شرط استحلاف متهم در قتل عمدی
خلاصهٔ رأی
کشف به رویت دختر رسید اعلام داشت قندان همان قندان منزل مادرم است ولی کاسه را ندیدهام و نمیشناسم (صفحه 50 پرونده) دستوراتی در خصوص شناسایی و دستگیری افراد مظنون و انجام امور در تکمیل پرونده خواسته شده است.
متن کامل
شرط استحلاف متهم در قتل عمدی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط استحلاف متهم در قتل عمدی پیام: در بزه قتل عمدی،استحلاف متهم زمانی امکانپذیر است که دلیلی اقامه نشده باشد و با وجود اقرار متهم، استحلاف وی از باب انکار قتل و صدور حکم توقف دعوی بر این مبنا،توجیه قانونی ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970909200212 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت پرونده حاضر مورخه ۱۳۹۰/3/15 در پی اعلام تلفنی مرکز فوریتهای پلیسی 110 آگاهی وقوع یک فقره قتل (مرگ مشکوک) و با حضور در محل خیابان الف. کوچه ن. احد از دختران متوفیه به نام ز. ک. و شوهرش به نام ف. ف. و چند نفر از اهالی در حیاط خانه حضور داشتند اعلام کرده که مادرش به نام م. ه. داخل منزل به قتل رسیده است و وضعیت منزل بهم ریخته است آثار خفگی احتمالاً با طناب داده شده ولی طنابی در محل یافت نشده است در پشت جسد آثار زخم قبل از فوت گزارش شده است (صفحه 1 و 5 پرونده) از م. ج. به عنوان گواه سؤال شده است گفته برای تعمیر برق به خانه آنها رفته بودم تعریف میکرد از خانهاش سرقت شده و میگفت یک جفت پوتین سفید رنگ زنانه در خانه آنها جا مانده که آنها را به پای خانم الف. ر. دیده است که برای خرید مواد مخدر از پسرش به خانه آنها آمده بود گفتم شک دارید ایشان تزریق کرده و مرده گفت نمرده خودم او را دیدهام گفت احتمالاً این زن به همراه ه. به این سرقت آمده است (صفحه 8 و 9 پرونده) ف. داماد مقتول گفته معتادین به خانه ایشان رفت و آمد داشتند دو پسرش به نامهای 1ـ ح. 2ـ ک. هر دو در امر خرید و فروش مواد مخدر فعالیت داشتهاند که دستگیر شدهاند و زندان هستند دخترش م. ساکن ک. است هر ده روز یکبار به او سر میزند و همسر من به نام ز. همسر من بیشتر اوقات به او سر میزد او خیلی پیر بود فکر نمیکنم با پسرهایش در خرید و فروش مواد مخدر همکاری میکرد اعتیاد نداشت ولی پسرهایش معتاد بودند. با کسی مشکلی نداشت . م. ک.الف. احد از فرزندان مقتوله گفته فردی درب منزل را میزد و فرار میکرد شخصی که خود را ج. ب. معرفی کرده با منزل مادرم تماس گرفته و مطالبه طلب یکصد هزار تومانی از برادر ح. را کرده و تهدید کرده اگر ندهی هر چه دیدی از چشم خودت دیدی. (صفحه 13 پرونده) ز. ک.الف. هم همان مطالب را تکرار کرده است از شخصی به نام ج. و خانمی به نام الف. نام برده است ه. پشت خانه ما است و شخصی کرد زبان است برادرم ک. کلید به اکثر معتادها داده بود ولی ما کلید را عوض کردیم . ج. ب. را نمیشناسم ولی برادرم ح. او را میشناسد ایشان به مغازه شوهرم رفته بود علیه وی شاکی هستم. (صفحه 17 پرونده) در گزارش نیروی انتظامی از افرادی به نامهای م. الف. ـ م.ن. ـ س. ن. نام برده شده است که در زمان حضور فرزندان مقتوله در خانه وی رفت و آمد داشتهاند نسبت به ایشان نیز اعلام ظن کردهاند. خانم ز. ک.الف. در خصوص خانمی به نام س. ت. که مدعی بوده که نوهاش سینی طلایش را دزدیده و به ک. و ح. فروخته با زور وارد خانه مادرم شده مادرم برایم گفته بود که به قول ک. گفته بود و سینی گم شده بود. (صفحه 46 پرونده) در ادامه گفته مادر م.