شرط تحقق بزه آدم ربایی

خلاصهٔ رأی

پیام: تحقق بزه آدم ربایی منوط به جابجایی بزه دیده از مکانی به مکان دیگر است.

متن کامل

شرط تحقق بزه آدم ربایی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط تحقق بزه آدم ربایی پیام: تحقق بزه آدم ربایی منوط به جابجایی بزه دیده از مکانی به مکان دیگر است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409983661000845 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/29 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده گزارش این پرنده در دو بخش تنظیم می شود بخش اول قبلاً به موجب دادنامه شماره 00230 مورخ 95/4/29 تهیه و تنظیم شده و مشروح آن بشرح ذیل است الف : از این قرار است که آقای س. ص.م. ولی قهری طفل هشت ساله بنام ح.ص. در تاریخ 94/9/7 از راننده ایسوز و باری قرمز رنگ باتهام ربودن فرزندش و اذیت و آزار شکایت کرده و اعلام کرده راننده خودرو موصوف پس از ربودن دخترش وی را به داخل خودرو برده و با او رابطه جنسی برقرار کرده است و تقاضای بررسی و بازبینی دوربینهای منطقه را کرده است از آقای ن.ط. مغازه دار و خانم ف.ب. ساکنین محل بعنوان مطلع تحقیق هیچیک اعمال مجرمانه را مشاهده نکرده اند ولی پرسه زنی و توقف بی جهت راننده کامیون قرمزرنگ با بار چادری را تأیید کرده اند و در طول مسیر عبور ح.ص. از منزل تا محل ارتکاب جرم هیچگونه دوربینی وجود ندارد گواهی پزشکی قانونی در مورد معاینه ح.ص. حکایت از سلامت پرده بکارت و مقعد دارد.ح.ص. در حضور پدر و ماردش گفته ساعت 30-7 می رفتم مدرسه هوا روشن بود یک مردی که چشمهای زاغ داشت گفت بیا ماشین مرا نگهدار رفتم تو ماشینش جلوی ماشین قرمز بود گفت برو پشت ماشین که یک جای خواب داشت من رفتم توی جای خوابش گفت بخواب من خوابیدم گفت چرا بغل مانتوی شما کثیف است بخواب برایت تمیز کنم بعد شلوارم را کشید پایین به او گفتم مرا ول کن گفت بگذار پاک کنم بعد برو بعد می خواستم بزنم تو گوشش گفت حالا برو اگر او را ببینم او را می شناسم هیچکس تو کوچه نبود از بازبینی دوربینهای مغازه ها نتیجه ای حاصل نشد. در تاریخ 94/9/28 حسب گزارش مردمی مبنی بر پرسه زنی بی جهت یکدستگاه کامیونت قرمزرنگ بشماره انتظامی ... در شهر خصوصاً مدرسه های دخترانه ، عوامل انتظامی به وی نزدیک شده و او خود را م. غ. معرفی کرده و قصد مخفی کردن مقدار کمی مواد مخدر شیشه و آلات مصرف را داشت با دیدن چهره ایشان با مشخصات مجرم پرونده آدم ربایی ح.ص. انطباق داشته با پد ردختر بچه تماس حاصل تا جهت شناسایی متهم با فرزندش مراجعه نماید با ورود به کلانتری دختر بچه اظهار داشت این همان شخص مرتکب است از م. غ. بازجویی اظهار داشت دو هفته قبل ساعت 12 شب آمدم ابتدای شهر م. از خستگی خوابیدم صبح ساعت 6 از خواب بیدار شدم متوجه شدم آب جنابت از من خارج شده و شلوارم خیس است آمدم پایین دختر بچه را تنها دیدم به او گفتم ماشین من خراب است بیا با دستت گاز بده و من از بغل ماشین استارت زدم من مقداری از پشت به او مالیده شدم و احتمالاً شلوار من خیس بوده به شلوار او مالیده شده و بعداً محل را ترک کردم حمل و نگهداری مواد مخدر مکشوفه را قبول دارم صورتجلسه توزین مواد مخدر پنج سانتیگرم مواد مخدر شیشه را گواهی می کند پدر و مادر ح.