ضمانت اجرای عدم رعایت تناسب در دفاع
خلاصهٔ رأی
پیام: در صورت احراز اصل دفاع، عدم رعایت تناسب در دفاع با خطر ایجادشده، موجب محکومیت متهم به تعزیر و پرداخت دیه است.
متن کامل
ضمانت اجرای عدم رعایت تناسب در دفاع Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ضمانت اجرای عدم رعایت تناسب در دفاع پیام: در صورت احراز اصل دفاع، عدم رعایت تناسب در دفاع با خطر ایجادشده، موجب محکومیت متهم به تعزیر و پرداخت دیه است. مستندات: تبصره 2 ماده 302 قانون مجازات اسلامی 1392- شماره دادنامه قطعی : 9309970908800420 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/17 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفرخواست مورخه 1393/05/18 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ...، آقای م.، متولد 1374، به اتهام قتل عمدی مرحوم ع.، 18 ساله، موضوع شکایت اولیایدم تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است(صفحه14). به گزارش مرجع انتظامی در ساعت 00:30 بامداد یوم جاری(1393/04/30) حسب اعلام مرکز 110 در خصوص انتقال یک مصدوم نزاع از میدان گ. به بیمارستان ... مأمورین به بیمارستان اعزام شدند. طی بررسی بهعملآمده گزارش شد که شخصی به هویت ع. در بیمارستان فوت نموده که در میدان گ. بر اثر ضربه چاقو که به زیر سینهاش خورده و منجر به فوت شده است. از جسد متوفی بازدید به عمل آمد، جسد خونآلود و اثر یک ضربه چاقو بر روی بدن وی در جلو بالای شکم برخورد کرده که به سردخانه بیمارستان منتقل گردید(صفحه1). از متهم و شهود و مطلعین حادثه تحقیق شده است. و. بهعنوان شاهد اظهار نموده: من با ع.(مقتول) روی چمن نشسته بودیم که یکدفعه م. و آن دیگری که سوار موتورسیکلت بود به میدان گ. نزدیک شدند که ع. صدای م. زد و م. سریع از موتور پیاده شد. من به ع. گفتم ول کن، ع. تسمه شلوارش را بیرون آورد و من جلوی ع. را خواستم بگیرم که ع. من را کنار زد و بدو بدو به سمت م. رفت و تسمه را زد به م. و م. چاقو به شکم ع. زد و فرار کرد(صفحه22). متهم اظهار داشته: حدود سه ماه پیش س. که حدوداً 17 ساله است در حال رفتن به مدرسه با ع.(مقتول) درگیر شده بود و فکر کنم ع. میخواست با او کار بد انجام دهد ... س. به من زنگ زد و من پارک بودم گفت بیا خیابان ک. که ع. و تعدادی دیگر آمدهاند مرا بزنند که من هم خودم را به آنجا رسانیدم .... به میدان گ. که رسیدیم ع. دوباره با من جرّ و بحث کرد که این قضیهها به تو ربطی ندارد و بعد هم با سر به دماغ من زد و دماغ من پر از خون شد یکی از رفقایش یک دستمالکاغذی به من داد و آنها دیگر از محل رفتند ... گذشت قضیه تا امشب ... داشتیم میرفتیم که مشاهده نمودم ع. و یک نفر دیگر در مثلثی میدان گ. نشسته بودند که من و او همدیگر را دیدیم به من گفت بایست(وایستا) من هم کنار خیابان ایستادم و از موتورسیکلت پیاده شدم که او هم بلافاصله کمربند شلوارش را باز کرد و به سمت من دوید من هم چاقو را درآوردم تا دیگر جلوتر نیاید که به من نزدیک شد و با کمربند به گردن من کوبید و چاقو هم در دست راست من بود و میخواست یکی دیگر بزند که من هم میخواستم هولش دهم. تا هولش دادم چاقو به دلش خورد و او دست بر دل گرفت و من هم ترک موتورسیکلت که روشن بود نشستم و گفتم فرار کن ... سؤال: دقیقاً بیان نمایید چند ضربه به ع. وارد شده است؟ جواب: فکر کنم یک ضربه شد همان جور که هولش دادم دست بر دلش گرفت و نشست و همان لحظه ما از محل فرار کردیم ... (صفحه24-28). متهم در بازپرسی اظهار نموده: ... داشتیم میرفتیم ... ع. سر فلکه گ. بود من را صدا کرد گفت بایست (وایستا) من هم ایستادم ع. با کمربند به من زد من چاقو بیرون آوردم که بترسد دیگر نزند ع. را هول دادم چاقو دستم بود خورد تو دلش من قصد کشتن ع. را نداشتم بعد سوار موتور شدم فرار کردم رفتم ... (صفحه40). پزشکی قانونی علت فوت را شوک هموراژیک به علت بریدگی دیواره آزاد بطن راست متعاقب برخورد جسم نوکتیز و برنده به قدام قفسه سینه تعیین نموده است(صفحه 87). ق. اظهار نموده: ... چند لحظه بعد م. آمد گفت بیایید برویم ... گشتی بزنیم بچهها گفتند میخواهیم برویم قرآن سرگذاری. م. اصرار کرد بیایید برویم زود برمیگردیم خلاصه قبول کردیم من رفتم سوار موتور برادرزنم ع. شوم که م. گفت من کمرم درد میکند نمیتوانم موتور راه ببرم بیا شما رانندگی کن من هم قبول کردم و او ترک موتور نشست و ح. و م. و ع. سوار یک موتور دیگر شدند. وقتی نزدیک میدان گ. رسیدیم صدایی آمد و گفت هوی بیا، نگاه برگرداندم دیدم جوانی با یک نفر دیگر داخل مثلثی قبل از میدان گ. نشسته اما توجهی نکردیم و به حرکت ادامه دادیم ناگهان م. از ترک موتور من پرید پایین و به ما گفت شما بروید ما به حرکت ادامه دادیم ... من رفتم داخل بلوار و از آنجا حرکت کردم و نهایتاً رفتم درب منزل ج.، وقتی آنجا رسیدم دیدم م. و ع. و م.ح. و ج. آنجا هستند. م.ح. حالت عجیبی داشت و رنگش پریده بود و گفت موتور من را بدهید میخواهم بروم. پرسیدم: چی شده؟ گفت: چیزی نشده کاری به کسی نداشته باشید و سوار موتورش شد و رفت. حدود نیم ساعت بعد یک نفر زنگ به برادرزن من ج. زد و گفت م. یکی از بچههای ... را با چاقو زده و او را کشته است .... (صفحه76 ،77). متهم در جلسه دادرسی اظهار داشته: .... مرتب زنگ میزد و تهدید میکرد اگر جرئت داری بیا فلکه گ. ... آن شب 23 رمضان بود که من دور فلکه گ. میگشتم با دوستانم که ع. را دیدم و چون دو شب قبل هم مقتول با چاقو مرا تهدید کرده بود چاقویی که استفاده شده را از ... یک سال قبل خریده بودم و آن شب برای بار اول بود که همراه خودم بردم و من قصد کشتن مقتول را نداشتم و ندیدم که چاقو کجا میخورد. او با کمربند زد به من که من افتادم روی آسفالت زمین و او که کمربند درآورد چاقو درآوردم و به او گفتم برو تا شاید بترسد و سگک کمربند خورد به من و من نیت و قصد کشتن وی را نداشتم. در آن لحظه حال خوبی نداشتم و نفهمیدم که چند تا زدم و نمیدانستم کجا میخورد و چاقو دست من بود. وقتی او زد توی سرم و من رفتم پایین و چاقو زدم و ندیدم چاقو کجا میخورد و بعد دیدم چاقوی من خونی است .... و نمیدانم چطور شد که چاقو به او خورد و تا سر فلکه که خیابان تاریک بود نفهمیدم که چاقو به وی خورده است. بعد سر فلکه دیدم چاقو خونی است و قصد کشتن نداشتم. قبول دارم که ضربه چاقو را من زدم ولی قصد و نیت کشتن وی را نداشتم. من با ع. زیاد دعوا کرده بودم ولی هیچ دفعه با چاقو با وی دعوا نکرده بودم و نفهمیدم که چاقو فرو رفته است فقط دیدم دستش خونی است و دیدم که خون به دستش ریخت و شروع کرد به ناله و داد زد که چاقو زد و ق. پانزده متر عقبتر ایستاده بود و من و ع. رفته بودیم جلو و بعد از درگیری ق. هم همانجا ایستاده بود. رفتن با ق. بودم و برگشتن همراه ع. برگشتم و ع. و م. و ح. میدانستند که میخواهیم دعوا کنیم ولی ق. خبر نداشت ... شعبه اول دادگاه کیفری استان ... پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 00156-1393/09/25 بهاتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است: به نام خدا – در خصوص اتهام م.