ضمانت اجرای عدم ارجاع دعوای طلاق به داوری
خلاصهٔ رأی
پیام: تکلیف دادگاه در ارجاع دعاوی طلاق به جز طلاق توافقی به داوری از مقررات آمره است؛ بنابراین عدم رعایت آن از موارد اعلام نقص در مرحله فرجام خواهی است.
متن کامل
ضمانت اجرای عدم ارجاع دعوای طلاق به داوری Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ضمانت اجرای عدم ارجاع دعوای طلاق به داوری پیام: تکلیف دادگاه در ارجاع دعاوی طلاق به جز طلاق توافقی به داوری از مقررات آمره است؛ بنابراین عدم رعایت آن از موارد اعلام نقص در مرحله فرجام خواهی است. مستندات: ماده 27 قانون حمایت خانواده - شماره دادنامه قطعی : 9209983723100500 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/04/16 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده بدلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله بدین شرح میباشد که آقای ب. الف. بوکالت از خانم س. ق. دادخواستی بطرفیت آقای ب. ع. بخواسته صدور حکم طلاق بعلت تخلف از شروط ضمن عقد (بندهای یک و 2 و 9 سند نکاحیه) بانضمام کلیه خسارات دادرسی تقدیم دادگاه عمومی م. نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که خواهان بموجب سند نکاحیه رسمی در تاریخ 1389/4/27 بعقد دائم خوانده در آمده و در تاریخ 1390/2/30 زندگی مشترک با خوانده را آغاز نموده و در تاریخ 1390/5/30 توسط خوانده مورد ضرب و شتم قرار گرفته و خوانده وی را از منزل مشترک بیرون نموده و اقدام به تعویض قفل منزل مینماید و خوانده بموجب دادنامه صادره از شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر محکوم بپرداخت جزای نقدی گردیده و در خصوص سوءمعاشرت و سوءرفتار خوانده نیز به دادنامه قطعی صادره از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان استناد میگردد که خوانده از جهت فحاشی بپرداخت جزای نقدی و در مورد ضرب و جرح بپرداخت دیه محکوم شده که اقدام مزبور تخلف از بند 2 شروط ضمن عقد نکاح میباشد و از طرف دیگر با وجود رد دعوی تمکین زوج بموجب دادنامه قطعی صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی م. ، خوانده از تاریخ 1390/5/30 تاکنون نفقهای بخواهان پرداخت ننموده و اقدام مزبور نیز تخلف از بند یک شروط ضمن عقد نکاح میباشد لذا با توجه به محکومیت های متعدد زوج به جزای نقدی سوءمعاشرت وی با خواهان و عدم پرداخت نفقه ، باستناد بندهای یک و 2 و 3 مندرج در عقدنامه تقاضای صدور حکم طلاق گردیده و فتوکپیهای : 1- سند ازدواج رسمی شماره ... -1389/4/27 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره ... م. مشعر بر وقوع عقد نکاح دائم فیمابین س. ق. و ب. ع. .2- دادنامه مورخ 1391/3/7 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی م. مشعر بر محکومیت ب. ع. بلحاظ ارتکاب بزه فحاشی و اهانت به س. ق. بپرداخت جزای نقدی . 3- دادنامه مورخ 1391/10/7 صادره از شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مشعر بر نقض دادنامه مورخ 1391/2/4 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی م. دائر بر برائت ب. ع. از اتهام ممانعت از حق ورود س. ق. به منزل مشترک که با تجدیدنظر خواهی س. ق. ، حکم به محکومیت متهم مذکور بپرداخت جزای نقدی و رفع ممانعت از حق صادر گردیده است . 4- دادنامه مورخ 1391/2/3 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی م. مشعر بر محکومیت ب. ع. بلحاظ ارتکاب بزههای فحاشی و تهدید و ایراد صدمه بدنی عمدی به س. ق. به پرداخت جزای نقدی و حبس و پرداخت دیه و برائت از اتهامات ورود بعنف و سقط جنین میباشد. 