صدور حکم به پرداخت دیه از بیت المال در فرض حدوث لوث در اتهام قتل عمدی
خلاصهٔ رأی
پیام: چنانچه در بزه قتل عمدی،مورد از مصادیق لوث بوده و شاکی اقامه قسامه نکرده و از مطالبه قسامه از متهم نیز خودداری کند،صدور حکم برائت متهم و پرداخت دیه از بیت المال فاقد وجاهت قانونی است.
متن کامل
صدور حکم به پرداخت دیه از بیت المال در فرض حدوث لوث در اتهام قتل عمدی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: صدور حکم به پرداخت دیه از بیت المال در فرض حدوث لوث در اتهام قتل عمدی پیام: چنانچه در بزه قتل عمدی،مورد از مصادیق لوث بوده و شاکی اقامه قسامه نکرده و از مطالبه قسامه از متهم نیز خودداری کند،صدور حکم برائت متهم و پرداخت دیه از بیت المال فاقد وجاهت قانونی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 8809987180100113 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/14 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده آقایان 1-م. ح. 2- ح. ح. 3- س. ح. متهم به قتل مرحومین 1-ن. ز. 2-ف. ق. و مصدوم نمودن ر. ز. به واسطه شلیک گلوله میباشند. اولیایدم النهایه از س. ح. به عنوان قاتل شکایت مینمایند. با صدور نیابت قضایی به دادگاه عمومی شیراز متهم دستگیر شده است. در تحقیقات انجام شده در آگاهی چنین میگوید چون پدرم چند سال قبل کشته شده بود و من ر. ز. (مصدوم حادثه) را قاتل میدانستم تصمیم به قتل او گرفتم. در عصر روز ۱۳۶۳/3/3 وقتی ن. ز. و ف. ق. و ر. ز. سوار موتور بودند و دنبال بزهای گمشده خود میگشتند من آمدم منزل تفنگ ژ3 پدرم را که مخفی کرده بودیم برداشتم با موتور خودم آمدم به طرف جنگل سپس جاده را سنگ چین کردم تا آنها موقع برگشتن بایستند کمین نشستم آنها آمدند روبرویم بودند به صورت رگبار تیراندازی کردم وقتی فریاد زدند موتور را گذاشتم و اسلحه را پنهان کردم و به طرف کوه رفتم تا صبح در کوه بودم صبح رفتم منزل عمویم از من پرسید کجا بودی گفتم از ک. میآیم موتورم را جلوی قهوهخانه سرقت کردهاند سپس اولیایدم از عمو و پسرعمویم شکایت کردند. چون به آنان مظنون شده بودند شنیدم که ن. و ف. ق. کشته شدهاند و لکن ر. جان سالم به در برده است. به خونخواهی پدرم این کار را کردم و ترسیدم خود را معرفی کنم و فرار کردم متهم در تحقیقات مورخ ۱۳۷۴/8/3 در دادگاه و در حضور اولیایدم مقتولین و وکیل آنان و دو متهم دیگر منکر اظهارات سابق خود شده است. دو متهم دیگر نیز اعلام داشتهاند به موجب حکم صادره از شعبه 13 دادگاه کیفری یک شیراز از اتهام انتسابی تبرئه شدهاند. سپس اولیایدم مقتولین س. ح. را به عنوان قاتل مطرح و از او شکایت و تقاضای قصاص او را نمودهاند. دادگاه طی نامهای از محضر آیات عظام 1-حضرت آیت ا... خامنهای 2-حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی 3- حضرت آیت ا... مکارم شیرازی در خصوص موضوع پرونده استفتاء نموده است و شرح اجمال پرونده را چنین بیان داشته سه نفر موتور سوار بودهاند و از جایی میگذشتهاند توسط شخص یا اشخاصی مورد اصابت چند گلوله قرار میگیرند دو نفر کشته میشوند نفر سوم زخمی شده است. اولیایدم از سه نفر مظنون به قتل شکایت میکنند دو نفر از آنان در دادگاه تبرئه میشوند نفر سوم پس از مدتی دستگیر میشود در تحقیقات اولیه در آگاهی به قتل اقرار مینماید و جزییات را نیز میگوید ولی در دادگاه منکر قتل شده است. سپس ادامه داده است آقای س. ح. منتظر فرصتی