شرط استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله
خلاصهٔ رأی
مقرر بوده که یکماه بعد به منزل رجوع کند که نیامده و چند ماه بعد یعنی در تاریخ 89/6/28 زوجه با ابطال وکالتنامه موکل را ممنوع الخروج نموده و متعاقباً با رجوع زوجه به ایران برای ارتحال مادرشان و مطالبه شوهر برای زناشویی حاضر به بازگشت نبوده است زوجه هیچگونه مطالبه ای از بابت حقوق نداشته است و حقی که مطالبه نشده الزامی به پرداخت وجود ندارد فلذا صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست.
متن کامل
شرط استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله پیام: استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله منوط به آن است که متخلف از وظایف همسری نبوده و تقاضای طلاق از طرف زوج ناشی از تخلف زوجه از وظایف زوجیت(نشوز) نباشد. عنوان: احراز نشوز زوجه به جهت باز نگشتن از سفر خارجی پیام: درصورتی که زوجه با رضایت زوج به خارج از کشور سفر کرده باشد، عدم بازگشت وی در صورتی مبین نشوز اوست که اولاً اذن زوج محدود به مدت خاصی باشد که با انقضاء آن مدت زوجه باز نگشته و ثانیاً زوج به نحو مؤکد از وی درخواست مراجعت به کشور و ادامه زندگی مشترک کرده باشد. در غیراینصورت صرف ممنوع الخروج شدن زوجه توسط زوج، مبین نشوز وی نیست. مستندات: بند ب تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371/08/28- شماره دادنامه قطعی : 9309986111300776 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 93/6/2 آقای ع.الف.ز. بوکالت از طرف آقای گ. ع. پور بطرفیت خانم ح. ع. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که زوجه خوانده طبق سند ازدواج پیوست در تاریخ 46/6/23 به عقد دائم موکل در آمده است و موکل از همسر خود دارای سه فرزند پسر و یک فرزند دختر بوده که همگی کبیر می باشند و هر کدام دارای زندگی مستقل هستند. خوانده در اردیبهشت ماه 1389 برای عروسی دختر خود که در لندن اقامت داشته از کشور خارج و مقرر بود پس از یکماه از مسافرت ایشان را از طریق اداره گذرنامه ممنوع الخروج مینماید. پس از مراجعه خوانده برای فوت مادرش به ایران در این مدت در منزل پسر عمه و باجناق موکل اقامت داشته و پس از مدتی متأسفانه دیگر مراجعه ای ننموده است پس از پیگیری ها و تحقیق فراوان تاکنون آدرسی از ایشان یافت نگردیده است لذا صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست دادخواست مطروح در شعبه دهم دادگاه خانواده اهواز ثبت و با تعیین وقت رسیدگی از خوانده از طریق نشر آگهی در مطبوعات دعوت به رسیدگی به عمل آمد در جلسه دادرسی مورخ 93/7/20 خوانده علیرغم نشر آگهی در روزنامه حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است وکیل خواهان حضور یافته و همان مطالب مندرج در دادخواست را بیان نموده و اضافه کرده که خوانده پس از رفتن به لندن جهت عروسی دخترشان در اردیبهشت ماه 1389 مقرر بوده که یکماه بعد به منزل رجوع کند که نیامده و چند ماه بعد یعنی در تاریخ 89/6/28 زوجه با ابطال وکالتنامه موکل را ممنوع الخروج نموده و متعاقباً با رجوع زوجه به ایران برای ارتحال مادرشان و مطالبه شوهر برای زناشویی حاضر به بازگشت نبوده است زوجه هیچگونه مطالبه ای از بابت حقوق نداشته است و حقی که مطالبه نشده الزامی به پرداخت وجود ندارد فلذا صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نمود و وکیل زوج داور موکل خود را تعیین و معرفی نموده و داور ایشان