5- دادنامه مورخ 1391/12/13 صادره از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مشعر بر تایید دادنامه مورخ 1391/2/3 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی م. از حیث محکومیت ب. ع. بجهت ارتکاب جرائم فحاشی و تهدید و ایراد ضرب به س. ق. بشرح منعکس در دادنامه مزبور . 6- دادنامه مورخ 1391/10/10 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی م. دائر بر فسخ دادنامه غیابی صادره از آن شعبه بر محکومیت س. ق. به تمکین از ب. ع. و صدور حکم مبنی بر بیحقی ب. ع. در مورد دعوی اقامه شده وی ، بجهت سوءمعاشرت مشارالیه با زوجه مذکور ، را پیوست عرضحال تقدیمی مینماید .دادخواست فوق در تاریخ 1392/5/26 جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی م. ارجاع شده و طرفین حسب دستور دادگاه ، دعوت به دادرسی میگردند.در تاریخ 1392/9/18 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی م. با حضور وکیل خواهان و خوانده تشکیل شده و وکیل خواهان دعوی را بشرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته و خلاصتاً اظهار میدارد که خواهان سه سال است که با خوانده ازدواج نموده و فرزند مشترک ندارند و حدود 7 روز زندگی مشترک داشته و مابقی را اختلاف داشته و جدا زندگی میکنند و خوانده سوءرفتار و معاشرت داشته و هیچگونه نفقهای بخواهان پرداخت نشده و خواهان در عسروحرج قرار داشته و تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق در اجرای وکالت اخذ شده ضمن عقد ازدواج بخاطر تخلف از شروط ضمن عقد را دارد و مهریه و حق و حقوق خود را بموجب پرونده جداگانهای مطالبه کرده و مقدار 30 مثقال طلای ساخته شده 18 عیار را در ازای طلاق بزوج بذل مینماید. خوانده نیز اظهار میدارد که دعوی خواهان را قبول ندارد و خواهان را دوست دارد و حاضر به طلاق وی نیست و ماهیانه 240 هزار تومان بابت مهریه خواهان ، از حقوق وی (خوانده) پرداخت شده و حدود دو ماه نفقه وی را پرداخت نموده و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی وی (خوانده) است و هفت روز زندگی مشترک با یکدیگر داشته و مشکلی نداشتند و بعد از هفت روز که سرکار رفته و بخانه آمده ، همسرش نبوده و از وی شکایتهای زیاد کرده بود و تقاضای رد دعوی خواهان را مینماید.دادگاه در جلسه مزبور مبادرت بصدور قرار ارجاع امر به داوری نموده و ضمناً از کلانتری محل اقامت خوانده نیز درخواست مینماید که بطور محسوس و غیرمحسوس در مورد وضعیت اخلاقی و رفتار خوانده تحقیق بعمل آمده و نتیجه گزارش شود.کلانتری 11 م. طی نامه مورخ 1390/9/23 بعنوان شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی م. صورتجلسه مورخ 1392/9/21 مأمورین آن کلانتری که در اجرای خواسته دادگاه مزبور تنظیم گردیده است را ارسال میدارد که حاکی از اینست که اهالی محل سکونت جدید بیان نمودند که شناختی روی زوجین ندارند و فقط چند نفر از اهالی محل بیان نمودند که زوج وضعیت اخلاقی مناسبی دارد و از نظر خانوادگی هم وضعیت رفتاری و اخلاقی مناسب دارد.چون خوانده نسبت به معرفی داور خود اقدام نمینماید لذا داور وی توسط دادگاه انتخاب میگردد.خوانده طی لایحهای که در تاریخ 1392/12/4 تقدیم دادگاه نموده است ضمن دفاع در قبال دعوی مطروحه دادگاه ، تقاضای معرفی خود و زوجه را به مرکز مشاوره خانواده مینماید.دادگاه در تاریخ 1392/12/5 حسب تقاضای خوانده مقرر میدارد که طرفین جهت مشاوره برای اصلاح و سازش به مرکز بهزیستی معرفی و زوجه نیز از جهت انجام معاینه بارداری بپزشکی قانونی معرفی شود .