شرط استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله
خلاصهٔ رأی
وع کردیم تا 90/6/29 با هم بودیم و از آن تاریخ جدای از هم زندگی می کنیم زوجه خوانده اظهار داشت تاریخ هائیکه همسرم گفته صحیح است من طلاق نمیخواهم اگر میخواهد مرا طلاق بدهد باید تمام حق و حقوق زندگی مرا بپردازد سه سال است که مرا بدون خرجی رها کرده است در این مدت طولانی که با او زندگی کردم اجرت المثل مرا نداده است باید بدهد ما دو تا بچه بزرگ داریم 46 و 44 ساله هستند و جهیزیه بعد از 48 سال چیزی نمانده است.
متن کامل
شرط استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط استحقاق زوجه نسبت به دریافت نحله پیام: استحقاق زوجه نسبت به نحله منوط به آن است که نامبرده متخلف از وظایف همسری و زناشوئی نباشد. بنابراین در فرضی که دادگاه با احراز نشوز زوجه، وی را مستحق دریافت نفقه ندانسته، صدور حکم بر پرداخت نحله، موجب متعارض بودن حکم صادره و نقض آن در مرجع عالی می شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970906800787 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/10/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9309982165501166 شماره دادنامه : 9409970906800787 تاریخ : 1394/10/30 خلاصه جریان پرونده در تاریخ 93/8/4 آقای ر. ع.الف. بطرفیت همسرش خانم ل. خ.م. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم و توضیح داده که در تاریخ1346/9/10 با خوانده ازدواج نموده و حاصل این ازدواج یک پسر و یک دخترمی باشد و در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک نمی باشم لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق را دارم .دادخواست مطروحه در شعبه 201 دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد . جلسه اول دادرسی بتاریخ 93/9/11 باحضور زوجین تشکیل گردید در این جلسه خواهان اظهار داشت بعد از 44 سال زندگی مشترک تقاضای طلاق دارم همسرم سه سال است که مرا از منزل بیرون کرده است دیگر قادر به ادامه زندگی با او نیستم تقاضای طلاق دارم مهریه او را تماماً پرداخت کردم از تاریخ 47/4/1 زندگی مشترک خود را شروع کردیم تا 90/6/29 با هم بودیم و از آن تاریخ جدای از هم زندگی می کنیم زوجه خوانده اظهار داشت تاریخ هائیکه همسرم گفته صحیح است من طلاق نمیخواهم اگر میخواهد مرا طلاق بدهد باید تمام حق و حقوق زندگی مرا بپردازد سه سال است که مرا بدون خرجی رها کرده است در این مدت طولانی که با او زندگی کردم اجرت المثل مرا نداده است باید بدهد ما دو تا بچه بزرگ داریم 46 و 44 ساله هستند و جهیزیه بعد از 48 سال چیزی نمانده است. زوج خواهان مجدداً اظهار داشت در مورد اجرت المثل حکم صادر شده است و نفقه او را تا به حال دادم خوانده گفته است نفقه نداده است و شصت و یک سال سن دارد و من او را بیرون نکردم خودش رفته است . تصویر دادنامه شماره 1240 مورخ 91/7/11 شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران حاکیست که بموجب این دادنامه ، دادنامه تجدیدنظر خواسته شماره 1314 مورخ 90/8/28 شعبه 272 دادگاه خانواده تهران که طی آن زوج به پرداخت مبلغ سیصد میلیون ریال بابت اجرت المثل در حق زوجه خانم ل. خوشه مهری محکوم گردیده نقض شده و حکم رد دعوی زوجه خواهان صادر شده است . سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نمود و زوجین هر یک داور خود را تعیین و معرفی نموده اند و داوران منتخب زوجین هم هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند . سپس دادگاه جهت تعیین میزان نفقه زوجه موضوع را بکارشناس ارجاع نمود وکارشناس منتخب دادگاه بشرح نظریه کتبی تقدیمی در برگ 24 پرونده میزان نفقه زوجه از تاریخ 1390/6/29 لغایت کارشناسی(93/12/16) برای سال 90 ماهیانه مبلغ دو میلیون و هفتصد هزار ریال و برای سال 91 ماهیانه مبلغ سه میلیون ریال و برای سال 92 ماهیانه مبلغ سه میلیون و پانصد هزار ریال و برای سال 93 ماهیانه چهار میلیون و سیصد هزار ریال و نیز نفقه ایام عده را جمعاً به مبلغ شانزده میلیون و پانصد هزار ریال تعیین و اعلام نموده است . پس از ابلاغ نظریه کارشناس زوج خواهان با تقدیم لایحه به اصل موضوع ارجاع امر بکارشناس اعتراض و با ادعای ناشزه بودن زوجه او را مستحق نفقه ندانسته است و به پیوست لایحه تصور دادنامه شماره 1753 مورخ 90/10/7 شعبه 201 دادگاه عمومی خانواده تهران که بموجب آن زوجه به تمکین از زوج