صدور حکم محکومیت شاکیه در بزه زنای به عنف
خلاصهٔ رأی
پیام: در بزه زنای به عنف،محکوم نمودن شاکیه به حد زنا بدون طرح شکایت و یا مشهود بودن عمل نسبت به وی،فاقد وجاهت قانونی است.
متن کامل
صدور حکم محکومیت شاکیه در بزه زنای به عنف Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: صدور حکم محکومیت شاکیه در بزه زنای به عنف پیام: در بزه زنای به عنف،محکوم نمودن شاکیه به حد زنا بدون طرح شکایت و یا مشهود بودن عمل نسبت به وی،فاقد وجاهت قانونی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309983417701036 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/18 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم م. ش. در شکایتی که تقدیم دادسرای عمومی و انقلاب ک. نموده مدعی میگردد در تاریخ ۱۳۹3/8/3 در ساعت 20:30 آقای م. پ. که به عنوان خواستگار وی بوده و به موازات آن با نامبرده در تماس تلفنی قرار داشته به طوریکه شاکیه اطمینان حاصل نموده متهم قصد ازدواج با وی را دارد در تاریخ مذکور بعد از تعطیلی محل کارش در رستوران به دنبال او آمده و بیان داشته خواهرش م. پ. حالش بهم خورده و باید به بیمارستان منتقل شود و از او خواسته از آنجا که کسی را در ک. ندارد برای کمک به او به اتفاق یکدیگر به منزل م. رفته و او را به بیمارستان انتقال دهند. هنگامی که وارد منزل شدهاند متهم به او مشروب الکلی خورانده و با همکاری خواهرش در حالیکه در اثر خوردن مشروب الکلی در حال خود نبوده متهم به او تجاوز کرده و او را کتک زده و خواهرش با او همکاری نداشته است... (ص1 و 2) بازپرس شعبه هفتم شاکیه را به پزشکی قانونی معرفی نتیجه واصله حاکی است : « در ساعت 13/25 دقیقه مورخ ۱۳۹3/8/4 معاینه هایمن (پرده بکارت) و دبر (مقعد) و معاینه جسمانی به عمل آمده در معاینه انجام شده پرده بکارت از نوع حلقوی دارای پارگی جدید در ناحیه ساعت هفت همراه با کبودی و خونمردگی لبههای پرده در ناحیه ساعت شش و ساعت هشت مشاهده شد آثار و علائم فوق دال بر دخول جسم سخت طی بیست و چهار ساعت اخیر است در معاینه از آنوس آثار و علائمی دال بر دخول مشاهده نگردیده در معاینه جسمانی 1- کبودی سمت چپ گردن 2- خراشیدگی (حارصه اندام) مچ دست چپ 3- کبودی چین آرنج چپ مشهود است که بر اثر اصابت جسم سخت طی بیست و چهار ساعت اخیر ایجاد شده. نمونه سواپ واژن جهت تجسس اسپرم برداشته شد و به آزمایشگاه ارسال گردید که نتیجه متعاقباً اعلام خواهد شد... (ص 5) با وصول نظریه پرشکی قانونی بازپرس پرونده را از آمار کسر و به دادگاه کیفری استان ارسال که با ارجاع به شعبه دوم این دادگاه دستور جلب و دستگیری متهمان با راهنمایی شاکیه صادر و پلیس امنیت اخلاقی در این مورد به تحقیق بپردازد. شاکیه در نزد مأمورین یکبار دیگر ضمن معرفی خود به تکرار مطالب پرداخته و اضافه میکند: « ... در را روی من قفل کرد گفت بیا مشروب بخور گفتم نمیخورم به زور دستهای منو گرفت ریخت توی حلقم که سوزش خیلی بدی توی گلوم حس کردم خواب رفتم هیچی نفهمیدم تا وقتی که درد خیلی بدی حس کردم جیغ زدم که دیدم بهم تجاوز کرده از شدت ترس همش گریه میکردم خواهرش آمد توی اتاق دستم را گرفت یک سوزن وارد دستم کرد. بعد بهم گفتن ما صبح میآیم خواستگاری قبل از این جریان من را تهدید میکرد من ...کلت دارم اگر زن من نشوی من نامزد تو را با تیر خلاص میکنیم. س: آیا م. پ. الف. خواستگار شما بود؟ فقط در حد حرف بود خانواده در جریان بودند که قرار بوده بیان خواستگاری ... نحوه آشنایی خود را با م. پ. بیان کنید؟ هم... ما بود شماره من را از کسی گرفته بود بعد آمد در رستوران گفت میخوامت منم گفتم نامزد دارم گفت من به جان مادرم ول کن تو نمیباشم خیلی میخوامت ... (ص8) م. پ. 31 ساله اهل ب. ساکن ک. شغل آرایشگر میگوید: بله درست است این جانب خواستگار م. ش. بودم و مدتی با هم تلفنی در ارتباط بودیم اینجانب به کشور ترکیه مسافرت کرده بودم و قرار شد که از سفر برگشتم بروم خواستگاریاش که دیروز با خانواده رفته بودیم خواستگاری اش که مأمورین آمدند و من را دستگیر کردند و تمام این حرفهائی که میزند دروغ بوده و اینجانب بیاطلاعم ... س: شاکیه عنوان نموده شما در ساعت 20:30 مورخ ۱۳۹3/8/3 وی را به منزل انتقال و بوی تجاوز نمودهاید در این خصوص چه توضیحی دارید؟ اینجانب در این ساعت و در این تاریخ تازه از مسافرت برگشته بودم و در حال تمیزکاری مغازه بودم. شاکیه در نزد دادگاه در اولین جلسه تحقیقات میگوید: « ما هیچ ارتباطی نداشتیم ... خواستگاری من نیامده بود ... (ص12) چون خیلی التماس کرد همراه او رفتم ... قبلاً به منزلش نرفته بودم ... از ناحیه جلو به من تجاوز کرد به زور مشروب داد ... س: شما به اتفاق یکدیگر به دفترخانه ازدواج مراجعه کردید؟ این آقا یک عکس از من داشت خودش رفت دفترخانه و نامهها را گرفت. س: شناسنامه را چرا به وی دادید؟ من شناسنامه را به وی دادم تا نامهها را بگیرد و قرار شد بعد از خواستگاری برویم آزمایشگاه. س: کجا دنبال شما آمد؟ آمد جلوی رستوران دنبال من که داشتم میرفتم آن طرف خیابان که جلوی من آمد و سوارم کرد. س: ساعت چند بود؟ ساعت ده شب بود (در بازجوئی گفته 6 عصر از سرکار تعطیل کردم که داشتم میرفتم م. آمد گفت خواهرم حالش بد شده کسی نیست بیا ببریمش دکتر ... و در برگ شکوائیه ساعت وقوع حادثه را 20:30 بعدازظهر اعلام میدارد... در هر مرحله ساعاتی را به طور متفاوت اعلام داشته ...) س: ساعت چند شما را برگرداند؟ حدود ساعت یازده و نیم شب بود که خانه بودم. س: بیمارستان نیز رفتی؟ خیر نرفتم. س: کی رفتید شکایت کردید؟ ساعت یازده و نیم رفتیم کلانتری ... شکایت کردیم. س: قبلاً به منزل آنها رفته بودی؟ خیر نرفته بودم. س: مشخصات دقیق منزلی که به آنجا رفتی بنویسید.« کلینیک ن. کوچه ... چند بار این آدرس را اس ام اس داده بود که خانه خواهرم م. است . هر وقت تونستی بیا اما من نرفتم تا دیر وقت سرکار بودم با آژانس میرفتم خانه اما م. همیشه به بهانه غذا گرفتن تو رستوران میآمد. سمت راست یک کوچه بود طرف چپ درب خیلی کوچکی وقتی وارد شدم شباهت به آشغال خانه میداد. پیک نیک یک طرف ظرفهای روی لباسها، خیلی بهم ریخته بود. تو سالن که بودم فقط یک دکوری درب و داغون به زور مرا کشید تو اتاق که رختخواب بود تمام لباس روی زمین پخش شده بودند. وحشتناک بود یک یخچال سفید ... س: س: چگونه به زور به شما مشروب داد؟ دستهایم را گرفت ریخت توی حلقم با یک دستش دستهایم را گرفت و با دست دیگری ریخت توی حلقم و مقداری نیز روی مقنعهام ریخت م. پ. در نزد دادگاه حاضر و اظهار میدارد: «... در مورد شکایت ایشان که بنده به او تجاوز کردهام از این کار هیچ اطلاعی ندارم و به بنده تهمت میزند و میخواهد از این طریق سوءاستفاده کند. من شاهد دارم که در این ساعت و این روز در محل کار بودم. بنده به جزء خواستن ایشان هیچ قصدی ندارم و نخواهم داشت و این اتهامات را قبول ندارم. س: به اتفاق یکدیگر جائی نیز رفتهاید؟ حدود بیست و پنج روز قبل با هم رفتیم دفتر ازدواج ... و نامه گرفتیم کارهایمان را انجام بدهیم من رفتم مسافرت و قرار شد بعداً بیایم کارهایمان را بکنیم و روزی که این خانم مدعی است که این اتفاق افتاده من از مسافرت برگشته بودم. س: دیروز برای خواستگاری رفته بودیم؟ دیروز صبح با مادرم رفتیم بعد از ظهر نیز با خواهر و برادرم رفتم که مرا دستگیر کردند. س: چگونه قبل از خواستگاری به دفتر ازدواج برای انجام تشریفات ازدواج رفتید؟ چون یک خواستگار قدیمی داشت که مزاحم وی میشد با هماهنگی خانوادهها رفتیم دفترخانه و نامههای خود را گرفتیم. س: چه تاریخی از مسافرت برگشتید؟ تاریخ آن را یادم نیست از فرودگاه امام رفتیم و از همان فرودگاه برگشتیم و همان روز برگشتیم ک. با اتوبوس آمدیم و شش صبح ک. بودیم. س: وقتی رسیدی ک. با م. تماس گرفتی؟ آن روز اصلاً با وی تماس نگرفتم. س: سوغاتی نیز برای وی آوردی؟ بله آوردم ولی حاضر نشد بوی بدهم. چند خواهر داری؟ دو خواهر دارم که ازدواج کردهاند. س: سفر تفریحی رفته بودی؟ خیر برای آموزش آرایشگری رفتم ... (ص18و19) دادگاه در مورد متهم قرار بازداشت صادر مینماید. آقای س. ه. ا متولد 1364 اهل ص. ساکن ک. به دستور دادگاه نزد مأمورین حاضر شده و بیان میدارد: « خانم م. ش. با بنده نامزد است و در حدود یکسال و نیم قبل با این خانم در فروشگاه رفاه آشنا شدم. حدود یک ماه قبل با خانواده رفتم خواستگاری و رسماً نامزد شدیم. س: میزان ارتباط خود را در مدت ارتباط با خانم م. ش. بیان کنید؟ با هم در ارتباط بودیم بیرون می رفتیم رستوران، سینما، بستی فروشی و اصلاً رابطه جنسی با هم نداشتیم فقط در حد بغل گرفتم و بوسیدن بوده است. بعد از رفتن به خواستگاری در حدود دو هفته پیش دیدم نامزدم با من یکجور دیگر است و سرد شده تا یک شب بهم زنگ زد و گفت سیم کارتم شکسته و گوشیام شکسته یک هفته بعد از جریان گوشی و سیم کارت نامزدم به من گفت برایم لوازم آرایش بگیر، دیدم با یک موتوری دارد حرف میزند رفتم جلو آن پسر جلوی موتورم را گرفت و گفت این خانم تا الان هر ارتباطی با تو داشته دیگر طرفش نیا و تهدیدم کرد اگر بازم بیایم سراغش میدهم تو را بکشند. من گیج شده بودم بعد از آن شب من با تهدید این آقا که اسمش م. پ. است باهاش قرار گذاشتم چون ترسیدم بهم گفته بود خرجش یک تیر است میزنم میکشمت (م. گفت) بخاطر تو که توی این شهر غریبهای باهاش بودم و بهم گفته بود بیام خواستگاری باید بهم جواب مثبت بدی و نامزد من بخاطر من با این آقا رابطه داشته این آقای شماره مرا به چند نفر داده بود که شبها مزاحم من میشدند و پیام میفرستادند تهدیدم میکردند تمام پیامهای تهدید در گوشی من هست. حتی برادرش ا پ. از من مبلغ یکصد هزار تومان به زور پول گرفته و من به حسابش کارت به کارت کردهام... (ص23و24) مأمورین برای تطبیق اظهارات شاکیه به همراه وی به درب منزلی که مدعی است در آن بوی تجاوز شده رفتهاند، کسی درب را باز ننموده و ظاهراً کسی حضور نداشته ... افسر نگهبان وقت کلانتری که شاکیه مدعی است همان شب بعد از وقوع تجاوز به همراه بستگانش به آن مراجعه داشتهاند در شرح حالات روحی و روانی شاکیه در برخورد با وی میگوید: شخضی به هویت ع ش و چند نفر دیگر به کلانتری مراجعه و اظهار داشتند که مأمور جهت شناسایی منزل متهم به نام م. پ. میخواهیم و در اظهاراتشان بیان داشتند که از متهم شاکی هستیم و در خصوص اینکه چه اتفاقی صورت گرفته چیزی عنوان نکردند و بنده شاکیه را که بیرون کلانتری بود احضار که وی از نظر جسمانی و ظاهری وضعیت عادی داشته و تنها مقداری استرس داشته است. و اینجانب نامبردگان را در خصوص طرح شکایت راهنمایی کردم ... (ص26) دادگاه در جلسه ۱۳۹3/8/10 از متهم میپرسد...؟ با هم میرفتیم منزل خواهرم کلید را از آنها میگرفتم و با هم میرفتیم ... س: س: پزشکی قانونی ازاله بکارت را در تاریخ ۱۳۹3/8/3 تأیید کرده است چه میگوئید؟ من با وی رابطه داشتم ولی هفته قبل این کار را نکردم. س: آخرین نوبت چه تاریخی با وی رابطه جنسی داشتید؟ حدود بیست و پنج روز قبل بود. سپس دادگاه از شاکیه میخواهد که ماجرا را شرح دهد و او نیز به تکرار مطالب گذشته پرداخته و اضافه نموده: « این رابطه اولین و آخرینش بود و بار اول بود که من به آنجا برد فقط گاهی آدرس آنجا را برایم اس ام اس داده بود اما من سرکار بودم و میگفتم اگر منو میخوای باید بیای خواستگاری که خواستگاری نیامد و این کار را انجام داد. قبل از این جریان با ی (س ه) با من سر موضوع دعوا داشت که گفت تو دختر نیستی و باید ثابت کنی که من رفتم نامه سلامت گرفتم... س: م. میگوید به کرات با هم ارتباط جنسی داشتهاید چه میگوئید؟ فقط همان یک نوبت رفتیم.(ص32و31) دادگاه پس از شنیدن اظهارات س. ه. ا. با نام مستعار ی که تکرار همان مطالب قبلی است در مورد چگونگی آشنایی با م. ش. و قصد ازدواج با او و تهدید م. پ. مبنی بر قطع ارتباط با نامزدش نهایتاً به شاکیه در مقام متهم با توجه به اظهارات خودش و سایر متهمان نامبرده را به داشتن رابطه نامشروع با متهم اتهام نموده که مشارالیها در پاسخ به اتهام وارده میگوید: « من هیچگونه رابطهای با ایشان نداشتهام فقط در حد اس ام اس بوده و صبحها که به محل کارم میرسیدم م. زودتر از من سر کوچه ایستاده بود قبول ندارم او به من گفت ... است با یک تیر ... را خلاص میکنم من هم از ترس اینکه بلائی سر نامزدم نیاورد مجبور شدم بهش بگویم بیاید خواستگاری نه اینکه با هزار طرفند مرا فریب حرفهایش بدهد با همدستی خواهرش بهم تجاوز کند گفته بود دوستت دارم میخوامت من گفتم بیا صحبت کن نه اینجوری آبروی منو ببره و بعد از سه روز فراری بودن با التماس بیاید و به نامزدم گفته بود سر ادعای تو این بلا را سرش آوردم. گوشی و پولهای من را هم همان شب از توی کیفم برداشته بودند. هیچ دختری حاضر نمیشه با آبروی خودش و خانوادهاش بازی کند. به زور به من مشروب داد که همینجور ریخت من سوزش خیلی شدیدی حس کردم گفتم سرم درد میکند. سرم گیج میرود نفهمیدم چی شد از حال رفتم. بعد با یک درد شدید شروع به جیغ زدن و گریه کردم. که خواهرش وقتی منو دید سوزن به دست من وارد کرد و گفت الان دردش آرام میشود. من چند وز درد و سرگیجه داشتم... (ص35) دادگاه در دنباله تحقیقات اتهام داشتن رابطه نامشروع را نیز به س. ه. ا. تفهیم نموده است در جواب میگوید: نه من قبول ندارم من وقتی قران بردم خونشون و میخواستیم قبل از محرم خانواده من بیایند عقدمون کنند که این آقا مشکل برامون پیش آورد... نامبرده و م. ش. با قرار تأمین آزاد میگردند. م. با قرار بازداشت موقت راهی زندان میشود...(ص36) آقای ن. ا. وکالت م و م. پ. الف. ف