ضرورت تصریح به قرائن و امارات موجب علم قضایی
خلاصهٔ رأی
که جسد قبل از سوختگی به علت نامعلومی به قتل رسیده و پس از ان سوخته شده است ، اقرار صریح و مقرون به واقع متهم ، اظهارات متهم که علت و انگیزه قتل را کینه از اتباع افاغنه اعلام نموده و همچنین صورت جلسه بازسازی صحنه قتل و اقرار متهم در بازسازی صحنه و تشریح نحوه درگیری و چگونگی خفه نمودن و سپس اتش زدن میت و النهایه انتقال و انداختن جسد به داخل چاه و شرح ما وقع با ذکر جزییات حاکی از این است.
متن کامل
ضرورت تصریح به قرائن و امارات موجب علم قضایی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ضرورت تصریح به قرائن و امارات موجب علم قضایی پیام: در موارد اثبات بزه از طریق حصول علم برای قضات، ضرورت دارد دادگاه طریق اثبات ارتکاب قتل عمد توسط متهم را به تصریح ذکر و قرائن و امارات قضایی مستند حصول علم را در دادنامه صادره بیان نماید. از این حیث استناد کلی به گواهی پزشکی قانونی و اقرار ضمنی متهم کافی نمی باشد و از این جهت منقصت قانونی وجود دارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1400/10/25 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: حسب محتویات پرونده و بر اساس گزارش پلیس اگاهی ، در مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۷ حدود ساعت ۵۰: ۲۰ فردی به هویت سالم م. ش. به واحد گشت ۱۱۰ مراجعه و اعلام نموده که برادرم به هویت م. ی. ش. ( ۱۰ساله ) از منزل خارج و تاکنون به منزل بازنگشته است ، که با صدور دستورات اولیه من جمله بازبینی دوربین های مداربسته مشخص گردید.که فقدانی در *درحالی که یک گوشی همراه خود داشته سوار اتومبیل پراید به شماره پلاک *می شود. که پس از دستگیری فردی به نام م. ص. ابتدا اظهار داشت که پسربچه افغانی را در *سوار و سپس روبه روی اردوگاه پیاده نمودم و با بازجویی مجدد لب به اعتراف گشود. و در تشریح جزییات و چگونگی ارتکاب قتل بیان نمود پس از این که با خودروی شخصی ام از منزل خارج و به مغازه ام واقع در *رفتم تا حدود ساعت ۳۰: ۹ ان جا بودم که چون برق مغازه قطع بود درب مغازه را بستم و به *ع. ( ع ) جهت خرید اجناس برای مغازه رفتم. حدود ساعت یازده پسر بچه افغانی را در *مشاهده و چون دیدم درحال جمع کردن کارتن می باشد. من هم مقداری کارتن به او دادم و از من درخواست نمود که او را تا سر خیابان برسانم ، به همین دلیل با رضایت شخصی سوار شد که در مسیر به ذهنم بحث انتقام دعوای خانوادگی بر سر یک بچه افغانی که مزاحم دخترم می شد افتادم و به همین دلیل به طرف *رفتم ، زمانی که به این محل رسیدیم پسربچه شروع به گریه کردن کرد و به او گفتم با تو کاری ندارم. ولی او باز شروع به گریه کردن و یک جفت جوراب از داخل داشبورد برداشتم و با یکی دست و با دیگری پای او را بستم ، پس از انکه دست و پاهای او را بسته با جورابی که از پایم دراورده بودم از جلوی گردن به پشت گردن او بردم و یک گره زدم و دست را حدود سه الی چهار دقیقه نگه داشتم رویم را برگرداندم و زمانی که به پسربچه نگاه کردم دیدم سر او بین صندلی کنار دستی می باشد. ، بعد از این که با گونی کارتون روی او را پوشاندم و داخل اتومبیل مخفی نمودم حدود ساعت چهارده بود که به سمت مغازه برگشتم و تا ساعت ۳۰: ۲۰ درب مغازه بودم و چون ترسیده بودم به جاده قبلی که گفته بودم برگشتم و گونی کارتن را پایین اوردم و پسربچه را بر روی گونی ها گذاشته و سپس او را اتش زدم و به علت این که دوربین ها چک می کردند. و می ترسیدم کسی جنازه را پیدا کند جسد را در چاه های اطراف *بردم و انداختم. پس از حضور اینجانب ( بازپرس ) و کاراگاهان پلیس