شرط تحقق منازعه

خلاصهٔ رأی

که من پیش رفتم وخواهش کردم از درب خانه ما دور شوید مادرم مریض است.

متن کامل

شرط تحقق منازعه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط تحقق منازعه پیام: تحقق بزه منازعه منوط به این است که در هرطرف دعوا، حداقل دونفر باشند و در فرض دعوای دو نفر با یک نفر، منازعه محقق نمی شود. مستندات: ماده 615 قانون مجازات اسلامی 1375- شماره دادنامه قطعی : 9309970908800240 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/08/04 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان م.، آقایان 1- ش.ص. به اتهام قتل عمدی مرحوم د. ک. در مورخه 90/6/13 در شهرستان م. و همچنین مشارکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل .... 2- پ. س. 22 ساله به اتهام معاونت در قتل عمدی و شرکت در نزاع دسته جمعی ... 3- م.ق.ع. به اتهام معاونت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل، تحت تعقیب کیفری قرار گرفته اند ص122-124. اجمال قضیه از این قرار است که آقای م.ق.ع. به لحاظ سابقه دوستی با آقای پ. س. یک حقه وافور به عنوان امانت به او می دهد بعد از اینکه جهت پس گرفتن وافور به او مراجعه می کند پ. س. مدعی می شود که وافور مفقود شده پولش را از پولی که از او طلب دارد کسر نماید لیکن آقای ع. منکر بدهی خود می شود و ادعا می کند که وافور متعلق به د. ک. است در شب وقوع نزاع منجر به قتل، آقای پ. س. با ش. ص. تماس می گیرد و از او درخواست می کند تا با همدیگر به منزل م.ق. ع. رفته و راجع به موضوع گفتگو کنند. لذا با همدیگر به محله د. می روند و پ. س. با آقای ع. تماس می گیرد که به محله د. بیاید و راجع به بدهکاری وی صحبت کنند. آقای ع. موضوع را به د. ک. اطلاع می دهد. ابتدا د. ک. به محل می آید وقتی می بیند ق. ع. در آن جا حضور ندارد به دنبال او رفته و وی را به محل می آورد. محل تجمع نامبردگان در ابتدا درب منزل آقای خ. ح. بوده که نامبرده از آنان تقاضا می کند به لحاظ بیمار بودن مادرش از درب منزل وی دور شوند که مشارالیهم به همراه خ. ح. حدود پنجاه متر پایین تر می روند، ابتدا پ.س. با ق.ع. در موضوع بدهکاری نزاع لفظی می نمایند. ش. ص. به قصد میانجی گری با طرفین درگیری صحبت می کند که د. ک. (مقتول) به او می گوید این موضوع ربطی به تو ندارد. گویا د.ک. و پ.س. به یکدیگر فحاشی می نمایند. د. ک. با دسته چاقو به سر ش.ص. می زند و سر وی را مجروح می کند سپس ش. ص. به پ. س. می گوید چاقو را به من بده و پ. س. یک قبضه چاقو که در زیر کاپشن خود مخفی کرده بود به ش. ص. می دهد و مجدداً درگیری بین ش. ص. و د. ک. شروع می شود. ش. ص. یک ضربه چاقو به بازوی چپ د. ک. می زند د. ک. عقب عقب رفته و از ش.ص. فاصله گرفته و به زمین می افتد در این لحظه پ.س. و ش. ص. با او درگیر و پ. با مشت و لگد به د. ک. میزند و ش. ص. پای د. ک. را بالا می آورد وضربات چاقو را به ران پای چپ و باسن و پهلوی چپ او وارد می کند. پس از اتمام درگیری، م.ق. ع. و خ. ح.، د. ک. را با موتور به بیمارستان می رسانند که وی در اورژانس بیمارستان فوت می کند. ازشهود و مطلعین تحقیق شده م. ک. اظهار نموده حدود ساعت 21:30 داشتم به سمت منزل می رفتم صدای داد و فریاد آمد داخل کوچه دیدم د. روی زمین افتاده و موتور هم افتاده روی او که ق. ع. آنجا بود موتور را از روی او بلند کرد از اول درگیری هم آنجا بود. دیدم پ. س. و ش. ص. در حال فرار کردن بودند خود د. هم بلند شد و به دنبالشان دوید و حدود 50 متر دوید و روی زمین افتاد ودر آنجا خ. ح. هم بود که داخل یک خرابه رفت و یک موتور سیکلت از آنجا بیرون آورد و موتور را به آن دو نفر داد و آن دو نفر فرار کردند و ق. ع. با موتور خود د. را به بیمارستان انتقال داد ص11. م.