شرایط تحقق قتل عمد با عمل نوعاً کشنده
خلاصهٔ رأی
متهم در اولین اظهارات خود توضیح داده که چون مقتول با خانواده ام درگیر شده بود و به محل چادر عشایری ما مراجعه و با پدرم درگیر و یکی از چادرها را نیز از محل استقرار ان جابجا کرده بود ، من نیز که در ان روز در *بودم و پدرم موضوع را به من گفت ، ضمن تماس با مامورین نیروی انتظامی ، چون می دانستم که مقتول معتاد است.
متن کامل
شرایط تحقق قتل عمد با عمل نوعاً کشنده Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرایط تحقق قتل عمد با عمل نوعاً کشنده پیام: چنانچه متهم در شلیک گلوله به مقتول که فعل نوعا کشنده است،مدعی فقدان قصد و اراده باشد، (در صورت عدم حصول علم قاضی بر اثبات یا نفی آن) بار اثبات و احراز احتمال خلاف آن یعنی شلیک عمدی، بر عهده مدعی است و منکر ضرورتی بر اثبات این احتمال ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1399/08/25 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۹۹/۰۱/۳۱ به دنبال اعلام مرکز پلیس ۱۱۰ شهرستان *به مبنی بر یک مورد درگیری و تیراندازی منجر به قتل ، مامورین به محل وقوع جرم اعزام و موضوع حکایت از ان داشته که در اثر درگیری اقای ف. ر. فرزند ن. با اقای ه. س. فرزند ن. شخص اخیر در اثر اصابت گلوله اسلحه پران فوت شده. متهم در اولین اظهارات خود توضیح داده که چون مقتول با خانواده ام درگیر شده بود و به محل چادر عشایری ما مراجعه و با پدرم درگیر و یکی از چادرها را نیز از محل استقرار ان جابجا کرده بود ، من نیز که در ان روز در *بودم و پدرم موضوع را به من گفت ، ضمن تماس با مامورین نیروی انتظامی ، چون می دانستم که مقتول معتاد است.و مواد مخدر استعمال می نماید. و در حالت توهم است ، یک قبضه اسلحه پران را به دست گرفتم و به قصد ترساندن مقتول به سمت او رفتم و ابتدا یک گلوله به سمت ایشان شلیک کردم که به اطراف وی اصابت کرد. ولی ایشان نترسیده و به سمت من امد. دوباره قصد تیراندازی داشتم که مقتول لوله اسلحه را گرفت و انگشت من بطور ناخوداگاه پای ماشه رفت و تیر شلیک شد. به سینه مقتول اصابت کرد و خودم با کلانتری تماس گرفتم. متهم در چندین مرحله تحقیق نزد مامورین و بازپرسی دادسرا و همچنین در بازسازی صحنه قتل ، همان اظهارات اولیه را تکرار نموده. از اقای ن. ر. نیز در خصوص موضوع تحقیق بعمل امده که اظهار داشته: مقتول در همان روز حادثه ساعت ۸:۳۰ به محل چادر عشایر ما مراجعه و اظهار داشت که باید این محل را ترک کنید و یکی از چادرهای ما را تخریب کرد. بعد از ظهر همان روز ، فرزند م بنام ف. ر. با من تماس گرفت و ماجرا را به او گفتم ولی به فرزند م گفتم که نیازی به حضور شما در محل نیست خودم قضیه را حل و فصل می کنم. اما پس از مدت کوتاهی فرزند م به محل امد و من از امدن او هیچ خبری نداشتم تا اینکه صدای شلیک گلوله شنیدم. کارشناس سلاح و مهمات پس از معاینه جسد ، اعلام نموده که گلوله اصابت شده به بدن مقتول از نوع پران بوده و از فاصله کمتر از بیست سانتی متر شلیک شده. پزشکی قانونی نیز علت تامه مرگ را نارسایی حاد تنفسی ناشی از تجمع خون در فضای شعبه *ه به علت پارگی قسمت فوقانی ریه چپ به علت اصابت جسم پرتابه ای ( ساچمه ) اعلام نموده. همچنین نتیجه ازمایش جنایی حکایت از ان دارد. که پوکه های مکشوفه از محل وقوع جرم ، با اسلحه مکشوفه از متهم مطابقت دارد. شعبه *در تاریخ ۹۹/۰۵/۱۴ پس از اخذ اخرین دفاع از متهم قرار جلب به دادرسی صادر می کند ( صفحه ۹۷ پرونده ) و سپس دادستان *با قرار مزبور موافقت نموده در تاریخ ۹۹/۰۵/۱۵ مبادرت به صدور کیفرخواست می نماید. ( صفحه ۹۹ پرونده ) پرونده به دادگاه ارسال شده و در تاریخ ۹۹/۰۶/۰۱ به شعبه *مزبور ارجاع می گردد. در تاریخ ۹۹/۰۶/۱۵ احد از قضات شعبه اقدام به تهیه گزارش پرونده می کند. سپس دادگاه برای تاریخ ۹۹/۰۷/۰۲ تعیین وقت نموده و از طرفین دعوی دعوت بعمل می اید و در تاریخ مزبور جلسه دادگاه تشکیل و بر طبق مندرجات صفحه ۱۲۰ تا ۱۲۷ پرونده از اولیایدم و متهم و وکیل او تحقیق می شود. و بالاخره در تاریخ ۹۹/۰۷/۰۵ ختم رسیدگی اعلام می شود. و دادگاه طی دادنامه شماره *به شرح زیر مبادرت به صدور حکم می نماید.: ( ( رای دادگاه ) ) با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان ، بشرح اوراق پرونده اقای ف. ر.، متاهل ، با سواد ، فاقد سابقه کیفری ، اهل *، فعلا مقیم زندان مرکزی بلحاظ صدور قرار بازداشت موقت ، متهم است.به مباشرت در قتل عمدی مرحوم ه. س.در تاریخ ۳۱ / ۱ / ۱۳۹۹ واقع در *، با این توضیح که در تاریخ مذکور ، گزارشی مبنی بر وقوع درگیری و تیراندازی در *به مامورین اعلام شده و پس از ان مامورین جهت بررسی موضوع به محل اعزام شده اند.حسب صورتجلسه مامورین در برگ دوم پرونده که در تاریخ ۳۱ / ۱ / ۱۳۹۹ تنظیم شده ، در محل وقوع درگیری ، مقتول را بصورت دمرو در حالی که خون زیادی از بدن وی جاری شده ، رویت نموده که از ناحیه سینه ، مورد اصابت گلوله اسلحه پران قرار گرفته و در فاصله حدودا پنج متری از وی ، یک عدد پوکه سلاح مذکور رویت و کشف شده. بلافاصله در همان روز ، مظنون به قتل بنام ف. ر. نیز دستگیر شده. متهم در اولین اظهارات خود در تاریخ ۳۱ / ۱ / ۹۹ نزد مامورین اعلام نموده که در ان روز من در *بودم و قصد داشتم که به منطقه عشایری بروم و در مسیر حرکت خود ، با پدرم تماس گرفتم و متوجه شدم که پدرم ناراحت است.و می گفت که ه. س. به محل چادرهای عشایری ما مراجعه و انها را تخریب کرده و من نیز ضمن تماس با پلیس ۱۱۰ ، به محل مراجعه کردم. سپس یک قبضه سلاح پران را به همراه تعدادی فشنگ برداشتم و به طرف ه. س. رفتم. چون میدانستم که ایشان معتاد است ، فقط قصد داشتم که ایشان را بترسانم. وقتی ایشان را دیدم ، شروع کرد به فحاشی نسبت به من و به من حمله ور شد و من به قصد ترساندن او ، یک تیر شلیک کردم ولی ایشان نترسید و مجددا یک گلوله دیگر به سمت او شلیک کردم. وقتی که گلوله دوم را داخل لوله اسلحه جا دادم ، مقتول لوله را گرفت به سمت خود کشید و دست من بطور ناخوداگاه پای ماشه رفت و تیر شلیک شد. متهم در اظهارات بعدی خود نزد بازپرس دادسرا ضمن تکرار مطالب سابق ، مدعی بوده که چون مقتول سعی داشت سلاح را از من بگیرد و من نیز مقاومت می کردم ، لذا بطور ناخواسته قتل اتفاق افتاد. اقای ن. ر. ( پدر متهم ) در اظهارات خود نزد مامورین ، پیرامون موضوع ، اینگونه توضیح داده که در ان روز ، فرزند م بنام ف. ر. جهت خرید گوشی تلفن به *رفته بود و چون مقتول برای ما ایجاد مزاحمت می کرد ، ابتدا موضوع را به عروس خودم بنام ز. س. که خواهر مقتول است ، اطلاع دادم. سپس متوجه شدم که فرزند م به محل امده و من نمیدانم که چگونه با اطلاع شده و پسرم قصد ترساندن مقتول را داشت و چون مرحوم ه. س. قصد گرفتن اسلحه را از فرزند م داشت و با فشاری که مقتول به فرزند م اورد ، تیر شلیک شد.