بوده تا قاتل پدرش را بکشد. در عصر روز حادثه دو نفر مقتول به همراه مصدوم را سوار موتور دیده است. پس از تعقیب آنان به طرف قاتل پدرش تیراندازی مینماید که گلوله خطا رفته به بدن آن دو بیگناه اصابت کرده و آنها کشته شدهاند که قتل خطای محض تلقی میشود. با عنایت به موارد مذکور برای این حقیر ظن به قتل غیرعمدی از ناحیه متهم پیدا شده است که باید با قسامه ثابت شود. اولیایدم مدعی هستند که قتل عمد است ولی دادگاه ظن بر غیرعمد است. آیا باید از اولیایدم خواسته شود قسامه یاد نمایند که متهم به صورت غیرعمدی مرتکب قتل فلانی شده یا آنکه به ارتکاب اصل قتل قسم بخورند و نوع آن را لازم نیست بیان نمایند و البته آنها چنین قسمی نخواهند خورد چون مدعی قتل عمد میباشند. ثانیاً در صورت نکول از قسم آیا دادگاه از متهم بخواهد قسامه بیاورد و قسم بخورند بر عدم ارتکاب قتل غیرعمدی از جانب متهم یا عدم ارتکاب اصل قتل و لزومی ندارد نوع آن را بیان کنند. یا آنکه اولیایدم مقتولین باید از متهم بخواهند قسامه بیاورد تا قسم بخورند بر ارتکاب قتل غیرعمدی که قطعاً این کار را انجام نخواهند داد. حضرت آیت ا... خامنهای در پاسخ اعلام فرمودند (آنچه که در نظر حاکم اماره ظنیه بر صدق مدعی درباره آن است همان مورد لوث و موضوع برای اجرای قسامه است.) حضرت آیت ا... لنکرانی اعلام فرمودند (اگر متهم در اقرار اولیه خود تصریح نمود به قصد قاتل پدرش تیراندازی کرده ولی خطا رفته با توجه به شواهد مذکور بر اصل قضیه ظاهراً قتلهای انجام شده شبه عمد است و دیه بر عهده قاتل است.) با انتقال قاضی شعبه پنجم جانشین دستور تعیین وقت و دعوت شهود و اولیایدم متهم را داده است. در تاریخ ۱۳۷۵/11/18جلسه دادگاه تشکیل شده است. وکیل اولیایدم اعلام نموده وفق قانون و استفتاء انجام شده آیات عظام موضوع را از موارد لوث دانسته و اجرای قسامه راجع به اثبات قتل عمدی که مد نظر اولیایدم میباشد دانستهاند. بستگان نسبی آمادگی اجرای آن را دارند. سپس تقاضای قصاص متهم را نموده است. وکیل متهم در دفاع از موکلش مطالبی اظهار داشته است. دادگاه با این استدلال که وجود امارات و قرائن ظنیه علمیه متهم و عدم اقامه بینه معتبر از طرف او به لحاظ تناقضگوییهای شهود در جلسات دادگاه و با یکدیگر و اینکه موضوع شهادت مربوط به حدود یازده سال پیش بوده از این رو صحت اظهارات شهود حاصل نمیشود و با توجه به اقرار متهم در آگاهی که گفته است قصد من کشتن ر. ز. ی بوده و اختلافی بین مقتولین و متهم نبوده است دادگاه با توجه به ماده 296 قانون مجازات اسلامی مورد را از موارد لوث و قتل غیرعمدی (خطای محض) تشخیص میدهد و دستور حاضر نمودن 25 نفر از بستگان هر مقتول توسط اولیایدم جهت اجرای قسامه حاضر شوند تا در مورد اصل صدور قتل از جانب متهم سوگند یاد نمایند. در جلسه مورخ ۱۳۷۶/10/1دادگاه پس از تفهیم موضوع اجرای قسامه وکیل اولیایدم مقتولین اعلام نموده موکلیین معتقد به قتل عمدی از ناحیه متهم هستند و حاضر به اجرای قسامه به نحو مورد نظر دادگاه نمیباشند. وکیل متهم اظهار داشته متهم آنچه را که در آگاهی اقرار نموده انکار کرده است و بیگناه است و حاضر به اجرای قسامه نیست. ولی اگر دادگاه مصلحت بداند حرفی نداریم. سپس آقای وکیل اولیایدم اظهار داشته اولیاءدم حاضر به اقامه قسامه بدین جهت نیستند که قسامه به متهم ارجاع گردد بلکه حاضرند اجرای قسامه جهت اثبات قتل عمد بنمایند نه اینکه قسامه مورد نظر