ص. بدلیل مسائل روحی و روانی حاضر به مواجهه فرزندشان با متهم نشده اند متهم در بازپرسی نیز مدافعات قبلی خود را تکرار کرده و گفته ماشین ایراد داشت خراب شد از بالا استارت نمی زد کسی هم نبود رفتم پایین استارت زدم این دختر خانم از بالا یعنی بغل پله ایستاد با دست گاز را نگه داشت نمی دانم لباس این دختر چطور کثیف شده است شاید لباس من به لباسش خورده است مواد مخدر شیشه در ماشین مال من نیست ولی من شیشه مصرف می کنم این دختر داشت از بغل ماشین رد می شد به او گفتم بیا گاز را یک لحظه نگهدار تا من استارت بزنم آمد گاز را نگه داشت آن روز یک هفته ای بود که هیچی نکشیده بودم برای متهم قرار بازداشت موقت صادر می گردد و با اعتراض متهم قرار صادره تأیید می شود. گواهی پزشکی قانونی حکایت از مشاهده لکه های سفید روی شلوار ح.ص. دارد که از نظر تست اسید فسفاتاز مثبت بسیار ضعیف بوده و تست پی 30 نیز مثبت بوده بدلیل ناچیز بودن مقدا رلکه ها تعیین گروه خونی مقدور نیست متهم در تاریخ 94/11/14 از زندان اعزام و در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی کاشان در آخرین دفاع تمام اتهامات را انکار کرده مرا بی دلیل دستگیر کردند. اولین بار این دختر را در کلانتری دیدم شیشه هم مصرف نمی کنم قرص خواب یا زیر زبونی در بازداشتگاه خوردم بازپرس در مورد آدم ربایی و مواد مخدر قرار مجرمیت و در مورد تجاوز بعنف قرار عدم صلاحیت مدت شایستگی دادگاه کیفری یک صادر مینماید پرونده به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک ارجاع شاکی شکایت خود را مطرح کرده و متهم گفته قبول ندارم دختر بچه ندیدم روز کلانتری او را دیدم به بچه گفتند همین آقاست گفت بله مرا گرفتند زیر کتک و تهدید به قتل کردند گفتند دو ماه پیش به این بچه تجاوز کردی من گفتم خبر ندارم مأمور خودش اینها را نوشت من نمی دانستم اظهارات را خواندم انگشت زدم بمن کتک زدند انگشت زدم نمی دانستم باید از مأمورین شکایت کنم پیش بازپرس هم مأمور آمده بود پیش من نشسته بود گفت همانهایی که در کلانتری گفتی اینجا هم بگو بازپرس هم جوری برخورد کرد که نتوانستم از خودم دفاع کنم نمی دانم در روز حادثه کجا بودم من روز حادثه در اتوبان بوده ام سروان در کلانتری گفت روز اول اقرار کنم شاکی به برادرم گفته سیصد میلیون تومان بدهید دادگاه قرار رسیدگی به آدم ربایی و عمل منافی عفت صادر مینماید. آقای الف. ذ. خود را بوکالت از آقای م. غ. معرفی می نماید و طی لایحه تقدیمی منکر اتهامات انتسابی از ناحیه موکل شده است وقت رسیدگی برای 95/1/29 صادر و متهم و نماینده دادستان حاضر و وکیل متهم نیز حضور یافته اظهارات قبلی طرفین تکرار شده است شاکی حاضر نگردیده متهم اتهام را قبول نکرده است سری اول بچه را در کلانتری دیده ام مشخصات من با آنچه دختربچه گفته سازگار نیست قبول دارم خودرو قرمز است چادر هم قرمز است در کلانتری زیر کتک و شوکر این حرفها را زدم حرفهایی که در بازپرسی زدم حرفهای رئیس کلانتری است که نزد من نشسته بود هر چه او گفته نوشته اند حرفهای من نبود در این لحظه شاکی آقای ص. حاضر شده و اظهار داشته بمحض دیدن متهم دخترم در کلانتری گفت برویم اتفاقاً آن روز بازرس هم در کلانتری بوده متهم بمن التماس کرده رضایت بده و سه نفر هم تلفن کرده اند و تقاضای رضایت کرده اند دادگاه ختم رسیدگی را اعلام بشرح دادنامه شماره 0012 مورخ 95/1/31 چنین رأی داده است درخصوص اتهام آقای م. غ.33 ساله باسواد متأهل و ساکن ابهر دارای سابقه کیفری حسب اظهار خودش نزد بازپرس ، با وکالت آقای الف. ذ. دائر بر آدم ربایی و عمل منافی عفت دون زنا حسب کیفرخواست صادره از دادسرا و قرار رسیدگی دادگاه موضوع شکایت اقای س. ص.