طرح دعوی در محل شعب صندوق تامین خسارتهای بدنی
خلاصهٔ رأی
پیام: در اختلاف مربوط به نوع نکاح واقع شده در سال 1358، از آنجا که در عرف جامعه ایران در آن سال، ازدواج موقت هنوز معمول نبوده و عمل پنسدیده و مقبولی محسوب نمی شده و کمتر زنی حاضر بوده با نکاح موقت به همسری مردی درآید، این امر قرینهای بر صحت ادعای مدعی دوام عقد است.
متن کامل
طرح دعوی در محل شعب صندوق تامین خسارتهای بدنی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: طرح دعوی در محل شعب صندوق تامین خسارتهای بدنی پیام: در اختلاف مربوط به نوع نکاح واقع شده در سال 1358، از آنجا که در عرف جامعه ایران در آن سال، ازدواج موقت هنوز معمول نبوده و عمل پنسدیده و مقبولی محسوب نمی شده و کمتر زنی حاضر بوده با نکاح موقت به همسری مردی درآید، این امر قرینهای بر صحت ادعای مدعی دوام عقد است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409987596200045 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/31 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 94/1/15 آقای م. گ.ر. بطرفیت بانوان م. و ت. گ.ر. و ف. ص.ن. و اداره سرپرستی دادسرای مشهد دادخواستی بخواسته اثبات رابطه زوجیت دائم تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که اینجانب در سال1358 در حرم مطهر امام رضا (ع) بصورت عادی مرحوم م. ص.ن. (مورث خواندگان ردیف اول و دوم) را به عقد نکاح دائم خود با مهریه بیست هزار تومان درآوردم و اصل عقدنامه در اختیار خوانده ردیف سوم می باشد که از ارائه آن استنکاف می نماید. مدت بیست سال با نامبرده در منزلی واقع درخیابان امام رضا 37 سکونت داشتیم و پس از آن به محل سکونت کنونی خود نقل مکان کردیم و تا زمان فوت وی در تاریخ 1390/5/30 در مکان اخیرالذکر زندگی کردیم که استشهادیه پیوست موید این مطلب است و حاصل این ازدواج و زندگی 32 ساله دو فرزند بنامهای م. و ت. خواندگان ردیف اول و دوم بوده که فقط نام خوانده ردیف دوم در شناسنامه اینجانب درج شده است. خوانده ردیف سوم پس از فوت همسرم، در تاریخ 1390/12/17 درخواستی تحت عنوان اثبات حجر و نصب قیم برای خواندگان ردیف اول و دوم به اداره سرپرستی (خوانده ردیف چهارم) تقدیم نموده که این درخواست در شعبه اول اداره سرپرستی مشهد تحت پرونده های کلاسه 910073و 910074 ثبت گردیده و پس از اثبات حجر خواندگان ردیف اول و دوم بدلیل سفاهت توسط شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی مشهد بخاطر وجود ولی قهری تقاضای قیمومت خوانده ردیف سوم رد شده و سمت امین منضم به ولی قهری برای نامبرده تعیین شده است و علت آن هم ادعای واهی خوانده ردیف سوم بر عدم صلاحیت اینجانب بوده است لذا با توجه به مراتب اشعاری و استشهادیه پیوست و احکام صادره تحت عنوان امین منضم به ولی قهری برای خوانده ردیف سوم که همگی حکایت از وجود رابطه زوجیت دائم فیمابین اینجانب و مرحوم مریم ص.ن. دارد ضمن ملاحظه پرونده های فوق الذکر در اداره سرپرستی که در آن بارها اینجانب بعنوان ولی قهری خواندگان ردیف اول و دوم دعوت شده ام و تحقیق محلی و عنداللزوم شهادت شهود تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اثبات رابطه زوجیت دائم فیمابین اینجانب و مرحوم مریم ص.ن. بانضمام محکومیت خوانده ردیف سوم به پرداخت کلیه خسارات دادرسی را دارم. دادخواست مطروحه در شعبه دوم دادگاه حقوقی مشهد ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. آقای ع. ح. وکیل پایه یک دادگستری با ارائه وکالتنامه خود را بعنوان وکیل خانمها م. و ت. گ.