صدور حکم بر مبنای علم متعارف قاضی

خلاصهٔ رأی

جنازه در قسمت جلوی پای صندلی عقب بوده و آثار بریدگی و تیرخوردگی در بدن وی مشهود است.

متن کامل

صدور حکم بر مبنای علم متعارف قاضی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: صدور حکم بر مبنای علم متعارف قاضی پیام: قاضی می تواند بر مبنای علم حاصله از مستندات موجود در پرونده، حکم صادر کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970909300235 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/06/05 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده آقای ع.ب. 22 ساله اهل و ساکن ... بازداشت از تاریخ 1388/09/03 الی 1391/12/22 و سپس آزاد با قید وثیقه، دارای سابقه کیفری، با وکالت آقایان ع.خ. و ن.ک. دایر به معاونت در قتل عمد (مرحوم الف.الف. که در شعبه اول دادگاه کیفری استان ... تحت رسیدگی قرار گرفته و در تاریخ 1392/07/16 مبادرت به‌صدور دادنامه شماره 9209975416500124 نموده؛ نظر به اینکه در تاریخ 1388/08/30افرادی به هویت­های ع.الف، ع.الف. و ن. و م.الف. بیان داشته‌اند که فردی بنام ع.الف. با ایشان تماس و گفته که ما با خودرو زانتیا و پژو به شماره های ... و ... را به همراه داشته، با خودروی پژو به مراسم عروسی در روستای ... رفتیم و زانتیا را پارک کردیم. آقای ع. به همراه الف.الف. و دو نفر ناشناس دیگر به سمت روستا حرکت و نرسیده به روستا ... روبروی روستا دو نفر تهدید نمودند که باید به روستا برویم و ابزار تهدید آنها اسلحه و چاقو بود که ع. از محل فرار و آن افراد الف.الف. را به همراه خود بردند و مکان وی نامعلوم می‌باشد و ع. از روستا تماس و گفته خودرو زانتیا در کنار مدرسه می‌باشد که با مراجعه به محل مشخص شد که در محل نیست و ع. در روستای ... می‌باشد، از ایشان به جرم آدم‌ربائی شاکی، تقاضای رسیدگی داریم. موضوع به مرجع انتظامی ارجاع می‌گردد. آقای ع.الف. در مرجع انتظامی وی را به همراه مقتول و آقایان الف.، ر.، الف.(متهم) و ر.(دایی) جهت صرف شام با خودرو به روستا می بردند. در بین راه مقتول گفته: من شام شما را قبول ندارم، به ... برگردیم که الف. راننده ماشین بوده و ر. سمت شاگرد نشستند. متهم ع.ب. پشت سر راننده در صندلی عقب بوده، مقتول در کنارش قرار داشته و ر. کنار درب در صندلی عقب پهلوی ع.الف. نشسته بوده‌است و در این حین الف. به بهانه رفتن به دستشوئی از الف. خواسته تا ماشین را نگه دارد و مقتول ترمز دستی ماشین را کشیده، سپس الف. به مقتول و ع.گفته ما شما دو نفر را می‌کشیم. در همین حال دایی (ر.) از جعبه عقب ماشین اسلحه را خارج و الف. نیز یک چاقو به همراه داشته و گفته است: کلت هم دارم ،شما را می‌کشم. ا. را از سمت راننده پیاده کردند و ع. از سمت شاگرد؛ الف. با الف. درگیر و ر. دست ع. را می‌گیرد که او دستش را رها و فرار می‌کند و دایی یک تیر به‌طرف وی شلیک که تیر به‌وی اصابت نمی‌کند. مشارٌالیه بیان داشته: دیگر نفهمیدم چه شد و روز بعد صبح با الف. به سر صحنه درگیری