محکوم گردیده و نیز تصویر اجرائیه که بر اساس دادنامه مذکور صادر و در تاریخ 90/12/17 به زوجه ابلاغ گردیده ارائه نموده است . سپس دادگاه با توجه به اعتراض زوج به نظریه کارشناس موضوع را به هیئت سه نفره کارشناسان ارجاع نموده و هیئت کارشناسان هم نظریه کتبی خود را به شرح برگ 41 پرونده تقدیمی و طی آن نفقه زوجه را از تاریخ 90/6/29 لغایت 94/2/14 از قرار ماهیانه به تفکیک هر سال تعیین و اعلام نموده اند نظریه هیئت کارشناسان بطرفین ابلاغ شد اعتراضی نسبت به آن در پرونده مشهود نیست سر انجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 478 مورخ 94/3/30 ضمن احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه زوج اصرار بر طلاق داشته و مساعی دادگاه و داوران برای ایجاد صلح و سازش و ترغیب او بر ادامه زندگی مشترک موثر واقع نشده لذا باستناد قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و تبصره الحاقی بماده 336 و مواد 1133 و 1150 و 1151 قانون مدنی و مواد 27 و 29 و 38 قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوجه اجازه داده با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق با رعایت شرایط ذیل مبادرت به اجرا و ثبت واقعه طلاق نماید و زوج را مکلف نموده که تمام مهریه را با احتساب به شاخص روز و نیز نفقه معوقه را از تاریخ 90/6/29 ماهیانه دویست و هفتاد هزار تومان و از تاریخ 91/1/1 ماهیانه سیصد هزار تومان و از تاریخ 92/1/1 ماهیانه سیصد و چهل هزار تومان و از تاریخ 93/1/1 ماهیانه مبلغ سیصد و نود هزار تومان و از تاریخ 94/1/1 ماهیانه چهارصد و سی هزار تومان نقداً در حق زوجه پرداخت نماید . زوجه یائسه است و نفقه ایام عده ندارد. نوع طلاق بائن نوبت اول است مدت اعتبار گواهی سه ماه پس از ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای است . پس از ابلاغ رای صادره زوج نسبت به آن در قسمت مربوط به حقوق مالی زوجه اعتراض نموده و اعلام داشته که حسب گواهی پیوست در پرونده اجرائی کل مهریه زوجه را پرداخت نموده و زوجه ناشزه بوده و استحقاق نفقه را ندارد . پرونده پس از طی تشریفات قانونی و وصول بمرجع تجدیدنظر استان تهران و ارجاع آن به شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران شعبه مرجوع الیه وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 94/7/19 که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوج تجدیدنظر خواه با تکرار همان مطالب مطروحه در دادرسی مرحله بدوی اضافه نموده که حال تصمیم به طلاق وی گرفتم چونکه مرا به منزل راه نمیدهد فقط نسبت به پرداخت نفقه ایراد دارم و نامبرده تمکین ندارد و حکم تمکین را ارائه میدهم و از تاریخ 90/10/7تا حال منزل هم گرفتم ایشان بمنزل نیامده است و نباید نفقه بدهم و اجرت المثل درخواست کرده و رد شده و چیزی بوی نمیدهم . زوجه تجدیدنظر خوانده اظهار داشت حکم طلاق را قبول دارم و حکم تمکین وی مربوط به تاریخ 90/10/7 بوده و قبل از تاریخ یاد شده می باشد از آن تاریخ وی مرا ترک نموده و اطلاعی از وی ندارم فقط در دادگاه ها او را مشاهده میکنیم و خانه دار هستم و هزینه زندگی رادیگران تامین می کنند و قبل از طلاق درخواست اجرت المثل کردم که رد شده است حال باید حقوق مرا پرداخت نماید سر انجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 1261 - 94 مورخ 1394/8/3 با توجه به مفاد اظهارات زوجین بشرح صورتجلسه دادرسی و توجهاً باینکه زوج دلائلی بر عدم تمکین زوجه نسبت به وظائف زوجیت من جمله دادنامه شماره 1753 متضمن حکم بر الزام به تمکین ارائه که مشارالیها مستحق نفقه نبوده است فلذا با حذف خواسته نفقه در دادنامه و هکذا با لحاظ رد دعوی اجرت المثل طبق دادنامه 1240/ 91 و نظر بمدت 45 سال زندگی زوجه با زوج حسب مقتضای تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق زوج را به پرداخت مبلغ بیست میلیون تومان بعنوان نحله در حق زوجه ملزم و چون دادنامه تجدیدنظر خواسته وفق موازین شرعی و قانونی صادر گردیده و مدرکی که حاکی از مخدوش بودن آن باشد ارائه نشده لذا مستنداً بماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظر خواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح بعمل آمده تایید نموده است . دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 94/8/17 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 94/9/2 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.