شمول شروط بنایی بر شرط فعل
خلاصهٔ رأی
) باوجود مواد مقرر قانونی عناوین دیگر در قانون مدنی (ماده ۲۲۵- متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشد به منزله ی ذکر در عقد است.
متن کامل
شمول شروط بنایی بر شرط فعل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شمول شروط بنایی بر شرط فعل پیام: شرط بنایی منحصر به شرط صفت نیست بلکه شامل شرط فعل نیز می شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908100083 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/06/31 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت دادخواست آقای م.ی. (به وکالت بعدی آقای ف.ر. ص 20) به طرفیت خانم ن.ی. (به وکالت خانم س.م. ص 35) و به خواسته (صدور حکم به تنفیذ فسخ نکاح) که در مشروحه دادخواست زوج مرقوم نموده طبق عقدنامه شماره 6505 دفتر ازدواج در مورخ 24/6/1391 با خوانده فوق عقد دائمی و شرعی نمودم (ص 4 لغایت 13 تصویر عقدنامه) نظر به اینکه متعاقب عقد نکاح متوجه عیوب نامبرده گردیده ام که عیب وی (ام اس ms) پیشرفته داشته که در زمان عقد و قبل از آن این عیب را در نزد اینجانب پوشانده و خود را سالم در زمان عقد جلوه داده است لذا با توجه به مدارک پیوست تقاضای صدور حکم به تنفیذ فسخ نکاح به استناد مواد 1121 و 1122 و 1123 و 1128 و 1131 قانون مدنی و پرداخت خسارت و هزینه دادرسی را خواستارم جهت اثبات موضوع نامبرده را به پزشکی قانونی معرفی و حاضرم هزینه ها را پرداخت نمایم (ص 17) این دادخواست به شماره 01156-91 مورخ 6/10/1391 ثبت و ارجاع به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) شده است ضمایم دادخواست اظهارنامه زوج به زوجه است با مضمون فسخ نکاح که در مورخ 20/9/1391 به طرف ابلاغ شده ص اول در صفحات 3-2 دوم و سوم و متن لاتین مرکز تصویربرداری پزشکی و سپس صفحات 4 لغایت 13 تصویر سند نکاحیه است در ص 13 تصویر سند نکاحیه تاریخ وقوع عقد 24/6/1391 شماره سند 6505 دفتر چهار ازدواج است دادگاه ذیل لایحه خواهان (ص 19) که بر همان اساس اخطار به زوج (خواهان) صادرشده ص 23 (توجهاً عناوین مذکور از موارد اخطار رفع نقص دادخواست نمی باشد) مقرر نموده 1- دلایل خود مبنی بر اینکه زوجه تدلیس کرده است 2- تاریخ اطلاع از تدلیس 3- آیا علم به فسخ نکاح و فوریت فسخ داشته اید 4- مواقعه صورت گرفته یا خیر در ص 23 به زوج ابلاغ نموده) [عضو ممیز ( بند 6 ماده 51 آ.د.م. ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد از اسناد و نوشتجات و اطلاع مطلعین و غیره، ادله مثبته به ترتیب و واضح نوشته می شود) این امر را خواهان در دادخواست مذکور و ضمیمه دادخواست نموده مضافاً دادرسی اختصاری شناخته نمی شود (مواد 199 آ.د.م. مصوب 1379) - دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوی هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام خواهد داد) - و مفهوم مخالف ( ماده 363 آ.د.م. ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد بود) لکن امتناعی بر دلایل حین و بعد از فراغ دادرسی (ازجمله اعاده دادرسی) مورد تمهید قانون گذار است به همین اسباب در مراحل تجدیدنظر مقررات دادرسی بدوی به حکم ماده 356 آ.د.م. ساری و جاری است و بر همین مبنا احکام حاکم بدوی در تجدیدنظر به استناد تبصره ماده 348 آ.د.م. و در فرجام به استناد ماده 377 آ.د.