رفته، مشاهده می‌نماید مقداری خون بر روی زمین ریخته و چندین پوکه اسلحه نیز پیدا می‌شود. مأمورین آگاهی از خون ریخته شده نمونه برداری و در تاریخ 1388/08/30 جنازه مقتول و خودروی پژو در اطراف روستای ... پیدا می‌شود. جنازه در قسمت جلوی پای صندلی عقب بوده و آثار بریدگی و تیرخوردگی در بدن وی مشهود است. حسب گزارش مرجع انتظامی بشرح برگه 10، از مقتول عکس‌برداری و فیلم‌برداری صورت گرفته و آثار بریدگی و سیاه‌شدگی سمت چپ و هم چنین بریدگی و سیاه‌شدگی در روی کمر مشهود بود. سوراخ­ها یا در همین نزدیکی بریدگی وجود داشته، در روی بازوی سمت راست، زیر بغل، روی شکم، قسمت بالای باسن سمت راست اثر اصابت گلوله رؤیت شده و در زیر زانوی چپ و کف دست چپ و انتهای انگشت انگشتری و قفسه سینه و بند اول انگشت سبابه مقتول آثار بریدگی مشاهده است. پدر مقتول از متهمین ص.ش.، الف.ش.(الف.)، ر. و د. و الف.الف اعلام شکایت نموده‌است. حسب گواهی پزشکی قانونی، اثر ورود گلوله در ناحیه گردن و شانه چپ زیر استخوان ترقوه پشت بازوی چپ در قسمت پائین و چپ شکم و خروج از پشت و در پشت باسن سمت راست وجود داشته، یک مورد سوختگی خطی عرضی در پشت قفسه در حدود ده سانتی متر و پارگی کف دست چپ و زیر زانوی چپ خراشیدگی پشت دست چپ و بریدگی انگشت انگشتری دست چپ گزارش می‌شود و علت فوت صدمات وارده بر بدن به علت برخورد چندین گلوله از فاصله نزدیک اعلام شده‌است. مشروح نظریه در برگ 15 به پدر مقتول اعلام شده، اظهار داشته: هیچ­گونه اعتراض به آن ندارد. در اوراق تحقیقاتی آقای ع.الف. به‌شرح برگ 19 بیان نموده: د. از خودرو پیاده شد و از صندوق عقب خودرو یک اسلحه کلاش بیرون آورد. وی خواست ما را به صورت رگباری بزند که الف. داخل ماشین بود، بنابراین تیراندازی نکرد و الف.، الف. را از خودرو بیرون آورد و ر. من را ازخودرو بیرون کشید که من فرار کردم و آستین پیراهنم پاره شد. نمی‌دانم با الف. چکار کردند و در برگ 33 پرونده در نزد بازپرس توضیح داده: من گفتم مهمان شما هستیم، مهمان را می‌‌کشید؟ بعد د. از درب آمد پائین، رفت جعبه را باز کرد و کلاش را آورد بیرون، بعد د. اسلحه را مسلح کرد. می‌خواست بزند که دید که الف. داخل نشسته است و الف. هم یک‌عدد کارد دستش بود. بعد الف. را از قسمت درب راننده بیرون کشیدند و من را از دست شاگرد. ر. که من را بیرون کشیده بود، من زور زدم پیراهن پاره شد، از دستش فرار کردم. بعد ر. گفت: فرار کرد که د. تیر زد و من افتادم. دوباره فرار کردم و رفتم و دیگر نفهمیدم چه بر سر الف. آوردند. متهم به‌شرح صفحه 51 پرونده در مرجع انتظامی اظهار داشته: بنده در محل بودم، ولی هیچ گونه قتلی انجام نداده‌ام. شاهد ماجرا بوده‌ام. ر. با اسلحه کلاش به مقتول شلیک نموده و الف.الف. قبل از اینکه از سوی ر. به وی شلیک شود، چند ضربه به‌وی زدم. متهم در صفحه 56 قتل عمدی مرحوم را منکر می‌شود، لکن به حضور خویش در زمان قتل اقرار می‌نماید و به‌شرح برگ 66 بیان نمود: الف. به ماشین ترمز زد و اسلحه را به‌طرف ما کشید. همگی پیاده شدیم. بعد به الف. گفت کار اشتباهی که کردی اعتراف می‌کنی؟ الف. گفت: آری! قبول دارم و عذرخواهی کرد. ص.(ع.الف.) فرار کرد. بعد از آن من و ر. فرار کردیم و دیدیم که الف. با چاقو الف. را زد و ر. با اسلحه الف. را زد. ص. مدعی است که من الف. را زده‌ام، در حالی­که او فرار کرد و هیچ چیز ندیده‌است. قتل را قبول ندارم. در صفحه 69 بیان داشته: من با چاقو به الف. حمله کردم و یک ضربه دست وی زدم. در صفحه 70 عنوان داشته: الف. با ز.الف. که خواهر الف. و ص. می‌باشد، رابطه داشته و ز. قبلاً نامزد ر. بوده است و قرار بوده با یکدیگر ازدواج نمایند و حتی الف. با زن الف. ارتباط داشته است. اولیای­ دم، والدین مقتول می‌باشند. در صفحات 75 الی 78 و 144 الی 146 نیز متهم نحوه به قتل رسیدن مرحوم را تشریح کرده و بیان داشته: ر. اسلحه کشید. در حالیکه ر.، ع. را نگه داشته بود و الف. و الف. را که یک­باره الف. فرار کرد و هنگام فرار ر. به طرف ع. تیراندازی کرد. الف. به الف. گفت: من اشتباه کردم، می‌خواستم با خواهر تو ازدواج کنم. سپس ر. به‌طرف ع. تیراندازی نمود. آقای ع.الف. در صفحه 147 عنوان داشته: زمانی که الف. ترمز دستی را کشید، ر. به خارج از خودرو رفت و زمانی که ع. چاقو را کشید، ر. و الف. از ماشین پیاده شدند و بعد من متوجه آخ کشیدن الف. شدم. بعد ع. یقه الف. را گرفت و از ماشین پیاده کرد. در آن زمان زنده بود و من هم از ناحیه ر. از خودرو پیاده شدم. دست من در دست ر. بود و به محض پیاده شدن فرار کردم. من ندیدم که ع. با چاقو زد. فقط صدای آخ الف. را شنیدم. در صفحه 549 پزشکی قانونی علت فوت مرحوم را اصابت جسم نوک تیز و برنده می‌باشد و در نهایت دادسرای ... در خصوص اتهام الف.الف. دایر به معاونت در قتل و اتهام آقای م.ب. معروف به د. دایر به قتل عمدی، به‌لحاظ فوت آنان قرار موقوفی تعقیب صادر، پس از تحقیقات و بررسی و صدور کیفرخواست در مورد متهم در تاریخ 1392/07/10 که با حضور اولیای ­دم و متهم و وکلای آنان و نماینده دادستان تشکیل گردیده و اولیای­ دم با ارائه لباس خونی که آن را منتسب به مقتول دانسته از متهم به اتهام قتل عمدی اعلام شکایت و تقاضای قصاص وی را نموده‌است. وکیل اولیای­دم با توجه به بریدگی در سمت چپ گردن و بریدگی در روی کمر و اظهارات مطلع آقای ع.الف. و خون‌ریزی در کف ماشین و عکس‌های موجود و فیلم تهیه شده از مقتول، همان ضربات چاقو را موجب قتل مرحوم دانسته‌است و آقای ع.الف. اظهار داشته: ع. با چاقو داخل ماشین به مرحوم حمله کرده بود و به تمام بدنش چاقو می‌زد. چون تاریک بود، دقیقاً ندیدم به کدام قسمت بدن وی چاقو اصابت کرده، دو الی سه مرتبه مرحوم آخ کشید. در این لحظه من صدای مسلح کردن سلاح را شنیدم. هنوز داخل ماشین بودیم. ر. آستین مرا گرفت. می خواست مرا پیاده کند. من دستم را کشیدم و فرار کردم و صدای تیر شنیدم. تا وقتی من آنجا بودم، هنوز مرحوم و ع. داخل ماشین بودند. متهم اتهام انتسابی را انکار نمود و اقرار اولیه خویش را ناشی از شکنجه دانسته، لکن به اینکه در صحنه قتل حضور داشته و در خودرو کنار مقتول نشسته بوده، اقرار کرده است و در مورد ازدواج با ز.