عدم اخذ آخرین دفاع از متهم

خلاصهٔ رأی

پیام: عدم اخذ آخرین دفاع از متهم در جلسه رسیدگی،موجب نقض رای در دیوان عالی کشور است.

متن کامل

عدم اخذ آخرین دفاع از متهم Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: عدم اخذ آخرین دفاع از متهم پیام: عدم اخذ آخرین دفاع از متهم در جلسه رسیدگی،موجب نقض رای در دیوان عالی کشور است. مستندات: ماده 399 قانون آیین دادرسی کیفری - شماره دادنامه قطعی : 9409970910500216 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/06/03 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده 1- ع. ش. ، 32 ساله ، به اتهام قتل عمدی مرحوم ج. ش. و حمل و نگهداری یک قبضه سلاح کلاشینکف 2- م. ش. ، 33 ساله به اتهام معاونت در قتل عمدی و حمل و نگهداری یک قبضه سلاح کلاشینکف در تاریخ ۱۳۸1/7/3 در شهرستان ر. تحت تعقیب واقع شده‌اند . بدین شرح که گزارش شده است (ص 2) مرحوم در حالی که بر ترک موتور شخصی به نام م. ش. سوار بوده است از سوی دو نفر که صورت خود را پوشانده بودند مورد تیراندازی واقع که پس از اعزام به بیمارستان فوت نموده است. اولیاء دم متوفی با اعلام شکایت که پرونده در دادگاه عمومی ( شعبه 101جزائی ) مطرح شده است درخواست رسیدگی و قصاص نموده‌اند .(ص 70، 102 ، 180، 228) نظریه پزشکی قانونی اخذ و ضمیمه شده است که دلالت دارد خروجی گلوله در ناحیه خلف تنه در زیر استخوان کتف مشهود است و علت مرگ اصابت گلوله به قفسه صدری و عوارض ناشی از آن تعیین شده است .(ص 135) 1- متهم ع. ش. در تحقیقات اولیه اظهار داشته است : من قتل را قبول ندارم ، قاتل شخصی به نام م. ش. می‌باشد . وی دنبال من آمد تا به مادرم سر بزنیم که در بین راه متوجه شدم اسلحه در پتو دارد و گفت می‌خواهم یکی از خانواده ج. ش. را بکشم و به من گفت اگر نیایی تو را می‌کشم که من رفتم که در بین راه ج. ش. را دیدم که م. به طرف وی تیراندازی کرد و من راننده بودم .(ص 58) من اتهام را قبول ندارم کسی را نکشته‌ام .(ص 70) اظهارات گواهان را قبول ندارم و شهود در صحنه نبودند م. ج. را تیر کرد و شهود نسبت فامیلی با اولیاء دم دارند.( ص113) در قبال سوال دادگاه در خصوص اظهاراتش در سی دی ، اظهار نموده است ، من نگفتم کسی را کشتم و اگر هم حرفی زده باشم با شکنجه اقرار گرفتند .(ص 151) در ادامه تحقیقات اظهار داشته است ؛ م. به من گفت پسر ج. به نام غ. مادرم را چاقو زده ، گفتم بیا برویم و پسر ج. را بزنیم ، اسلحه کلاش خودش را برداشت و من هم رفتم اسلحه کلاش که مال ک. بود را برداشتم و منزل ج. آمدیم کسی نبود رفتیم باغ م. سه الی چهار تیر به سمت برادر زاده ج. زد تا اینجا من راننده بودم و بعد م. راننده شد و من ترک نشین بودم زمانی که برمی‌گشتیم موتوری نزدیک شد که راننده م. و ترک نشین هم ج. می‌باشد با موتور بغل جاده پارک کردیم ، م. اشاره کرد توقف کردند من یک تیر به ج. شلیک کردم و فرار کردیم .(ص 173) و ایشان به من گفت تیر بزن من قتل مرتکب شدم .(ص 182) در دفاع از اتهام حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز نیز اظهار دشته است : اسلحه متعلق به ک.ش. بود که در درگیری با مخالفین کشته شد و چند روز بعد اسلحه را از من گرفتند. (ص 204) و در جلسه‌ای که با حضور وکیل تسخیری وی تشکیل شده است نیز تقاضای عفو نموده است .(ص 2280) 2- متهم م. ش. که در تاریخ ۱۳۹3/8/20 دستگیر شده است (ص 162) . اظهار داشته است : من با ع. پسرخانه‌ام با هم بودیم من راننده بودم و اسلحه داشتم و ع. نیز اسلحه داشت در برگشت از منزل ج. را مشاهده کردیم من ( به ) او لگد زدم که چرا بچه‌هایت مادرم را کتک زدند در همین حین ع. با اسلحه به مقتول شلیک کرد و من حدود چهار پنج سال در ر. هستم .(ص 165) در دفاع از اتهام معاونت در قتل عمدی اظهار داشته است : اسلحه‌هایمان را به خاطر اینکه اسلحه من چینی بود عوض کردیم و اسلحه ر. ع. را که سبک‌تر بود من در گردن انداختم و من به ج. گفتم چرا پسرت مادرم را چاقو زده است که یک مرتبه صدای تیر آمد و از کتفش خون بیرون می‌آمد .