شرط ادامه رسیدگی دادگاه کیفری استان به پرونده های ثبت شده قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392

خلاصهٔ رأی

شرط ادامه رسیدگی دادگاه کیفری استان به پرونده های ثبت شده قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 Toggle navigation

متن کامل

شرط ادامه رسیدگی دادگاه کیفری استان به پرونده های ثبت شده قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرط ادامه رسیدگی دادگاه کیفری استان به پرونده های ثبت شده قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 پیام: دادگاه کیفری استان در صورتی می تواند رسیدگی به پرونده های ثبت شده قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392را ادامه دهد که با توجه به قانون مذکور،به دادگاه کیفری یک تبدیل شده باشد و درمواردی که به عنوان دادگاه تجدیدنظر استان ادامه فعالیت می دهد،پرونده باید در دادگاه کیفری یک جانشین رسیدگی شده و دادگاه کیفری استان در این خصوص صالح به رسیدگی نیست. مستندات: تبصره 3 ماده 296 قانون آیین دادرسی کیفری - شماره دادنامه قطعی : 9409970908000093 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/29 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای ش. پ. به اتهام لواط به عنف با آقای ص. خ. و آقای الف. خ. به اتهام معاونت تحت تعقیب قرار گرفته و به موجب دادنامه فرجام خواسته آقای ش. پ. به اعدام و آقای الف. خ. به تحمل 25 سال حبس تعزیری محکوم شده اند و شرح موضوع به این صورت است که اداره زندان الف. به شرح برگ 42 در تاریخ 1394/3/4 به دادستان عمومی و انقلاب الف. اعلام کرده است که زندانی ص. خ. با تقدیم شکوائیه ای اعلام کرده است که زندانیان ش. پ. و الف. خ. ساعت 22 مورخ 1394/3/3 در بند 8 زندان با او درگیر شده و علاوه بر ضرب و جرح او در داخل بند او را برهنه کرده و به دستشویی و سپس حمام برده و زندانی ش. پ. به زور به او تجاوز کرده است و زندانی الف. خ. نیز با او همکاری کرده و نگهبانی می داده و وقوع جرم را تسهیل کرده است . شاکی در برگ های 36 و 38 شکایت خود را اجمالاً به شرح فوق مطرح کرده است پزشکی قانونی اردبیل به شرح برگ 43 در تاریخ 1394/3/4 از شاکی معاینه کرده و علاوه بر تایید کبودی ،‌تورم و جراحت (حارصه) طرف چپ مخاط داخلی لب فوقانی و کبودی سمت چپ مخاط داخلی لب تحتانی اعلام کرده است که پارگی ساعت 12 حلقه مقعدی همراه با خراشیدگی در ساعت 6 حلقه مقعدی مشهود است که دال بر دخول جسم سخت مانند آلت تناسلی مردانه نعوظ یافته (لواط) طی یکی دو روز اخیر می باشد زندانیان ت. ک. ، د. ف. ، ش. س. ، ن. م. ،‌ت. ر. و م. ج. به شرح بر گهای 19 تا 31 تایید کرده اند که آقایان ش. پ. و الف. خ. پس از درگیری با شاکی او را برهنه کرد و به دستشویی وحمام بردند و خ. مانع کمک کردن بقیه به شاکی بود و جوی ایجاد کرده بودند که کسی جرات کمک به شاکی را نداشت اما نمی دانیم در داخل حمام چه اتفاقی افتاده است . متهمین پ. و خ. به شرح برگهای 32تا 35 صرفاً اصل درگیری را تایید کرده اند اما سایر موضوعات و بردن شاکی به دستشویی و حمام را تکذیب کرده اند . دادیار ناظر زندان به شرح برگ های تا62 در تاریخ 1394/3/5 از 10 نفر از زندانیان بند 8 به اسامی 1- ن. م. 2- ر. الف. 3- ح. ن. 4- د. ف. 5- ی. ر. 6- ر. د. 7-ک. ب. 8- ب. ع.9- ح. و. 10- ت. ر. به عنوان مطلع تحقیق کرده است که اظهارات