اگاهی و اداره تشخیص هویت و دکتر پزشکی قانونی به محل وقوع جرم ، جسد از داخل چاه با راهنمایی متهم به قتل و با استمداد از عوامل اتش نشانی خارج و دستور انتقال جسد جهت تعیین علت تامه فوت به پزشکی قانونی و سپس قرار بازداشت موقت متهم به قتل صادر گردید. متهم انگیزه خودش از ارتکاب قتل را اینگونه بیان می دارد. که بنده کینه از افاغنه داشتم به دلیل این که احدی از ان ها که خودش را م. ت. معرفی نموده بود ، مزاحمت های زیادی برای دخترم ایجاد کرده بود ، همچنین همسرم قبلا در ارایشگاه کار می کرد و چون اطلاع پیدا کرده بودم که افاغنه با اسلحه پلاستیکی وارد ارایشگاه های سطح شهر می شوند به همین دلیل من مجبور می شدم از اطراف ارایشگاه جهت مراقبت از همسرم توقف می نمودم ، در واقع من عاشق خانواده ام بودم و هیچ ارتباطی با پسربچه ای که او را به قتل رساندم نداشت. در قرار جلب به دادرسی شعبه *امده است: در خصوص اتهام های اقای م. ص. م. فرزند ع. متولد ۱۳۵۸/۱/۱۸ ، فاقد سابقه محکومیت کیفری ، بازداشت از تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲ دائر بر: ۱- ادم ربایی با وسیله نقلیه ۲- قتل عمدی مرحوم م. ی. ش. ۳- جنایت بر میت ، موضوع شکایت اقای م. ا. به وکالت از اولیای دم مرحوم م. ی. ش. با توجه به انجام تحقیقات معموله و مجموع محتویات پرونده ازجمله گزارش پلیس ۱۱۰ ، گزارش کامل معاینه جسد به شرح صفحات ۵۲ و ۵۳ پرونده و نظریه پزشکی قانونی در صفحه ۹۴ پرونده که دلالت بر این دارد. که جسد قبل از سوختگی به علت نامعلومی به قتل رسیده و پس از ان سوخته شده است ، اقرار صریح و مقرون به واقع متهم ، اظهارات متهم که علت و انگیزه قتل را کینه از اتباع افاغنه اعلام نموده و همچنین صورت جلسه بازسازی صحنه قتل و اقرار متهم در بازسازی صحنه و تشریح نحوه درگیری و چگونگی خفه نمودن و سپس اتش زدن میت و النهایه انتقال و انداختن جسد به داخل چاه و شرح ما وقع با ذکر جزییات حاکی از این است.که متهم با علم و اگاهی بر ارتکاب عمل مجرمانه اقدام به قتل نموده و مسلوب الاختیار و مجنون نبوده است ، استعلام بعمل امده از کمیسیون پزشکی قانونی استان *که پس از انجام مصاحبه روان پزشکی بیان نمودند در حال حاضر علایم بارز اختلال روان پزشکی مشهود نمی باشد. ، ملاحظه پرونده شخصیتی متهم بیانگر این است.که وی فعلا از لحاظ روحی و روانی و شخصیتی مشکل خاصی ندارد. ، شکایت و تقاضای قصاص از ناحیه اولیای دم مقتول ، نتیجه استعلام واصله از اداره برق که دلالت بر صحت ادعای متهم درخصوص قطعی برق در بازه زمانی مورد ادعای وی می نماید. و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده ارتکاب بزه از ناحیه متهم محرز و مسلم تشخیص و با انطباق عمل وی با مواد ۱۴۰٫۱۴۷٫۱۶۴٫۲۱۱ ، بند ( الف ) ماده ۲۹۰٫۳۰۱٫۳۵۱٫۳۸۱٫۷۲۲ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و ماده ۶۲۱ قانون تعزیرات ، جلب به دادرسی وی به استناد ماده ۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ صادر و اعلام می گردد.پس از موافقت با قرار جلب دادرسی شعبه *، کیفرخواست صادر و پرونده امر جهت رسیدگی در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۵ به ریاست حوزه قضایی *ارسال و در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۹ به شعبه کیفری یک شهرستان *ارجاع می گردد. ( ص ۱۸۱ و ۱۸۴ پرونده ) شعبه *پس از بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و بدین شرح مبادرت به صدور دادنامه شماره ۷۵۴۷ مورخ ۱۴۰۰/۷/۱ می نماید.: در خصوص اتهام اقای م. ص. م. فرزند ع. ۴۲ساله شغل مغازه دار متاهل مذهب اسلام و تبعه *سکونت فعلی