اداره پزشکی قانونی م. پس از انجام آزمایش حاملگی از س. ق. بموجب نامه مورخ 1391/12/13 در پاسخ شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی م. اعلام میدارد که نتیجه آزمایش حاملگی مشارالیها در تاریخ 1392/12/11 منفی است و چنانچه احتمال مقاربت در طی روزهای اخیر وجود دارد تکرار آزمایش پس از دو هفته لازم است .اداره بهزیستی م. طی نامه مورخ 1393/2/14 فرم اعلام نتیجه نهائی مرکز مداخله در خانواده آن سازمان بمنظور کاهش طلاق را که توسط مسئول مرکز فوق تنظیم گردیده است ، بدادگاه مذکور ارسال میدارد مرکز مذکور در فرم یاد شده پس از انعکاس چگونگی مصاحبه و مشاوره با زوجین و مدت مفارقت و سوءرفتار آنان ، خلاصتاً اعلام میدارد که زوج در طول جلسه مشاوره ثبات کلامی نداشته و با توجه باینکه زوجین قبلاً نیز به مراکز مشاوره نرفته بودند از آنها خواسته شد که با شرکت در جلسات آتی و ارائه راهکارهای مشاورهای بزندگی مشترک بازگردند که زوج علیرغم صحبتی که اول جلسه مبنی بر عدم علاقه بزوجه از ابتدای زندگی تاکنون داشته ، حاضر به شرکت در جلسات آتی میباشد ولی زوجه بیان داشته که به هیچ عنوان حاضر به سازش و بازگشت بزندگی مشترک نمیباشد .شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی مبارکه بدون اخذ نظریه داوران ، در وقت فوق العاده بموجب دادنامه شماره 9309973723100298-1393/2/18 در خصوص دعوی خانم س. ق. بطرفیت آقای ب. ع. مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش بجهت عسروحرج ایجاد شده ، با توجه بدادخواست و ضمائم تقدیمی خواهان و احراز علقه زوجیت دائم فیمابین طرفین و با ملاحظه اظهارات خواهان و وکیل وی و سایر محتویات پرونده که همه حکایت دارد زوج در منزل سوءرفتار و معاشرت داشته و نسبت به همسر خود اهانت و فحاشی و کتک کاری روا میدارد که در همین خصوص محکومیتهای متعددی نیز دارد و ارتکاب موارد فوق توسط خوانده موجب عسروحرج در ادامه زندگی با خواهان و تخلف از شروط ضمن عقد ازدواج گردیده و محکومیتهای وی مخالف شئونات خانوادگی زوجه میباشد و مساعی دادگاه و مشاوره بهزیستی نیز در جهت اصلاح و سازش فیمابین مؤثر واقع نگردیده است لذا دعوی خواهان را ثابت تشخیص و باستناد مواد 1119 و 1129 و 1130 و 1133 قانون مدنی و مواد 2 و 4 و 8 و 28 و 29 و تبصره ماده 33 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 حکم به احراز شرایط و اعمال وکالت در طلاق زوجه و در نتیجه گواهی عدم امکان سازش صادر مینماید تا خواهان با مراجعه بدفترخانه طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق خود با خوانده اقدام نماید و با توجه باینکه خواهان سی مثقال طلای ساخته شده 18 عیار را در ازاء صیغه طلاق بزوج بذل نموده ، طلاق خلع و به تبع آن بائن میباشد و سایر شرایط مربوط به طلاق در دادنامه مزبور درج میگردد.دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی آقای ب. ع. قرار گرفته و پرونده امر در شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مطرح رسیدگی قرار گرفته و شعبه مزبور در تاریخ 1393/6/17 طرفین را جهت صلح و سازش و نیز اخذ توضیح از زوجه در مورد سوءمعاشرت و رفتار زوج ، دعوت برسیدگی مینماید.