شرط اعتبار اقرار در دادسرا و مرجع انتظامی
خلاصهٔ رأی
پیام: چنانچه متهم در مرحله رسیدگی دادگاه،بدون اقرار صریح،اقاریر صورت گرفته خود در دادسرا یا مرجع انتظامی را تایید نمایید،این امر به منزله اقرار عندالحاکم است.
متن کامل
شرط اعتبار اقرار در دادسرا و مرجع انتظامی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط اعتبار اقرار در دادسرا و مرجع انتظامی پیام: چنانچه متهم در مرحله رسیدگی دادگاه،بدون اقرار صریح،اقاریر صورت گرفته خود در دادسرا یا مرجع انتظامی را تایید نمایید،این امر به منزله اقرار عندالحاکم است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970907500264 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/11 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در این پرونده مطابق صورتجلسه تنظیمی مورخه ۱۳۹۳/9/11 افسر نگهبان وقت کلانتری ... شهرستان م. آقای م. ح. حاضر و ضمن اعلام شکایت بیان نموده « مقارن ساعت 21:50مورخ ۱۳۹۳/9/11 در کلانتری حاضر شده » بنده با خودرو پیکان شخصی مسافرکشی میکنم که فردی به نام س. را در خیابان ب.که مسافران میایستند ایستاده بود به خیال اینکه مسافر میباشد نگه داشته و سوار کردم. که وی به محض سوار شدن چاقو را از جیب خود درآورد و به گلوی بنده گذاشت و اظهار داشت به هر کجا که میگویم برو و ضمناً نوک چاقو را به گردنم فشار میداد که بنده با ایشان به سمت جاده ب. و راه روستای الف. رفتیم و ایشان بنده را به سمت راه چای کشانده و از خودرو پیاده کرده و 200 متر پیاده روی به سمت باغ ت. برده که اوّل به بنده تجاوز کرده و کل وجه نقد به مبلغ یک میلیون و دویست هزار ریال و بیمه نامه خودرو و کارت سوخت موتور سیکلت و کارت سوخت خودرو را از بنده گرفت و میخواست با چاقو یک خطی به باسن بنده بیندازد که با التماس ایشان را از کار خود منصرف کردم و ایشان اظهار میداشت که بنده با هر کسی که این کار را میکنم یک خطی در باسن وی ایجاد میکنم که پس از انصراف ایشان خواست با گوشی خود از نیم تنه لخت بنده فیلم تهیه کند که نمیدانم چرا گوشی خود را به داخل جیب خود گذاشت و گوشی بنده را گرفت و با گوشی بنده اقدام به فیلم برداری از سر و صورت و نیم تنه لخت پائین بنده کرد و پس از فیلم برداری تهدید کرد اگر از بنده شکایت کنی و در جایی حرفی بزنی این فیلم را در تمام گوشیها بلوتوث خواهم کرد و اظهار داشت فردا صبح ساعت 9 به همراه مبلغ پانصد هزار تومان در همین مکان حاضر شو و در این رابطه با کسی صحبت نکن و فردا که به محل قرار آمدی گوشی تو را تحویلت خواهم داد و با یکدیگر دوست خواهیم شد ضمناً کارت عابر بانک ... به همراه رمز اول عابر بانک را از بنده اخذ نمود. ضمناً آقای ح. مطالب ذکر شده را در صفحه 3 پرونده تحت عنوان شکایت کتباً درج نموده است. با دستور دادستان مأمورین به همراه شاکی به محل وقوع جرم رفته که طبق گزارش مورخه ۱۳۹۳/9/12 (ص 6 پرونده) مبلغ شش هزار تومان وجه نقد شامل یک اسکناس پنج هزار تومانی و یک عدد هزار تومانی و رسید خرید از فروشگاه پاسارگاد در محل یافت شده است. ضمناً شاکی اظهار داشته که گوشی وی دارای دو سیم کارت فعال بوده که در اختیار متهم است و ادّعا نموده شبانه با گوشی خودم با منزل ما تماس گرفته و با مادرم به عنوان دوست من صحبت کرده است. با معرفی شاکی م. ح. به پزشکی قانونی و معاینه ایشان چنین اظهار نظر شده است. «در ساعت 11:45 مورخه ۱۳۹۳/9/12 