ندامتگاه به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲ دائر به قتل عمدی مرحوم م. ی. ش. ( ش. ) فرزند ع. در مورخه ۱۳۹۸/۱۰/۲۷ و همچنین جنایت بر میت ( سوزاندن جسد ) به شرح مذکور در کیفرخواست صادره ، اینک با ملاحظه مجموع اوراق پرونده و گزارش پلیس اگاهی و کشف جسد از داخل چاه و نظریه پزشکی قانونی صفحه ۹۴مبنی بر اینکه جسد قبل سوختگی به علت نامعلوم به قتل رسیده و پس از ان سوخته شده و صورتجلسه بازسازی صحنه با حضور بازپرس محترم و تحقیقات انجام شده در دادسرا و اظهارات متهم خصوصا ۲۵به بعد اولیه که با اوضاع و احوال پرونده مطابقت دارد. و سایر قرائن و امارات منعکس در پرونده و اقرار ضمنی متهم در جلسه دادگاه و اظهارات وکلای وی که حاکی از سبق تصمیم بر ارتکاب بزه دارد. ، لهذا بزهکاری وی محرز و مسلم می باشد. و نظر به درخواست ولی مقتول بر اجرای قصاص نفس مستندا به مواد ۲۹۰و ۳۴۷و ۳۸۱و ۴۱۷و ۴۳۶و ۷۲۳ قانون مجازات اسلامی نامبرده را به قصاص نفس در حق ولی مقتول در محوطه ندامتگاه *پس از استیذان و از جهت جنایت بر میت به ده درصد دیه کامل مرد مسلمان جهت خیرات بر مقتول محکوم می نماید. و نسبت به اتهام دیگر مشارالیه دائر بر ربایش مقتول ، با توجه به اوراق پرونده و تحقیقات صورت گرفته که منظور و هدف متهم موصوف قتل مرحوم بوده و ربایش از مقدمات قریب بزه مذکور می باشد. ، لهذا بزه مستقلی احراز نگردید.تا موجب تعیین مجازات گردد. و نتیجتا در این خصوص مستندا به ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری رای به تبریه نامبرده صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و پس از ابلاغ ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. ( ص ۲۲۵ و ۲۲۶ پرونده ) دادنامه شماره ۷۵۴۷ مورخ ۱۴۰۰/۷/۱ در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۴ به وکیل اولیای دم و وکلای فرجام خواه ابلاغ می گردد. وکلای فرجام خواه ( م. ص. م. ا. ) در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۲ دادخواست فرجام خواهی موکل خود را تقدیم دادگاه صادرکننده دادنامه شماره ۷۵۴۷ مورخ ۱۴۰۰/۷/۱ می نمایند و در لایحه فرجام خواهی موکل خود اجمالا اظهار می دارند نقایص جدی تحقیقات ، خصوصا از حیث نامعلوم بودن علت مرگ ، عدم توجه به دفاعیات موکل و وکلای وی و عدم رعایت تشریفات مهمه رسیدگی و نامشخص بودن ادله اثبات دعوی ، از قضات محترم دیوان عالی کشور نقض دادنامه فرجام خواسته مورد استدعاست. مهم ترین نقص و ایراد اساسی پرونده نامشخص بودن علت مرگ است ، زیرا پزشکی قانونی در نظریاتی کاملا متعارض ابتدا علت مرگ را با احتمال زیاد ناشی از سوختگی شدید ذکر کرده است ، اما پس از ازمایشات تکمیلی تعیین علت مرگ را غیرممکن دانسته و چنین توضیح داده که به علت شدت سوختگی مشاهده اثار ضرب و جرح ممکن نبوده است ، در حالیکه قبلا عکس این موضوع را اعلام کرده بوده و در شرح معاینه جسد ذکر شده در حد قابل بررسی اثار ضرب و جرح در سر و صورت و نیز قفسه سینه و شکم مشاهده نشده است ، بنابراین با توجه به مراتب فوق و اینکه پزشکی قانونی *پزشک عمومی می باشد. ، لازم بوده با توجه به پیچیدگی خاص موضوع برای احراز علت مرگ ، موضوع به کمیسیون پزشکی قانونی شعبه *ارجاع شود. عدم رعایت مقررات کارشناسی در کمیسیون های پزشکی سه و پنج نفره در خصوص وضعیت روانی موکل ، نامشخص بودن ادله اثبات دعوی ، دادگاه بدوی با ذکر قرائن و بدون تعیین اینکه دلیل اثبات قتل عمدی از نظر دادگاه چیست و بدون ذکر مواد قانونی مربوط به ادله اثبات ، بزهکاری موکل را احراز کرده است.