طرح دعوای تخلیه به طرفیت مدیرعامل شرکت
خلاصهٔ رأی
پیام: طرح توامان دعوی تخلیه به دلیل انتقال به غیر و تغییر شغل وجاهت قانونی ندارد؛ زیرا چنانچه مستاجر عین مستاجره را به غیر انتقال داده باشد دیگر نمی تواند تغییر شغل دهد و عین مستاجره از ید وی خارج گردیده است و طرح همزمان این دو دعوی به منزله تایید و تنفیذ ضمنی انتقال به غیر و تغیير شغل است.
متن کامل
طرح دعوای تخلیه به طرفیت مدیرعامل شرکت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: طرح دعوای تخلیه به طرفیت مدیرعامل شرکت پیام: چنانچه رابطه استیجاری میان خواهان و شرکت خوانده به عنوان مستاجر برقرار باشد، دعوی تخلیه به مدیرعامل شرکت خوانده که دارای رابطه قراردادی با خواهان نیست، توجهي نداشته و با قرار رد دعوی مواجه می شود. عنوان: طرح همزمان دعواي تخليه به دليل انتقال به غير و تغيير شغل پیام: طرح توامان دعوی تخلیه به دلیل انتقال به غیر و تغییر شغل وجاهت قانونی ندارد؛ زیرا چنانچه مستاجر عین مستاجره را به غیر انتقال داده باشد دیگر نمی تواند تغییر شغل دهد و عین مستاجره از ید وی خارج گردیده است و طرح همزمان این دو دعوی به منزله تایید و تنفیذ ضمنی انتقال به غیر و تغیير شغل است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309980229200052 تاریخ دادنامه قطعی : 1396/04/10 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی آقایان و خانم ها ع. ، ر. ، م. ، م. ، م. شهرت همگی ع.ن. و ص. چ. با وکالت آقای ح.الف. ح.خ. و خانم ک. م.ب. بطرفیت 1-شرکت با مسئولیت محدودالف به شماره ثبت 16189 ، 2- آقای ع.الف. الف. 3- مؤسسه م. و.خ.ك .ن. الف. ک. به شماره ثبت 21748 و 4- آقای الف. ک. بخواسته تخلیه آپارتمان موضوع سند رسمی اجاره شماره 7033- 1351/9/7 دفترخانه شماره 202 تهران به لحاظ تغییر شغل و انتقال بغیر با احتساب خسارات دادرسی بشرح متن دو فقره دادخواست تقدیمی و با این توضیح که وکلای خواهان بشرح دو فقره دادخواست تقدیمی که تواماً مورد رسیدگی واقع شده اظهار نموده اند مورث خواهان ها مرحوم م. ع.ن. محل موصوف را طی اجاره نامه 7033- 1351/9/7 دفترخانه 202 به آقایو.ع.ج و برای دفترکار شرکت الف اجاره می دهد و متعاقباً به استناد دادنامه شماره 1094- 1380/8/19 شعبه 106 دادگاه عمومی تهران و دادنامه شماره 1503- 1382/11/30 شعبه 28 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و دادنامه شماره 1303- 1384/11/5 شعبه 43 دادگاه عمومی حقوقی تهران و دادنامه شماره 104- 1388/2/23 شعبه 22 دادگاه عمومی حقوقی تهران شرکت الف مستاجر قانونی مورد اجاره موصوف شناخته شده لیکن مستاج برخلاف شرایط اجاره نامه قسمتی از محل مورد اجاره را تحت عنوان مؤسسه م.و.خ.ك.ن.الف .ك ک. با مدیریت عاملی آقای دکتر ک.ک و قسمت دیگر از مورد اجاره را بعنوان مطب مشاوره و درمان بیماریهای روانی توسط آقای دکتر الف. ک. مورد استناد قرار داده و قبلاً نیز مورد اجاره را به شرکت ساختمانی س.گ.ف انتقال داده بوده و یک بار هم با نصب قفسه از مورد اجاره بعنوان انبار ملزومات اداری استفاده کرده لذا عمل مستاجر از موارد بارز تغییر شغل و انتقال به غیر می باشد بنابراین تقاضای صدور حکم بشرح خواسته را دارد، نظر به محتویات پرونده و اظهارات طرفین اولاً: با توجه به اینکه حسب مدارک ابرازی رابطه استیجاری میان خواهانها و شرکت الف برقرار بوده و میان خواهانها با آقای ع.