در پزشکی قانونی م. از مشارالیه معاینه به عمل آمد در معاینه ناحیه مقعد کبودی در ساعت 12 مقعد همراه با خراشیدگی مختصر طولی مشهود میباشد که این مورد میتواند در اثر دخول یا فشار جسم سخت مثل آلت تناسلی در حال نعوذ طی 24 ساعت گذشته حادث شده باشد.» شاکی در صفحه 8 پرونده مورخه ۱۳۹۳/9/13 ضمن بیان مطالب گذشته اضافه نموده بعد از تجاوز مجبور شده متهم را به محل قبلی برگرداند و در مسیر جایی را نشان داده که گفته خانه آنها اینجاست و با افرادی حال و احوال کرده که حکایت از این دارد که بچه الف. است و اعلام کرده مشخصات را که به برادرم گفتم، گفت این فرد س. پ. میباشد که دو روزی است به کافه م. نمیآید. متعاقباً فرد مذکور س. ع. شناسائی و با اخذ عکس وی از مادرش و ملاحظه شاکی فوراً اعلام نموده متهم میباشد. تحقیقات محلّی نیز حکایت از این دارد که فردی خلافکار است. در مورخه ۱۳۹۴/9/16 توسط دادیار شعبه 4 دادسرای م. مجدداً از شاکی تحقیق گردیده است(ص 13 الی 21) پزشکی قانونی م. به شرح صفحه 37 پرونده اعلام نموده « از نمونه ارسالی ( زیر پوش ) منتسب به آقای م. ح. آزمایش تجسس مایع منی به روش اسید فسفا تاز به عمل آمد و نتیجه مثبت میباشد » در مورخه ۱۳۹۳/10/14 دادیار قرار عدم صلاحیت از جهت رسیدگی صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال گردیده است.( ص 46 ) متهم با ردیابی تلفن در شهرستان ب. شناسائی و دستگیر شده است. در مورخه ۱۳۹۳/11/24 از وی تحقیق به عمل آمده است. به متهم شکایت شاکی دائر بر آدمربایی – سرقت به عنف با استفاده از چاقو در شب، تجاوز به عنف، تهیه فیلم غیرمجاز از شاکی تفهیم گردیده است. وی پاسخ داده « شکایت شاکی را قبول دارم در اول شب که هوا تاریک نشده بود بنده در سه راهی ج. بودم شاکی با پیکان خود آمد پرسید کجا میروید سوار ماشین شدم چون شراب خورده بودم بوی مشروب از دهانم متصاعد میشد گفت مشروب دارید و به شراب فروشها فحش داد و بنده به اراضی روستای الف. بردم و در کنار طبقهای زردآلو باغی کنار راه الف. رفتیم ماشین را کنار راه پارک کردیم با وی درگیر شدم و چاقو درآوردم و مبلغ یکصد و ده یا دوازده هزار تومان وجه نقد و یک دستگاه گوشی موبایل و مدارک خودرو وی را گرفتم و یک مرتبه به وی تجاوز کردم. فیلمبرداری نکردهام از شاکی اخاذی نکردهام. مدارک و گوشی را به شهر ب. بردم بعد از آن متواری شده و در ب. مشغول کارگری بودم. گوشیهای موبایل مال خودم است. که از بنده کشف شده است. برگ انگشت نگاری حکایت از یک فقره سابقه ضرب و جرح عمدی توسط متهم دارد. در مورخه ۱۳۹۳/11/25دادیار شعبه 4 دادسرای م. نیز شکایت شاکی را تفهیم نموده (ص 57). متهم پاسخ داده « من که سوار ماشین شاکی شدم او از من مشروب خواست حتی پنجاه هزار تومان به من داد که مشروب بدهم ولی مشروب نداشتم که به او بدهم چون مشروب خورده بودم حواسم سر جایش نبود و بعد رفتیم باغ با هم رفتیم و دو تا پنجاه هزار تومانی و پنج عدد دو هزار تومانی در جیب او بود و بعد به او تجاوز کردم ولی چاقو در میان نبود و بقیّه همان است که در آگاهی نوشتم. شعبه دوّم دادگاه کیفری استان آ. در مورخه ۱۳۹۳/11/26 موضوع شکایت م. ح. و اقاریر قبلی متهم را تفهیم نموده است. س. ع. در دفاع اعلام نموده « اینجانب اتهام انتسابی را قبول ندارم در آگاهی مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند به همین جهت اتهام را گردن من گذاشتند و الّا قبول ندارم. با شاکی هم روستایی هستیم حوالی ساعت 16/30 یا 17 عصر بود در سه راهی ج. با پیکان نگهداشت من سوار شدم. با همدیگر در داخل شهر م. گردش کردیم پس از یک دور مرا در همان جاده پیاده کرد و رفت دادگاه اقاریر وی در حضور دادیار را تفهیم نموده است؟ جواب داده : قبول دارم که اقرار کردم حال نیز اقرار میکنم مرتکب این عمل شدهام چون مشروب خورده بودم حواسم سرجایش نبود شرح ما وقع از این قرار است پس از سوار شدن به خودروی شاکی چون بوی عرق به مشام میرسید شاکی مبلغ پانصد هزار ریال از جیب خود بیرون کشید به من گفت برای من یک بطری مشروب تهیه کن پاسخ دادم که چون خودم هر از گاهی مشروب درست میکردم حالا تمام کردهام در این فاصله به طرف باغ مرحوم ت. رفتیم در کنار باغ ایستادیم و قدمزنان به طرف داخل باغ رفتیم خودش به من گفت که با من عمل لواط انجام بده خودش این کاره است در حال ایستاده با وی مرتکب لواط شدم سؤال آیا دخول به صورت کامل صورت گرفت یا خیر ؟ جواب – خیر صورت نگرفت بلکه بصورت لاپایی انجام دادم. س – شاکی مدعی است شما علاوه بر لواط مرتکب آدمربایی و سرقت شدید ؟ جواب : ادعای شاکی کذب محض است. خود شاکی مدارک و موبایل خود را روی درختان گذاشته بود پس از برگشتن و پیاده کردن اینجانب در سه راهی ج. در همانجا گفت که وسایل و موبایلش در باغ جا گذاشته است به وی گفتم من آنها را برداشته به شما فردا تحویل میدهم پس وسایل وی در باغ مانده بود تا اینکه همان شب با خودروی آژانس که مشخصاتش را نمیدانم به همان باغ رفته وسایل وی را برداشته فردایش خواستم وسایلش را مسترد کنم ایشان شکایت کرده بود و با مأمور سراغ من آمده بود بنده نیز از روستا خارج شده به شهرستان ب. رفتم حدود 20 روز آنجا کار کردم. س : اگر شاکی خودش مرتکب لواط شده چرا شکایت کرده ؟ جواب : علت آن را نمیدانم. س : از سه راهی ج. تا باغ ت. چند کیلومتر است ؟ جواب : 7 الی 8 کیلومتر راه بود و حدود یک ربع ساعت راه میباشد. س : آیا از شما مایع منی خارج شده یا خیر ؟ جواب : بله خارج شده البته بیرون ریختم س – نام مستعار دارید ؟ جواب – ندارم بلکه مرا س. صدا میکنند . س – از چه تاریخی شاکی را میشناسید ؟ جواب : هم روستایی هستیم 15 سال است میشناسم. از شاکی فیلم تهیه نکردم. از شاکی پول نگرفتم بلکه مدارک جا مانده در درختان و دو عدد پانصد هزار ریالی و 5 یا 6 اسکناس بیست هزار ریالی بود. کارت عابر بانک شاکی را نگرفتم بلکه همراه مدارک وی جا مانده بود. سؤال مجدد : مشروب مصرف کردید ؟ بله مشروب مصرف کرده بودم. در پایان قرار بازداشت متهم صادر گردیده است. در جلسه مورخه ۱۳۹۳/11/28 دادگاه کیفری استان از شاکی م. ح. تحقیق گردیده که مشارالیه ابتدا موضوع شکایت خود را مطابق موارد قبلی ذکر نموده است. مطابق صورتجلسه مورخه ۱۳۹۳/11/26 اداره آگاهی آقای ب. ع. پدر متهم س. ع.م. حاضر و یک عدد کارت عابر بانک کشاورزی به نام م. ح. – کارت سوخت خودروی پیکان ... به نام الف. ب. – کارت سوخت موتور سیکلت – یک دستگاه گوشی موبایل بدون سیم کارت را تحویل پلیس آگاهی نموده و اظهار داشته پسرم س. اموال و مدارک فوق دو بیمه نامه پاسارگاد را در ب. جا گذاشته بود که تحویل دادم. مدارک ذکر شده مطابق صورتجلسه ص 76 تحویل شاکی م. ح. گردیده است پزشکی قانونی استان مطابق صفحه 85 پرونده اعلام نموده پروفایل ژنتیکی مربوط به لکه روی لباس آقای م. ح. بررسی شده که یکی از آنها با پروفایل ژنتیکی س. ع. مطابقت