و دیگر موارد که بطور مفصل در لایحه فرجام خواهی وکلای فرجام خواه بیان شده است. پرونده امر به دیوان محترم عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه دیوان ارجاع گردیده است. هیات شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ن. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ی. ی. گ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: نظر به این که نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت فوت متوفی دارای ابهام و به این نظریه اعتراض شده است.و شایسته بود دادگاه پرونده را به کمیسیون پزشکی جهت تشخیص علت تامه فوت ارجاع می نمود و از طرفی قضات صادر کننده رای مبنای حصول علم خود را بیان ننموده اند و همچنین انطباق عمل متهم با یکی از بندهای ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی دارای نقص می باشد. ، لذا به استناد بند ۲ شق ( ب ) ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری ، عقیده به پذیرش اعتراض و نقض دادنامه فرجام خواسته و ارجاع پرونده به دادگاه صادر کننده رای دارم. درخصوص دادنامه شماره ۷۵۴۷ مورخ ۱۴۰۰/۷/۱ فرجام خواسته ، مشاوره نموده و چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه فرجام خواهی اقای م. ص. م. فرزند ع. با وکالت اقایان ۱- ر. ا. پ. ع. ا. ۲- ح. د. نسبت به دادنامه شماره ۷۵۴۷ مورخ ۱۴۰۰/۷/۱ صادره از شعبه *که به موجب ان اقای م. ص. م. فرزند ع. از حیث اتهام ارتکاب قتل عمدی مرحوم م. ی. ش. ( ش. ) فرزند ع. در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۷ محکوم به قصاص نفس در حق ولی دم مقتول ( خانم ت. م. مادر مقتول ) می گردد. ( تا پس از استیذان در محوطه ندامتگاه *اجرا شود. ) و از جهت جنایت بر میت به ده درصد دیه کامل مرد مسلمان محکوم می شود. و در مورد اتهام دیگر مشارالیه دائر بر ربایش مقتول تبریه می گردد. ، با توجه به محتویات پرونده و نقایص تحقیقاتی ذیل الذکر موجه و قابل پذیرش است ، ۱- نظر به اینکه دادگاه در دادنامه صادره بزهکاری متهم را به استناد اقرار ضمنی و نظریه پزشکی قانونی احراز و مبادرت به صدور حکم قصاص نفس متهم نموده است؛ ولیکن تصریح به حصول علم برای قضات نداشته و مستند قانونی ان را ذکر ننموده است ، ضرورت داشته که دادگاه طریق اثبات ارتکاب قتل عمد توسط متهم را که به نظر می رسد حصول علم برای قضات بوده به تصریح ذکر و قرائن و امارات قضایی مستند حصول علم را در دادنامه صادره ذکر می نمود ، از این حیث به صورت کلی فقط به گواهی پزشکی قانونی و اقرار ضمنی متهم استناد نموده که کافی نمی باشد. و از این جهت منقصت قانونی وجود دارد. ۲- دادگاه قتل عمد ارتکابی متهم را به صورت کلی با ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی انطباق داده و مشخص نیست که متهم ایا قصد قتل داشته و عمل ارتکابی وی با بند ( الف ) ماده استنادی منطبق بوده یا اینکه جنایت ارتکابی وی نوعا کشنده بوده و از مصادیق بند ( ب ) ماده مذکور بوده است؟ در این خصوص نیز دادگاه مکلف بوده ضمن تصریح به هر یک از بندهای ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی استدلال مناسب را ذکر می نمود ، که واجد نقص رسیدگی و قانونی است. ۳- وکیل متهم در جریان رسیدگی به پرونده و قبل از صدور حکم قصاص به شرح لایحه مکتوب تقدیمی مندرج در صفحه ۲۰۹ پرونده نسبت به نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت تامه فوت مرحوم اعتراض نموده و درخواست ارجاع موضوع به کمیسیون پزشکی قانونی در *کرده است. با توجه به اینکه نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت فوت مقتول مبهم و واجد اشکال بوده ، دادگاه ضرورت داشته از ح