هم نظریه کتبی خود را ارائه نموده که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین می باشد و سپس دادگاه بلحاظ مجهول المکان بودن زوجه از طریق واحد داوری برای ایشان داور تعیین و منصوب نموده و داور منصوب زوجه هم نظریه خود را ارائه و اعلام داشته که بلحاظ عدم دسترسی زوج به زوجه امکان صلح و سازش فراهم نگردیده است. در جلسه بعدی دادرسی بتاریخ 1394/1/15 زوجه علیرغم نشر آگهی در روزنامه حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است ولی وکیل زوج خواهان حضور یافته و همان مطالب دادخواست و جلسه قبل را بیان و اضافه نموده که مهریه زوجه تماماً حین العقد پرداخت گردید. در خصوص اجرت المثل با توجه باینکه مبنای مطالبه این حق وجود اذن و دستور بوده و دلیلی بر وجود اذن وجود ندارد لذا استحقاق دریافت این موضوع را ندارد و در خصوص جهزیه طبق آداب و رسوم قوم عرب، زن جهیزیه ای بمنزل شوهر نمیبرد و مرد کلیه وسایل زندگی را فراهم می کند و در خصوص نفقه چون زوجه چندین سال است منزل شوهر را ترک کرده و حاضر به بازگشت و تمکین از شوهرش نبوده لذا استحقاق دریافت آن را ندارد. سپس دادگاه به مرجع انتظامی مأموریت داده که در آدرس سکونت موقت زوجه که از طرف زوج اعلام گردیده در خصوص علت غیبت زوجه و ترک زندگی مشترک و اختلافات فیمابین زوجین و علت نشوز زوجه از بستگان نزدیک زوجه و فرزندان و برادران و خواهران وی تحقیق و نتیجه را گزارش نماید. در گزارش مورخ 94/1/21 ارسالی از مرجع انتظامی که مطلعین ذیل آنرا انگشت زده اند چهار نفر که یکی برادر و دو نفر دیگر پسر دائی و نفر چهارم همسایه زوجه بوده اعلام نمودند مدت 5 سال می باشد که بعلت اختلافات خانوادگی زوجه از منزل بیرون رفته و تاکنون مراجعت ننموده است سرانجام دادگاه ضمن اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 134 مورخ 1394/2/5 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با استدلال اینکه مساعی دادگاه و داوران و مرکز مشاوره خانواده در اصلاح ذات البین و انصراف زوج از طلاق موثر واقع نشده و خواهان هم چنان اصرار بر وقوع طلاق دارد و زوجه با وصف ابلاغ های قانونی و نشر آگهی در جلسات دادرسی حضور نیافته و دفاع موثری بعمل نیاورده است فلذا با توجه به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و مستنداً بماده 1133 قانون مدنی و مواد 4 و 10 و 18 و 19 و 26 و 27 و 28 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت آن صادر و در مورد حقوق مالی زوجه توضیح داده که چون زوجه مجهول المکان است و حقوق مالی خود را مطالبه ننموده است لذا دادگاه مواجه با تکلیفی نبوده و زوجه متعاقباً می تواند حقوق مالی خود را مطالبه نماید و بعلاوه چون فرزندان زوجین همگی کبیر هستند لذا دادگاه از این حیث مواجه با تکلیف نمی باشد و با توجه باینکه زوجه متولد 1329/1/1 بوده و بیش از 60 سال سن دارد و یائسه می باشد لذا نوع طلاق بائن است و عده ندارد. رأی صادره غیابی و قابل واخواهی اعلام شده است. پس از ابلاغ رأی صادره به زوجه از طریق نشر آگهی در مطبوعات، خانم ش. ع. بوکالت از زوجه با تقدیم دادخواست نسبت به آن واخواهی نموده و در دادخواست توضیح داده که موکله با اذن زوج جهت شرکت در مراسم عروسی دخترشان که مقیم انگلستان بوده به این کشور سفر نموده و بعد از مراسم عروسی زوجه با زوج جهت بازگشت به ایران تماس برقرار مینماید ولی نامبرده از بازگشت ایشان جلوگیری مینماید و به بهانه های واهی