شرایط شکلی صدور حکم محکومیت به استناد علم قاضی

خلاصهٔ رأی

پیام: چنانچه طریق احراز ارتکاب جرم علم قاضی باشد، عدم ذکر مستند قانونی و قرائن وامارات بیّن مستند علم در حکم صادره سبب نقض رای در مرجع عالی است.

متن کامل

شرایط شکلی صدور حکم محکومیت به استناد علم قاضی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرایط شکلی صدور حکم محکومیت به استناد علم قاضی پیام: چنانچه طریق احراز ارتکاب جرم علم قاضی باشد، عدم ذکر مستند قانونی و قرائن وامارات بیّن مستند علم در حکم صادره سبب نقض رای در مرجع عالی است. مستندات: ماده 211 قانون مجازات اسلامی - شماره دادنامه قطعی : 8809983635500312 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/07/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفر خواست شماره 606 -89/11/16 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب خمینی شهر آقایان 1- م. ز. متولد 1363 ، 2- الف. ک. ، 3- م. م. ، 4- م. الف. ، 5- ع.ل. الف. باتهام آدم ربایی و لواط ایقابی به عنف نسبت به شاکی آقای م. پ. تحت تعقیب کیفری قرار گرفته اند ص 137 .آقای م. پ. متولد 1365 در شکایت نامه مورخه 88/3/23 اعلام نموده اینجانب در مورخه 88/3/22 از جشن عروسی باتفاق مشتکی عنه ردیف اول ( الف. ک. ) و سایرین ( م. و سه نفر دیگر ) با اتومبیل پیکان به خانه مراجعت می نمودم پس از رسیدن به درب خانه آنها از پیاده شدن بنده ممانعت نموده و از پشت سر با زنجیر گلوی مرا گرفته و ضمن ایراد ضرب و جرح مرا به زور ربوده و به باغی حوالی درچه بردند و به عنف هر پنج نفر با من عمل لواط انجام داده و باز هم به زور مرا به درب منزل بردند و سپس متواری شدند ص 1 .به گواهی پزشکی قانونی از مجنی علیه در مورخه 88/3/23 از نظر لواط معاینه بعمل آمد عضله مضیقه مقعد فراخ می باشد خراشیدگی با زمینه خونی در ساعت 12 دهانه مقعد و خراشیدگی در ساعات 5 و 6 دهانه مقعد مشهود است که ناشی ازفشار جسم سخت نظیر آلت تناسلی نعوظ یافته به دهانه مقعد طی دوازده ساعت گذشته حادث گردیده است در معاینه بدنی نیز شش فقره جراحت گواهی شده است ص 5 .به گزارش مرجع انتظامی شاکی پرونده در تاریخ 88/3/24 در یگان حاضر و اعلام داشت که سه نفر متهم دیگر که ناشناس بودند بشرح ذیل می باشد 1- م. الف. 2- م. س. 3- م. ز. 4- م. ک. ی ( با خط خوردگی ) 5- ع. الف. 6- الف. ک. 7- م. م. ص 7 به گزارش مرجع انتظامی با راهنمایی شاکی به منزل افراد فوق الذکر مراجعت که هیچیک به گفته افراد خانواده شان در منزل حضور نداشتند حتی دو نفر الف. ک. و عبدالله الف. داخل خیابان با دیدن مأمورین از محل متواری شدند ص 8 . م. ک. ی اظهار نموده من شاکی م. پ. را قبلاً نمی شناختم و شاید او را در عروسی دیده باشم من باتفاق م. ع. و م. س. و الف. ص. و ح. ع. در 88/3/22 ساعت حدود 8 شب از درچه به مقصد باغ ابریشم عروسی رفتیم و ساعت 23 شب باتفاق همان چهار نفر از ابریشم به درچه برگشتیم و در مسیر برگشت نیز م. پ. را ندیدم و آن چهار نفر را جداگانه به درب منازلشان در درچه پیاده کردم و هیچ اطلاعی از قضیه ندرم ص 10 . م. پ. اظهار نموده : فردای آن روز که اتفاق افتاده بود طرفین متهم با من تماس گرفتند و گفتند بیا که قضیه را حل کنیم من به آنجا رفتم با یک نفر دیگر م. ک. ی اول به ما می گفت که من خبر نداشتم از این جریان بعد گفت من م. سلیمانی را با ماشین بردم آنجا وقتی دیدم درگیری است از آنجا رفتم و هیچ دخالتی نداشتم و سر خود را به درخت میزد و می گفت شما جشن عقد من را که همین چند روز است به هم می زنید من که کاری نکرده ام گناه من این است که با آنها عروسی رفتم و با آنها برگشتم و نمی دانستم می خواهند این کار را انجام بدهند و فقط پشت سر آنها م. سلیمانی را به آنجا بردم و رفتم ص 14 .