شرط اعتبار اقرار در جرائم موجب حد

خلاصهٔ رأی

پیام: در جرایم موجب حد، اقرار در مرجع انتظامی یا نزد مقامات قضایی دادسرا فاقد اعتبار بوده و صرفا اقرار نزد قاضی دادگاه معتبر است.

متن کامل

شرط اعتبار اقرار در جرائم موجب حد Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط اعتبار اقرار در جرائم موجب حد پیام: در جرایم موجب حد، اقرار در مرجع انتظامی یا نزد مقامات قضایی دادسرا فاقد اعتبار بوده و صرفا اقرار نزد قاضی دادگاه معتبر است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409983033100109 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/07/28 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1394/1/25 خانم ف. س. علیه آقای ک. ت.ز. اعلام شکایت دائر بر ایراد ضرب و تخریب لباس و انجام عمل لواط با فرزند وی به اسم م. الف. نموده و جهت رسیدگی به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی کرج ارجاع شده است (برگ 3) و در همان تاریخ در بازپرسی از شاکیه تحقیق شده و نامبرده اظهار داشته است روز یکشنبه مورخ 94/1/23 ساعت 12/10 فرزندم م. پس از تعطیل شدن مدرسه به سوی خانه آمده و همکلاسی وی به اسم ک. ت.ز. او را فریب داده و به سمت نیروگاه کشانده است و تهدید نموده لباس اش را پاره کرده و کتک زده و با زور تجاوز نموده است (برگ 4) و بازپرس، پرونده را به پلیس امنیت اخلاقی ارجاع نموده است و در مرجع انتظامی از م. الف. 6 ساله، محصل ساکن فردیس تحقیق شده و نامبرده به عنوان شاکی اظهار داشته است روز یکشنبه 1394/1/23 ساعت 12/10 از مدرسه پس از تعطیل شدن خارج شدیم و همکلاسی من به اسم ک. ت.ز. گفت که بریم (به سمت نیروگاه) پرنده نگاه کنیم، به صورت پیاده به آنجا رفتیم و ک. دستم را گرفت و گفت شلوارت را دربیاور و الاّ با شیشه نوشابه به سرت می زنم و چون قدرت بدنی او زیاد بود مرا کتک کاری نمود و من از خودم دفاع کردم و در نهایت شلوار مرا درآورد و به من تجاوز کرد و گفت اگر به کسی بگوئی بلائی به سرت می آورم و من بعد از 4 ساعت جریان را به مادرم گفتم و برای ادعای خود شهود و دلیل ندارم (اوراق 10 و 11) و خانم ف. س. (مادر م. الف. ) اظهار داشته است شوهرم یعنی پدر م. الف. در خارج از کشور مشغول کار است و به وی دست رسی نداریم تا برای تحقیقات بیاوریم (برگ 8) و پزشکی قانونی کرج طی نامه مورخ 1394/1/24 بازگشت به نامه مورخ 94/1/23 خطاب به رئیس کلانتری 11مرکزی فردیس اعلام نموده در ساعت9/50مورخ 1394/01/24از م. الف. فرزند علی معاینه به عمل آمد، کبودی مختصر در مخاط مقعد در ناحیه موسوم به ساعت 12 دیده شد که می تواند ناشی از دخول یا فشار جسم سخت و لوله ای نظیر آلت تناسلی نعوظ یافته مردانه طی روز گذشته باشد، به علاوه سائیدگی در زانوی چپ نیز دارد که در اثر اصابت جسم سخت یا کشیده شدن بر روی سطح ناصاف و سخت روز گذشته ایجاد گردیده است (برگ 12)، مراتب به بازپرس پرونده گزارش شده و بازپرس به پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان فردیس دستور دستگیری متهم را صادر نموده است (برگ 14) و متهم در مورخ 1394/1/27 دستگیر و در خصوص موضوع شکایت شاکی تحقیق شده وی اظهار داشته است اینجانب ک. ت.