مانع آمدن او به ایران میگردد و سپس علیرغم اینکه از آدرس همسرش مطلع بوده با دادن آدرس دیگر در پرونده حاضر مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق بر علیه موکله مینماید و بدلیل اینکه موکله از پرونده مطروحه هیچ اطلاعی نداشته نتوانسته در جلسات دادگاه حاضر شود و بهمین جهت حکم صادره از دادگاه بدون در نظر گرفتن حقوق شرعی و قانونی موکله صادر گردیده است و چنانچه واخوانده اصرار به طلاق دارد موکله خواستار کلیه حق و حقوق شرعی و قانونی خویش می باشد. دادخواست واخواهی در همان دادگاه بدوی ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه دادرسی بتاریخ 94/4/20 وکیل واخواه حضور نیافته ولی با تقدیم لایحه ای مدافعات خود را بیان نموده است ولی وکیل زوج واخوانده حضور یافته و اظهار میدارد اولاً: استدعا دارد با توجه به وکالتنامه تنظیمی و مع الواسطه در کنسولگری انگلستان تاریخ های ورود و خروج زوجه از اداره گذرنامه استعلام گردد. ثانیاً: خانم ح. ع. طی دو سند رسمی تنظیمی در سفارت ایران در لندن ضمن اسقاط کلیه حقوق شرعی و قانونی خویش و اقرار به عدم وجود حقی برای مطالبه وکالت در طلاق با حق توکیل بغیر بموکل اینجانب داده تا به نحوی از قید زوجیت با ایشان رهائی یابد ثالثاً: زوجه بدون ترک تابعیت ایران و بدون اذن زوج اقامت دائم و سپس تابعیت دولت انگلستان را تحصیل نموده و این دلیلی است بر عدم تمکین و عدم رغبت ایشان به بازگشت نزد شوهرش و تمکین از ایشان رابعاً: زوجه در اسفند ماه 92 برای عیادت مادرش که به شدت بیمار بوده به ایران آمده و با وجود اینکه ممنوع الخروج بوده بدون اذن زوج از کشور خارج شده است سایر دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است. وکیل زوجه واخواه در لایحه تقدیمی تقاضای مطالبه اجرت المثل ایام زندگی مشترک بالغ بر چهل سال با ادعای اینکه زوجه کلیه کارهای منزل را به دستور شوهرش انجام داده است و نیز نفقه معوقه و عده زوجه را نموده است. سپس دادگاه با تعیین وقت دادرسی مجدد از زوجین جهت اخذ توضیح دعوت بعمل میآورد. در جلسه بعدی دادرسی بتاریخ 94/5/11 که با حضور وکلای طرفین و نیز زوج واخوانده تشکیل گردیده وکیل زوجه واخواه همان مطالب مندرج در دادخواست واخواهی و لایحه تقدیمی را تکرار و اضافه نموده که مطابق قانون طلاق از اختیارات زوج می باشد و بفرض آنکه موکله به زوج وکالت در طلاق نمیداده باز هم زوج می توانست ایشان را مطلقه بنماید حال که زوج اصرار بر طلاق دارد موکله خواستار حقوق شرعی و قانونی خود از جمله اجرت المثل ایام زندگی مشترک از تاریخ 1346/6/23 ( تاریخ شروع زندگی مشترک) و نفقه گذشته و ایام عده می باشد زوج از اردیبهشت 1389 تاکنون نفقه موکله را پرداخت ننموده است. ضمناً موکله در حال حاضر ساکن در لندن می باشد وکیل زوج واخوانده اظهار میدارد زوجه ناشزه بوده و مستحق نفقه نمی باشد مهریه وی تماماً پرداخت گردیده است ایشان طی دو سند رسمی تنظیمی در دفتر سفارت ایران در انگلستان ضمن اقرار به عدم وجود طلب و حقی برای مطالبه اظهار داشته هیچگونه طلبی از زوج نداشته و ندارد که با توجه به اطلاق واژه طلب و قرینه ارتباط سند با حق ناشی از زندگی خانوادگی واضح و مبرهن است که ایشان کلیه حقوق خود را حسب مورد دریافت و یا اسقاط نموده است تا بدینوسیله زمینه رضایت زوج به طلاق را فراهم کند و بعلاوه اذن موکل به خروج همسرش از کشور تنها برای مدت یکماه بوده و مأذون با گذشت حدود 5 سال و درخواست های مکرر