م. مورد امعان توجه و نقض می شوند مضافاً اغلب موارد مذکور از عناوین نقص دادخواست محسوب نمی شود بلکه در اجلاس دادرسی مستلزم استفصال و استیضاح است] وکیل خواهان ص 24-25 پاسخ موارد مرقوم را داده که با لایحه اصیل - خواهان ص 19 در اجلاس دادرسی یکجا مفید آن گزارش می شود در اجلاس 12/12/1391 ص 38 لغایت 42 که با حضور خواهان و وکیل اش و وکیل خوانده تشکیل شده است وکیل خواهان خواسته را به شرح دادخواست اعلام [از مطالب تکراری طرفین عدول از گزارش می شود] موکل در تاریخ 18/9/1391 حدوداً سه ماه پس از عقد نکاح 24/6/1391 متوجه می شود که خوانده دارای بیماری ام اس می باشد و از آنجا که عقد نکاح بر وصف سلامت واقع شد و خوانده دارای سلامت نمی باشد و بیماری وی نیز از بیماری های صعب العلاج است بلکه لاعلاج است و زوجه نیز از بیماری خودش اطلاع داشته و مخفی کرده لذا تخلف از شرط صفت (ناخوانا) و تدلیس وی محرز و خواستار تنفیذ فسخ نکاح می باشیم دادگاه در خصوص مواقعه و عدم مواقعه توضیح بدهید حسب اظهارات موکل (زوج) نامبرده با خوانده (زوجه) مواقعه نکرده است [لایحه زوج ص 19- تقاضای صدور حکم به تنفیذ فسخ نکاح را دارم موضوع فریب در ازدواج و پنهان کردن مریضی خوانده در پرونده مضبوط است با توجه به مدارک پزشکی و وضعیت عمومی خوانده و اظهارات شفاهی پزشک این بیماری از مدت ها قبل از زمان عقد وجود داشته و ایشان در زمان عقد آن را از اینجانب و خانواده ام مخفی نموده و خوانده انکار می نماید تقاضای معرفی به پزشکی وی را دارم بر طبق قانون تدلیس در ازدواج تقاضای تنفیذ فسخ نکاح و جبران کلیه خسارات ناشی از این امر را دارم) (وکیل خواهان در لایحه صفحات 24 و 25 اجمالاً دلیل موکل تدلیس زوجه است حسب سوابق پزشکی و بروز آن قبل از وقوع عقد نکاح و اسامی پزشکان معالج را مذکور نموده و ارجاع به پزشکی را خواستار شده است ثانیاً - وضعیت جسمانی و روحی زوجه که قادر به کنترل حرکات و راه رفتن و تکلم نیز نمی باشد دلیلی محکم بر وجود بروز بیماری در سنوات گذشته است ثالثاً - گواهان متعددی وجود دارند که عالم به وجود بیماری خوانده قبل از وقوع عقد بوده و در جهت شهادت اینکه زوجه علم و آگاهی از بیماری قبل از عقد داشته حاضر به ادای شهادت می باشند شرط صفت که عقد متبایناً بر آن واقع شده و آن صفت نیز سالم بودن زوجین از لحاظ جسمی و روحی می باشد تخلف از شرط صفت با علم و آگاهی صورت گرفته که تدلیس در نکاح و فریب زوج است (ماده 128 ق.م.) [لایحه وکیل خوانده (زوجه) صفحات 36 و 37 وفق دلایل ذیل هیچ گونه تدلیسی صورت نگرفته و ادعای خواهان (زوج) عاری از حقیقت است تدلیس در فقه و قانون مدنی عبارت از اعمالی که موجب فریب معامله شود ماده 438 ق.م. اولاً موضوع تدلیس باید عین باشد ثانیاً - تدلیس کننده باید به موضوع مورد تدلیس صورتی بدهد که محرک طرف معامله شود یعنی اظهار صفت کمالی در موضوع مورد معامله نماید که آن موضوع فاقد آن صفت است بنابراین اخفاء عیب از موارد اعمال خیار عیب است نه خیار تدلیس بنابراین موارد فسخ به سه دسته 1- عیب 2-تدلیس 3- تخلف از شرط صفت پس با تعریف عیب ابراز داشته عیوب مختص زن که عبارتند از قرن - جذام- برص - افضاء - زمین گیری - نابینایی از هر دو چشم که موکل اینجانب هیچ کدام از این عیوب را ندارد و در حال حاضر دانشجوی فوق لیسانس است و در خصوص نفی ادعای زوج نکاتی را هم افزوده (زوجین هر دو ی. و قرابت خویشاوندی دارند و اهل روستای ج هستند که جمعیت ناچیزی دارد و