شرط صدور حکم محکومیت به سبب سرایت جنایت

خلاصهٔ رأی

اعتیاد به موادمخدر من جمله تریاک و هروئین داشت و اتفاقاً به خاطر اعتیادش حاضر نشده در بیمارستان بستری شود و احتمال دارد به خاطر مصرف موادمخدرسنگ کوب کرده باشد و مقصر خود مرحوم و خانواده اش می باشند که علی رغم نظریه پزشک بیمارستان ایشان را بستری نکرده اند و اگر با اجازه پزشک از بیمارستان ترخیص شده باشد بیانگر این است که مرحوم مشکل خاصی نداشته است.

متن کامل

شرط صدور حکم محکومیت به سبب سرایت جنایت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط صدور حکم محکومیت به سبب سرایت جنایت پیام: صدور حکم محکومیت مرتکب به دلیل سرایت جنایت، مشروط به این است که عامل خارجی دیگری در سرایت نقش نداشته باشد. مستندات: ماده 296 قانون مجازات اسلامی 1392- شماره دادنامه قطعی : 9309988133300037 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/25 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور مشروح محتویات پرونده محاکماتی همان است که قبلاً در ذیل دادنامه شماره 122 ــ 95/3/25 این شعبه منعکس می باشد و اینگونه دلالت دارد که بر اساس گزارش مورخ 93/1/16 مأمورین پاسگاه انتظامی بخش جوکار اشخاصی به هویت م. الف. و ع الف. پیرو درگیری مورخ 93/1/15 به کلانتری مراجعه و اعلام داشته اند برادرشان به نام م. الف. 35 ساله که توسط ف. الف. از ناحیه پشت کتف راست دچار چاقو خوردگی شده به بیمارستان امام ح. (ع) ملایر منتقل شده بود فوت نموده و مأمورین با عزیمت به محل سکونت متهم نامبرده را دستگیر می نمایند. ضمناً اولیاء دم مقتول نیز با تقدیم شکوائیه ای به دادگاه عمومی بخش جوکار علیه متهم و افراد دیگری به اتهام قتل عمدی، ورود به عنف به منزل و فحاشی و کتک کاری اعلام شکایت نموده اند . در مرجع انتظامی از متهم تحقیق اظهار داشته دیروز ساعت 16 بعدازظهر الف.الف به درب منزل ما مراجعه نمود و گفت که محمد الف. گفته است که بوقلمون های من را دیده اند تو به همراه کس دیگر برده اند و بعد اینجانب به همراه الف.الف به سمت منزل م. الف. رفتیم او را صدا کردم آمد بیرون و گفتم تو کجا من را دیدی که بوقلمون ها را من بردم در این حین م. الف. به همراه برادرش ر. الف. با چوب و چماق به من حمله ور شدند در درگیری من چاقو نداشتم و اطلاع ندارم که خودزنی کرده یا برادرش او را زده است اهالی ما را از هم جدا کردند و من را به خانه خودمان هدایت کردند که بعد از بیست دقیقه خود آقای م. الف. به همراه برادرانش پدرش و کلیه اهالی طایفه اش به درب منزل ما آمدند و سنگ پرانی به سمت منزل ما نمودند و شیشه ها را شکستند با مقتول درگیر شدم و بنده را با چوب زد و بعد ما را جدا کردند ولی من او را نزدم با ارسال گزارش به دادگاه ریاست محترم دادگاه بخش جوکار از آقای الف. الف. تحقیق اظهار داشته از آقای ف. الف. به لحاظ قتل عمدی فرزندم شکایت و تقاضای قصاص دارم ایشان فرزندم را با چاقو مضروب و فرزندم در اثر اصابت چاقو از دنیا رفت ضمناً فرزندم مجرد بود و وراث وی بنده و مادرش هستیم مادر مقتول به علت تألمات روحی فعلاً حضور در اولین فرصت جهت ارائه شکایت حضورمی یابد .از متهم تحقیق شده اظهار داشته اینجانب حدود سه سال است که ازدواج نموده ام و محل زندگیم شهرستان کرج می باشد از تاریخ 92/12/28 جهت دید و بازدید و ایام نوروز به روستای ... آمده ام مورخ 93/1/15 آقای الف.