لوایح طرفین بهنگام شور قرائت می گردد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور آقای ر. ع.الف. نسبت به دادنامه شماره 1261 مورخ 1394/8/3 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بخواسته زوج فرجام خواه انشاء گردیده فرجامخواهی نموده و اساس اعتراض ایشان نسبت به نحله مقرر در دادنامه فرجام خواسته می باشد که با عنایت به جامع اوراق پرونده اعتراض پرونده فرجام خواه مالاً وارد و دادنامه فرجام خواسته در خور نقض می باشد زیرا داد گاه محترم تجدیدنظر در حکم صادره از یک طرف زوجه فرجام خوانده را بلحاظ عدم تمکین او از فرجام خواه مستحق نفقه معوقه و جاریه تعیین شده در دادنامه بدوی ندانسته و آنرا از دادنامه بدوی حذف نموده و از طرف دیگر بدون توجه به ناشزه بودن زوجه بلحاظ اینکه دعوی مطالبه اجرت المثل زوجه حسب دادنامه پیوست پرونده مردود اعلام شده طبق تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق زوجه را مستحق نحله تشخیص و زوج فرجام خواه را ملزم نموده که مبلغ دویست ملیون ریال بعنوان نحله به زوجه پرداخت نماید در حالیکه مطابق مدلول تبصره 6 ماده واحده مزبور استحقاق زوجه نسبت به نحله منوط به آنستکه مشارالیها متخلف از وظایف همسری و زناشوئی نبوده باشد و اگر عدم تمکین و نشوز زوجه موجب سقوط استحقاق او بر نفقه بوده باشد قانوناً این امر استحقاق وی را نسبت به نحله منتفی خواهد نمود بنابراین تصمیم دادگاه در خصوص دو مورد فوق الذکر با هم تعارض قانونی داشته و با موازین قانونی مغایرت دارد النهایه چون صرف صدور حکم تمکین و اجرائیه قانوناً نمی تواند دلیل قطعی بر نشوز زوجه محسوب و استحقاق او را نسبت به نفقه و حتی نحله منتفی سازد و واکنش و عکس العمل زوجه درمرحله اجرائی می تواند بیانگر نشوز یا عدم نشوز وی بوده و این امر را به اثبات برساند و از طرفی هم زوج فرجام خواه در مراحل دادرسی ادعا داشته که زوجه وی را از سال 90 از منزل مشترک اخراج نموده و با تعویض قفل مانع ورود و حضور وی در منزل مشترک شده است و علی الظاهر هم زوجه در همان منزل مشترک که با زوج زندگی مشترک داشته اند سکونت داشته و زندگی مینماید و در مقام اجرای حکم تمکین صادره علی القاعده زوج می بایستی به همان منزل مشترک مراجعه و ایفاء وظایف زوجیت را از زوجه خواستار و یا با تهیه منزل دیگری از زوجه جهت سکونت و ایفاء وظایف بعمل میاورده است خصوصاً اینکه زوجه ادعا دارد که زوج منزل مشترک را ترک نموده و هیچ مراجعه ای بمنزل مشترک نداشته است لذا برای روشن شدن قضیه و احراز واقعیت امر و مالاً احراز نشوز یا عدم نشوز زوجه که در تشخیص حقانیت او نسبت به نفقه و نحله موثر خواهد بود ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم تجدیدنظر پرونده اجرائی مربوط به حکم تمکین و اجرائیه صادره را که تصاویر آنها پیوست پرونده بوده از مرجع ذیربط مطالبه و پس از وصول ضمن انعکاس خلاصه مفید آن در صورتمجلس بطور جامع بررسی و معلوم دارد که پس از صدور اجرائیه و ابلاغ آن به زوجه از طرف زوج جهت تعقیب عملیات اجرائی چه اقدامی بعمل آمده و در صورت تعقیب عملیات اجرائی واکنش و عکس العمل زوجه در قبال اجرائیه و الزام خود به تمکین از زوج چه بوده است و اساساً زوج برای اجرای حکم و تمکین زوجه چه محلی را تعرفه نموده و اگر قصد وی مراجعه و حضور او در همان منزل مشترک که زوجه در آن ساکن می باشد و الزام زوجه به تمکین در این منزل بوده است آیا از طرف نامبرده در این خصوص هیچ در خواستی از اجرای احکام بعمل آمده است یا خیر و در صورتیکه چنین درخواستی کرده باشد نتیجه اقدامات اجرائی و عکس العمل زوجه در این خصوص چه بوده است و پس از انجام مراتب مذکور و معلومیت نشور یا عدم نشوز زوجه نسبت به حقانیت زوجه در مورد نفقه و عندالاقتضا نحله تصمیم شایسته اتخاذ و سپس نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید بنابراین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت موجود بعلت نقص تحقیقات موثر قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستنداً به بند های 2 و 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد تا پس از تکمیل تحقیق بشرح مرقوم در فوق بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. شعبه 8 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و مستشار حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: