ضرورت رفع نقایص موجود در پرونده نگهداری گراس
خلاصهٔ رأی
بسمه تعالی بتاریخ ۱۴۰۳/۸/۷ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضاکنندگان ذیل تشکیل است.
متن کامل
ضرورت رفع نقایص موجود در پرونده نگهداری گراس Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ضرورت رفع نقایص موجود در پرونده نگهداری گراس پیام: نظر به اینکه اولا دادگاه انقلاب جهت رسیدگی به اتهام متهمین حسب اوراق پرونده تشکیل جلسه نداده و با ملاحظه لایحه وکیل مدافع متهمین مبادرت به اصدار رای نموده است و ثانیا مشخص نیست که ایا مواد مکشوفه((گراس)) با ساقه بوته های مکشوفه توزین گردیده یا خیر و ثالثا نقش دقیق هریک از متهمین در مواد مکشوفه با عنایت به توضیحات مالک محل کشف مواد مشخص نمی باشد و النهایه سابقه مورد اشاره در پرونده که موجب تشدید مجازات متهم شده است موثر در بزه اخیرش نمی باشد،دادنامه فرجامخواسته نقض میگردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 140230920005533805 , تاریخ دادنامه قطعی : 1403/10/01 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور دادگاه تجدیدنظر استان مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه تجدیدنظر استان پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * تجدیدنظرخواه ها: ۱. اقای م. د. خ. فرزند ف. با وکالت اقای م. م. فرزند ح. به نشانی * ۲. اقای م. پ. ش. فرزند ج. ۳. اقای ر. و. ز. ش. فرزند ح. تجدیدنظرخوانده: مجتمع مرکزی سازمان *معاون دادستان به نشانی * اتهام: نگهداری مواد مخدر بسمه تعالی بتاریخ ۱۴۰۳/۸/۷ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضاکنندگان ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه امر تحت نظر است. اعضای دادگاه با بررسی مجموع اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.: رای دادگاه در خصوص تجدیدنظرخواهی اقایان ۱ م. پ. ش. فرزند ج. ۲ م. د. خ. فرزند ف. هر دو با وکالت اقای م. م. از دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۳/۲/۲۲ صادر شده از شعبه *که به موجب ان اقای م. پ. ش. به اتهام مشارکت در نگهداری هشتاد کیلوگرم گراس با داشتن یک فقره محکومیت کیفری به شرح دادنامه شماره *صادر شده از همین دادگاه ( صفحه ۱۱۶ پرونده ) به پرداخت دو میلیارد و هشتصدو پنجاه میلیون ریال جزای نقدی و تحمل پانزده سال حبس تعزیری و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری و اقای م. د. خ. به اتهام مشارکت در نگهداری هشتاد کیلو گرم گراس به پرداخت یک میلیارد و نهصد میلیون ریال جزای نقدی و تحمل ده سال حبس تعزیری و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری و نیز امحا مواد مکشوفه محکوم شده اند. ( مواد قبلا امحا شده است. ) صرف نظر از ماهیت پرونده نظر به اینکه دادگاه محترم بدوی اقای م. پ. ش. را به بیش از ده سال حبس تعزیری محکوم نموده است. و رای دادگاه از این حیث قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد. و به اتهام شرکای جرم نیز در دادگاه رسیدگی می شود. که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی دارد. بنابراین دادگاه خود را صالح به رسیدگی ندانسته با استناد به بند ت ماده ۳۰۲ و مواد ۳۱۱ و ۴۲۸ قانون ایین دادرسی کیفری و ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دیوان محترم عالی کشور صادر می نماید. رای دادگاه قطعی است. رییس ومستشار شعبه * م. ج. م. ا. رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهان: اقایان م. پ. ش. و م. د. خ. با وکالت اقای م. م. فرجام خواسته: دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۳/۲/۲۲ صادره از دادگاه انقلاب اسلامی * مرجع رسیدگی: شعبه * هیات شعبه اقایان: م. ا. ( رییس ) ح. ا. ع. ی. ( مستشار ) خلاصه جریان پرونده: دادگاه انقلاب اسلامی *درخصوص اتهام اقایان م. د. خ. و م. پ. ش. پس از طی روند رسیدگی پرونده در دادسرای عمومی و انقلاب *و جلب به دادرسی نامبردگان و صدورکیفر خواست و فراهم شدن مقدمات دادرسی تشکیل در غیاب متهمین با ملاحظه لایحه وکیل مدافع نامبردگان مبادرت به اصدار رای نموده است.به تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۰ در وقت مقرر جلسه شعبه *بتصدی امضا کننده ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد. ملاحظه می گردد. متهمین و نماینده محترم دادستان با وصف ابلاغ و انتظار حضور ندارند ضرورتی به حضور نماینده محترم دادستان نبوده از طرف وکیل متهمین لایحه ای واصل که ثبت و ضم سابقه است. لذا دادگاه با مداقه در محتویات پرونده و اعلام ختم رسیدگی با استعانت از خداوند متعال ، تکیه بر شرف و وجدان قضایی و با توجه به محتویات پرونده بشرح ذیل انشای رای می نماید.رای دادگاه: در خصوص اتهام اقایان ۱ م. پ. ش. ۲ م. د. خ. هر دو نفر با وکالت تعیینی اقای م. م. دایر بر مشارکت نگهداری مقدار هشتاد کیلوگرم ماده مخدر از نوع گراس موضوع کیفرخواست شماره *دادستان محترم *، توجها به جامع اوراق پرونده و صورتجلسه کشف و دستگیری متهم ، برگه توزین مواد مخدر مکشوفه ، اظهارات مالک و موجر محل نگهداری مواد مخدر ، پاسخ استعلام ازمایشگاه مواد مخدر در خصوص ماهیت مواد مکشوفه و سابقه فعالیت متهم ردیف اول در زمینه نگهداری مواد مخدر گراس به صورت عمده و با رد دفاعیات بلاوجه وکیل متهمین ، بزهکاری نامبردگان محرز تشخیص لذا دادگاه مستندا به ماده ۵ از قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر بدوا متهم ردیف دوم را به پرداخت یک میلیارد و نهصد میلیون ریال جزای نقدی درجه یک و تحمل ده سال حبس تعزیری درجه چهار و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش سپس متهم ردیف اول را با عنایت به داشتن حداقل یک فقره محکومیت کیفری بشرح دادنامه شماره *صادره از همین دادگاه به پرداخت دو میلیارد و هشتصد و پنجاه میلیون ریال جزای نقدی درجه یک و تحمل پانزده سال حبس تعزیری درجه سه و تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم و اعلام می دارد. مواد مخدر مکشوفه از متهم در اجرای مقررات ماده ۲۱۵ از قانون مجازات اسلامی جهت امحا در اختیار پلیس مبارزه با مواد مخدر قرار خواهد گرفت. رای دادگاه حضوری منتهی ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه محترم تجدیدنظر *می باشد. همچنین محکوم علیه می تواند پیش از پایان مهلت تجدیدنظرخواهی با رجوع به این دادگاه حق تجدیدنظرخواهی خود را اسقاط یا درخواست تجدیدنظر را مسترد و تقاضای تخفیف مجازات کند. در این صورت دادگاه تا یک چهارم از مجازات تعیین شده را کسر خواهد کرد. پس از ابلاغ رای اقای م. م. ب. لت از نامبردگان با تقدیم لایحه ای به شرح اتی از ان فرجام خواهی نموده است. ریاست محترم شعبه مرجوع الیه دادگاه تجدیدنظر استان:با اهدای سلام؛ احتراما عطف به پرونده کلاسه *ان شعبه محترم درخصوص اتهام موکلین به اسامی اقایان ۱ م. پ. ش. و ۲ م. د. خ. دایر بر مشارکت در؟؟ مقدار ۸۰ کیلوگرم موادمخدر از نوع گراس که دادگاه محترم پس از جری تشریفات قانونی طی دادنامه شماره *حکم بر محکومیت؟؟ بدین شرح که بدوا متهم ردیف دوم موکل به نام اقای م. د. خ. را به پرداخت یک میلیارد و پانصدمیلیون ریال جزای نقدی و تحمل ۱۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و سپس متهم ردیف اول یعنی موکل به نام اقای م. پ. ش. را به پرداخت دو میلیارد و هشتصدوپنجاه میلیون ریال جزای نقدی و ۱۵سال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری صادر فرموده است. حال اینجانب به وکالت از موکلین نسبت به د ادنامه صادره معترض بوده و به شرح ذیل تجدیدنظر خواهی می نمایم؟؟؟ صادره قابل نقض بوده و درخور رسیدگی مجدد می باشد. چرا که دادگاه محترم بدون توجه به دلایل و مدارک ابرازی و محتویات پرونده علی الخصوص صورت جلسه کشف موادمکشوفه و تحقیقات و گزارش مامورین و سایر محتویات؟؟ همگی از صحت ادعای موکلین و مثبت این ادعاست که مواد مکشوفه نه تنها متعلق به موکلین نبوده و نمی باشد. و صرف نظر از ان مواد که بنا به اظهار گراس می باشد. موادمخدر گراس نبوده بلکه از نوع گیاه شاهدانه بوده است. که دراین جا لازم است. که ذهن قضات محترم و عالیقدر دادگاه تجدیدنظر را به این معطوف بدارم. که در این جا سوال این است. مگر معنای مواد گراس و ذات این مواد همان این نیست که از گیاه شاهدانه درست می کنند و بعد از این که گیاه خشک و بر روی ان عملیاتی انجام می دهند در حقیقت فراوری می نمایند و با این توضیح که گیاه شاهدانه را بعد خشکاندن خرد و ریز کرده و بعدا روی ان انجام می دهند و در حقیقت فراوری می نمایند و تبدیل به موادمخدر از نوع گراس می شود. در این جاست که این گیاه شاهدانه دیگر گیاه نیست بلکه گراس درحالی که در پرونده حاضر و در این پرونده موضوع اتهام انتسابی موکلین طبق محتویات پرونده ( یعنی صفحه ۴ پرونده ) مامورین محترم کاشف خود صراحتا نوشته اند که در بازرسی به عمل امده از محل دامداری که دامداری هم خوشبختانه متعلق به هیچکدام از موکلین این جانب نمی باشد. تعداد ۲۰ بوته شاهدانه از بوده که برای خشکاندن اویزان نموده بودند پس در این جا کاملا محرز و مبرهن و مشخص است. که این بوته ها گیاه شاهدانه بوده اند که از سقف اویزان شده و؟؟؟ این بوته ها خرد و ریز شده بود. و کاملا خشک گردیده بودند و بر روی انها عملیاتی صورت گرفته بود. و درحقیقت اگر فراوری شده بود. در این جا بود. که می توان گفت؟؟؟ این بوته های شاهدانه کشف شده را خشکاندن و خرد و ریز کرده وعملیاتی بر روی انها انجام داده اند ودرحقیقت تبدیل به گراس کرده اند.در حالی که طبق محتویات پرونده هیچکدام از این عملیات روی این گیاهان شاهدانه صورت نگرفته و نه تنها صورت نگرفته و تبدیل به مواد از نوع گراس هنوز نشده است. بلکه گیاه از نوع شاهدانه بوده که مامورین محترم انها را کشف نموده و به انها عنوان مواد از نوع گراس داده اند پس دراین جا دادگاه محترم بایستی براساس ماده ۲ قانون نحوه کشف شاهدانه با موکلین که ان هم هر چند موکلین بی گناه بوده و از اتهام انتسابی هیچ گونه اطلاع و خبری ندارند ولی بازهم به فرض این که برای دادگاه محترم قناعت وجدانی در راستای اثبات بی گناهی موکلین حاصل نگردد. حداقل بایستی با این ماده قانونی رفتار و به موکلین مجازات صادر می فرمودند که متاسفانه این امر مهم از نظر دادگاه محترم به دور مانده وبا این اوصاف نیز حق و حقوق