زوج از بازگشت امتناع نموده و بدین منظور ایشان اقامت دائم و سپس تابعت انگلستان را تحصیل نموده است که استشهادیه تقدیمی موید صحت مراتب معروضه می باشد بنابراین زوجه تمکین نکرده و علاوه بر آن اقرار به عدم وجود هرگونه طلب و حق ناشی از زندگی خانوادگی نموده است و از این رو مستحق حقوق درخواست شده نمی باشد تقاضای رد ادعای مذکور را دارم وکیل واخواه مجدداً اظهار میدارد ایشان هیچ حکم و دلیلی که حکایت از نشوز و یا دعوت موکله به زندگی مشترک بنماید تقدیم ننموده و وکالت در امر طلاق دلیل بر اسقاط حقوق شرعی و قانونی موکله نمی باشد لذا تقاضای ارجاع امر بکارشناس را جهت تعیین میزان اجرت المثل و نفقه ایام گذشته و ایام عده را دارم. سپس دادگاه تاریخ های ورود و خروج زوجه را از تاریخ 1346/6/23 تاکنون از اداره گذرنامه استان خوزستان استعلام و مجدداً با تعیین وقت از طرفین جهت اثبات استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل مورد مطالبه دعوت بعمل آورد و اعلام داشته که حضور زوجه در این جلسه جهت رسیدگی به ادعای مطروحه لازم و ضروری می باشد. پاسخ استعلام از اداره گذرنامه واصل شده که در برگ های 92 و 93 پرونده پیوست گردیده است. در این اثنا آقای ج. ط. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج واخوانده اعلام وکالت نموده است در جلسه دادرسی مورخ 94/6/2 فقط وکیل واخواه حضور یافته و وکیل اخیر واخوانده طی لایحه تقدیمی تقاضای تجدید جلسه دادرسی را نموده است در این جلسه وکیل واخواه اظهار میدارد موکله بالغ بر چهل سال با واخوانده زندگی مشترک داشته و حسب اظهارات موکله کلیه کارهای داخل منزل را بدستور همسرش انجام داده است و علت عدم حضور ایشان در جلسه رسیدگی بعلت سکونت ایشان در انگلستان می باشد و اگر دادگاه تصمیم بر عدم تعیین اجرت المثل دارد تقاضای تعیین نحله باستناد بند ب ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق را دارم و با توجه باینکه زوج تاکنون حکم تمکین بر علیه موکله از دادگاه اخذ ننموده موکله مستحق دریافت نفقه از تاریخ 89/2/1 لغایت اجرای صیغه طلاق و دوران عده می باشد سپس دادگاه جهت تعیین نفقات معوقه و جاریه زوجه تا زمان اجرای صیغه طلاق و نفقه ایام عده موضوع را به کارشناس ارجاع نموده و پس از طی تشریفات قانونی کارشناس منتخب دادگاه در نظریه کتبی تقدیمی خود بشرح برگ 103 پرونده مجموع نفقات معوقه زوجه را از تاریخ 89/2/1 لغایت 94/6/10 جمعاً بمبلغ 182/800/000 ریال و نفقه ایام عده را جمعاً بمبلغ 10/800/000 ریال و نفقه زوجه از تاریخ 94/6/11 لغایت اجرای صیغه طلاق را ماهیانه مبلغ 3/600/000 ریال تعیین و اعلام نموده است و سپس دادگاه از کارشناس منتخب درخواست نموده که با ارائه نظریه تکمیلی میزان نحله استحقاقی زوجه را تعیین و اعلام نماید و کارشناس منتخب در نظریه تکمیلی خود بشرح برگ 112 پرونده میزان نحله زوجه را از تاریخ 46/6/23 لغایت 89/2/1 جمعاً بمبلغ 218/750/000 ریال تعیین نموده است نظریات اولیه و تکمیلی کارشناس بوکلای طرفین ابلاغ شد ولی اعتراضی نسبت به آن از ناحیه وکلای طرفین در پرونده مشهود نیست و سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 1184 مورخ 94/8/24 با اعلام اینکه اعتراض واخواه نسبت به بند دوم دادنامه واخواسته بوده و در جلسه مورخ 94/5/11 اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نفقه گذشته را مطالبه نموده و واخوانده و وکلای ایشان دلیل و مدرکی که حکایت از