ق. ع. اظهار داشته شب حادثه مرحوم د. ک. پیش من آمد گوشی وی زنگ خورد گفت می خواهم بروم با پ. و ش. دعوا کنم به نظرم قبلا با هم اختلاف داشتند من دنبال وی راه افتادم به صورت پیاده به محل حادثه رسیدم دیدم د. کاردی در دست دارد و قصد ضرب و جرح پ. و ش. رادارد. ش. به پ. گفت قمه را بده و من قصد جدا کردن آنها را داشتم و ش. را گرفتم ش. گفت به تو مربوط نیست و از دست من خارج شد دو نفر به د. حمله کردند و با قمه ضربه به دست چپ د. زدند د. نشست و مجددا به سینه د. زدند در همین حین پسرعموی د. بنام م. ک. آمد و با کمک هم د. را به درمانگاه سینا بردیم ص12. خ. ح. اظهار داشته هر چهار نفر پ. س. و ش. ص. و ق. ع. و مقتول د. ک. درب حیاط ما بودند که یک دفعه شروع به جر و بحث کردند.... که من پیش رفتم وخواهش کردم از درب خانه ما دور شوید مادرم مریض است.... بعد به طرف خانه ب. ز. رفتند و دوباره سرو صداشان بلند شد که ق. به پ. می گفت تو از من پولی طلبکار نیستی د. ک. به پ. گفت من به زور و شر هم که شده بافور را از تو می گیرم ش. ص. به او گفت تو هیچ شری نیستی بعد د. ک. سرش را به سر ش. ص. زد و گف من شرم و بعد با دسته چاقو به سر ش. زد بعد ش. به پ. س. گفت چاقو را به من بده پ. چاقو را به ش. داد و دیدم بازوی مقتول د. ک. پر از خون است و گوشت دستش بیرون زده که ق. ع. به من گفت جداشان کن من گفتم هر سه نفر چاقو دارند سپس پ. دو سه تا سنگ به طرف مقتول پرتاب کرد سپس د. ک. به زمین خورد و پ. و ش. بر روی او پریدند و با مشت و لگد و چاقو او را زدند. بعد من گفتم ولش کنید و من فقط در نقش یک شاهد بودم ص15. م.ق. ع. اظهار نموده.... ش. چاقو را از پ. گرفت و به د. ک. حمله کرد و یک ضربه به دست و چند ضربه به بدن او زد.... من ش. را گرفته بودم که ش. به من گفت برو... و مرا رها کرد دو نفری به طرف د. ک. رفتند .... چاقو در دست پ. ندیدم....ص32. پ. س. اظهار داشته د. با ش. درگیر شدند و من و خ. آنان را جدا کردیم دوباره دیدم که د. چاقو در آورد من ترسیدم جلو بروم ش. به طرف د. رفت که د. با چاقو به سر ش. زد د. شروع کرد به طرف ما سنگ پرتاب کردن ش. حدود 20 متر با ما فاصله گرفت ش. و د. به طرف همدیگر رفتند و با هم گلاویز شدند د. ک. زمین خورد رفتم جلو ش. به من گفت او را بزن من گفتم بچه مردم را ناقص کردی او را رها کن من دست ش. را گرفتم و او را دور کردم و سر ش. را با پیراهن خودم بستم سوار موتور خود وی کردم ... سوال: ش. به چه وسیله ای د. را مجروح کرد ؟ جواب: ندیدم سوال: آیا قبول داری که در این درگیری حضور داشتی؟ جواب: من در این درگیری فقط جدا می کردم. سوال: آیا قبول داری که ش. از شما چاقو خواست و به او دادی؟ جواب: قبول ندارم اصلا چاقو نداشتم .... شهود دروغ می گویند در این درگیری چاقو به دست ش. ندادم و به طرف د. سنگ پرتاب نکردم ص 45-47 پزشکی قانونی به شرح معاینه جسد اعلام نموده.... در اندام فوقانی چپ بریدگی شماره 1 در قسمت میانی قدامی بازو به ابعاد 10&;10 سانتی متر تا عمق عضلات و بریدگی شریان بازو... در ناحیه کنار داخلی مچ یک بریدگی درحد پوست و زیر جلد شماره 2 به طول 3 سانتی متر (جرح دفاعی) .... در پهلوی چپ در خط زیر بغل میانی یک بریدگی شماره 3 ... علت فوت بریدگی قفسه صدری و قدام بازوی چپ و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم برنده نامشخص تعیین می گردد ص67. ش.