ر. که توسط خانم ف. ص.ن. بعنوان امین منضم به ولی قهری نامبردگان اعلام وکالت نموده است و هم چنین اصالتاً از طرف خانم ف. ص.ن. هم اعلام وکالت کرده است. بموجب دادنامه شماره 927 مورخ 74/7/5 دادگاه عمومی مشهد حکم به حجر خانم م. ص.ن. صادر شده و آقای ر. ص.ن. بموجب قیم نامه پیوست پرونده در تاریخ 80/8/23 بسمت قیم نامبرده منصوب گردیده است. جلسه اول دادرسی بتاریخ 94/2/9 با حضور خواهان و وکیل خواندگان ردیف اول تا سوم و نیز خوانده ردیف سوم تشکیل گردید. خواهان با تقدیم لایحه ای توضیحات خود را که همان مطالب مطروحه در دادخواست بوده تکرار نموده است در این جلسه خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است وکیل خواندگان اظهار داشت عقد نکاح مورد ادعای خواهان عقد موقت بوده و ادعای او بهیچ عنوان مورد قبول نمی باشد. نامبرده ادعا دارد که عقد او سال 1358 انجام یافته است ولی مدرکی در این خصوص ارائه نداده اند ضمن اینکه خانم م. ص.ن. درسال90 فوت نموده و در این مدت چه قبل از فوت و چه بعد از فوت مرحومه مذکور تاکنون ادعای زوجیت دائم مطرح نبوده است. ایراد شکلی بر طرح دادخواست خواهان مشهود است آنهم اقامه دعوی مستقیماً بر علیه محجورین در حالیکه خانم ف. ص.ن. صرفاً می بایست طرف دعوی قرار گیرد که بدین لحاظ قیدی از خانم ف. ص.ن. بعنوان امین منضم به ولی قهری از طرف محجورین وجود ندارد و خانم ص. مستقلاً مورد دعوی قرار گرفته و از طرف دیگر مرحومه م. ص.ن. در قید حیات نیستند که نسبت به ادعای وارده اظهار نظر نمایند ضمن اینکه نامبرده طی دادنامه صادره پیوست پرونده خود محجور بوده و دارای قیم ابتدا مادر ایشان و سپس برادرش و بعد از آن موکل با این وصف محجوریت ایشان طی دادنامه صادره ثابت و محرز است بنابراین تنها کسی که می تواند در این خصوص اظهار نظر نماید قیم مرحومه می باشد که ایشان نیز عقد موقت را مبنای ازدواج می داند و از طرف دیگر با فروض مختلف مواجه هستیم زیرا اگر بر اساس ادعای خواهان عقد دائم بوده اجازه ولی کجاست و بر اساس محجوریت پس اگر عقدی واقع شده باشد باز هم باید بر اساس اطلاعات و تأیید قیم باشد ضمن اینکه هرگونه عقدی از طرف محجور که ازنظر روانی بیمار بوده و در برگه تشخیص پزشکی قانونی زیر 12 سال برای وی درک عقلی را تشخیص داده است کلاً هر گونه عقدی باطل است (مستفاد از ماده 1213 قانون مدنی) و از طرف دیگر شهودی از طرف موکل وجود دارد که میتوانند در قبال شهادت شهود خواهان و بعنوان شهود معارض شهادت آنان را بی اثر نماید و در خصوص عقد موقت مرحومه مریم ص.ن. با خواهان شهادت دهند لذا رد ادعای خواهان مورد استدعاست. سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 271 مورخ 94/2/23 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی و توضیحات بعدی ایشان و مدافعات وکیل خواندگان با استدلال اینکه اصل نکاح و ازدواج ثابت است و مورد پذیرش فرزندان نیز می باشد و دلیلی بر انقطاعی بودن عقد ارائه نشده است و اصل بر دوام ازدواج می باشد از یکطرف و وجود سابقه طولانی ازدواج و زندگی 32 ساله و اینکه این ازدواج در سال58 واقع گردیده و حکم حجر مرحومه مریم ص.ن. در سال74 صادر گردیده است لذا دفاعیات وکیل خواندگان مسموع نبوده و دفاع ایشان دایر بر موقت و مدت دار بودن عقد نکاح با توجه به عدم ارائه مدرک آن به اثبات نمیرسد لذا حکم بر اثبات رابطه زوجیت دائم آقای م. گ.