ضرورت احراز وحدت قصد میان معاون و مباشر جرم
خلاصهٔ رأی
به تاریخ۴۰۱/۴/۴دروقت فوق العاده جلسه رسیدگی شعبه اول دادگاه کیفری یک کرمان به تصدی امضایکنندگان ذیل تشکیل، پرونده کلاسه فوق الذکر تحت نظراست.
متن کامل
ضرورت احراز وحدت قصد میان معاون و مباشر جرم Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ضرورت احراز وحدت قصد میان معاون و مباشر جرم پیام: نسبت به متهم دیگر کیفرخواست اقای * دایر بر معاونت در قتل عمد، هر چند بر حسب محتویات پرونده مشارالیه از حوزه قضایی * خودرو مقتول را تعقیب و زیر نظر داشته و گزارش لحظه به لحظه را به سایرین می رسانده و به نوعی در عملیلات تعقیب مقتول جهت توقیف و تصاحب محموله تریاک آن نقش اصلی را داشته، لکن به جهت اینکه دلیلی بر سبق تصمیم متهمین جهت قتل آن مرحوم موجود نیست و فعل جنایت بار در صحنه واقع شده است، لذا دلیلی بر وحدت قصد وی با مرتکب موجود نیست و دادگاه علیرغم عدم حضور وی در جلسه دادرسی با لحاظ وضعیت شواهد و قراین موجود و تمسک به وحدت ملاک ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه موجبات انشای رای نسبت به وی را فراهم دانسته و مستندا به اصل شرعی برایت و اصل ۳۷ قانون اساسی رای بر برایت وی صادر و اعلام می دارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9809983481300160 تاریخ دادنامه قطعی : 1401/04/04 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۸۰۹۹۸۳۴۸۱۳۰۰۱۶۰ شعبه ۱ دادگاه کیفری یک * ) تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۲۱۳۹۰۰۰۱۸۰۸۴۲۴ شکات: ۱. خانم م. ع. ج. ان فرزند ع. ی. ۲. اقای س. م. ک. فرزند ع. ی. با وکالت اقای ج. ه. فرزند ا. به نشانی * مقابل شهرداری طقبه ق. ساختمان خیاط زاده ۳. دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان * - دادستان متهمین: ۱. اقای م. ت. فرزند ج. با وکالت اقای و. ت. فرزند ح. به نشانی * و اقای ا. ز. فرزند ح. به نشانی * ۲. اقای س. ه. فرزند ا. با وکالت اقای م. د. فرزند م. به نشانی * اباد دفتر وکالت م. د. و اقای ف. م. ا. ر. فرزند ح. به نشانی * - دفتر وکالت اقای ا. ر. ۳. اقای م. خ. فرزند ع. ا. با وکالت اقای م. ح. ز. ج. فرزند م. به نشانی * اتهام ها: ۱. قتل عمدی مسلمان ۲. معاونت در قتل عمدی ۳. حمل/نگهداری سلاح شکاری بدون مجوز ۴. مشارکت درقتل عمدی مسلمان خلاصه جریان پرونده: به تاریخ۴۰۱/۴/۴دروقت فوق العاده جلسه رسیدگی شعبه اول دادگاه کیفری یک کرمان به تصدی امضایکنندگان ذیل تشکیل، پرونده کلاسه فوق الذکر تحت نظراست. محتویات پرونده حکایت از ان دارد. مقارن ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه مورخ نهم خرداد ماه سال ۹۸ حسب اعلام مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ مبنی بر یک فقره تیراندازی منجر به فوت در محور اصلی سربی * عوامل انتظامی در محل حاضر و فردی به هویت ع. ا. م. فرزند م. به واحدگشت مراجعه و بیان داشته: به همراه دوستم س. م. ک. فرزند س. با خودرو پراید در مسیر سربی * در حال حرکت بودیم، دو دستگاه خودرو یک خودرو پژو نقره رنگ به رانندگی فردی به هویت م. خ. فرزند خ.ل و سرنشین فردی به هویت م. ج. ت. و یک دستگاه خودرو دیگر …. به رانندگی فردی به هویت ر. خ. فرزند دادی و سرنشین فردی به هویت س. خ. هر دو خودرو پشت سر ما بودند راننده و سرنشین خودرو ردیف اول از خودرو پیاده اقدام به تیراندازی به سمت خودرو پراید و راننده نمودند که از ناحیه سر و صورت مجروح گردید.