ص. در اولین تحقیق در بازپرسی اظهار نموده .... د. با چاقو به سر من زد و من سرم را گرفتم و یک ضربه هم به دست من زد و من بی حال شدم افتادم دیدم که پ. با د. درگیر بود و من بی حال بودم و فریاد می زدم مرا به بیمارستان برسان پ. از جلوتر چاقو داشت و من اصلا چاقو نداشتم من به د. چاقو نزدم ص26. همچنین پ. س. اظهار نموده ش. با د. درگیر شدند به هم فحاشی کردند و من وسط آنان بودم د. چاقو از جیبش درآورد به سر ش. زد د. از محل درگیری دور شد د. به طرف من و ش. سنگ پرتاب می کرد ش. به طرف د. رفت مجددا با هم درگیر شدند من و ق. پیش هم ایستاده بودیم ترسیدم به طرف آنان بروم خ. به طرف آن دو نفر رفت د. و ش. مجدداً با هم درگیر شدند. د. به زمین خورد و مجددا فحش می داد و با پایش به طرف ش. لگد می زد وقتی که درگیری کمی آرامتر شد به طرف آنان رفتم ش. گفت چرا به د. نمی زنی من یک لگد به پای د. زدم در این لحظه پسرعموی د. بنام م. رسید. من دست ش. را گرفتم بردم .... موقعی که ش. با د. درگیر بودند دست د. مجروح شد گفت ش. رگ مرا زدی من خودم ندیدم که بزند من چاقو ندادم ... ش. ص. اظهار داشته .... پ. گفت با ق. دعوایم شده وبه من فحاشی نموده یک چاقو از منزلشان آورد رفتیم وسط کوچه ایستادم پ. با ق. ع. جرو بحث می کردند من به پ. گفتم کوتاه بیایید و سرو صدا نکنید پ. گفت به تو ربطی ندارد اگر فضولی کنی فک تو را پایین می آورم من به د. گفتم دنبال شر نگردد د. یک لحظه با چاقو به سر من زد من با دستم روی سرم را گرفتم و د. یک ضربه دیگر را زد من به پ. گفتم جلو د. را بگیرد پ. چاقو را به من داده بود که چاقو را در دست من دید عقب رفت و به طرف من آجر پرت می کرد وقتی آجر به من نخورد دوباره با هم درگیر شدیم به طرف همدیگر چاقو پرت می کردیم من نیز از خودم دفاع می کردم در این حال پای د. لیز خورد و به زمین خورد من رو به روی د. رسیدم دیدم که د. می خواهد دوباره حمله کند با پایش لگد پرت می کرد و با دستش چاقو پرت می کرد یک لگد به من خورد من یک ضربه چاقو به ساق پای او زدم دوباره لگد می زد چاقو پرت می کرد من یک ضربه چاقوی دیگر به بغل او زدم خ. و پ. به طرف ما آمدند خ. از پشت مرا گرفت و پ. چاقو را از دست من گرفت خ. مرا از محل دور کرد بعد خ. به طرف د. رفت و یک لحظه د. گفت ببین با بازوی من چه کار کردی من هر چه فکر کردم من این چاقو را نزدم من احتمال می دهم که این ضربه را پ. به دست و بازوی د. زده باشد ص81-76 پزشکی قانونی شرح معاینه جسد را به این صورت تکمیل نموده است در معاینه اندامهای تحتانی یک بریدگی نسبتا طویل در خلف ران چپ به طول 8 سانتی متر وجود داشته که در قسمت ابتدایی آن عمیق تر و در حد عضلات خلف ران بوده است ص100. ش. ص. در مقام آخرین دفاع در بازپرسی اظهار نموده من چاقو به پا و پهلوی مقتول زدم چاقو به بازوی د. ک. نزدم ص104. م.