دادگاه در مورد غیرعمدی بودن قتل را انجام دهند. سپس دادگاه از متهم سوال کرده حاضر است بر بیگناهی خود قسم بخورد اظهار داشته بله حاضرم والله، بالله، تالله مرتکب هیچ نوع قتلی نشدهام. سپس دادگاه با اعلام ختم دادرسی مبادرت به صدور دادنامه شماره 1625 مورخ ۱۳۷۷/10/15 نموده است در این دادنامه با استناد به گواهی پزشکی قانونی در خصوص معاینه اجساد که علت فوت را خونریزی داخلی ناشی از ورود گلوله به احشاء داخلی اعلام داشته و اینکه اولیایدم در شعبه سیزده دادگاه کیفری یک شیراز اعلام داشتهاند هیچگونه خصومتی بین مقتولین و متهمین م. ح. و ح. ح. نبوده است و مجروح (ر. ز.) نیز اعلام داشته قاتل قصدش کشتن او بوده است چون اتهام انتسابی به متهمین مذکور فاقد وجاهت قانونی است حکم بر برائت آنان صادر میگردد. در مورد س. ح. که پرونده مفتوح بوده و وی دستگیر شده و مطابق اوراق پرونده اقرار نموده که قصد قتل ر. ز. را داشته است و بعد از تیراندازی به سوی آنان فرار کرده و تیراندازی را در شب اعلام داشته ولی شاکی مصدوم تیراندازی را در روز و در روشنایی اعلام کرده است بزه قتل عمدی مقتولین محرز نمیباشد. لذا به استناد اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهم س. ح. صادر میگردد و استدلال کشف موتور متهم در صحنه قتل و متواری بودن او و وجود امارات و قرائن موجب ظن و عدم اقامه بینه معتبر و اینکه در خصوص موضوع از مراجع عظام استفتاء گردیده و مورد از موارد لوث و قتل را به نحو خطاء محض دانسته و چون اولیایدم حاضر به انجام قسامه برای اثبات قتل شبه عمد نشدهاند و متهم سوگند یاد نموده لذا اصل صدور قتل نیز از ناحیه متهم احراز نمیگردد حکم بر برائت وی صادر میگردد. سپس نسبت به رای صادره اعتراض گردیده پرونده در شعبه 34 دیوان عالی کشور مطرح به موجب دادنامه شماره 7/662 مورخ ۱۳۷۷/9/11چنین اعلام شده است (اعتراض و امارات و رای صادره به دلایل ذیل قابل تایید نمیباشد 1-متهم س. ح. پس از یازده سال متواری بودن و پس از دستگیر شدن در اولین بازجویی در نزد مامورین صریحاً اقرار به دو فقره قتل نموده است. همچنین به جرح نیز اقرار داشته است و تمام جزییات را نیز بازگو کرده است ولی بعداً منکر شده است و انکار بعد از اقرار جز در حدود الهی که منجر به قتل یا رجم شود مسموع نیست. 2- قاضی صادرکننده رای قبل از انشاء رای ناچار شده از مراجع عظام استفتاء نماید طبق نظر مقام معظم رهبری آنچه که در نظر دادگاه (حاکم) اماره ظنیه بر صدق مدعی درباره آن است همان مورد لوث و موضوع برای اجرای قسامه است. حضرت آیت اله لنکرانی نیز اعلام داشتهاند اگر متهم در اقرار اولیه تصریح نموده به قصد قتل تیراندازی کرده ولی خطا رفته با توجه به شواهد مذکور ظاهراً قتلهای انجام شده شبه عمد است و دیه بر عهده قاتل است. ماده استنادی در رای دادگاه ماده 269 قانون مجازات اسلامی است تکلیف این ماده در رای صادره روشن نشده است دیه دو قتل غیرعمدی را چه کسی باید بدهد خود قاتل یا عاقله. خون مسلمان که هدر نباید بشود بنابراین قاضی محترم نه به فتاوی عمل نموده نه به قانون و مشخص نیست چرا س. ح. هم در قتل عمد و هم در شبه عمد یا خطای محض بدون پرداخت دیه تبرئه شده است و اگر اولیایدم قسم بخورند حسب نظر دادگاه دلیل نمیشود با یک بار سوگند متهم تبرئه شود. مساله مدعی و منکر نیست تا تحلیف انجام شود. زیرا محرز است متهم در صحنه حضور داشته با به جای ماندن موتورش و بعد فرار او به مدت یازده سال از طرفی متهم مترصد فرصتی بوده تا قاتل پدرش را بکشد تا اینکه اقدام و گلوله به خطا به دو نفر دیگر اصابت میکند میبایستی طبق ذیل ماده 244 قانون مجازات اسلامی عمل میشد چنانچه حضور متهم در صحنه قتل محرز شود باید اقامه بینه بر بیگناهی خود نماید اگر نتوانست لوث ثابت است و مدعی باید اقامه قسامه کند یا رد قسامه نماید. 