ت. به نام س. و نوه خاله رفته بودند خانه مادرم و سینی طلا را خواسته بودند و یک قندان نقرهای یک کاسه پایهدار تقریباً برنز داخل مواد مخدر بود در بازرسی منزل شخصی به نام ... کشف به رویت دختر رسید اعلام داشت قندان همان قندان منزل مادرم است ولی کاسه را ندیدهام و نمیشناسم (صفحه 50 پرونده) دستوراتی در خصوص شناسایی و دستگیری افراد مظنون و انجام امور در تکمیل پرونده خواسته شده است. شخصی به نام و. م. 27 ساله دستگیر و اقرار کرده است که قبول دارم به اتفاق شخصی به هویت م. ع. به قصد سرقت مواد مخدر رفتیم داخل خانه با ورود ما وی از خواب بیدار و من به جهت جلوگیری از سروصدا متکایی جلو دهان وی گذاشتم و م. به وسیله یک لنگه جوراب دور گردن او انداخت و او را خفه کرد ادامه داده من به اتفاق م. که اگر او را ببینم میشناسم و از دوستان قدیمی من است آدرس او را نمیدانم رفتیم س. منزل رحمت و شیشه کشیدیم (مصرف نمودیم) م. به من گفت بیا برویم منزل ک. و ح. من آنجا مقداری مواد سراغ دادم آنها را بیاوریم رفتیم م. از دیوار بالا رفت و درب را باز کرد با هم رفتیم داخل خانم ه. در اتاق بالا دراز کشیده بود و از سروصدای ورود ما بیدار شد و م. به طرف وی رفته روی دهان او را گرفته دوباره او را درازکش نمود بعد من بخاطر جلوگیری از سروصدا متکایی روی دهان او گذاشتم م. نیز با لنگه جوراب او را خفه کرد سپس م. از جیب لباسهای او کیف پول حاوی حدود 50 الی 60 هزار تومان وجه نقد بود سرقت کردیم پول را از شخصی به هویت ه. س. در محله ب. مواد مخدر شیشه و کراک خریدیم و مصرف نمودیم (صفحه 53 و 54 و 58 ـ 59 پرونده) . م. ع. نیز شناسایی و دستگیر شده است از وی تحقیق شده است منکر ارتکاب قتل شده است و وجود کارت ملیاش در منزل مقتوله را خرید مواد مخدر از پسرش به نام ک. ذکر کرده است و اظهارات م. را کذب ذکر کرده است گفته بخاطر خرید مواد کارتم دست آنها مانده است. نزد جانشین بازپرس آقای و. م. گفته قبول دارم که در آگاهی و کلانتری اقرار کردم ولی تحت فشار بودم که اقرار کردم ولی اکنون قبول ندارم من مقتول خانم م. ه. را به قتل نرساندم. احتمالاً که اگر نگویم قتل انجام دادهام ترسیدم مرا مأمورین کتککاری کنند گفتم من او را کشتم با م. من دعوا کرده بودم م. به من میگفت پول یک نفر را سرقت کردهام برای این من اسم ایشان را بردم به خاطر اینکه شکنجه شدم اقرار کردم کشتهام (۱۳۹۰/4/21 نزد جانشین بازپرس صفحه 66 پرونده) م. ع. منکر اظهارات و اقاریر و. م. شده و آنها را کذب دانسته و گفته من با او جایی نرفتم برای سرقت ولی با هم مواد مخدر خریداری و مصرف کردیم (صفحه 75 و 76) ... گفته من میدانم خانم ه. برای پسرهایش مواد مخدر نگهداری میکرد در عوض آنها خرجش را میدادند چون یک بار رفتم برای مواد پسرش گفت دست مادرم است الآن نیست و. م. مجدداً در نیروی انتظامی اقرار به قتل کرده و گفته م. ع. گفت از اقرارت برگرد والا بیچاره میشویم مجدداً اظهارات قبلی را تکرار کرده است ... دو نفری رفتیم جلو خانه مرحوم و م. ع. از دروازه رفت بالا دروازه را باز کرد من هم رفتم حیاط و هر دو نفر رفتیم داخل چیزی پیدا نکردیم م. ع. رفت داخل اتاق و سالنی که مرحوم زندگی میکرد. من هم رفتم بالا دیدم مرحومه در حال چرت زدن است نزدیک غروب بود لامپ جلو بهار خواب نیز روشن بود