سپس به سمت * متواری شدند و بنده هم فرار کردم و بعد از چند لحظه امدم عوامل ۱۱۵ مستقر در بخش * در محل حاضر و مجروح را به داخل امبولانس انتقال دادند، در معاینه اولیه مشخص گردیده علایم حیاتی نداشته و فوت شده است.(ص۵). اقای ع. ا. م. ک. در ادامه تحقیقات در مرجع انتظامی به ذکر جزییات بیشتری از حادثه پرداخته و بیان داشته است: من دیروز چهارشنبه با مقتول س. م. حوالی ساعت ۳٫۴ بعد از ظهر با خودرو پژو پارس …. از شهرستان را بر به * زندگی می کنند و کشاورزی دارند، حوالی ساعت شش * م الی هشت شب به * رسیدیم خودرو من معیوب شد …. اقای س. م. به شخصی به نام ح. ه. زنگ زد و گفت برو درب خانه ما سوییچ های خودروی من را بگیر بیار * و ما داخل شهر منتظر ماندیم تا او امد خودروی پراید ۱۱۱ اقای س. م. را اورد …. س. یک رفیقی که در * و اوهم گفت بیایید و ما رفتیم …. برادر س. به نام ا. و رفیقش که م. بود انجا مهمان بودند و ما هم رفتیم (منزل دوستش … c.p ع. و ا. و م. رفتن از بیرون شام گرفتند و اوردند شام خوردیم همگی انجا خوابیدیم و تا حوالی ساعت ۱۰ من و س. خواب بودیم و زمانی که بیدار شدیم بقیه نبودند و حدود ۲۰ دقیقه بعد دیدیم انها هم صبحانه گرفتند و امدند و صبحانه خوردیم تعمیرکار به من زنگ زد و گفت بیا سیلندرخودرو را ببر جوشکاری من و س. حرکت کردیم بیایم * ۱ دستگاه خودرو پژو ۴۰۵ نقره ای رنگ س ۶۵ دیدیم اقای س. ه. نام پدر وی را نمی دانم به سمت * در حال حرکت بود، س. گفت خودرو س. ه. رودی می باشد.، من گفتم فکر نکنم و من گفتم به او زنگ میزنم که من به س. ه. زنگ زدم او گفت من نیستم خودروی من دست یکی از بچه ها می باشد.، ما داشتیم می امدیم به سمت * دوباره تعمیرکار زنگ زد و گفت امروز پنجشنبه است.کارراه نمی افتد شنبه بیایید و ما امدیم * و رفتیم به طرف پلیس راه که برویم * رفتیم تا رسیدیم به محل قتل در حال حرکت بودیم دیدیم یک دستگاه خودرو پژو ۴۰۵ نقره ای س ۶۵ جلوی ما داشت در جاده با سرعت کم حرکت می کرد که دوست من مقتول س. م. خواست از او سبقت بگیرد که نگذاشت مقتول خندید و گفت می خواهد سر به سر من بگذارد مقتول می خواست از او سبقت بگیرد که پژو نوک مدادی از پشت سر رسید، س. خ. فرزند ع. ا. یک شیلنگ از خودرو بیرون اورد و چیزی گفت که ما متوجه نشدیم و رفیق من انداخت داخل شانه خاکی جاده که از کنار او رد شود. و برود و زمانی که خودروی ما با خودروی انها در کنار یکدیگر قرار گرفتن یک نفر تیر زد که متوجه نشدم راننده بود یا سر نشین، شیشه توی صورت من که سرنشین بودم ریخت …. مقتول فقط گفت اخ و افتاد روی پای من، من گفت س. جواب نداد و خودرو از روی جوب کنار جاده پرت شد و جلوتر ایستاد، من از شیشه خودرو خودم را پرت کردم بیرون انها با خودرو امدند طرف ما من فرار کردم و رفتم داخل باغ نزدیک جاده یک پیر مرد و یک پیرزن انجا بودند و من متوجه نشدم که انها به کجا رفتند، حدود ۵ الی ۱۰ دقیقه انجا بودم که صدای گریه برادر مقتول را شنیدم و دوباره برگشتم که مامورها و خانواده اش امده بودند. سوال: داخل خودرو پژو ۴۰۵ که با سرعت کم جلوی شما حرکت می کرد چه کسانی بودند؟ جواب م. خ. فرزند ع. ا. راننده بود و اقای م. ج. ت. فرزند ج. سرنشین بود (ص۱۱تا ۱۳). اقای س. ه. ر. بابت اتهام معاونت در قتل عمد مورد تعقیب قرار گرفته و ضمن انکار دخالت در موضوع قتل منکر اظهارات اقای ع. ا. م. در خصوص موضوع تماس تلفنی راجع به انیکه خودرو ویرا در مسیر * مشاهده نموده است، شده. پزشکی قانونی در گزارش معاینه جسد اعلام نموده: …. در بررسی نمای ظاهری ناحیه سر و گردن حدود ۶۰ عدد جراحت گرد و کوچک سمت راست صورت و گوش راست و سمت راست سر و سه عدد جراحت گرد و کوچک سمت چپ پل بینی و سه عدد جراحت موازی سطحی ناحیه پیشانی مشهود … … در بررسی نمای ظاهری اندام های بالا و پایین ۱۵ عدد جراحت گرد و کوچک بازویی چپ و سه عدد جراحت گرد و کوچک داخل ارنج چپ مشهود بود …. در کالبد گشایی پوست سر باز شد، استخوان جمجمه برداشته شد، تعدادی ساچمه پس از عبور از استخوان جمجمه وارد بافت مغز شده بود. با توجه به گزارش بالا علت مرگ اسیب بافت مغزی به دنبال گلوله خوردگی می باشد. (ص۱۱۷). متهم م. ج. ت. از بدو امر متواری بوده، اقدامات مرجع انتظامی تحت تعلیمات بازپرس محترم جهت دستیابی به وی انجام شده. در این راستا در تاریخ ۵ دی ماه ۱۳۹۸ در حوزه قضایی * اقایان م. ، ر. ، س. ، ع. ا. و پ. خ. که در حادثه منتهی به قتل دخالت داشته اند دستگیر، اقای م. خ. فرزند ع. الله اظهار داشته: … بنده در * با ماشین خودم میچرخیدم اقای ر. خ. زنگ زد به من که بیا برویم جایی اگر می توانی یکی هم همراهت بیار، من هم اقای م. ج. ت. را سوار کردم رفتم، بنده از هیچ باخبرنبودم، رفتیم * اتفاق افتاد …. رفتیم بعد از ساردو، اقای س. م. را دیدیم دور زدیم جلوش، امد از من رد بشه که ناگهان ماشین از جاده افتاد پایین که ما پیاده شدیم دیدیم تیر خورده اسلحه دست م. ج. ت. …. لحظه ای که م. ج. را سر خیابان سوار کردم اسلحه دستش بود، ر. به ما گفت دور بزنیم جلویش را بگیرید ر. گفت پراید ۱۱۱ میاد جلوش رو بگیرید …. سوال ایا شما نپرسید اید به چه دلیل جلوی س. م. را بگیریم؟ جواب: … ر. خ. به ما گفت مواد دارد. جلویش را بگیرید …. ر. به ما گفت دارد. می اید دور بزنید نذارید رد بشه، ما هم دور زدیم، در همین لحظه رسید پشت سر ما، ما هم داشتیم جلوش می پیچیدیم که رد نشه، که اقای س. م. امد بغل ما که ناگهان ماشین منحرف شد بعد ما متوجه شدیم که تیر خورده. سوال: ایا شما متوجه شدید که م. ت. اقدام به تیراندازی به سمت خودرو م. نمود یا خیر؟ جواب بله از زمانی که جلو ماشین را گرفتیم م. ج. ت. اسلحه را به سمت ماشین س. م. گرفت یک لحظه …. که به س. بگم نگهدار که متوجه شدم از جلو من تیراندازی شد. سوال: همراه س. م. چه کسی بود و سرنوشت وی چشم شد؟ جواب: ع. ا. م. همراهش بود تا من ایستادم دور زدنم دیدم که یک کیسه تریاک برداشت و فرار کرد به تپه های اطراف …. بعد از این که س. تیر خورد م. پیاده شد که ببیند چطور شده تا من دور زدم سوارماشین ر. شد و رفت (ص۱۶ تا ۱۸). اقای ر. خ. اظهار داشته: … من را بر بودم، رفتم دوراهی س. م. افغانی داشتم بار بزنم، م. ت. با م. خ. س. و ع. ا. امدند پیش من گفتند بیا برو جلو ما تا * …. من جلو شدم برادرش س. با ع. ا. همراه من از سمت * می رفت، گفت م. خ. زنگ زد دور بزن. دور زدم دیدم پژو م. خ. بغل یه پراید جلویش می کوفت …. دیدم پرایده پژو وایساده اسلحه دسته م. خ. بود و م. ت. روی جاده ایستاده و می گفت من تیراندازی کردم به پراید، من امدم و ایستادم م. خ. را صدا زدم امد و سوار ماشین شدیم و رفتیم س. ه. زنگ زده بود، یک بار تریاک داره پراید ۱۱۱، س. خودش هم پشت سر پراید بود، وقتی ما فرار کردیم به سمت * وییه … … من به چشم ندیدم ولی م. ت. گفت من تیراندازی کردم …. دیدم م. خ. به سمت کوه میرفت اسلحه همراهش بود، گفت دنبال ع. ا. م. بودم که همراه مقتول بوده …. گفت از مواد داخل پراید برداشته، من رفتم دنبالش …. رفتند به سمت پراید سه بسته مواد اوردند سوار ماشین من شدند … (ص۱۹ تا ۲۱). اقای س. خ. اظهار داشته: من و ع. ا. مردوییه بودیم ر. امد دنبال ما گفت بیا برویم تا جایی و ما نمی دانستیم کجا میرویم رفتیم به طرف س. و، باما ماشین ر. اونجا که رسیدیم ر. به م. زنگ زد گفت دور بزن، م. دور زده بود، وقتی ما رسیدیم دیدیم م. ت. پیاده شده و ماشین س. ان گوشه، م. ت. گفت خورد به یارو و م. ت. سوار ماشین ر. شد …. سوال: طبق اظهارات اقای ر. خ. شما اقدام به برداشتن سه کیسه تریاک از داخل ماشین مقتول نموده اید. جواب: ما سه کیسه بردیم و ع. ا. م. که همراه س. بود یک کیسه برد (ص۲۳). اقای ع. ا. خ. فرزند م. اظهار داشته: من قبول ندارم. تا زمانی که قتل صورت گرفته بود از اینکه کجا میروم هیچ گونه اطلاعی نداشتم. سوال: وقتی به صحنه قتل با خودرو ر. خ. رسیدید چه کار کردید؟ جواب: از ماشین پیاده درب جعبه را باز کرده و دوباره سوار ماشین شدم (ص۲۹۲تا ۳۰۱). اقای م. ج. ت. ر. ی در تاریخ۹۸/۱۲/۵ همزمان با معرفی وکیل رسمی دادگستری خود را معرفی و در اولین بازجویی نزد بازپرس محترم بیان داشته: اینجانب م. ج. ت. روز۹۸/۳/۹ م. خ. با بنده تماس های مکرر ای داشته بعد از چندین تماس به تلفن وی جواب دادم، به من گفت زود بیا بیرون و با خودت چوب بیار با کسی بحث دارم. و با اصرار او امدم بیرون و با ماشین او که س. و ع. ا. را به همراه خود داشت به طرف * حرکت کردیم و بعد از طی مسافت …. انجا ایستادیم و ر. را دیدیم که انجا بود، من اگاه شدم انها قصد گرفتن بار اقای ک. م. را به گفته خودشان داشتند، انجا س. و ع. ا. با ر. و من با م. خ. رفتیم و در طی مسیر ذکر شده تا روستایی از * متوجه شدم که س. ه. با ایشان در ارتباط است.و به قول خودشان امار بار را می داد، ر. اخرهای مسیر رفت جلو به سمت * و م. کمی اهسته تر امد تا بتوانند ماشین بار راگیر بیندازند، م. خ. اقدام کرد از جلو سمت * راه او را ببندند، در همین حین راننده ماشین بار که تا ساعتی بعد از فوتش من نمی دانستم کیست اقدام کردند. که از سمت راست سبقت بگیرد، ماشین وی به سمت شانه خاکی متمایل شد و در ان وقت بنده اقدام کردم او را بترسانم تا نگه دارد. اما در همین هین ماشین م. خ. منحرف شد و به این سو و ان سو که من تعادل خود را از دست دادم و قنداق اسلحه به شیشه سمت شاگرد خورد و صدای شلیک امد، …. شیشه شکسته می توان ان را رسیدگی کرد …. بعد از اصابت تیر به س. که تا بعد از فوتش نمی دانستم کیست ر. از ما رد شد و در کنار ماشین س. که به تپه برخورد کرده بود ایستاد و بسته بسته که داخل یک گونی بودند بر داشت و م. خ. هم از ماشین پیاده شد و ع. ا. را دنبال کرد که من به همراه ر. فرار کردم چون ترسیده بودم، به ر. هم گفتم جوانی به ناحق کشته شد خدا لعنتتان کند که بدبختم کردید و بعد من فهمیدم که س. تریاک ها را برده بود …. (ص ۳۳۲). در جلسه مورخ۹۹/۵/۲۰ دادگاه عمومی رابر اظهار داشته: قبول ندارم. نمیدانم اسلحه متعلق به چه شخصی می باشد. وقتی که سوار اتومبیل شدم متوجه وجود اسلحه درون خودرو گردیدم اسلحه مذکور متعلق به بنده نمی باشد.، ضمنا در خصوص اینکه اسلحه مذکور به صورت مسلح و اماده شلیک می باشد. هیچ گونه اطلاعی نداشتم فقط من باب ترسانیدن طرف (مقتول) به سمت ماشین ایش