ر. با بانو مرحومه م. ص.ن. با مهریه بیست هزار تومان در سال58 و محکومیت خوانده ردیف سوم به پرداخت خسارت دادرسی در حق خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رأی صادره وکیل خواندگان با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مزبور تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی بموضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 931-94 مورخ 1394/5/31 با استدلال اینکه م. گ.ر. و ت. گ.ر. محجور هستند و بطرفیت محجورین نمیشود طرح دعوا کرد و در مورد ف. ص.ن. نیز سمت ندارد که طرف دعوا قرار گیرد و هم چنین دفاعیات وکیل خواندگان نیز صحیح نمی باشد و نمی تواند از طرف محجورین دفاع نماید و محجور نمی تواند وکیل انتخاب کند و علاوه در دعوای بر میت اتیان سوگند لازم است که انجام نشده است لذا دادنامه معترض عنه را دارای اشکال و قابل نقض تشخیص و باستناد مواد 358 . 59 و 84 بند 5 ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادره قرار رد دعوی خواهان بدوی را صادر نموده است. دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 94/6/10 به تجدیدنظر خوانده ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 94/6/29 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن بوکیل فرجامخواندگان بنحو واقعی ابلاغ شد ولی لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی بهنگام شور قرائت میگردد. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد رأی شعبه فرجامخواهی آقای م. گ.ر. نسبت به دادنامه شماره 931-94 مورخ 1394/5/31 شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که بموجب آن ضمن نقض دادنامه بدوی قرار رد دعوی فرجامخواه (خواهان بدوی) بخواسته صدور حکم بر اثبات رابطه زوجیت دائم بین ایشان و مرحومه مریم ص.ن. صادر گردیده مآلاً وارد و دادنامه فرجامخواسته واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض می باشد زیرا آنچه از مندرجات دادخواست نخستین و توضیحات بعدی خواهان (فرجامخواه) و وکیل خواندگان در جلسه دادرسی و لایحه تقدیمی و اظهارات وکیل خواندگان در جلسه دادرسی و نیز مدارک و مستندات پیوست پرونده مستفاد میگردد این است که خواهان بدوی (فرجامخواه) خود ولی قهری خواندگان ردیف اول و دوم که محجور اعلام شده اند بوده و خانم ف. ص.ن. (خوانده ردیف سوم) هم امین منضم به ولی قهری محجورین مذکور می باشد و خواهان بدوی بشرح دادخواست تقدیمی بادعای اینکه زوجیت فیمابین ایشان و مرحومه مریم ص.ن. (مورث خواندگان محجور ردیف اول و دوم) نکاح دائم بوده لذا صدور حکم به اثبات نکاح دائم فیمابین را درخواست نموده و قانوناً هم این دعوی بجهت فوت زوجه میبایستی بطرفیت وراث ایشان که همان خواندگان ردیف اول و دوم بوده اقامه گردد و چون ولی قهری محجورین یاد شده در این دعوی خود مدعی آنان محسوب بوده و قانوناً عاجز از دفاع از جانب خواندگان محجور بوده و نمی تواند از جانب محجورین در قبال دعوی مطروحه از حقوق آنان دفاع نماید لذا این وظیفه قانونی بعهده امین منضم به ولی قهری بوده که بجهت عجز قانونی ولی قهری از دفاع از حقوق محجورین بعنوان نماینده قانونی او نسبت به دفاع از حقوق قانونی محجورین اقدام نماید و بعلاوه حسب مفاد مواد 1184 قانون مدنی و 104 و 123 قانون امور حسبی امین منضم به