خاموش کردم به محض اینکه ما را دید شروع کرد به داد و فریاد کردن بلافاصله م. ع. با متکا وی دهن مرحوم انداخت گفت بیا این متکا را بگیر من هم گرفتم و م. با لنگه جوراب انداخت دور گردن مرحومه او را خفه کرد ... (صفحه 84) از فردی به نام م. خ. تحقیق شده اظهار کرده و. م. از وی سرقت کرده و م. ع. کمک کرده در شناسایی و دستگیری و. م. (صفحه 85 الی 87 پرونده) سوگند یاد کرده که و سارق وی است (صفحه 88) م. ع. نزد بازپرسی ۱۳۹۰/4/5 مجدداً رفت و آمد به خانه مقتوله را با حضور فرزندانش برای خرید مواد مخدر پذیرفته گفته کارت ملی من نزد ک. ک.الف. بوده است و منکر ادعای و. م. شده است (صفحه 94 الی 95 پرونده) و. م. ادعای وی در مورد الف. و م. را که در میدان م. به دنبال او رفته بودند را پذیرفته است (صفحه 104 پرونده) و با گلگون و م. ع. و و. م. راجع به کفشهای م. مواجه شدهاند (صفحه 109 پرونده) و. م. پذیرفته کفشهای خودش است. آقای الف. ع. وکیل پایه یک دادگستری از طرف متهمان 1ـ م. ع. 2ـ و. م. اعلام وکالت کرده است (صفحه 126 و 127 پرونده) از ج. خ. تحقیق شده گفته زمان قتل مادر ح. و ک. من زندان بودم (صفحه 130 به بعد) سپس گفته من در تاریخ قتل ۱۳۹۰/3/15 کرمانشاه بودم گفته شده آخرین نفری که قبل از دستگیری ک. و ح. در منزل آنها بوده شما بودید و اطلاع از جاسازی مواد داشتهاید احتمالاً اقدام به قتل ... گفته قبول دارم من منزل آنها بودم با شخصی به نام ر. ص. ایشان زندانی بود مرخصی آمده بود چند نفر دیگر هم بودند هویت آنها را نمیدانم. از ک. و ح. ک.الف. تحقیق شده و نام افرادی را بردهاند که در خانه آنها تردد داشتهاند از جمله ح. مدعی شده شب حادثه م. ک.الف. و ص. ن. به خانه آنها آمده بودند. گفته از آنها شاکی هستم.(صفحه 134 پرونده) گواهی معاینه جسد که حکایت از شیار در گردن به صورت دو خط عرضی به فاصله دو سانتیمتر از یکدیگر ... است ضم پرونده شده است (صفحه 123 پرونده) در جلسه بازپرسی ۱۳۹۰/6/31 متهم و. م. گفته من اقاریرم بر اثر شکنجه بوده است بازپرس پرسیده در بازسازی صحنه بیان جزئیات را کردهای و نحوه قرار گرفتن جسد را گفتهاید و فیلمبرداری شده است گفته مأمورین از بیرون به من میگفتند و من هم حرف آنها را تکرار میکردم و م. ع. هم بیگناه (اشتباه نوشته شده بیگانه) است . م. ع. هم گفته من بیگناهم درست است که کارت ملی من در منزل مقتوله پیدا شده ولی به خاطر پول مواد مخدر کراک بوده است گرو گذاشتم (صفحه 129 و 130) از گواه به نام ک. م. پ. شغل نظامی تحقیق شده گفته زمان دستگیری و. م. شخصی به نام مراد خ. به کلانتری مراجعه و اظهار داشت که در چند روز گذشته شخصی به نام و. م. به منزل ع. ا. آمده و قصد کشتن او را داشته مقداری پول از وی سرقت کرده در شب و متواری شده یک جفت کفش تحویل داده و گفته متعلق به س. گ. است س.ا. در خصوص کفشها تحقیق اظهار داشت کفشها را به مبلغ دو هزار تومان به و. م. فروختم ... با تحقیقات غیر محسوس معلوم شد و. م. در خانه مقتوله رفت و آمد داشته از وی تحقیق گفته به همراه م. ع. ... صحنه بازسازی شد. (صفحه 245 پرونده) گواه دیگر ح. الف. شغل ... ضمن تکرار مطالب فوق گفته نزد استوار ک. م. و سرگرد ر. م. آقای و. م. که برای گرفتن وانت وی که توقیف شده بود آمده و دستگیر شده بود اقرار کرده که به اتفاق م. ع. مرتکب قتل م.