آنان اجمالا به این صورت مطرح شده است که آقای‌ ن. م. اظهار داشته نقشه اول متهمان من بودم و زندانی ح. ن. به الف. خ. التماس کرد گفت تو را خدا از این دست بردارید و به پایش افتاد تا از من فاصله گرفت و گفت عیبی ندارد تو را عفو می کنم و آقای‌ ش. پ. جو مرا عفو کرد و هر دو به سمت ص. آمدند و یقه او را گرفتند و به پایین کشیدند و ش. با سر به صورتش زد و او به زمین افتاد و گفت من چه کار کرده ام و گناه من چیست من شما را نمی شناسم و وقتی به زمین خورد ش. و الف. لباس او را درآوردند و با زور و در حالت کشیده او را به طرف دستشویی بردند و ص. ر. آمد و گفت ولش کنید ولی او را هل دادند و به او فحش ناموسی دادند و هر دو ص. را به داخل دستشویی بردند و ب. ع. هم درب را نگه داشته بود و ما فقط می شنیدیم و ص. مدام به آنها التماس می کرد و الف. ص. را می زد و می گفت باید آلت مرا به دهانت بگیری و ص. داد و فریاد می زد و او را از دستشویی خارج کردند و به حمام بردند و الف. دم درب ماند و ش. داخل بود و ش. که خارج شد الف. داخل حمام رفت و الف. هم که آمد حالت و وضعیت آنها طوری بود که خیس عرق بودند و می توانستیم حدس بزنیم که چه کاری با وی کرده اند و ب. ع. شورت و شلوار ص. را برد به او داد تا بپوشد و وقتی بیرون آمد دهانش پر از کثافت بود و از پشت وی خون می رفت و به او گفتیم چه شده حرفی نزد سرش را پایین انداخت و گفت مرابه بهداری ببرید ولی کسی نبرد و حتی وکیل بند آقای ش. س. نیز از ترس کاری نکرد . آقای ر. الف. نیز ضمن شرح ماجرا اظهار داشته ابتدا می خواستند با ن. م. این کاررا بکنند که ما قرآن آوردیم و آنها را سوگند دادیم و نگذاشتیم و منصرف شدند و به طرف ص. خ. آمدند و در حمام ش. داخل بود و ص. تجاوز کرد و الف. دم درب ایستاده بود و چاقو داشت نمی گذاشت کسی نزدیک شود و ص. به شدت داد و فریاد می کرد . آقای ح. ن. نیز ضمن شرح ماجرا اظهار داشته درهمان روز حدود ساعت 5 عصر ش. و الف. به سمت ن. م. آمدند و می خواستند به او تجاوز کنند و به زور می خواستند او رابه دستشویی ببرند و منتظر بودند دربها بسته شود ولی من نگذاشتم و به روح برادر الف. که تازه فوت شده قسم دادم و بالاخره دست از سر او برداشته و در ساعت 9/30 حدوداً به سمت ص. خ. آمدند و او را لخت کردند و به زور به دستشویی بردند و ش. داخل بود و الف. دم درب ماند و به ش. گفت هر کاری دوست داری بکن و ما هر چه کردیم راضی نشدند و و بعد از آن که حدوداً نیم ساعت طول کشید ص. آمد و من دیدم پشت شلوارش پر از خون است و می گفت حالم خراب است می خوام به بهداری بروم ولی ش. و الف. نگذاشتند و ص. خ. استفراغ می کرد و می گفت به دهان من کردند و کسی به داد و فریاد وی نیامد و من ندیدم در داخل حمام چه کاری با او کردند ولی هر از گاهی صدای فریادش می آمد . آقای د. ف. ضمن شرح ماجراو اینکه ازیک هفته قبل که ش. و الف. به بند 8 آمدند امنیت بند سلب شده بود و هر شب کتک کاری می کردند بقیه ماجرا را مانند دیگران نقل کرده است و اظهار داشته الف. و ش. به زور شاکی را در حالت کشیده به داخل دستشویی و بعد حمام بردند و الف. نمی گذاشت کسی نزدیک شود و جلو همه را می گرفت و اصل کار و عامل اصلی الف. بود و ش. در دستشویی و حمام با ص. خلوت کردند وبه زور به او تجاوز کردند که ما فقط صدا را می شنیدیم و ص. را طوری تهدید کرده بودند که نمی توانست فریاد آنچنانی بزند و وقتی آمد بعد از 15 تا 20 