قانونی موکلین که ان هم بی گناه هستند تضییع شده است. که این خود جای بسی تعجب و تامل است. و می توان گفت که مهم است. که این مجازات صادره با عدالت قضایی سازگاری ندارد. پس عاجزانه از قضات محترم دادگاه تجدیدنظر تقاضای بذل توجه نسبت به این مورد مهم را دارد. ثانیا: محل مربوطه که مواد از ان کشف گردیده و متعلق به هیچکدام از موکلین نبوده و حتی گزارش مخبرین فعال نیز در مورد موکلین نبوده و به خود صاحب ملک گزارش را اعلام و به مامورین مربوطه خبر داده اند وعلاوه بران خود صاحب ملک یعنی خود طرف بر وجود مواد دردامداری خود اقرار و اعتراف و صراحتا به وجود ان موادچه درمرجع انتظامی و چه در مرجع بازپرسی نموده است. یعنی کاملا خود مطلع بوده که در ان جا مواد وجوددارد. چرا که یک بار گفت که خود این جانب با شماره ۱۹۷ تماس گرفته وبا نام مستعار ش. گزارش نموده ام و بار دیگر گفته که چون من می دانستم در ان جا مواد وجوددارد. به هر دوی ایشان تذکر دادم که به کارهای خلاف دست نزنید و یک بار دیگر موضوع را به گونه ای دیگر تشریح نموده که خلاصه همگی اینها نشانگر این می باشد. که حقیقتا موکلین مبری از این اتهام انتسابی بوده وعلاوه بران اوضاع و احوال حاکم نشانگر این است. که ایشان یعنی موکلین اصلا از این موادمکشوفه نه تنها هیچ گونه اطلاع و خبری ندارند و حتی اصلا موادمکشوفه متعلق به اینها نبوده و مال موکلین این جانب نمی باشد. زیرا الف: در مورد احدی از موکلین بنام اقای م. د. خ. به عرض می رسانم که نه تنها مشارالیه هیچ گونه اطلاع و خبری از این اتهام انتسابی نداشته است. و حتی نام برده فردی نظامی بوده و در *خدمت می نماید. و حتی از ان موقعی که مامورین مواد موصوف را کشف می نمایند در *درحال خدمت بوده است. چرا که حقیقتا از این موضوع هیچ گونه اطلاع و خبری نداشته و ندارد. ( صفحه ۸ پرونده ) نیز حاکی از صحت این ادعای موکل می باشد. و صرف این که محل مربوطه در اجاره مشارالیه این موکل بوده است. نمی توان به عنوان دلیلی بر انتساب این بزه به این موکل بوده باشد. زیرا الف: هرچند که به نظر چون این محل دراجاره ایشان بوده پس مواد مکشوفه نیز متعلق به او می باشد. نه این گونه نیست چرا که این موکل محل مذکور را به جهت انبار نمودن پیاز اجاره نموده بود. که متاسفانه مشارالیه به جهت گرانی پیاز دران ایام نتوانسته به مقدار زیادی پیاز خریداری نماید. وانبار کند ودراین اثنا نیز چند روزی بعد از اجازه نمودن محل موصوف چون قادر به خریداری پیاز و انبار نمودن ان نمی شود. به مالک به نام اقای ر. و. ز. *اطلاع می دهد که چون قادر یعنی دیگر قادر به خریداری پیاز نشدم به محل مورد اجاره دیگر نیازی ندارم. و به هرکسی که بخواهی ان جا را اجاره بده و حتی بدین جهت نیز حاضر به پرداخت ضرر و زیان هم می شود. و در این مورد هم به صورت تلفنی و هم حضوری به ایشان مراجعه و حتی به متصدی بنگاه که محل تنظیم اجاره نامه نیز انجا بوده به نام اقای ج. پ. نیز اطلاع می دهد و خلاصه عقد اجاره فی مابین موکل و مالک فسخ می گردد.و حتی نکته جالب توجه این که خوشبختانه کلید ان محل مورد اجاره را نیز به موکل تحویل نداده بود. که بدین جهت نیز دیگر کلید را هم به موکل نمی دهد که با بررسی محتویات پرونده کاملا محرز و مبرهن است. که نه تنها موکل کلید انجا را تحویل نگرفته بود. و نیز خود موجر ( صاحب ملک ) در پرونده امر صراحتا گفته که کلید را تحویل مشارالیه نداده بودم که این خود نیز صحت ادعای به حق