(ص 181 ) در دفاع از اتهام حمل و نگهداری اسلحه کلاش و فروش آن نیز اظهار داشته است قبول دارم با همین اسلحه مقتول به قتل رسید (ص 204) و در جلسه دادگاه در حضور وکیل تسخیری نیز طلب بخشش نموده است .(ص 228) گواه ک. روان اظهار نموده است : در باغ پدرم در حال کار بودم که ع. و م. با موتور از مقابل باغ عبور کردند و م. اسلحه به گردنش بود و ع. پشت سوار بود. (ص 111) ز.د. گواهی داده است : آقای ر. ترک م. سوار بود و یک کیلومتر دور شدند صدای تیر شنیدم .(ص 112) م. ش. راکب موتور سیکلتی که مرحوم بر ترک آن سوار بوده است اظهار داشته است : ج. آمد گفت مرا به منزل برسان . وی را سوار موتور کردم در مسیر یک موتور سیکلت جلوی مرا گرفت دو نفر بودند و هر دو مسلح بودند صورتشان پیچیده شده بود و من آنها را نشناختم و راننده آمد سیلی به ج. زد و کسی که پشت سر بود تیر را به ج. زد .(ص 120) ع. ر. ش. اظهار داشته سر طایفه ش. می‌باشم و در زمان قتل حضور نداشتم اما از طرف متهم آمدند رضایت بگیرند شکات گفتند اگر مشخص شود چه کسی تیر زده است صلح می‌کنیم .(صورت‌جلسه صلح مشروط ضمیه پرونده است .ص7 ) زمانی که تعدادی بزرگان را نزد متهمان فرستادم آنها اظهار داشتند که م. به ع. گفت تیر را شلیک کن و وی هم از پشت سر یک تیر شلیک کرد.(ص 149) سی دی اظهارات متهم ع. پیاده و صورت‌جلسه شده است .(ص 174) بین متهمان مواجهه حضوری به عمل آمده است (ص 184) و بازسازی صحنه صورت پذیرفته است .(ص 198) شکات گواهی انحصار وراثت را ارائه نموده‌اند .(ص 205) و پس از تعیین وکیل تسخیری برای متهمان دادگاه تشکیل جلسه داده و با حضور اولیاء دم متوفی و متهمان و وکیل آنان و پس از استماع اظهارات آنان و بدون اخذ آخرین دفاع (ص 228) با اعلام ختم دادرسی مبادرت به انشاء رأی نموده است و در خصوص اتهام آقای ع. ش. دایر به قتل عمدی مرحوم ج. ش. با احراز اتهام به استناد بند الف ماده 290 و مواد 301، 161، 164، 172، 351 و 381 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 حکم به محکومیت وی به قصاص نفس با چوبه دار صادر و در خصوص اتهام حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز وی به استناد بند پ ماده 105 همین قانون و مشمول مرور زمان قرار موقوفی تعقیب صادر نموده است و در خصوص اتهام معاونت در قتل عمدی متهم م. ش. نیز با احراز اتهام به استناد بند الف ماده 127 قانون مجازات اسلامی مصوب92 وی را به تحمل ده سال و یک روز حبس محکوم و در خصوص بزه حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز کلاشینکف به استناد ماده 6 و بند پ ماده 18 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح غیر مجاز مصوب 90 و رعایت ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 حکم به محکومیت وی به تحمل دو سال حبس و ضبط سلاح مکشوفه صادر نموده است که پس از ابلاغ رأی وکیل تسخیری محکوم‌علیهما در موعد مقرر نسبت به آن اعتراض نموده و پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده ا ست . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرائت گزارش آقای مرتضوی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تقاضای نقض دادنامه را دارم . در خصوص دادنامه شماره 0011 فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی آقای وکیل محکوم‌علیهما در خصوص محکومیت آنان به اتهام قتل عمدی و معاونت در آن و نیز حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز وارد است زیرا دادگاه به تکلیف مقرر در ماده 193 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1378 ( ماده 399 آئین دادسی کیفری مصوب 1392) در اخذ آخرین دفاعیات متهمان که در زمان رسیدگی حاکم بر قضیه بوده با وصف حضور متهمان و وکیل تسخیری آنان در جلسه دادگاه عمل نکرده است لهذا به استناد بند ب ماده 469 و ماده 470 قانون آئین دادرسی کیفری با نقض دادنامه صادره رسیدگی به آن به شعبه دیگر دادگاه کیفری استان سیستان و بلوچستان ارجاع می‌گردد . رئیس و عضو معاون شعبه 32 دیوان عالی کشور رضا فرج اللهی - عبدالحمید مرتضوی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است