جعفر پ. اظهار داشته فردای ماجرا با من تماس گرفته شد که بیا جریان را حل کنیم وقتی به محل رفتیم به ما گفتند م. ک. ی اصلاً در این قضیه نبود و بعد که گفتیم تو را دیده است گفت من فقط م. سلیمانی را آنجا آوردم و رفتم ص 15 . م. پ. اظهار داشته من رفته بودم عروسی در حال برگشت بودیم م. ک. ی هم با پراید چهار نفر را آورده بود و در راه برگشت بودیم که م. ز. و م. الف. و الف. ک. و م. م. و راننده پیکان عبدالله الف. به زور انداختند زنجیر به گلویم داخل باغ بردند بعد م. ک. ی م. سلیمانی را با ماشین به آنجا آورده بود و برگشت ...ص 24 . م. ک. ی اظهار نموده : م. س. را هم سر کوچه خودشان پیاده کردم و برگشتم اگر بعداً جایی رفته من خبر ندارم ...ص 25 .شاکی در تحقیقات دادگاه اظهار نموده ... هر پنج نفر به من تجاوز کردند و هر پنج نفر عمل دخول را انجام دادند ... م. م. سلیمانی در ابتدا نبود ولی بعداً با م. ک. ی با پراید مشکی آمد ایشان هم تجاوز کرد .... م. م. س. اظهار نموده ادعای ایشان را قبول ندارم و حرفهای ایشان توهم است ... من آنجا نرفتم ( محل وقوع جرم ) من آن شب با م. ک. ی رفتم عروسی در باغ ابریشم و بعد از عروسی نیز با او برگشتم به منزل خودم ... ص 221-224 .شعبه 18 دادگاه کیفری استان اصفهان طی دادنامه شماره 319-93/6/4 آقای م. م. س. را از اتهام لواط اعم از ایقابی و تفخیذی و عنف و غیر عنف تبرئه نموده است ص 277 .به گزارش مرجع انتظامی ساعت 50: 07 یوم جاری 88/8/23 به آدرس مورد نظر مراجعت پس از دق الباب م. زمانی در حالی که در حال فرار بود و از محل متواری شده بود توسط مأمورین دستگیر و به کلانتری دلالت داده شد ص 54 . م. ز. اظهار داشته من و م. پ. رفته بودیم به عروسی و چون من را با بقیه متهمین در عروسی دیده بود از من هم شکایت کرده است و به من گفتند از تو هم شکایت شده است فرار کن و من هم از ترس فرار کردم هیچ نقشی در این کار نداشتم و مرا با کس دیگر اشتباه گرفته است در این لحظه م. پ. اظهار داشت او دروغ می گوید او همه کاره بوده است او باتفاق سایر متهمین مرا از ماشین پایین کشید و داخل باغ برد و مرا زده است و لواط هم کرده است ص 56 .نامبرده در تحقیقات دادگاه اظهار داشته اتهام لواط را قبول ندارم کاری نکردم در عروسی نبودم فراری نبودم سر کار بودم ... ترسیده بودم برادرم گفت فرار کن .... از متهمین فقط ع. الف. را می شناسم ... ص 142و 143 . در مورخه 93/8/15 آقای ع. ش. از طرف م. م. ( احدی از متهمین اعلام وکالت نموده است ( ص 298 )آقای م. م. د. متولد 1364 اظهارنموده اتهامات را قبول ندارم آن شب که ما عروسی بودیم شاکی مشروب و حشیش مصرف می کرد بعد از عروسی آمدیم به آن جایی که موتورها را گذاشته بودیم ایشان مست بود و حالت عادی نداشت به من فحش می داد با هم درگیر شدیم مردم ما را از هم سوا کردند موتور سوار شدم و رفتم و بیش از این چیز دیگر نبوده است ... سؤال : با چه کسانی بودید ؟ جواب : م. پ. ( شاکی ) الف. ک. ، ع.ل. الف. و م. الف. که پس از عروسی در محل جمع شدیم و رفتیم به محل معروف به در باغها ... سؤال : چه کسانی به شاکی تجاوز کردند ؟ جواب : نمی دانم چنین چیزی نبوده است ... سؤال : چرا متواری بودید از خرداد 88 تاکنون ؟ جواب : من نمی دانستم که از من شاکی شده است ... سؤال : در تاریخ 88/8/23 مأمورین به در خانه شما آمده اند برای جلب شما ؟ جواب : نمی دانستم و اطلاعی نداشتم ... ص 301 و 300 . م. م. در جلسه دادرسی مورخه 94/3/16 اظهار نموده اتهامات را قبول ندارم ..سؤال : آیا شاکی را می شناسید ؟ جواب : بله و تا حدودی هم با او رفیق بودم ... سؤال : پس علت شکایت علیه شما چیست ؟ جواب : نمی دانم ... سؤال : آیا شما با ایشان درگیری داشتید ؟ جواب : بعد از عروسی که برگشتیم در محل با شاکی در همان محل در باغها جر و بحث کردیم چون مست بود و به من فحش می داد ... با هم بحث کردیم ولی درگیر نشدم ضمناً الف. ک. ، ع.ل. الف. و م. الف. و تعدادی دیگری نیز بودند ... سؤال : آیا م. زمانی هم بود ؟ جواب : خیر نبود ... ص349 . نامبرده در جلسه دادرسی مورخه 94/7/8 اظهار نموده اتهامات همه کذب می باشد من اتهامات را قبول ندارم من فقط رفته بودم در جشن عروسی فحاشی می کرد و مشروب خورده بود و مواد مخدر مصرف کرده بود به من و سایرین در مجلس عروسی فحاشی می کرد که بعد از عروسی باتفاق الف. ک. و ع. و م. الف. و من و خود م. پ. با یک دستگاه اتومبیل پیکان سوار شدیم و رفتیم سراغ موتورهایمان در شهر ابریشم وقتی رسیدیم شروع کرد فحاشی به من هم فحش داد و من تصمیم گرفتم او را بزنم که مردم نگذاشتند و ما را جدا کردند و ما رفتیم و من اصلاً او را نزدم آدم ربایی هم نکردیم و ماشین مال ع.ل. الف. بود که رانندگی را هم او بر عهده داشت من هم نشسته بودم ولی م. پ. خودش سوار اتومبیل شد و کسی او را به زور سوار نکرد و کسی با او لواط نکرد ... شعبه 3 دادگاه کیفری یک شهر اصفهان ( 18 کیفری استان سابق ) پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 463 - 94/7/26 بشرح آتی انشاء حکم نموده است : رأی دادگاه در خصوص اتهام متهمین به نام های 1- م. م. با وکالت آقای علی ش. 2- م. ز. با وکالت خانم پ.پ. 3- الف. ک. با وکالت آقای م. پ.الف. 4 - م. الف. با وکالت آقای م. پ. 5- عبدالله الف. با وکالت آقای م. ب. همگی دائر بر مشارکت در آدم ربایی و ایراد ضرب و جرح عمدی و ارتکاب عمل لواط به عنف با شاکی موضوع شکایت آقای م. پ. فرزند الف. ، با توجه به شکایت شاکی و گواهی پزشکی قانونی و تحقیقات انجام شده به شرح موجود در پرونده و ملاحظه اظهارات متهمان ردیف های اول و دوم و اقرار متهم ردیف اول به اینکه شاکی را به اتفاق الف. ک. و م. و ع. الف. سوار اتومبیل کرده اند و برده اند و نیز اقرار به درگیری با شاکی و متواری شدن متهمین ردیف های سوم و چهارم و پنجم و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده ، انتساب بزه مشارکت در آدم ربایی وایراد ضرب و جرح عمدی به کلیه متهمین و ارتکاب عمل لواط در حد تفخیذ نسب به متهم ردیف اول ( م. م. ) محرز است علیهذا دادگاه با استناد به مواد 125 ، 235 ، 236 ، 621 ، 709 ، 714 ، 715 از قانون مجازات اسلامی کلیه متهمین موصوف ( هر پنج نفر ) را مشترکاً به چرداخت جمعاً دو و نیم صدم دیه کامل مرد مسلمان بابت سه مورد حارصه های پیشانی و چانه و آرنج راست و سه هزارم دیه بابت یک مورد کبودی گونه راست و سه دهم دیه بابت ارش یک مورد تورم فک تحتانی و سه چهارم از یک دینار بابت یک مورد سرخ شدگی گردن در حق شاکی محکوم و هر یک از متهمان ردیف های اول و دوم ( م. م. و م. زمانی ) را به تحمل