3-در مورد جراحتهای آقای ر.ز. اظهارنظر نشده است. 4-آقای م. ح. که طبق دادنامه صادره از شعبه 13 کیفری یک شیراز تبرئه شده مجدداً در رای دادگاه به جزای نقدی محکوم شده است او شریک در جرم بوده چگونه فاعل جرم تبرئه شده شریک محکوم شده است. بنابراین دادنامه صادره نقض پرونده در مورد م. ح. نقض بلاارجاع و در مورد متهم س. ح. به شعبه دیگر دادگاه عمومی ک. ارجاع میگردد. پس از ارسال پرونده به شعبه سوم دادگاه عمومی ک. ارجاع گردیده است. شعبه سوم مذکور پس از رسیدگیهای و تشکیل جلسات و تحقیقات مبادرت به صدور دادنامه به شماره 141 مورخ ۱۳۸۰/10/6 نموده است که چنین اعلام شده است بزه انتسابی به آقای س. ح. دایر بر 1-ارتکاب قتل عمدی مرحومین ن. ز. و ف. ق. 2-شروع به قتل آقای ر. ز. با توجه به محتویات پرونده و فقد ادله اثباتی مبنی بر سوءنیت متهم و عدم وجود سابقه اختلاف فیمابین متهم و مقتولین و نتیجتاً عدم وجود انگیزه قتل برای متهم و با توجه به انکار او و سایر محتویات پرونده با توجه به فقد عنصر قانونی شروع به قتل در زمان وقوع بزه محرز نبوده به استناد اصل 37 قانون اساسی رای بر برائت متهم صادر میگردد. ثانیاً اتهام وارده به متهم دایر بر ارتکاب قتل خطایی مرحومین مذکور و ایراد جرح عمدی به ر. ز. با توجه به محتویات پرونده و کشف موتور متهم در صحنه و وجود عداوت با مجروحین که همین انگیزه موجب عمل مجرمانه شده است و اظهارات متهم در آگاهی شیراز و متواری بودن او علیرغم انکار کلی و دفاعیات غیرموجه متهم دادگاه بزه دو فقره قتل خطایی مقتولان یاد شده و ایراد جرح عمدی با اسلحه آقای ر. ز. را محرز و مسلم دانسته مستنداً به تبصره 2 ماده 269 و 297 و 302 و 305 قانون مجازات اسلامی و رعایت بند 2 ماده 3 قانون نحوه وصول برخی درآمدهای دولت حکم به محکومیت متهم موصوف به تحمل یک سال حبس بابت اتهام ایراد جرح عمدی صادر و اعلام مینماید و با توجه به لایحه دفاعیه وکیل اولیایدم که حکایت از عدم مطالبه دیه دارد دادگاه مواجه با تکلیفی در خصوص پرداخت دیه توسط عاقله نخواهد بود. پرونده در خصوص پرداخت دیه متعلق به ر. ز. مفتوح است. نسبت به رای صادره اعتراض شده است. پرونده مجدداً به شعبه 34 دیوان عالی کشور ارجاع شده که طی دادنامه شماره 81/284 مورخ ۱۳۸۱/3/27چنین رای داده شده است (نظر به اینکه در مورد اتهام قتل عمدی به علت فقد دلیل بدون تفهیم و تحلیف مدعی و انجام تحقیقات لازم در این مورد رای بر برائت صادر شده است. اعتراض به لحاظ نقص تحقیقات وارد است. بنابراین در مورد برائت از قتل عمدی حکم تجدیدنظرخواسته نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده حکم منقوض ارجاع میشود و رسیدگی به درخواست تجدیدنظر در مورد قتل خطایی با دادگاه تجدیدنظر استان است) پس از اعاده پرونده درخواست احاله آن به دادگستری شیراز شده است که این امور مورد موافقت دادگاه تجدیدنظر استان قرار نگرفته است. آقای وکیل اولیایدم استعفا داده است. در تاریخ ۱۳۸۳/4/15 جلسه دادگاه تشکیل شده است. متهم و وکیل او حا