الف به منزل مادریم در روستای ده شاکر آمد و گفت آقای م. الف. به من گفته است که شما بوقلمون های من را سرقت کرده اید من گفتم شما خودتان دیده اید که ما سرقت کردیم در جواب گفت نه من ندیده ام و فقط شنیده ام من به همین خاطر جهت مواجهه حضوری سراغ آقای م. الف. رفتم هنوز به منزل ایشان نرسیده بودم که ایشان به اتفاق برادرش ر. الف. از منزل بیرون آمدند و من گفتم شما چرا گفتید که من بوقلمون های آقای الف را بردم و ایشان در جواب گفت من هم شنیده ام گفتم چرا این حرف را زدید و به من تهمت زده اید که ایشان به اتفاق برادرش به من فحاشی نمودند و به خانه رفتند و با چوب به سمت من آمدند و م. الف. (مقتول) با چوب یک ضربه به کمرم زد و برادرش رضا نیز یک ضربه به کمرم زد من چون می دانستم آنها قصد درگیری با من را دارند یک قبضه چاقو از قبل تهیه کردم داخل کاپشنم پنهان کرده بودم چاقو دارای دسته چوبی و تیغه فلزی حدوداً 6 یا 7 سانتی متر بود عرض چاقو حدود یک سانت بود جهت کارهای قصابی نگه داشته بودم آقای الف. زمانی که با چوب بنده را زد چوب ایشان شکست وقتی خم شد چوبش را بردارد من با دست چپ گردن ایشان را گرفتم و با دست راست یک ضربه به بین کتفهای ایشان زدم و حدود یک سانت از چاقو وارد بدن ایشان شد . به هیچ وجه قصد کشتن ایشان را نداشتم و چاقو اصلاً به جای حساس ایشان نخورده است و بعد از این مردم ما را از هم جدا کردند و من را به خانه بردند . سپس آقای م. الف. (مقتول) بعد از نیم ساعت به اتفاق عده زیادی ( پدرش و برادرش و سایر افراد طایفه اش ) به درب منزل ما آمدند و با سنگ شیشه منزل ما را تخریب کردند و قصد درگیری داشتند که ما از خانه بیرون رفتیم و با آنها درگیر نشدیم و امروز صبح من خانه بودم که مأمورین من را دستگیر کردند . دستوراتی جهت اخذ نظریه پزشکی قانونی بازسازی صحنه و تهیه عکس و فیلم از جسد مقتول و اخذ سوابق کیفری متهم ومعرفی اولیاءدم صادر گردیده است .مجدداً در تاریخ 93/1/17 اتهام قتل عمدی به متهم تفهیم شده است دفاعاً بیان داشته قبول دارم که یک ضربه چاقو به پشت مرحوم م الف. زدم ولی قتل ایشان کارمن نبوده است چرا که درگیری ما و اصابت چاقو به مرحوم ساعت 16 مورخ 93/1/15 بوده است در حالی که نامبرده ساعت 6/20 صبح مورخه 93/1/16 فوت کرده است مرحوم م. الف. اعتیاد به موادمخدر من جمله تریاک و هروئین داشت و اتفاقاً به خاطر اعتیادش حاضر نشده در بیمارستان بستری شود و احتمال دارد به خاطر مصرف موادمخدرسنگ کوب کرده باشد و مقصر خود مرحوم و خانواده اش می باشند که علی رغم نظریه پزشک بیمارستان ایشان را بستری نکرده اند و اگر با اجازه پزشک از بیمارستان ترخیص شده باشد بیانگر این است که مرحوم مشکل خاصی نداشته است. ضمناً چاقوئی که با آن مرحوم را زدم چونافراد زیادی حین درگیری جمع شده بودند از من گرفتند و از مکان آن اطلاعی ندارم قراربازداشت موقت برای نامبرده صادر اعلام داشته اعتراض ندارم . برگ معاینه جسد حاکی است در خلف قفسه سینه بین دنده های 5 و 6 خلفی قفسه سینه جراحتی به طول 1 تا 1/5سانتی متر مشاهده شد (ص 26) و سپس طی گزارش مضبوط در برگ شماره 50 پرونده علت تامه فوت اصابت جسم برنده و نوک تیز به قفسه صدری و عوارض ناشی از آن اعلام شده است . آقای م. خ. از جانب متهم اعلام وکالت نموده است . لایحه تقدیم ضمن اعتراض به نظریه پزشکی قانونی علت فوت را ناشی از اقدام پزشک معالج و خود شخص مقتول اعلام داشته و درخواست اخذ نظریه کمیسیون پزشکی قانونی خارج ازاستان نموده است . سپس از متهم اخذ آخرین دفاع شده