شش سال حبس تعزیری و هر یک از متهمین ردیف های سوم و چهارم و پنجم ( الف. ک. ، م. الف. و عبدالله الف. ) را به تحمل پانزده سال حبس تعزیری بابت آدم ربایی ونیز متهم ردیف اول ( م. م. ) را نیز به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی بابت تفخیذ محکوم می نماید و درخصوص اتهام متهم م. م. دائر بر لواط ایقابی به عنف به لحاظ انکار متهم و اصاله البرائت و عدم کفایت دلیل اثباتی و قاعده تدرء الحدود بالشبهات رأی بر برائت نامبرده در این خصوص صادر می گردد و پرونده در خصوص اتهامات متهمین م. زمانی و الف. ک. و م. الف. و ع. الف. در خصوص ارتکاب لواط به عنف با توجه به متواری بودن بعضی متهمین و عدم حضور در دادگاه همچنان مفتوح رسیدگی می باشد . رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در دیوان عالی کشور می باشد . دادنامه صادره در مورخه 94/8/25به آقای علی ش. بعنوان وکیل م. م. و در مورخه 94/11/7 به آقای م. پ.الف. بعنوان وکیل تسخیری الف. ک. و در مورخه 94/11/28 به آقای م. پ. بعنوان وکیل تسخیری م. الف. و در مورخه 94/12/2 به آقای م. ب. بعنوان وکیل تسخیری ع. الف. ابلاغ که نامبردگان به شرح لوایح تقدیمی بترتیب به تاریخ های 94/9/15 و 94/11/14 و 94/12/1 و 94/12/18 درخواست تجدید نظر نموده اند متعاقباً آقای ی. ب. بعنوان وکیل تعیینی از سوی متهم الف. ک. نیز لایحه ای ارسال نموده است : لوایح تقدیمی هنگام شور قرائت می شود . پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (6 ) ارجاع شده است . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م. حسین احمدی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ولی بلاغی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تقاضای رسیدگی و صدور رأی قانونی را دارم در خصوص دادنامه شماره 00463- 1394/7/26 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد : رأی شعبه دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده شعبه محترم سوم دادگاه کیفری یک شهر اصفهان پس از رسیدگی و بنا بر آنچه که در متن ذکر شده بزه های انتسابی 1- م. م. فرزند ک. 2- م. زمانی فرزند صادق 3- الف. ک. فرزند ح. 4- م. الف. فرزند اسدالله 5- ع.ل. الف. فرزند ب. دائر بر مشارکت در آدم ربایی ( ربودن م. پ. فرزند الف. ) و ایراد ضرب و جرح عمدی به نامبرده، و اتهام لواط تفخیذی م. م. با او را احراز و حکم مقتضی را صادر کرده است . اشکال بر رسیدگی محکمه اینکه اولاً اگر احراز از طریق علم بوده مستلزم ذکر مستند قانونی و قرائن وامارات بیّن مستند علم ( حسب مقررات ماده 211 قانون مجازات اسلامی ) در حکم است ثانیاً رأِی دادگاه در مورد چند نفراز متهمین در واقع غیابی است چون در هیچ مرحله حضور نداشته اند و لایحه ای هم تقدیم نکرده اند و با انتخاب وکیل تسخیری محکمه کفایت از حضوری شدن رأی ( با لحاظ مقررات ماده 406 قانون آئین دادرسی کیفری ) ندارد نتیجتاً اعتراض به محکومیت م. م. وارد است لذا با استناد به قسمت 2 بند ب ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری رأی فرجام خواسته در مورد نامبرده نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه محترم ارجاع می گردد و در مورد بقیه محکومین بصورت غیابی پرونده قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست و باید طبق مقررات ماده 406 قانون مذکور در فوق اقدام شود . شعبه ششم دیوان عالی کشور رئیس : رحمت اله عر