ز. 17 ساله، مجرد، محصل، ساکن فردیس، سه روز پیش که حدود ساعت 12 ظهر مدرسه تعطیل شد به وی ( م. الف. ) گفتم بیا بریم پرونده فروشی را نشان دهم با هم رفتیم جمع کرده بود و من با زور با او ( م. الف. ) لواط کردم و به علت ایجاد رابطه نامشروع با دختر خانمی به نام زهرا، 8 ماه زندان بوده ام (برگ 19) و پرونده به همراه طرفین به بازپرسی اعاده شده و در بازپرسی، آقای ع. الف. 48 ساله، شغل مکانیک، ساکن فردیس اظهار داشته تقاضای اشد مجازات برای متهم ( ک. ت.ز. ) به علت تجاوز به فرزندم ( م. الف. ) دارم (برگ 21) و م. الف. به عنوان شاکی در تاریخ 1394/1/27 در بازپرسی اظهار داشته است روز یکشنبه پس از تعطیل شدن مدرسه، هم کلاسیم به اسم ک. ت.ز. به من گفت بریم در کنار نیروگاه برق به پرونده و حیوان نگاه کنیم و با هم حرکت کردیم رفتیم نیروگاه و جاده خاکی نشان داد و گفت آن طرف است و همینکه از جاده خاکی خارج شدیم شیشه (نوشابه) را برداشت و گفت اگر شلوارت را درنیاوری به سرت می زنم من کمی مقاومت کردم و درگیر شدیم پیراهن مرا پاره کرد و مرا هل داد زانوی من زخمی شد و بعد از انجام کار خود یعنی تجاوز به من، مرا رها کرد و گفت اگر به کسی بگوئی بلائی به سرت می آورم و من به خانه برگشتم و از بازپرس تقاضا دارم اعدام ایشان را صادر فرمائید و ده بار آلت تناسلی خود را وارد مقعد من کرده است (برگ 22) و بازپرس در همان تاریخ 1394/1/27 از متهم تحقیق نموده وی اظهار داشته است (اینجانب) ک. ت.ز. 16 ساله، اهل کرج مقیم جاده ملارد، در حدود 12/10 از مدرسه که تعطیل شد خارج شدیم به (همراه شاکی) به سوی پرنده فروشی رفتیم جمع کرده بود و من در آنجا به دوستم ( م. الف. ) تجاوز کردم و تهدید کردم و پیراهن او را پاره کردم و آلت تناسلی او را داخل مقعد او کردم (برگ 24) و بازپرس قرار بازداشت موقت متهم را صادر نموده و به زندان معرفی نموده است (اوراق 25 و 26) و سپس در خصوص اتهامات متهم آقای ک. ت.ز. فرزند م. 16 ساله، دائر بر تهدید و تخریب لباس و ایراد صدمه بدنی موضوع شکایت آقای م. الف. قرار مجرمیت صادر نموده و در خصوص اتهام دیگر متهم موصوف دائر بر ارتکاب لواط با عنف قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر نموده است و مورد موافقت دادیار اظهارنظر نیز قرار گرفته است و دادیار اظهارنظر دادسرای عمومی و انقلاب فردیس به شرح کیفرخواست مورخ 1394/3/2 تقاضای تعیین مجازات برای آقای ک. ت.ز. به اتهامات تهدید و تخریب لباس و ایراد صدمه بدنی موضوع شکایت شاکی آقای م. الف. و پدر او، نموده است (برگ 28) و آقای ر. ز.گ. با استناد به وکالت نامه تنظیمی خود را وکیل متهم آقای ک. ت.( ت.ز. ) معرفی نموده است (برگ 31) و پرونده جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه کیفری استان ارجاع شده و دادگاه دستور تعیین وقت نظارت و احضار شاکی را صادر نموده است و آقای م. الف. در تاریخ 94/4/20 در شعبه اول دادگاه کیفری یک کرج به عنوان شاکی اظهار داشته است یکی از همکلاسی هایم به اسم ک. تقی پور ( ت.ز. ) به من گفت بعد از تعطیل شدن مدرسه بریم به حیوانات نگاه کنیم و بعد از تعطیل شدن مدرسه با هم به طرف نیروگاه برق رفتیم و در راه دو تا شیشه استک برداشت و در نزدیکی نیروگاه یکی از شیشه ها را پرت کرد و وقتی به پشت نیروگاه برق رسیدیم گفت باید در اختیار من باشی با او درگیر شدم و با زور شیشه ای که در دست او بود گرفتم و به آن طرف پرت کردم و او را هل دادم می خواستم فرار کنم از پشت مرا گرفت و به زمین کوبید و زانوی من زخمی شد و کم کم از حال رفتم و زیاد متوجه اطراف خود نبودم که با زور به من تجاوز کرد و در آخر کار مرا تهدید کرد اگر به کسی چیزی بگویم بلائی به سرم می آورد (اوراق 33 و 34) و دادگاه دستور تعیین وقت و احضار طرفین و دعوت از نماینده دادستان را صادر نموده است و شعبه اول دادگاه کیفری یک کرج در تاریخ 1394/8/9 جلسه رسیدگی تشکیل داده و از طرفین تحقیق نموده و در آن جلسه آقای م. الف. 16 ساله اظهار داشته است من از آقای ک. ت.