، 19 ساله، بدون ملاحظه سابقه کیفری، با وکالت ح.، دایر بر ارتکاب بزه قتل عمدی مرحوم ع. موضوع کیفرخواست شماره 483/93 مورخ 1393/05/18 دادسرای عمومی و انقلاب و شکایت اولیایدم متوفی: 1- الف. (پدر) 2- م.ز. (مادر) بدین توضیح که در پی اعلام نزاع منجر به قتل در محل میدان گ. بهموجب صورتجلسه مورخ 1393/04/30 مرجع انتظامی، که منجر به فوت مرحوم ع. در بیمارستان ... شهرستان ... شده است، با شروع تحقیقات اولیه صحنه جرم مورد بازدید مأمورین قرار گرفته و مسجل گردیده که مقتول در اثر ضربات چاقو به ناحیه سینه به قتل رسیده است. ضارب م. نیز پس از کسب اطلاع از مطلعین شناسایی و در همان تاریخ از سوی مرجع انتظامی و بازپرس محترم دادسرا مورد بازجویی و تحقیق قرار گرفته است که اجمالاً مدعی وجود روابط ناسالم میان مقتول و کارگرش به نام س. و همچنین سابقه اختلاف و درگیری فیزیکی قبلی به همین سبب شده است. در مورد درگیری منجر به قتل، اجمالاً چنین گفته که ع. و یک نفر دیگر در مثلثی میدان گ. نشسته بودند که من و او همدیگر را دیدیم به من گفت بایست، من کنار خیابان ایستادم و از موتورسیکلت پیاده شدم او هم بلافاصله کمربند شلوارش را باز کرد به سمت من دوید و من هم چاقو درآوردم، با کمربند به گردن من کوبید من هم خواستم او را هول بدهم چاقو به شکمش خورد و دست بر دل گرفت و به سمت ب. فرار کردم، دیدم چاقو پر از خون است آن را داخل منزل گذاشتم و خوابیدم و داییام خبردار شده بود دیدم دنبالم هستند خود را به مأمورین معرفی کردم(صفحه26). آلت قتل بر اساس اظهارات متهم در انتهای انباری منزل متهم داخل پوتین کشف و ضبط گردیده است(صفحه38). نامبرده نزد بازپرس نیز اقرار نموده که مقتول وی را صدا زده و گفته: پس از اینکه با کمربند به من زد من چاقو بیرون آوردم که بترسد و او را هول دادم چاقو دستم بود خورد توی دلش و من قصد کشتن نداشتم و بعد سوار موتور شدم و فرار کردم و اضافه نموده: چاقو همین چاقوی مکشوفه است، آن را از جیب شلوارم بیرون آوردم و تیغه آن را بیرون کشیدم، درحالیکه چاقو را به سمت بالا گرفته بودم سعی کردم او را بترسانم تا کمربند به من نزند ولی او محکم سگک کمربندش را به گردن من کوبید. رفیق او سعی میکرد جلوی ع. را بگیرد او دست بردار نبود خواست کمربند دومی را به من بزند درحالیکه چاقو دستم بود او را هول دادم عقب که در همین لحظه چاقو داخل شکمش رفت و گفت آخ ... خواهر.... با چاقو به من زد من هم دیدم چاقو پر از خون است ترسیدم و رفتم .... من نمیخواستم او را بکشم(آثار کمربند روی گردن متهم ملاحظه شده است). سپس صحنه جرم توسط بازپرس محترم پلیس آگاهی با راهنمایی متهم بازسازی شده(سیدی مربوطه پیوست است) و متهم اظهارات قبلی خود را تکرار نموده است(ص50 ،51). از مطلعین و مرتبطین با موضوع توسط مرجع انتظامی و جداگانه توسط بازپرس محترم تحقیق شده و در موارد اختلاف مواجهه نیز بهعملآمده است(صفحات 54- 55 ؛ صفحات 71 -81) که اجمالاً مشخصشده متهم ترکنشین فردی به نام ق. بوده که به محل قتل رفته و اظهارات اولیهاش مبنی بر اینکه به همراه ح. بوده خلاف واقع است. و. نیز که بهعنوان دوست مقتول در صحنه حضورداشته توضیح داده