کاملاً یکدیگر را دیده و شناخته اند دختر هیچ صفتی را به دروغ نگفته و پنهان کاری نداشته و زوجین در معیت هم جهت آزمایش و مشاوره به مرکز بهداشت رفته اند و آزمایش اخذشده در دفتر ازدواج مضبوط است موکل بنده قبل از ازدواج هیچ بیماری به خصوص بیماری عنوان شده را نداشته و حتی یک مورد مراجعه به پزشک نداشته دفترچه درمانی صحت وسقم عرایضم را گواهی می نماید پس از چند روز از وقوع عقد به ناگاه موکل بنده متوجه می شود که همسرش به روی تخت افتاده و غش کرده و تشنج کرده است هنگامی که به حالت طبیعی برمی گردد از آن به بعد بهانه گیری ها شروع می شود به لحاظ اینکه (زوج) عیب خود را سرپوشی بگذارد موکل بنده (زوجه) را نزد پزشک روانشناس می برد خانم دکتر از زوجین تست روانشناسی می گیرد موکل بنده تمامی تست ها را علامت می زند لکن خواهان از انجام این کار امتناع و از کوره در می رود لزوم استعلام از خانم دکتر ع. را دارم و پس از عقد عمل مواقعه صورت گرفته ادعای وکیل خواهان (زوج) دربند 4 لایحه واقعیت ندارد و دروغی بیش نیست تقاضای اعزام به پزشکی قانونی را دارم و ادعاهای خواهان کاملاً کذب است تقاضای ردّ ادعا را دارم] وکیل خواهان در اجلاس دادرسی اول در جواب سؤال رئیس دادگاه چنانچه توضیحی نسبت به لایحه وکیل خوانده دارید بیان نمایند جواب داده اجمالاً (قبول داریم طرفین از بستگان می باشند و موکل کاملاً خانواده را می شناخته است ولی برای اولین بار در جلسه عقد همدیگر را دیده اند حسب ادعای موکلم زوجه با بروز بیماری خودش ام اس را مخفی کرده و موجب فریب موکل شده سؤال دادرس - چه دلیلی بر مخفی کردن بیماری ام اس زوجه دارید زوجه (خوانده) قبل از ازدواج به مرکز فوق تخصصی (ناخوانا) مراجعه داشته و در آن مرکز پس از (ناخوانا) به کمیسیون پزشکی ارجاع شده درخواست استعلام از مرجع مذکور را دارم طرفین جهت مشاوره رفته اند ولی بیماری ام اس مشخص نشده (ناخوانا) را قبول نداریم بند 5 (نفی اطلاع زوجه از بیماری) را قبول ندارم بند 6 (غش کردن زوج و تشنج وی) را قبول ندارم دادگاه خطاب به وکیل خوانده (زوجه) چنانچه توضیحی دارید بیان نمایند جواب دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است با این توضیح که موکل به چشم پزشکی مراجعه کرده و به وی گفتند هیچ مشکلی ندارید کمیسیون پزشکی هم جهت ایشان تشکیل نشده ولی به مرکز فوق تخصصی چشم بینا در تهران مراجعه داشتند به توصیه پزشک معالج خودش آقای دکتر ع. در سمنان اینجانب معتقدم موکلم سالم می باشد چرا که دانشجوی فوق لیسانس در شاهرود است و خودش رفت وآمد می کند اگر بیماری ام اس داشت قادر به راه رفتن نبود جهت روشن شدن موضوع با تقاضای معرفی زوجه به پزشکی قانونی موافقم و در خصوص مواقعه و عدم آن چون موکل (خوانده - زوجه) مدعی است خواهان (زوج) با وی مواقعه داشته است و در حال حاضر فاقد بکارت می باشد وکیل زوج در استعلام زمان وقوع مواقعه استعلام شود و جهت اثبات آگاهی خوانده از بیماری ام اس شهود معرفی نموده (خانم م.ی. دخترعمو خوانده - خانم م.ی. دختردایی موکل - ف.