ز. بابت لواط به عنف شاکی هستم وی آلت تناسلی خود را داخل مقعد من کرد و حدود 3 الی 4 دقیقه طول کشید و آب بدنش را به بیرون از بدن من ریخت و آقای ک. ت.ز. فرزند م. ، مجرد و محصل، 17 ساله، در مقام دفاع از اتهامات تهدید و تخریب لباس و ایراد صدمه بدنی و اتهام لواط با عنف موضوع شکایت شاکی اظهار داشته است درگیر شدیم قبول دارم یقه پیراهن هم را گرفته بودیم و شاید پاره شده باشد و ایراد صدمه بدنی و تهدید و لواط را قبول ندارم دروغ می گوید و با این حرفها خواسته مرا خراب کند چون سابقه دارم می خواهد بیندازد سرم و در مورد اقرارم در آگاهی کتک می زدند و به ناحق اقرار کردم و در بازپرسی می خواستم توضیح بدهم اجازه نمی دادند و در مورد لواط از من آزمایش بگیرد تا معلوم شود آیا من با شاکی لواط کرده ام یا خیر؟ و علم پیش رفت کرده است اگر از مرد آزمایش بگیرند معلوم می شود و من اتهام درگیری و پاره کردن لباس قبول دارم ولی تهدید و ایراد صدمه بدنی و لواط به عنف را قبول ندارم و کاری با ایشان نکرده ام و علت درگیری این بوده که در روز درگیری شاکی از روی لباس انگشت به مقعد من کرد و من هم متقابلاً همین کار را با وی انجام دادم و باعث دعوی شد البته من انگشت به ایشان نکردم فقط با ایشان درگیر شدم و وکیل مدافع متهم اظهار داشته دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است و شاکی پرونده مجدداً اظهار داشته اظهارات متهم در خصوص انگشت کردن از روی لباس به مقعد او که باعث درگیر شود دروغ محض است من اینکار را نکردم (اوراق 55، 56 و 57 و 58) دادگاه در اجرای مقررات ماده 91 قانون مجازات اسلامی دستور داده از پزشکی قانونی در خصوص رشد و کمال عقلی متهم استعلام شود و پزشکی قانونی کرج طی نامه مورخ 1394/9/14 اعلام نموده از آقای ک. ت. معاینه و مصاحبه به عمل آمد مشارالیه از نظر جسمانی بلوغ کامل دارد و در حال حاضر عدم توانائی در امور مالی اش احراز نمی گردد (برگ 57) و دادگاه دستور داده از پزشکی قانونی مجدداً در خصوص رشد و کمال عقلی وی استعلام شود (برگ 58) که پاسخ آن در پرونده مشاهده نمی شود و دادگاه مجدداً در تاریخ 1394/12/24 تشکیل جلسه داده و در خصوص مفاد نامه پزشکی قانونی و از وکیل متهم توضیح خواسته که وکیل متهم اظهار داشته است موکل در زمان وقوع جرم (1394/1/23) 16 ساله بوده و پزشکی قانونی طی نامه شماره 17165 / م / 2 / 31 مورخ 94/9/14 فقط در خصوص بلوغ جسمانی اظهارنظر نموده است کافی به مقصود نبوده تقاضای برائت موکل خود را نموده است (برگ 72) و یکی از مستشاران دادگاه رأی مخالف بر اعدام نظر داده (برگ 79) و اکثریت اعضاء شعبه اقدام به صدور دادنامه شماره 940997261730057 - 1394/12/26 نموده اند که به موجب آن آقای ک. ت.ز. به اتهام تهدید به دو سال حبس تعزیری و به اتهام تخریب و پاره کردن لباس به سه سال حبس تعزیری و بابت سائیدگی زانوی چپ شاکی به پرداخت نیم درصد دیه کامل در حق شاکی و به اتهام عمل لواط با عنف به اعدام در ملاء عام محکوم گردیده است و دادنامه مزبور پس از ابلاغ در مهلت مقرر قانونی از سوی محکوم علیه و وکیل وی مورد فرجام خواهی قرار گرفته و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و پرونده به شعبه 31 دیوان عالیکشورارجاع گردیده است و اینشعبه طی دادنامه شماره9970908700277 مورخ 1395/7/28 چنین رأی صادر نموده است: «رأی شعبه»; - در خصوص فرجام خواهی آقای ک. ت.