دارد. جلسه مورخه 1394/3/31 دادگاه کیفری استان با حضور شاکی م. ح. و متهم س. ع. ز. و وکیل متهم تشکیل گردیده. نماینده دادستان نیز حضور داشتهاند شاکی ابتدا موضوع شکایت خود را مطابق جلسات قبل بیان نموده است. لیکن متهم در دفاع اظهار داشته : اتهام را قبول ندارم اقاریر قبلی را قبول ندارم. چون مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند. فکرم کار نمیکرد مفاد گواهی پزشکی قانونی را در خصوص مایع منی قبول ندارم. وی را به باغی نبردهام. و تهدید هم نکردهام و مرتکب لواط نشدم. شاکی هم روستایی میباشد از انگیزه شاکی اطلاع ندارم و خصومتی نداشتیم. آنالیز مایع منی را قبول ندارم. سپس وکیل متهم دفاعیات خود را به شرح لایحه تقدیم نموده است. شعبه یک دادگاه کیفری یک ت. به موجب دادنامه شماره 200100 – مورخه ۱۳۹۴/4/7 چنین رأی داده است « با نگرش به جامع اوراق پرونده نظر به اینکه از حدوث شبهه در امر ما نحن فیه با تمسک به قاعده فقهی درء مستنداً به بند الف ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری حکم بر برائت متهم از بزه لواط به عنف صادر لیکن با عنایت بر شکایت مقرون به واقع شاکی خصوصی – اقاریر اولیه متهم که با مندرجات گواهی پزشکی قانونی و آنالیز ژنتیک صورت گرفته و انطباق مایع منی با پروفایل ژنتیکی متهم، تحقیقات مأمورین انتظامی از وضعیت اخلاقی و رفتاری متهم و صورتجلسه مأمورین از محل وقوع جملگی دلالت بر بزهکاری متهم داشته. بنابراین با رد دفاعیات متهم با حصول علم متعارف از مجموع مطالب اشعاری با احراز مجرمیت متهم تحت عنوان جزائی تفخیذ مستنداً به مواد 160 ، 211 – 235 – 236 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به یکصد ضربه شلّاق از نوع حد و با اختیار حاصله از ماده 23 قانون مجازات اسلامی در راستای حفظ نظم جامعه و جلوگیری از تجری متهم از ارتکاب مجدد به دو سال اقامت اجباری در م. ملزم مینماید . » دادنامه به طرفین ابلاغ و آقای ن. ز. به وکالت از متهم س. ع. نسبت به محکومیت وی و آقای م. ح. نسبت به برائت از اتهام تجاوز به عنف همراه با آزار و اذیت فرجامخواهی نمودهاند ضمن اینکه آقای ح. (شاکی) به تهدید به مرگ با چاقو، شرب خمر متهم که مورد اقرار وی در دادگاه بوده و مورد توجه قرار نگرفته نیز اشاره کرده است که متن لوایح در هنگام شور قرائت میگردد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید م. تولیت عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمید مهدوی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته قضائی دادنامه شماره 200100 – ۱۳۹۴/4/7 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجامخواهی آقای م. ح. نسبت به دادنامه شماره 200100 مورخه ۱۳۹۴/4/7 صادره از شعبه یک دادگاه کیفری یک ت. که به موجب آن آقای س. ع.م. به اتهام تفخیذ محکوم و از اتهام لواط تبرئه گردیده است صرفنظر از اینکه آقای ن. ز. نیز به وکالت از س. ع. نسبت به محکومیت موکل فرجامخواهی نموده وارد و موجّه میباشد. زیرا اوّلاً نسبت به اتهام تجاوز به عنف با توجه به 1 – ادّعای شاکی که توسط متهم با تهدید به وسیله چاقو ( تهدید به مرگ ) شاکی را از شهر خارج نموده و در شب در مکانی خلوت اقدام به لواط صورت گرفته 2 – اینکه نظریه پزشکی قانونی از جهت معاینه شاکی حکایت از نوعی تجاوز و اقدام به عنف نسبت به وی دارد تحقیق کافی صورت نگرفته و ضرورت داشت با توجه به اینک