دقیقه حالش خراب شد هر چه گفت مرا به بهداری ببرید الف. گفت هر کس جرات دارد درب را بزند و وی رابه بهداری ببرد چرا که هر کس این کار را بکند بلایی بدتر ازسر خودش خواهم آورد و بعد از آن نیز الف. و ش. همه را تهدید کردند کسی حق ندارد صدایش درآید . آقای ی. ر. اظهاراتی مانند سایرین مطرح کرده است ... آقای ر. د. ضمن شرح ماجرا اظهار داشته الف. و ش. با طنابی که درست کرده بودند خواستند ن. م. را دار بزنند و ح. ن. واسطه شد صورت الف. را بوسید دست از سر منجم برداشتند وشب کمی مانده به ساعت خاموشی به سمت ص. رفتند و بعد از کتک کاری شورت و شلوارش را درآوردند و بعد به کمک من به زور وی رابه داخل دستشویی بردند و از آنجا به داخل حمام آوردند و ب. ع. درب سالن حمام و دستشویی را بست و کسی را نگذاشت به آنجا برود الف. داخل سالن آنجا قدم می زد و ش. داخل حمام با ص. بود و سر و صدایشان می آمد ولی زبان ص. بند آمده بود و نمی توانست حرف بزند و بعد که آمد گفت حالم خراب است اما کسی کمک نکرد همه ازترس خود نتوانستند کاری بکنند. آقای ک. ب. ضمن شرح ماجرا مانند سایرین اظهار داشته ش. و الف. با کمک هم اورا به دستشویی بردند و الف. جلو دستشویی ایستاد و ش. داخل دستشویی با ص. لواط می کرد و بعد در داخل حمام نیز این کار را کرد . آقای ب. ع. ( که خود وی نیز به اتهام معاونت در لواط تحت تعقیب قرار گرفته وبه موجب دادنامه فرجام خواسته از اتهام انتسابی برائت حاصل کرده است ) نیز اظهار داشته ش. و الف. ص. را از تخت پایین کشیدند و او را کتک کاری کردند و شلوار و شورت او را درآوردند و وکیل بند هم از ترسش کاری نکرد و هر دو نفر به زور ص. را به داخل دستشویی بردند و ش. و ص. در دستشویی ماندند و الف. را بیرون آوردیم و ش. در دستشویی ص. را می زد و با سیلی میزد و می گفت باید بگویی چه کسی (ناخوانا) می گوید و الف. در سالن بود وکسی را نمی گذاشت نزدیک شود و هیچ کس جرات نمی کرد و ش. از دستشویی ص. را به حمام برد و همه دیدند و حدود 3الی 5 دقیقه طول کشید و وقتی ص. آمد به وکیل بند التماس می کرد که حالم خراب است مرا به بهداری ببریدولی کسی کاری نکرد چون همه می ترسیدند . آقای ح. و. نیز شرح ماجرا را مانند سایرین بیان کرده اظهار داشته الف. و ش. به کمک هم ص. را به دستشویی بردند و الف. نگذاشت کسی جلو برود و از داخل دستشویی صدای ش. و ص. می آمد و بعد او رابه داخل حمام برد بعد ازحدود 10 دقیقه ص. آمد وحالش خراب می شد به وکیل بند می گفتیم او را به دکتر ببرد ولی از ترس خود کاری نکرد و به او شربت وقرص دادیم تا خوابید. آقای ت. ر. نیز اظهار داشته من 7 ماه است در آن بند می باشم الف. خ. و ش. پ. چندین بار تخلف کرده اند و به آن بند آمده اند حداقل روزی با یک یا دو نفر درگیر شده اند من حدس می زنم این دو نفر مشکل روانی دارند و فکر کنم زندانی دیگری در مورد آنها غیبت می کند و حدود ساعت 9/45 شب مورخ 1394/3/3 الف. یک دفعه بلند شد و گفت آقای ص. خ. بیا پایین الان پیدا کردم که چه کسی پچ پچ می کند و او را لخت پایین کشید به کمک ش. پ. و در وسط اتاق اورا لخت کردند و تنها شخصی که اعتراض کرد من بودم که به من هم فحش و ناسزا دادند ومن هم چون دیدم غیر از من کسی درمقابل آنها نمی ایستد من هم ساکت شدم چون آدم ضعیف و بیماری هستم و ص. را در حالت کشیده به داخل سالن حمام و دستشویی بردند الف. درب دستشویی را بست تا مانع رفتن کسی به جلو