اظهار داشته به نظریه پزشکی قانونی اعتراض دارم . قرار مجرمیت نامبرده صادر و با تنظیم کیفر خواست پرونده به محاکم کیفری یک استان همدان ارسال و جهت رسیدگی به شعبه اول ارجاع شده است . وقت رسیدگی به تاریخ93/7/22تعیین شده است در جلسه رسیدگی نماینده دادستان به شرح کیفرخواست تقاضای رسیدگی نموده استاولیاءدم نیز اظهار داشته اند درخواست قصاص متهم داریم اتهام به متهم تفهیم شده اظهار داشته اتهام را قبول ندارم و من ایشان را به قتل نرسانده ام و مجدداً با تکرارشرح ماجرای رفتن به درب منزل مقتول بیان داشته ..... م ا چوب زد بغل سرمن و هم برای دفاع از خودم یک ضربه ناچیز و خیلی کم عمق با چاقو به م زدم به بین دو کتف او زدم . بعد مردم ریختند ما را جدا کردند ما را آوردند دم درب خودمان و آنها هم رفتند تقریباً یک ربع بعد کل طایفه به خانه ما حمله کردند و ما داخل منزل رفتیم و درب را قفل کردیم سنگ پرانی کردند شیشه ها را شکستند ما از خانه بیرون نرفتیم چاقوی من زیاد نرفته و عمیق نبوده و به نظریه پزشکی قانونی اعتراض دارم و معتقدم مقتول در اثر ضربه چاقوی من از بین نرفته است و سهل انگاری خودش باعث شده که وی فوت کند و اینکه بردن بیمارستان و با رضایت خودش از بیمارستان بیرون رفته است و توجه و دقت کافی نکرده اند که منجر به فوت ایشان شده است .... البته این مطلب را اضافه می کنم که قبل از فوت آن مرحوم که ظاهراً مشخص نبوده که جراحت او خطرناک است حالش خوب بوده حتی گفته بودند ما شکایت نمی کنیم شما هم شکایت نکنید با هم مصالحه می کنیم و فردای آن روز مرحوم فوت می کند و من را هم دستگیر کردند . وکیل نامبرده نیز اظهار داشته مدافعات به شرح لایحه ای است که در بازپرسی ارائه داده ام عدم معالجه جراحت از سوی شخص مجروح و تشخیص اشتباه پزشک معالج آنچنان سهل انگارانه و نامعقول بوده که عرف این بی توجهی را عامل مؤثر مستقلی برای تحقق مرگ می داند نظر شهید ثانی ..... و ماده 293 قانون مجازات اسلامی مؤید این امر است به منظوربررسی بیشتر تقاضای ارجاع به کمیسیون پزشکی قانونی توجیهاً خارج از استان همدان را دارم . سپس دادگاه اینگونه اتخاذ تصمیم می نماید با توجه به اعتراض متهم و وکیل نامبرده به نظریه پزشکی قانونی به پزشکی قانونی مرقوم شود با تشکیل کمیسیون پزشکی 1- با مطالعه پرونده بالینی متوفی تخلفی صورت گرفته یا خیر؟ 2- پزشک معالج با وجود جراحت جائفه در بدن متوفی حق بخیه کردن و ترخیص وی را داشته یا خیر ؟ 3- اگر تخلفات پزشکی به شرح ایرادات وکیل موجود بوده است آیا انتساب قتل به ضارب چاقو صحیح است یا اینکه ضرب چاقو جراحتی بیشتر نبوده و تخلف پزشک معالج موجب فوت متوفی گردیده است .4- اگر انتساب قتل به ضارب مشکل باشد درصد انتساب در چه حدی است و میزان تأثیر هر کدام به طور مشخص اعلام شود 5- و هر موردی که در پرونده بالینی متوفی موجود در بیمارستان امام ح. (ع) ملایر در رابطه با تخلف یا قصور پزشکی که انتساب قتل را به متهم زیر سؤال برده بررسی و نتیجه اعلام نمایند . و چنانچه محل اصابت از مواضع حساس بوده است یا خیر نتیجه را اعلام نمایند . پاسخ پزشکی قانونی به شرح برگ شماره 85 حاکی است . محل ضرب از مواضع حساس بدن بوده که در صورت اقدامات صحیح درمان و ادامه درمان توسط نامبرده قابلیت درمان را داشته است نامبرده در تاریخ 93/1/15 عصر با جراحت ناحیه خلف قفسه صدری به بیمارستان مراجعه و بستری گردیده است و پزشک معالج .... اقدام به سوجور (بخیه زدن) محل جراحت نموده و درخواست گرافی قفسه سینه و ادامه درمان را برای بیمار داده است که متأسفانه بیمار رضایت به ادامه کارهای تشخیص و درمانی نداده و با رضایت شخصی بیمارستان را ترک نموده و مجدداً سحرگاه 93/1/16 به اورژانس مراجعه و توسط پزشک عمومی وقت ویزیت گردیده ولی دستور پذیرش بستری بیمار صادر نگردیده است لذا با توجه به جمیع جهات علت مرگ متوفی چندین عامل داشته که به صورت مشترک منجر به فوت نامبرده گردیده است که میزان سهم اصابت جسم نوک تیز به خلف قفسه صدری و متعاقب آن خونریزی داخلی قفسه صدری و آسیب ریه به میزان 33 درصد در مرگ متوفی مؤثر بوده و پزشک جراح به علت بخیه زدن محل جراحت قبل از اقدامات تشخیصی دیگر مرتکب قصور پزشکی از نوع بی مبالاتی گردیده که تصور پزشک فوق الذکر به میزان 10 درصد در فوت مؤثر بوده و پزشک عمومی به علت عدم دقت در معاینه بیمار و عدم صدوردستور بازپرس در بیمارستان جهت اقدامات تشخیص و درمانی مرتکب قصور پزشکی از نوع بی مبالاتی گردیده که قصور وی به میزان 5 درصد در فوت مؤثر بوده و پنجاه و دو صد مابقی نیز به علت عدم رضایت نامبرده جهت ادامه درمان و تشخیص و ترک بیمارستان وهمچنین مصرف موادمخدر توسط وی بوده است با ابلاغ نظریه به اصحاب پرونده اولیاءدم مقتول و نیز وکیل متهم نسبت به آن اعتراض نموده در این راستا نظریه کمیسیون پزشکی دیگری از طریق پزشکی قانونی استان مرکزی اخذ شده است . نظریه مذکور دلالت دارد که علت مرگ متوفی خونریزی داخل قفسه سینه به دنبال اصابت جسم نوک تیز و برنده نامشخص و عوارض ناشی از آن تعیین می گردد و جراحت وارده به سمت راست خلف قفسه سینه با توجه به عمق و محل جراحت نوعاً کشنده محسوب می گردد . با عنایت به کشنده بودن جراحت سمت راست خلف قفسه سینه وعمدی بودن ضربه وارده منجر به جراحت (نزاع) و با توجه به ماده 296 قانون مجازات اسلامی مرگ یا قتل متوفی به پزشک یا پزشکان درمانگر منتسب نبوده و ایشان صرفاً در امر درمان مرتکب قصور شده اند . (ص 97) و در نظریه تکمیلی نیز اعلام گردیده است با توجه به ماده 296 قانون مجازات اسلامی و عمدی بودن جنایت مسئولیت مرگ کلاً متوجه ضارب ضربه می باشد و سهل انگاری و اقدامات نامناسب درمانی پزشکان معالج دخالتی در علت تامه مرگ نداشته است .... (ص 115)سپس وقت رسیدگی تعیین و اصحاب پرونده و نماینده دادستان دعوت شده اند اولیاءدم با تکرار شکایت درخواست قصاص متهم نموده اند. متهم نیز با تکرار مدافعات قبلی مضموناً بیان داشته من اتهام را قبول ندارم چون چاقوی من آنقدر عمق نداشت که مرحوم را بکشد و قصد قتل هم نداشته ام و علت فوت سهل انگاری پزشکان و خود او بوده است که منجر به کشته شدن او شده است ..... من فقط یک چاقو به پشت کتفش زدم مردم ریختند جدایمان کردند و درگیری تمام شد . وکیل مدافع نامبرده نیز اعلام کرده مدافعات خود را مکتوباً ظرف سه روز آینده ارائه می دهم و شفاهاً توضیح می دهم تقاضای توجه به عرایض شفاهی بنده دارم متهم در مقام آخرین دفاع به نظریه پزشکی قانونی استان مرکزی اعتراض دارم . و تقاضای کمسیون پزشکی قانونی دیگری دارم . وکیل نامبرده لایحه ای تقدیم و پیوست شده است و ضمن شرح توضیحاتی در باب علت فوت مقتول درخواست ارجاع امر به پزشکی قانونی کشور نموده است . سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 106-94/9/22 و با استدلال مندرج در آن حکم به قصاص نفس متهم را به لحاظ ارتکاب قتل عمدی صادر می نماید با اعتراض وکیل محکوم علیه پرونده به دیوان