م. که نامبرده در تاریخ 94/9/4 اظهار داشته دخترم به نام ح.ص. 8 ساله در راه مدرسه بوده راننده خودرو باری قرمز رنگ مبادرت به ربودن وی نموده او را به داخل خودرو برده با او نزدیکی کرده و شلوارش نیز آلوده به منی شده و ما در اثر درد و تأمل متوجه ماجرا شده ایم و راننده را نمی شناسیم لکن مشخصات ظاهری او حسب اظهارات طفل مردی حدوداً 35ساله با چشمان ابی رنگ است و ماشین باری ایسوزو قرمز رنگ می باشد. طفل مذکور نزد بازپرس اظهار داشته: آن مرد چشمهای زاغ داشت یعنی سبز بود جلو ماشینش قرمز بود پایین آن سفید یک چادر قرمز هم داشت و از این ماشینهایی بود که یک جای خواب هم داشت (دو کابی) سپس در تاریخ 94/9/28 یک دستگاه کامیونت قرمز رنگ به شماره انتظامی ... در شهر م. خصوصاً حوالی مدرسه های دخترانه پرسه زنی می کند که توسط مأمورین توقیف و مقدار کمی مواد مخدر از نوع شیشه با آلات استعمال کشف می شود و به کلانتری دلالت داده شده و با توجه به مشخصات اخذ شده از شاکی، نامبرده به همراه دختر خود جهت مواجهه حضوری دعوت و راننده مورد شناسایی طفل قرار می گیرد. راننده در کلانتری و نزد بازپرس دادسرا در تاریخ 94/4/29 به صراحت اعلام می کند من آن شب سر اتوبان خوابیدم صبح بلند شدم ساعت تقریباً هفت بود توی خواب محتلم شده بودم آمدم پایین یک گنبد توی شهر م. هستم گفتم شاید دستشویی داشته باشد بعد توی کوچه ماشینم خراب شد استارن زدم کسی هم نبود این دختر خانم از بالا یعنی بغل پله ایستاد با دست گاز را نگه می داشت شاید لباس من با لباس این دختر تماس داشته و آلوده شده شلوار دختر به آزمایشگاه ارسال اما به لحاظ ناچیز بودن مقدار لکه ها تعیین گروه خونی مقدورنگردیده. در تاریخ 94/10/23 آقای الف. ذ. وکالت متهم را پذیرفته و متهم مجدداً در تاریخ 94/11/14جهت اخذ آخرین دفاع احضار شده و ناگهان منکر بزه انتسابی شده و مدعی گردیده اساساً تا روز کلانتری شاکی را ندیده و خودرو در دست رانندگان متعدد است و در جلسه تحقیقات مقدماتی دادگاه جهت رسیدگی به اتهام عمل منافی عفت و جلسه دادرسی نیز به کلی منکر موضوع گردیده لکن به صراحت بیان داشته مشخصات اعلامی با ماشین من تطبیق می کند و بعد اضافه نموده من کلاً بار از بهر به تهران یا به کاشان دارم من کاری نکرده ام حتی اگر استعلام کنید و بگویند من آن روز در مسیر کاشان بوده ام. علیهذا با توجه به محتویات پرونده و نظر به اظهارات شاکی حسب بیان فرزندش قبل از دستگیری متهم، که مشخصات ظاهری وی از قبیل رنگ چشم و سن تقریبی و مشخصات خودرو را اعلام نموده و با عنایت به اینکه متهم در بدو دستگیری در کلانتری و نزد بازپرس محترم جزئیات روز واقعه را بیان کرده و آلوده شدن شلوار مجنی علیه را در اثر تماس احتمالی با او دانسته و اقرار کرده که جهت گرفتن پدال گاز از طفل استفاده کرده که حکایت از این دارد که با حیله طفل را به داخل کامیون برده و از طرفی گواهی پزشکی قانونی حکایتی از دخول ندارد و بنابراین دادگاه ضمن رد دفاعیات متهم و وکیل مدافع وی اتهام آدم ربایی و عمل منافی عفت دون زنا با استناد به ماده 211 قانون مجازات الف. ی را محرز دانسته مستنداً به ماده621 قانون مجازات الف. ی مصوب1375 و رعایت بند ث ماده38 قانون مجازات الف. ی مصوب 1392 بابت بزه آدم ربایی متهم را به تحمل هشت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت و مستنداً ب ماده637 قانون سابق الذکر به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری بابت عمل منافی عفت دون زنا محکوم می نماید و وفق ماده134 قانون مجازات الف. ی مصوب1392 مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود. رأی صادره حضوری بوده و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است. رأی صادره در تاریخ 95/2/14 به وکیل متهم ابلاغ و نامبرده در تاریخ 95/2/20 نسبت بآن فرجام خواهی کرده و بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع شده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای امیر صفیری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای درخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور رأی شایسته برابر موازین قانونی مورد تقاضاست. در خصوص دادنامه شماره 9509970370500012 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دادنامه تجدیدنظرخواسته بشماره 0012 مورخ 95/1/31 صادره از شعبه چهارم دادگاه کیفری یک شهر کاشان که بصدور حکم بر محکومیت آقای م. غ. با وکالت آقای الف. ذ. به تحمل هشت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت و تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری بابت عمل منافی عفت دون زنا با ح.ص. 8 ساله و اجرای مجازات اشد اشعار دارد متضمن جهت موجه در نقض می باشد و درخور ابرام نیست زیرا متهم مدعی است اقرار وی در اداره آگاهی و شعبه چهارم بازپرسی تحت شکنجه و شوکر با حضور رئیس کلانتری و مأمورین و اجبار آنها بوده است و دادگاه صادر کننده دادنامه در این مورد تحقیق نکرده و لازم است مأمورین مورد ادعای متهم و رئیس کلانتری مربوطه با شخص متهم در خصوص مورد مواجهه حضوری شوند و اظهارات آنها منعکس و صورتجلسه شود سپس بررسی شود آیا اتهام آدم ربایی مصداق دارد یا خیر سپس انشاء رأی گردد بنابراین اعضای شعبه فرجام خواهی را وارد دانسته باستناد بند 2 شق ب ماده469 قانون آئین دادرسی کیفری حکم فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد بدادگاه صادر کننده رأی ارجاع مینماید. ب- با اعاده پرونده جهت رسیدگی مجدد، دادگاه صادرکننده دادنامه در وقت فوق العاده متهم را تحت الحفظ اخطار و از وی سوال شده چه کسی شما را شکنجه کرد با چه وسیله ای و کجا شکنجه کرد اظهار داشته نام مأمور یادم نیست یک سروانی بود احتمالاً رئیس کلانتری م. بود با شوکر شکنجه ام کرد تا جائی که شوکر شارژ داشت بمن زد در کلانتری م. نزد شاکی حتی شاکی هم با مشت و لگد به من می زد حتی شاکی خواست توی صورتم بزند یک ستوان دوم بود گفت فقط به پهلو اوبزن. قبل از اینکه مرا پیش بازپرس ببرند همین سروان مرا تهدید کرد گفت هرچه من می گویم باید بگویی والا همین آش و همین کاسه است پیش بازپرس هم رفتم قرص خورده بودم یک بازداشتی قرص آورده بود به من داد. سروان به بازپرس می گفت بنویس حرفهای سروان را نوشت و به بازپرس نگفتم شکنجه شدم حال طبیعی نداشتم البته حرفهایی هم که در کلانتری نوشته شده حرف من نیست یک استواری بازجویی می کرد گفت اینطوری بنویس. من اصلاً بازپرس را قبول ندارم بازپرس حرف مرا گوش نکرد قرار بازداشت موقت متهم فک و قرار وثیقه به مبلغ سه میلیارد ریال صادر گردیده دادگاه فیمابین متهم و رئیس کلانتری ... مواجهه حضوری ترتیب داده رئیس کلانتری اظهار داشته به خداوند قسم از شوکر استفاده نکرده ام متهم دروغ می گوید متهم ق