلی که مثبت ادعای خود درخصوص محجور نبودن خانم ع. ه.ن. باشد به دادگاه ارائه ننموده اند و مفاد استشهادیه ابرازی آنان وافی به مقصود نبوده و تنها مفید این معناست که خانم ع. ه.ن. قادر به انجام امورات و کارهای شخصی و زایمان فرزندان و شرکت در مسجد و انتخابات بوده درحالیکه انجام چنین اموری ( در صورت فرض و صحت ) نافی عدم سفاهت نامبرده نمی باشد و بعلاوه اینکه مصاحبه به عمل آمده با محجور به شرح صورتجلسه 93/6/2 دادگاه بیانگر عقب ماندگی ذهنی نامبرده بوده و نظریه پزشکی قانونی به شماره... 93/2/23 مؤید سفاهت وی می باشد و از طرفی حسب دفاعیات وکیل خانم الف. ب. ( قیم محجور ) و ارائه فتوکپی مصدق دادخواست تقدیمی معترضین به دادگاه حقوقی شهرستان ابرکوه نامبردگان اقرار و اعتراف به محجوریت خانم ع. ه.ن. نموده اند لذا دادگاه با عنایت به مراتب فوق الذکر من حیث المجموع اعتراض معترضین را غیروارد تشخیص و با اخذ نظر قاضی محترم مشاور باستناد ماده 1257 قانون مدنی ضمن رد اعتراض معترضین حکم به بطلان دعوی خواهانها صادر و اعلام می گردد رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است خانمها ط. و ع. و ف. و م. ه.ن. از رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده اند پرونده به شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد ارجاع شده عمده اعتراض در این مرحله این بوده که اقداماتی از ناحیه بانو ع. انجام گرفته مانند اخذ وام و انجام معامله و تقسیم نامه اموال بجا مانده از ناحیه مورث که دلالت بر سلامت روان مشارالیها دارد در نتیجه دادگاه مذکور مجدداً وی را به پزشک قانونی معرفی نموده که متخصصین امر نظریه خود را درخصوص وضعیت روحی و اینکه نامبرده قادر به انجام تملیک و تملک و تعهدات مالی می باشد یا خیر اعلام نمایند نظریه کمیسیون مبتنی بر این امر است که با توجه به عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط نامبرده و نداشتن ارتباط اجتماعی متناسب نامبرده توانایی انجام امور مالی خود را به تنهائی ندارد و قادر به اداره امور مالی خود نمی باشد مالاً دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طبق دادنامه شماره 00131 - 93/12/23 اعلام داشته با توجه به نظریه پزشکی قانونی و با توجه به عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط نامبرده و نداشتن ارتباط اجتماعی مناسب نامبرده توانائی انجام امور مالی خود را به تنهائی ندارد و قادر به اداره امور مالی خود نمی باشد علیهذا با توجه به مراتب از طرف تجدیدنظرخواهان اعتراض موجه و مدللی که موجبات گسیختن دادنامه پیش گفته گردد بعمل نیامده لذا دادگاه باستناد قسمت ذیل ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید رأی صادره قابل فرجامخواهی ظرف بیست روز پس از ابلاغ در دیوانعالی کشور است خانمها ط. و ف. و ع. و م. ه.ن. از رأی صادره درخواست رسیدگی فرجامی را نموده اند که پس از تبادل لوایح پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفته.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از بررسی اوراق پرونده و قرائت گزارش تنظیمی مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور با ملاحظه دادنامه فرجامخواسته و مبانی صدور آن و محتویات پرونده اعتراضات فرجامخواهان نسبت به دادنامه شماره 00131 - 93/12/23 شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد وارد و دادنامه معترض عنه واجد ایراد است زیرا اداره کل پزشکی قانونی یزد در اظهارنظر اولیه خود به شماره...- 93/2/8 اختلال روانی که منافات با مسئولیت پذیری داشته باشد را در خانم ع. ه.ن. احراز نکرده متذکر شده بلحاظ افت شنوائی هر دو گوش و به تبع آن اختلال در برقراری ارتباط لازم است در امور مالی امینی داشته باشد در نظریه شماره... -93/2/15 نیز اعلام نموده نامبرده ( خانم ع. ه.ن. ) قادر به اداره امور مالی خویش به طور مستقل نمی باشد متعاقب نظرات فوق در اظهارنظر شماره... - 93/5/25 متذکر شده با توجه به عقب ماندگی ذهنی در حد خفیف تا متوسط نامبرده سفیه محسوب می گردد و به دلیل افت شنوائی هر دو گوش و عقب ماندگی ذهنی و عدم امکان برقراری ارتباط در مجموع از کار افتاده جسمی محسوب میگردد و کمیسیون پزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان یزد در نظریه شماره...- 93/2/17 پاسخ داده بعلت عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط و نداشتن ارتباط اجتماعی مناسب نامبرده توانائی امور مالی خود را به تنهائی ندارد و قادر به اداره امور مالی خود نمی باشد که صرف نظر از اینکه نظرات مرقوم خصوصاً اظهار نظر کمیسیون پزشکی که متعاقب نظرات اداره پزشکی قانونی یزد و در مرحله تجدیدنظر اعلام شده مجموعاً دلالتی بر حجر خانم ع. ه.ن. ندارد به فرض احراز حجر مشارالیها تاریخ شروع حجر تعیین نشده چه در گواهی شماره... 93/2/8 اداره پزشکی قانونی یزد قید شده نامبرده دچار افت شنوائی هر دو گوش ( متصل به زمان صغر ) می باشد که شعبه دوازدهم دادگاه عمومی یزد علیرغم تصریح مذکور و بدون توجه به اظهار نظر فوق الذکر افت شنوائی متصل به زمان صغررا تاریخ شروع حجر تشخیص و در دادنامه شماره 00480-93/6/2 شروع حجر را از زمان صغر به بعد تعیین کرده و مرجع تجدیدنظر یزد نیز درو مقام تأیید آن برآمده بنا به مراتب چون اثر حجر از تاریخ وجود علت حجر مترتب می شود و تاریخ شروع حجر بشرحی که مذکور افتاد تعیین نگردیده دادنامه فرجامخواسته مخدوش تشخیص و مستنداً به بند 2 و 3 و قسمت آخر بند 5 ماده 371 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض می شود و رسیدگی به استناد بند ج ماده 401 قانون مرقوم به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان یزد ارجاع می گردد. شعبه 25 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار رحمت الله سعیدی - حسن نقیب الحسینی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است