ه. شدیم چون رفتیم جاسازی مواد مخدر را پیدا کنیم پیدا نکردیم م. گفت مواد در منزل دارند م. متکی روی دهن ایشان گذاشت من با جوراب وی را خفه کردم مستند صحنه بازسازی شد و شکنجهای هم در کار نبود چون قبل از آمدن من به کلانتری ایشان اقرار به کشتن خانم ه. کرده بود. (صفحه 246 پرونده) آقای ر.م. شغل ... هم مطالب فوق را تکرار و گفته ... یک عدد متکی روی دهان وی گذاشتم و با لنگه جوراب او را خفه نمودیم. و صحنه را هم بازسازی کرد. (صفحه 247 پرونده) و جزئیات کاملاً در صحنه توسط وی توضیح داده شد. آقای م. ف. شغل نظامی او هم عیناً مطالب را تکرار و گفته شکنجه و زوری در کار نبود و حتی اقرار کرده پرونده زورگیری به فراموشی سپرده شد و ادامه رسیدگی به آگاهی سپرده شد. (صفحه 248 پرونده) آقای ع.ه. شغل نظامی به عنوان گواه گفتند من در امور جنایی کار نمیکنم ولی زمان بازسازی صحنه همراه اکیپ رفتم آقای و. م. مأمورین را راهنمایی میکرد ولی من بیرون منزل بودم ندانستم که چه گفته است. (صفحه 249 پرونده) همچنین آقای الف. ف. آقای م. ح. خ. شغل نظامی ضمن توضیح مطالب پیش گفته وقتی و. م. ان از خانه ع. ا. سرقت کرده و م. خ. میرسد و فرار میکند کفش او جا میماند. م. ع. مدعی است کارت را تحویل فرزندان مقتوله داده است پس چرا کارت ملی کنار جسد کشف شده است. (صفحه 251 پرونده) در تاریخ 1390/9/23 فی مابین مأمورین انتظامی آقایان 1ـ س. ف. 2ـ ستوان م. ح. 3ـ س. م. 4ـ ا.ک. م. 5ـ س. ه. 6ـ س. ف. 7ـ ستوان یکم ا. (کلانتری 11) و متهمان و. م. و م. ع. با حضور وکیل آقای الف. ع. مواجهه شدهاند متهم و. م. اظهار داشته آقای ا. مرا آویزان کرد من اعتراف کردم ادامه داده من معتاد و خمار بودم خودروی من در کلانتری بود آمدم تا خودرو خودم را آزاد کنم مأمورین مرا دیدند و دستگیر کردند گفتند شما دزد هستید مرا شکنجه کردند خمار بودم اعتراف کردم در بازسازی صحنه هم به زور اعتراف کردم. آقای ا. اظهار کرد که متهمان دروغ میگویند ما هیچگونه شکنجهای نکردیم آقای ک. م. هم حضور داشت (دیگر مأمور کلانتری 11) سرگرد ف. ضمن توضیح در خصوص کفشهای س. گ. گفته هیچگونه شکنجهای در کار نبود خود متهم اقرا کرد در خصوص خانم م. ه. اجباری در کار نبود ادعای ایشان کذب است. (صفحه 254 پرونده) خانم ز. ک.الف. فرزند ع. علیه متهمان م. ع. و و. م. اعلام شکایت کرده است (صفحه 261 پرونده) خانم م. ک.الف. نیز علیه ایشان اعلام شکایت کرده است (صفحه 262 پرونده) آقای ح. ک.الف. ضمن ادعای قتل توسط م. ع. و و. م. گفته کارت ملی م. ع. بخاطر پول مواد مخدر پیش من گرو بود که در خانهام بود ولی م. اعتراف کرده مادرم را به قتل رسانده ی. ک. گفته م. ک.الف. و. و م. را تحریک کرده است. گفته یک رم موبایل دارم که اظهارات ی. ک. در آن است. آقای م. ک.الف. گفته اظهارات ح. و ک. را قبول ندارم و و. م. را اصلاً نمیشناسم و ی. ک. الآن در سالن دادگاه است از او تحقیق کنید (صفحه 270 پرونده) ی. ک. 25 ساله منکر ادعای ک. و ح. ک.الف. شده و گفته آنها مرا بردند خانه لخت کردند به زور از من اظهارات گرفتند علیه م. ک.الف. که م. با تحریک م. ع. و و. م. مادر آنها مرا به قتل رسانده برای اینکه میگفتند م. آنها را لو داده است. (صفحه 274 پرونده) در بیان آخرین دفاع هم متهمان منکر شده و گفتهاند ما معتاد بودیم و شکنجه شدیم و م. ع. گفته کارتم را گروی پول مواد مخدر گذاشته بودم. (صفحه 288 پرونده) با احراز بزهکاری آنها دائر به مشارکت