الف. و پاسخ این سؤال که آیا قصد ازدواج با ز. خواهر الف. داشته‌اید؟ گفته: خیر! و در مورد ادعای اولیای­ دم مبنی بر این­که متهم مباشر قتل بوده، احدی از وکلای وی به طور مبسوط به دفاع از موکل پرداخته‌اند و در نهایت این­که موکل در وقوع حادثه هیچ نقشی نداشته و انگیزه‌ای هم برای دخالت در این موضوع نداشته و به جهت همراه بودن با سایر متهمان، به اتهام آدم‌ربایی محکوم شده و تعقیب مجدد وی به عنوان معاونت در قتل، توجیه قانونی ندارد و تقاضای صدور حکم شایسته را نموده‌اند. دادگاه با توجه به کیفرخواست صادره، شکایت اولیای ­دم، گواهی پزشکی قانونی که به موجب آن علت فوت اصابت گلوله تعیین شده‌است، اظهارات متهم در تحقیقات مقدماتی مبنی بر این­که مقتول با خانم ز.الف. ارتباط داشته و متهم قصد ازدواج با این خانم را داشته است و این­که متهم به همراه سایر متهمین با دسیسه و فریب مقتول را به محل قتل منتقل کرده‌اند و سپس متهم با درگیر شدن با مقتول و ایراد جرح با چاقو به دست مرحوم موجب تحریک و تشویق متهمین دیگر شده و اظهارات مطلع آقای ع.الف. و توجهاً به این­که متهم داخل خودرو کنار مقتول نشسته و وی را از داخل خودرو بیرون کشیده و دفاعیات غیرمؤثر وکلای مشارٌالیه و انکار بلاوجه وی در جلسه دادگاه، اتهامش دایر بر معاونت در قتل عمدی مقتول الف.الف. را از راه دسیسه و فریب و تحریک و ترغیب قاتل، علماً محرز و مسلم دانسته و به استناد ماده 207 قانون مجازات اسلامی و با توجه به میزان مجازات از مقرارات ماده 127 قانون مجازات اسامی مصوب 92 که مناسب به حال متهم می‌باشد و قانون حاکم نیز محسوب می‌شود، نام­برده را به تحمل دو از ده سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می‌نماید. رأی شعبه دیوان عالی کشور باتوجه به محتویات پرونده و نظر به این­که جرم انتسابی به متهم آقای ع.ب. در رابطه با معاونت در قتل عمدی مرحوم آقای الف.الف. آن‌هم از راه دسیسه و فریب و تحریک و ترغیب قاتل، مستند به علم که حصول آن نیز با توجه به مفاد رأی صادره متعارف است و به تجویز مواد 207 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 70 و مقررات ماده 127 قانون مجازات اسلامی سال 92 که مناسب و اخف به حال متهم بوده صادر گردیده‌است، اعتراض وکلای طرفین که در لایحه تقدیمی به رأی صادره اعتراض نموده‌اند، اعتراض آنان تکرار همان مطالبی بوده که در مراحل دادرسی به آن اشاره و در دفاعیات و اظهارات­شان بیان نموده‌اند؛ بنابراین رأی صادره مستند و منطبق با موازین اصدار یافته و ایراد و اشکالی بر آن وارد نبوده و با استناد به بند (الف) ماده 265 قانون آئین دادرسی در امورکیفری ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را ابرام و تأیید می‌نماید. شعبه 29 دیوان عالی کشور - مستشار و مستشار محمد کرمی- رضا حاتمی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است