باشد و جلوی در ایستاد ص. خ. گریه می کرد و التماس می کرد و داد و فریاد می زد و کسی به داد و فریاد او نیامد و کسی ازمراقبین هم نیامد فکر می کنم علت نیامدن مراقبین این است که در آن بند همیشه سرو صدا زیاد است و مراقبین به آن صداها عادت کرده اند و حدود 20 دقیقه طول کشید بعد ازآن ش. درب راباز کرد و ب. ع. و ک. ب. خون دهان ص. را که در سالن ریخته بود را پاک می کردند و بعد که ص. آمد حالش خراب شد گفت مرا به بهداری ببرید و ش. س. نماینده بند ازترسش او را نبرد و ش. با آب سرد بدنش را شست و آمد وبدنش خیس عرق بود وبه اتاق آمد هیچ کس جرات نکرد اعتراض کند در وسط اتاق به همه فحش داد که هر کس کاری کند و گزارش دهد خانواده اش و بچه اش را فلان فلان می کنم . دادستان عمومی و انقلاب الف. به شرح برگ های 63تا 65 در تاریخ 1394/3/5 از شاکی آقای ص. خ. ت ح. ق کرده است و شاکی اظهار داشته در تاریخ 1394/3/3 ساعت 10 شب من در بند 8 که حدود 30 زندانی دارد روی تخت دراز کشیده بودم ش. پ. و الف. خ. به طرف تخت من آمدند و گفتند بیا پایین گفتم چه شده عربده کشیدند و الف. مرا پایین کشید و هر دو شروع کردند به زدن من و مرا از ناحیه سر ولب و دست مورد ضرب و شتم قرار دادند و حتی لب و دهانم خونی شد و از ترس رفتم زیر تخت ومرا از زیر تخت بیرون آوردند ش. شلوار را از تن من خارج کرد و مرابه طرف دستشویی بردند با زور وکتک کاری و ش. گفت اگر آلت تناسلی مرا داخل دهانت نکنی تو را می کشم و من مقاومت کردم ولی هردو مرا مورد ضرب وشتم قرار می دادند ش. گفت می خواهم با تو لواط کنم اگرنگذاری این کار را بکنم چند نفر از دوستانم نیزاین کار راخواهند کرد ولی اگر بگذاری این کار را بکنم نمی گذارم آنها با تو کاری داشته باشند. ش. می خواست با من لواط کند مقاومت کردم الف. خ. آمد مرا کتک زدو می گفت بگذارکارش را بکند بعد ش. به شخصی به نام م. معروف به بکی گفت بروحمام را خالی کن او رفت حمام را خالی کرد و ش. و الف. مرا کشیدند داخل حمام کردند ش. به زور با من عمل لواط انجام داد مرا به روی زمین انداخته بود و دراز کشیده بودم می خواستم بلند شوم الف. که جلوی حمام ایستاده بود می آمد و به سرم میزد که حرکت نکنم ش. حدود 5 یا6 بار با من عمل لواط انجام داد وی کاملاً آلت تناسلی خود را داخل می کرد و حتی در دستشویی هم آلت خود را به دهانم گذاشت ش. آلت تناسلی خود را کاملاً داخل کرد اما الف. خیر و مرا فقط مورد ضرب و شتم قرار می داد شخصی به نام م. معروف به بکی و ک. ب. نیزجلوی زندانیان حاضر در بند را می گرفتند تا نتوانند به من کمک کنند و وقتی با من لواط کرد از حال رفتم مرا ول کردند و بعد که به اتاق آمدم استفراغ کردم و تمام کسانی که در بند بودند شاهد ماجرا بودند و آقای ت. ر. به آنها گفت چرا با این بیچاره این کار را کردید به او جواب دادند خفه شو اگر حرف بزنی این بلا را برسرتو هم خواهیم آورد . به دستوردادستان متهمین دراختیار پلیس آگاهی قرارگرفته اند و در مرجع انتظامی تحقیقاتی انجام شده است به این شرح که متهم ش. پ. به شرح برگ های 69 تا 72 ضمن اقرار به درگیری با شاکی و ضرب و جرح وی به اتفاق الف. خ. اظهار داشته من درسالن شلوار شاکی را بیرون آوردم و او ازترس به طرف دستشویی فرار کرد و من به دنبال او رفتم و او را در دستشویی گرفتم و چون عصبانی بودم یک لوله که از قبل در دستشویی بود را به اندازه انگشت شست یک بار در مقعد او فرو کرد