ولی قهری بمنزله وکیل قانونی ولی قهری محسوب بوده و احکام وکالت نسبت به او جاری می باشد و طبق ماده 31 قانون آئین دادرسی مدنی در دعوی در راستای وظیفه قانونی خود در قبال خواندگان محجور می تواند بعنوان نماینده قانونی ولی قهری عاجز از دفاع از حقوق مجورین بجای او برای خواندگان محجور جهت دفاع از حقوق آنان وکیل انتخاب نماید بنابراین چون خواهان بدوی (فرجامخواه) دعوی خود را بطرفیت خواندگان محجور و نماینده قانونی آنان که قانوناً حق دفاع از حقوق آنان را در این دعوی بعهده داشته اقامه نموده لذا دعوی مطروحه بطور صحیح و مطابق موازین قانونی اقامه گردیده و قانوناً قابلیت پذیرش و رسیدگی در ماهیت را داشته است و از حیث شکلی ایراد و اشکالی بر دعوی مطروحه وارد نمی باشد از این رو استنباط و تشخیص دادگاه که دعوی مطروحه را باستدلال منعکس در دادنامه فرجامخواسته و جهات معنونه واجد ایراد شکلی و مآلاً غیر قابل استماع دانسته بشرح استدلال پیش گفته با موازین قانونی انطباق نداشته و بدین لحاظ دادنامه فرجامخواسته بلحاظ مغایرت آن با اصول و قواعد آئین دادرسی مخدوش بوده مستنداً به بندهای 2و3 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده قرارمنقوض ارجاع میگردد تا وفق مقررات بماهیت دعوی مطروحه رسیدگی و نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: مسعود کریمپور نطنزی عضو معاون: جعفر پور بدخشان شماره پرونده : 9409987596200045 شماره دادنامه : 9509970906800168 شعبه : شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/03/31-12:30 قاضی : مسعود کریم پور نطنزی قاضی : حسن عباسیان قاضی : جعفر پوربدخشان خلاصه جریان پرونده دادنامه شماره 660 ـ 94 مورخ 1394/9/25 این شعبه دیوان مشعر بر نقض دادنامه شماره 931 ـ 94 مورخ 1394/5/31 شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به تفصیل منعکس گردیده که از تکرار تفصیلی آن صرفنظر میگردد خلاصه اینکه در تاریخ 94/1/15 آقای م. گلشنی راد دادخواستی بخواسته اثبات رابطه زوجیت دائم فیمابین او و مرحوم مریم ص.ن. بطرفیت بانوان م. و ت. گلشنی را ف. ص.ن. و اداره سرپرستی دادسرای مشهد تقدیم و توضیح داده که اینجانب در سال 1358 در حرم مطهر امام رضا بصورت عادی مرحومه مریم ص.ن. مورث خواندگان ردیف اول و دوم را به عقد نکاح دائم خود با مهریه بیست هزار تومان درآوردم و اصل عقدنامه در اختیار خوانده ردیف سوم می باشد که از ارائه آن خودداری مینماید و با مرحومه تا تاریخ 1390/5/30 زندگی کردیم و استشهادیه محلی پیوست موید این مطلب است و حاصل این ازدواج دو فرزند، خواندگان ردیف اول و دوم بوده و فقط نام خوانده ردیف دوم در شناسنامه اینجانب درج شده است. خوانده ردیف سوم پس از فوت همسرم در تاریخ 1390/12/17 درخواستی تحت عنوان اثبات حجر و نصب قیم برای خواندگان ردیف اول و دوم به اداره سرپرستی (خوانده ردیف چهارم) تقدیم نموده که این درخواست در شعبه اول اداره سرپرستی مشهد تحت کلاسه 910073 و 910074 ثبت گردید و پس از اثبات حجر خواندگان ردیف اول و دوم بدلیل سفاهت توسط شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد بخاطر وجود ولی قهری تقاضای قیومت خوانده ردیف سوم رد شده و سمت امین منضم به ولی قهری برای نامبرده تعیین شده است لذا با توجه به مراتب اشعاری و استشهادیه پیوست و احکام صادره تحت عنوان امین منضم به ولی قهری برای خوانده ردیف سوم که همگی حکایت از وجود رابط