الف. الف. بعنوان مدیرعامل شرکت آرمی رابطه قراردادی وجود ندارد بنابراین دعاوی مطروحه توجهی به آقای ع.الف. الف. ندارد، لذا دادگاه با استناد به بند4 ماده 84 و ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی بطرفیت آقای ع.الف. الف. را صادر و اعلام می نماید. ثانیاً: نظر به اینکه حسب توضیحات طرفین و مدارک ابرازی و مفاد دادنامه های استنادی فوق الذکر وجود رابطه استیجاری نسبت به آپارتمان متنازع فیه میان خواهانها و شرکت الف و حاکمیت قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 میان طرفین محرز بوده و توجهاً به اینکه وکیل خواهانها بشرح صورت مجلس مورخ 1393/11/5 اولویت را برای تخلیه از جهت تغییر شغل اعلام نموده و از طرفی حسب نتایج حاصل شده از اجرای قرارهای معاینه محل و تحقیقات محلی، تغییر شغل به مؤسسه م. و خ. ک. ن و مطب روانپزشکی توسط خواندگان سوم و چهارم بدون مجوز خواهانها محرز می باشد، لذا با توجه به مراتب مذکور و اینکه دفاع موجهی از سوی خوانده ردیف اول (شرکت الف) بعمل نیامده و خواندگان سوم و چهارم نیز با وصف ابلاغ اخطاریه در محل ملک متنازع فیه (که مؤید فعالیت آنها در ملک اختلافی بوده) هیچ گونه ایراد و اعتراض یا دفاعی در قبال دعوی خواهانها و مستندات ایشان بعمل نیاورده اند، لذا دادگاه با احراز تغییر شغل بشرح فوق، دعوی خواهانها را وارد تشخیص و به استناد بند 7 ماده 14 و ماده 27 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 و مواد 198، 515 و 519 از قانون آیین دادرسی مدنی خواندگان اول، سوم و چهارم را به تخلیه آپارتمان موضوع اجاره نامه رسمی شماره 7033- 1351/9/7 دفترخانه شماره 202 تهران و پرداخت مبلغ 1935000 ریال بابت هزینه دادرسی و پرداخت حق الوکاله وکیل مطابق تعرفه قانونی در حق خواهانها محکوم می نماید و اما راجع به انتقال به غیر به خواندگان سوم و چهارم با توجه به اینکه تغییر شغل توسط خواندگان مذکور صورت گرفته و بنابراین خواهانها با طرح دعوی تغییر شغل بطور ضمنی انتقال مورد اجاره به خواندگان مذکور را تجویز نموده اند و از طرفی دلیلی مبنی بر استفاده بعنوان انبار و استفاده بعنوان فعالیت های آموزشی و دفتر ارایه نشده مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی و راجع به انتقال به شرکت س.گ.ف نیز به لحاظ اینکه شرکت مذکور طرف دعوی واقع نشده به استناد ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام می گردد. رأی صادره در قسمت محکومیت خواندگان، نسبت به شرکتالف حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران بوده و نسبت به خواندگان سوم و چهارم (موسسه م. و. خ. ک . ن. الف ک. و آقای الف. ک. غیابی و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه سپس ظرف مدت بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران بوده و در قسمت قرارهای رد و حکم بر بطلان نیز ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رییس شعبه 32 دادگاه عمومی حقوقی تهران- محمد عبدالهی نارنج بن رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظر خواهی آقای ح.الف. ح.خ. و خانم ک. معصوم بیگی به وکالت از آقای ع. ع.