ی. دخترعموی دادگاه افرادی که نام بردید از چه کسانی شنیده اند جواب وکیل زوج اولاً - نامبردگان در خصوص بیماری ام اس از کسی چیزی نشنیده اند ثانیاً - از مادر ایشان شنیدند که خوانده دارای بیماری مغزی می باشد و در خصوص بیماری ام اس از کسی چیزی نشنیده بودند افراد فوق قبل از ازدواج به مادرخوانده گفته اند دخترتان مریض است چرا او را به دکتر نمی برید مادرش گفته بردیم پانصد هزار تومان خرج کردیم و بیماری مغزی دارد دادگاه خطاب به خواهان (زوج) با توجه به اینکه از تاریخ عقد تا زمان ارسال اظهارنامه از سوی شما حدوداً سه ماه گذشته است آیا شما در این مدت متوجه بیماری ام اس وی نشدید جواب از روز عقد متوجه شدم که ایشان مشکلات و بیماری دارد ولی در تاریخ 9/9/1391 آقای دکتر ب. برای اولین بار بعد از عقد تشخیص دادند که همسرم دارای بیماری ام اس می باشد و از نوع پیشرفته و در طول این مدت هیچ وقت به من نگفت بیماری ام اس دارد ولی چون من می دیدم که نامبرده مشکل جسمی دارد بارها او را به دکترهای مختلف بردم دکتر ص. در سمنان و یکی دیگر هم رفتیم که اسمش را نمی دانم که این دو پزشک هیچ کدام نگفتند ام اس دارد بعد با توصیه همسرم رفتیم مشاوره دکتر ع. متخصص روان شناسی آن هم به خاطر افسردگی که دکتر به او گفت افسردگی شدید دارید بعد دیدم که درمان نشد رفتیم دکتر مغز و اعصاب دکتر ب. که ایشان پس از معاینه و ام.آر.آی و آزمایش گفت خوانده (زن) دارای بیماری ام اس می باشد 9/9/1391 بعد هم گفتند دیر هم شده است باید برویم تهران مرکز تحقیقات ام اس بیمارستان س. پیش دکتر (ناخوانا) که درمان را شروع کنید (کارهای پزشکی را که نموده نامبرده است) سؤال دادگاه آیا شما با همدیگر در یک منزل بودید جواب بله اکثر روزها باهم بودیم در منزل اینجانب و خورد و خوراک شان هم آنجا بود و یک مسافرت مشهد هم دو روزه باهم رفتیم و در هتل بودیم ولی زمانی که در روستا بودیم شب ها او را به منزل پدرش می بردم که با خانواده اش بود پدر و مادرش در ییلاق بسر می برند و بعد از اینکه متوجه شدم نامبرده ام اس دارد با وی صحبت کردم که توافقی از هم طلاق بگیریم ولی چون ایشان منکر بیماری خودش شد و قبول نکرد و با توجه به اینکه می دانستم فسخ فوری ولی سریع اقدام نکردم و اظهارنامه دارم و بعد ایشان اول رفت شکایت مهریه و نفقه کرد منهم دادخواست تنفیذ فسخ نکاح دادم وکیل خوانده اعلام کرد که حسب اظهارات موکلم مواقعه در شهرستان م صورت گرفته و طبق آنچه ایشان از دفترچه بیمه اش به من نشان داد خوانده (دختر) هیچ مراجعه به پزشک در مورد بیماری ام اس قبل از ازدواج نداشته است ولی طبق نظر دکتر س. در بعد از گرفتن ام.آر.آی مغزی داده شده تشخیص وی این بود که دارای بیماری ام اس خاموش می باشد لذا بعد از عقد ازدواج فهمیده و این بیماری ام اس وی از موجبات فسخ نکاح نمی باشد چون موجب زمین گیری نیست و در حال حاضر درس می خواند و تردد می کند و از شبکیه چشم ایشان هم گفتند مشکلی وجود ندارد (خط دادرس دادگاه به سختی قابل قرائت است توصیه می شوند یا خط قابل قرائت بنویسند و یا منشی بنویسند) (بند یک ماده 14 قانون نظارت بر رفتار قضات) دادگاه با ختم جلسه در ص 43 پرونده های دعاوی مطالبه مهریه و نفقه را ملاحظه کند (در این اجلاس استفصال و استیضاحی در خصوص شرط بنایی مذکور در لایحه وکیل خواهان که متمایز از عنوان تدلیس است صورت تحقیق نیافته است در تدلیس علم به تدلیس شرط است لکن در شرط بنایی علم و جهل مؤثر در مقام نیست شروط پیش از عقد است هر چند فقهاء امامیه و به تبع آنان حقوق دانان امر شروط ضمن عقد از آن بحث نمودند) باهدف تمهید دفاع متقابل لوایحی که خوانده (زوجه) در پرونده با امضای خود تقدیم نموده (صفحات 97 لغایت 100 و 151 و 152 و 183 لغایت 186) نکات مشترک آن ها یکجا مرقوم می شود تا در تض