ز. و وکیل وی آقای ر. ز.گ. از دادنامه فوق الذکر صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک استان البرز از بررسی محتویات پرونده قطع نظر از اینکه جهت بررسی این مسئله که آیا متهم در زمان وقوع جرائم (1394/1/23) ادعائی 16 ساله یا 17 ساله بوده؟ شناسنامه یا کارت ملی وی اخذ نشده است و قطع نظر از اینکه پاسخ استعلام نامه شماره 9410112617301442 مورخ 1394/11/19 دادگاه از پزشکی قانونی واصل نگردیده است (برگ 64) و اشتباهاً در تاریخ 94/11/26 استعلام مذکور منتفی اعلام شده است (برگ 66) نظر به اینکه مقررات مواد 217 و 218 و تبصره های آن و 120 و 121 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و مواد 304 و 315 قانون آئین دادرسی کیفری رعایت نشده است. از آنجا که طرق اثبات وقوع بزه لواط (ایقابی یا تفخیذی) در قانون پیش بینی شده و پزشکی قانونی کرج در نامه مورخ 1394/1/24 در خصوص ادعای لواط به طور قطع و یقین نظر نداده و با عبارت می تواند ... اظهارنظر نموده است (برگ 12) و ایضاً پزشکی قانونی کرج در نامه مورخ 94/9/14 اعلام نموده «متهم از نظر جسمانی بلوغ دارد و در حال حاضر عدم توانائی نامبرده در اداره امور مالی اش احراز نمی شود»; (برگ 57) و اساساً در مورد رشد و کمال عقل متهم، آنهم در زمان وقوع بزه های انتسابی (94/1/23) اظهارنظری ننموده است با این وصف، در دادنامه فرجام خواسته اشتباهاً با استناد به نظریه پزشکی قانونی به رشد و کمال عقلی متهم اشاره شده است (برگ 80) و شاکی نیز اظهاراتی متفاوت و متهافت دارد. چنانچه در برگ 22 پرونده اظهار داشته است: (متهم ده بار آلت تناسلی خود را وارد کرده ولی در برگ 55 پرونده اظهار داشته متهم آلت تناسلی خود را وارد کرد و 3 الی 4 دقیقه طول کشید... و همچنین شاکی در برگ 22 پرونده اظهار داشته متهم شیشه را برداشت و گفت اگر شلوارت را درنیاوری با این شیشه به سرت می زنم، مقاومت کردم، درگیر شدیم پیراهن مرا پاره کرد و حال آنکه در برگ 33 پرونده اظهار داشته است متهم گفت باید در اختیار من باشی مخالفت کردم درگیر شدیم و با زور شیشه را از دست او گرفتم و به آن طرف پرت کردم ... و مضافاً به اینکه تخریب لباس (پیراهن) در هنگام نزاع و درگیری طبیعی است و برای تحقق بزه تخریب نیاز به قصد خاص دارد. مآلاً و بناء بر مراتب دادنامه فرجام خواسته در وضعیت فعلی قابل ابرام نبوده لذا مستنداً به بند 4 شق ب ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته نقض و پرونده به دادگاه همعرض (دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرائم نوجوانان) ارجاع شده است و شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان البرز به عنوان شعبه همعرض اقدام به اخذ تصویر مصدق کارت ملی متهم پرونده آقای ک. ت.ز. جهت معلوم شدن تاریخ تولد و سن وی در زمان وقوع جرم و پیوست نمودن آن به پرونده (برگ 115) و معرفی مجدد وی به پزشکی قانونی در اجرای مقررات تبصره ماده 91 قانون مجازات اسلامی نموده است، و مدیر کل پزشکی قانونی استان البرز طی نامه شماره 2632 / ک / 4 / 31 مورخ 1395/11/17، نتیجه کمیسیون پزشکی قانونی را در خصوص آقای ک. ت.ز. این چنین اعلام نموده است: بر اساس مصاحبه روان پزشکی و بحث و تبادل نظر،