ن. و سایرین و شرکتالف با مسئولیت محدود به مدیریت آقای ع.الف. الف. ، هر دو تجدیدنظر خواهان بطرفیت یکدیگر و نسبت به دادنامه شماره 94000099مورخ94/2/27 صادره از شعبه 32 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر محکومیت شرکت تجدیدنظر خواه و موسسه م.و. خ. ک. و.ن به مدیریت آقای دکتر الف. ک. به تخلیه عین مستاجره بلحاظ تغییر شغل و دعوی تجدیدنظر خواهان ردیف اول را به خواسته تخلیه عین مستاجره بلحاظ انتقال به غیر و استفاده از عین مستاجره به عنوان انباری مورد پذیرش قرار نگرفته و حکم بر بطلان دعوی مشارالیهم صادر گردیده است و دعوی تجدیدنظر خواهان موصوف بطرفیت آقای ع.الف. الف. منتهی به صدور قرار رد گردیده است . دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده و اخذ اظهارات طرفین در جلسه دادرسی مورخ 96/3/21 این مرجع اولاً حسب قرار تحقیق و معاینه محل های انجام گرفته و نظریه کارشناسی اخذ شده حکایت از این دارد که عین مستاجره در ید و تصرف شرکت الف ( مستاجر اصلی ) می باشد و دلیلی دال بر اینکه بخشی از عین مستاجره به موسسه م.و.خ.و.ك.و.ن به مدیریت دکتر الف. ک. واگذار شده باشد ابراز نگردیده است ، از طرفی اقامه دعوی تخلیه بلحاظ انتقال به غیر و تغییر شغل همزمان وجاهت قانونی ندارد زیرا چنانچه مستاجر عین مستاجره را به غیر انتقال داده باشد دیگر نمی تواند تغییر شغل بدهد چون عین مستاجره از ید وی خارج گردیده است و بر فرض صحت ادعای انتقال به غیر تخلیه مستلزم پرداخت نصف حق کسب و پیشه به مستاجر است و طرح همزمان این دو دعوی بمنزله تایید وتنفیذ ضمنی انتقال به غیر و تغییر شغل می باشد در صورتی که بپذیریم انتقال به غیر تحقق پیدا کرده است و انتقال گیرنده به شغل جدیدی اشتغال دارد این امر به منزله تغییر شغل توسط مستاجر اصلی نیست و فقط انتقال به غیر جاری است در صورتی که در دادنامه معترض عنه حکم بر محکومیت مستاجر اصلی به تخلیه عین مستاجره بلحاظ تغییر شغل صادر شده است موجرین سابقاً دعوی بطرفیت اقای ع.الف. الف. بخواسته تخلیه عین مستاجره بلحاظ انتقال به غیر اقامه نموده اند که به موجب دادنامه شماره 208-79/2/28 حکم بر بطلان دعوی اصدار یافته است لهذا دادگاه تجدیدنظر خواهی شرکت الف را وارد دانسته و دادنامه معترض عنه در این قسم شایسته تایید نیست و مستندا" به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی وانقلاب ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته در قسمت حکم بر محکومیت شرکت موصوف به تخلیه عین مستاجره حکم بر بطلان خواهان های بدوی ( موجرین ) صادر و تجدیدنظر خواهی ، تجدیدنظر خواهان ردیف اول ( ع. ع.ن. و سایرین ) را بلا دلیل تشخیص داده و دادنامه معترض عنه در این قسمت برابر دلایل موجود در پرونده و موازین قانونی اصدار یافته و تجدیدنظر خواهان دلیلی دال بر نقض و بی اعتباری دادنامه موصوف ابراز نداشته و تجدیدنظر خواهی با هیچیک از شقوق احصایی ماده 348 قانون مارالذکر منطبق نیست و مستندا" به ماده 353 و 358 قانون مرقوم ضمن رد تجدیدنظر خواهی ، دادنامه تجدیدنظر خواسته در موارد مورد اعتراض عیناً تایید و استوار می گردد . این رای قطعی است. شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار سید سعید میرحسینی - احمد حق نظری فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است