که م. پیاده شد و ع. هم به سمت او راه افتاد و من دست ع. را گرفتم و گفتم ول کن، ع. دست من را پس زد و کمربندش را درآورد درحالیکه کمربندش درمیآورد دستش بهصورت من خورد من پریدم سمت م. گفتم برو ول کن. م. گفت نه ع. هم من را کنار زد و کمربند را به م. زد و من دیگر حواسم نبود و یادم نیست و پشتم به دعوا بود که صدای چاقو را فهمیدم و آن پسری که م. سوار کرده بود به طرف ب. خلاف به سمت موتور رفت و گفت برو و فرار کردند. من ع. را دیدم که به سمت پیادهرو میرود و دست بر سینه خود گرفته .... سؤال شده: منظورت از اینکه صدای چاقو را فهمیدی چه است؟ پاسخ داده: فهمیدم چاقو داخل سینه ع. رفت و صدایی مثل صدای((قری)) آمد و تا به خودم آمدم دیدم از زیر سینه ع. دارد خون به بیرون میریزد و روی آسفالت پر از خون شد و ع. دستش روی سینهاش گرفته بود و به من گفت و. مرا ببر و منظورش این بود که به بیمارستان ببرم و من اصلاً چاقو را ندیدم. اولیایدم تقاضای قصاص نمودهاند. پزشکی قانونی حسب شرح معاینه جسد و گواهی صادره علت فوت را شوک هموراژیک به علت بریدگی دیواره آزاد بطن راست متعاقب برخورد جسم نوکتیز و برنده به قدام قفسه سینه اعلام داشته است. متهم در جلسه مورخ 1393/05/13 بازپرس علت اظهار خلاف واقع در خصوص چگونگی حضور در محل را گفته: چون ق. تازه فرزندش متولد شده بود و متأهل بود گفتم با موتور ح. بودم چون میخواستم پای ق. به دادگاه و کلانتری کشیده نشود. با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست پرونده به این شعبه ارجاع و با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و وکیل متهم نامبرده به شرح صورتمجلس تنظیمی این دادگاه ضمن اشاره به سوابق اختلاف و درگیری خود با مقتول گفته که: من قصد کشتن مقتول را نداشتم، در آن لحظه حال خوبی نداشتم و نفهمیدم که چند تا زدم و وقتی او زد توی سرم من رفتم پایین و چاقو زدم و ندیدم کجا میخورد. بعد دیدم چاقوی من خونی است و نمیدانم چطور شد که چاقو به او خورد و قصد کشتن نداشتم و قبول دارم که ضربه چاقو را من زدم. سؤال شده: وقتی ضربه زدی و خون دیدی فرار کردی؟ پاسخ داده: ترسیدم و فرار کردم رفتم خانه و از ترس نتوانستم چاقو را تمیز کنم و ناراحت بودم که نکند بمیرد و میدانستم چاقو خورده است. ساعت چاقو زدن 12 شب بود و 2/5 نصف شب رفتم خودم را معرفی کردم. اولیایدم متوفی در دادگاه نیز اظهار نمودهاند بابت صدمات غیر مؤثر در فوت، ادعایی ندارد و تقاضای قصاص نمودهاند. و وکیل متهم نیز ضمن بیان دفاعیات که ضرورتی به ذکر آن نیست مراتب استعفای خود را برای پس از جلسه دادرسی اعلام که مراتب به موکل وی اعلام شده است و نامبرده اظهار داشته: چنانچه ضرورتی به مداخله وکیل برای مراحل بعدی است، تقاضای وکیل تسخیری دارم. علیهذا با توجه بهمراتب فوق، دادگاه با عنایت به کیفرخواست صادره و ادله ابرازی در آن و با امعان نظر به گزارش مرجع انتظامی، صورت مجالس بازدید و بازسازی صحنه قتل از ناحیه مرجع انتظامی و بازپرس محترم دادسرا، کشف آلت قتاله در منزل محل سکونت متهم، ملاحظه تصاویر جسد متوفی که پیوست پرونده گردیده است، نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت فوت که شوک هموراژیک به علت بریدگی دیواره بطن راست متعاقب برخورد جسم نوکتیز برنده به قدام قفسه سینه اعلام شده است، اظهارات گواهان و مطلعین به شرح مضبوط در پرونده که دلالت بر مداخله متهم و درگیر