در تاریخ 1393/11/7 جلسه دادرسی شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل شده و طرفین حاضر به سازش نگردیدند و وکیل زوجه در قبال سئوالات دادگاه از جمله اینکه بچه استناد و دلائلی تقاضای طلاق دارد اظهار میدارد که بعلت شروط ضمن عقد و بندهای یک و 2 و 9 تقاضای صدور حکم به احراز شرایط اعمال وکالت داشته و در مورد بند یک مبنی بر عدم پرداخت نفقه ، چون بحث تمکین مطرح بود در خصوص نفقه اقدام نشده و اخیراً حکم برد دعوی الزام به تمکین توسط شعبه اول دادگاه عمومی م. قطعی شده و از نظر حقوقی اقدام نشده و قصد تقدیم دادخواست مطالبه نفقه دارند. زوجه نیز اظهار میدارد که سال و نیم است که جدا از هم میباشند و خوانده در این مدت هیچ نفقهای بوی نداده و هیچ رفت و آمدی نبوده و ارتباطی نداشتند و در مورد بند 2 و سوءمعاشرت یک مورد رأی به محکومیت زوج بپرداخت دیه داشته که رأی آن قطعی شده و زوج دیه را پرداخته و یک مورد هم بدلیل ممانعت از حق و راه ندادن به منزل زوج محکومیت کیفری داشته و رأی قطعی و اجرا شده و در مورد ممانعت از حق ، قصد داشته که به زندگی مشترک برگردد که درب منزل قفل بود و زوج قفل را عوض کرده بود و مجبور شده که به منزل پدر خود برود و در طول مدت کوتاه زندگی مشترک بارها مورد ایراد ضرب زوج قرار گرفته و به وی (زوجه) اهانت و فحاشی میکرد و بزرگترها دخالت کردند و گفتند که عروسی کنید خوب میشود و قبل از مراسم عروسی باردار شده و سه شب پس از عروسی مورد ایراد ضرب زوج قرار گرفته و مجبور به سقط جنین شده و بجهت خیانت در امانت نسبت به طلا و جواهرات پرونده کیفری در شعبه 15 مطرح است و در مورد بند 9 نیز به محکومیتهای زوج پرداخت دیه و جزای نقدی در اتهامات مختلف استناد میشود . زوج نیز بطور خلاصه اظهار میدارد در مورد نفقه ، وقتی زوجه ترک منزل کرد چند نفر را دنبال وی فرستاده و زوجه حاضر نشد و دادخواست الزام به تمکین داده و زوجه را بیمه تامین اجتماعی و تکمیلی نموده و ماهیانه 50 هزار تومان بابت نفقه پرداخت کرده و از روز اول که زوجه ترک زندگی کرد ماهیانه 240 هزار تومان از حقوق وی توقیف شده و بابت اقساط مهریه دریافت کرده و در مورد اتهام ترک انفاق تبرئه شده و اخیراً که دعوی تمکین رد شده دوباره در مورد ترک انفاق اقدام کرده و اگر رأی بر پرداخت نفقه صادر شود ، میپردازد و در مورد سوءمعاشرت ظرف 20 روز حدود 20 پرونده برای وی تشکیل شده که در 14 پرونده تبرئه شده و در مورد ممانعت از حق منزل سه درب داشت و وی (زوج) قفل یک درب را عوض کرده و زوجه از دو در دیگر میتوانست وارد شود ضمن اینکه طبقه دوم خانه خواهر زوجه ساکن بودند و ضمن بیان مطالبی در مورد سایر اتهامات خود ، اعلام میدارد که به هیچ وجه راضی به طلاق نیست .متعاقباً زوجه بموجب لایحهای که در تاریخ 1393/11/7 تقدیم دادگاه تجدیدنظر مذکور نموده است فتوکپی دو فقره دادنامههای صادره از شعب 9 و 15 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان را ارائه مینماید که بموجب دادنامه مورخ 1392/1/5 صادره از شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ، تجدیدنظر خواهی آقای ب. ع. از دادنامه شماره *** -1391/10/10 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی م. دائر بر اعلام بیحقی زوج در دعوی مطروحه بخواسته تمکین زوجه ( س. ق. ) بلحاظ عدم تهیه مقدمات تمکین مردود گردیده و رأی بدوی فوق تأیید شده است . و همچنین بموجب دادنامه مورخ 1393/11/5 صادره از شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ، تجدیدنظر خواهی آقای ب. ع. از دادنامه مورخ 1392/4/13 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی م. مبنی بر محکومیت مشارالیه به خیانت در امانت نسبت به اموال س. ق. شامل طلاآلات و کارت بانکی مردود شده و دادنامه بدوی فوق با تبدیل مجازات حبس به جزای نقدی ، تأیید گردیده است .نهایتاً شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان بر اساس دادنامه شماره 9309970369801764-1393/11/8 با عنایت به مجموع او