ق. ع. اظهار نموده دیدم ش. با د. دعوایشان شد ابتدا با هم فحاشی کردند د. چاقو درآورد زد به سر ش. بعد گفت پ. چاقو را بده سه بار تکرار کرد بعد گفت پ. ... چاقو را بده پ. چاقو را به ش. داد ش. چاقو در دست داشت هر چه به او اصرار کردم دعوا نکنید اعتنا نکرد و حتی با خود من هم درگیر شد .... و بعد ش. و پ. پشت سر من رفتند ..... وقتی که من برگشتم دیدم هر سه نفر دویست متر با من فاصله داشتند من به طرف آنان رفتم دیدم که د. نشسته و گفت که مرا بیچاره کردید .... موقعی که من نزد آنان رفتم دیدم بازوی د. پاره است و خون می ریخت ومن در آن لحظه چاقو را در دست هیچکدام ندیدم ص97 و 98. خ. ح. اظهار داشته من دیدم که سرو صدای آنان بلند شد به طرف آنان رفتم دیدم که د. سرش رابه سر ش. گذاشت و با دسته چاقو به سر ش. زد در این لحظه ش. به پ. گفت کارد را به من بده پ. زیپ کاپشن را پایین کشید یک کارد نسبتا بزرگ درآورد و به ش. داد دوباره ش. با د. درگیر شدند در این لحظه دیدم که گوشت بازوی دست د. ریخت بیرون و خیلی شدید خونریزی کرد د. عقب عقب میرفت پ. به طرف د. سنگ پرتاب می کرد بعد د. به زمین خورد و دوباره پ. و ش. سر او ریختند و پ. با مشت و لگد به او می زد همین که د. روی زمین افتاد بود و پاهایش به طرف بالا بود دوباره ش. به پا و فکر کنم کمر او چند ضربه چاقوی دیگر زد ... به غیر از کاردی که پ. در ابتدای دعوا به ش. داد من چاقوی در دست پ. ندیدم .... ق. ع. آنجا حضور داشت و ق. کاری نکرد و هیچکس را نزد .... ص29-31 ش. ص. در جلسه دادرسی اظهار داشته یکی به پایش زدم و دیگری رابه بالای باسن او زدم فقط برای دفاع از خودم بوده است ....شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 7-31/1/93 به اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است: ((رأی دادگاه)) در این پرونده حسب کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان م. 1- آقای ش. ص. فاقد سابقه کیفری متاهل باسواد بازداشت با قرار بازداشت موقت، ساکن م. با وکالت آقای م. م. متهم است به مشارکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل و همچنین قتل عمدی آقای د. ک. 2- آقای پ. س. فاقد سابقه کیفری مجرد با سواد بازداشت با قرار بازداشت موقت ساکن م. با وکالت آقای ح. ع. و آقای م. م. متهم است به شرکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل عمدی و معاونت در قتل عمدی د. ک. به سبب دادن چاقو به دست متهم ردیف اول به منظور ایراد جرح با چاقو نسبت به د. ک. 3- آقای م.ق.ع. فاقد سابقه کیفری متاهل باسواد بازداشت با قرار وثیقه ساکن م. متهم است به معاونت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل به جهت تحریک و ترغیب د. ک. جهت مشاجره با پ.س. جهت پس گرفتن وافور از وی و برقراری تماس تلفنی با د. ک. و مطلع نمودن د. ک. از موضوع تجمع آقایان پ.س. و ش.ص. در محله ... م. به این توضیح که م.ق. ع. یک حلقه وافور به پ. س. می دهد پس از مراجعه جهت گرفتن آن آقای س. مدعی می شود که وافور مفقود شده سپس آقای س. با ش. ص. تماس گرفته و درخواست همکاری می کند و به همراه یکدیگر به محله ... می روند که آقای س. با آقای ع. تماس می گیرد که جهت حل موضوع بدهکاری به آنجا بیاید آقای ع. موضوع را به د. ک. اطلاع داده ابتدا آقای ک. به محله ... می رود وقتی مشاهده می کند ق. ع. آنجا نیست به دنبال وی رفته و با هم به محله ... می روند درگیری درب منزل آقای خ. ح. شروع می شود موضوع به کلانتری 11 ص. اعلام مامورین به محل رفته گزارش تهیه می کنند اینک دادگاه با عنایت به محتویات پرونده شکایت اولیاء دم متو