نامبرده در اظهارات بعدی خود ، اعلام نموده که وقتی مقتول به محل امد ، فرزند م با من تماس گرفت و بعد از مدتی خودم با فرزند م دوباره تماس گرفتم و از او خواستم که به محل نیاید و گفتم خودم موضوع را حل می کنم. کارشناس سلاح و مهمات در صفحه ۵۳ پرونده ضمن بررسی صحنه جرم و معاینه جسد ، اعلام نموده که اثار و ضایعات ایجاد شده در محل ، ناشی از ورد گلوله سلاح شکاری می باشد. که از فاصله کمتر از بیست سانتیمتر شلیک شده. پزشکی قانونی نیز پس از معاینه جسد ، علت تامه مرگ را نارسایی حاد تنفسی در اثر تجمع خون در فضای *قفسه سینه به علت پارگی قسمت فوقانی ریه چپ به علت اصابت جسم سخت پرتابه ای ( ساچمه ) اعلام نموده. النهایه پس از اخذ اخرین دفاعیات متهم و تکمیل تحقیقات ، پرونده با صدور کیفرخواست به این دادگاه ارجاع گردیده. در جلسه رسیدگی این دادگاه ، اولیای دم مقتول به اسامی ن. س. وخانم ر. ج. ( پدر ومادر ) حاضر و ضمن بیان شکایت خود ، تقاضای قصاص نفس متهم را داشته اند.متهم در جلسه دادگاه که از طریق ارتباط الکترونیکی ( ویدیو کنفرانس ) برقرار شده ، در دفاع از اتهام انتسابی ، مدعی بوده که قصد قتل مقتول را نداشته بلکه صرفا می خواسته است.که ایشان را بترساند و در اخرین لحظه درگیری ، که لوله سلاح در اختیار مقتول بوده ، بطور ناخوداگاه ، گلوله شلیک شده است. وکیل متهم نیز در همین راستا دفاعیات خود را ارائه نموده. در اثنای رسیدگی ، اولیای دم اعلام نموده اند که متهم قبل از ارتکاب قتل ، پیامکی را با این مضمون که میخواهم ه. س. را بکشم به گوشی برادر خود بنام س. ر. ارسال نموده و این مطلب مورد تایید متهم واقع شده و در این راستا مدعی بوده که منظور من از کشتن ، قتل نبوده بلکه ترساندن بوده است. دادگاه با توجه به مراتب فوق الذکر ، اولا اصل ارتکاب قتل توسط متهم بر اساس اوراق پرونده و اقاریر مقرون به واقع متهم و اظهارات اقای ع. ص. تنها شاهد حاضر در محل درگیری محرز ومسلم است.وکمترین تردیدی در ان وجود ندارد. ثانیا اگرچه مطابق با شواهد و قرائن مسلم پرونده از جمله اختلافات سابق مقتول با خانواده متهم و ارسال متن پیامک بشرح فوق از سوی متهم به گوشی تلفن ا. از برادران خود ، دلالت بر سبق تصمیم متهم در ارتکاب قتل داشته ، اما با فرض پذیرش دفاعیات نامبرده مبنی بر اینکه قصد قتل مقتول را نداشته بلکه صرفا قصد ترساندن وی را داشته ، در این صورت نیز با عنایت به نوع رفتار متهم و شلیک با سلاح پران به ناحیه حساس بدن مقتول ، که متعارفا نسبت به هر انسانی ، کشنده محسوب می شود. لذا ادعای عدم قصد قتل در فرض مذکور اساسا تاثیری در موضوع نخواهد داشت. ثالثا ادعای متهم مبنی بر اینکه گلوله بطور ناخواسته شلیک شده و شخص مقتول با کشیدن لوله اسلحه ، باعث شده تا تیر شلیک شود. نیز نه تنها توسط متهم ثابت نشده و در این راستا دفاع و دلیل موجهی از سوی وی ارائه نگردیده بلکه اقدامات متهم در درگیری با مقتول و شلیک دو تیر فشنگ پران در فاصله ی کوتاهی از همدیگر به سمت مقتول ، خود مبین خلاف ادعای متهم بشرح فوق خواهد بود. و اگر انگونه که متهم ادعا نموده که مقتول ، پس از شلیک اولین گلوله ، به سمت من امد و لوله سلاح را در دست گرفت ، دراین صورت با توجه به اینکه در اثر شلیک اولین گلوله ، لوله سلاح در اثر احتراق باروت ، به شدت گرم خواهد شد بنحوی که در صورت لمس کردن ان ، اثاری از سوختگی را برجای خواهد گذاشت ، حال انکه در نظریات کارشناس سلاح و مهمات و پزشکی قانونی ، کمترین اشاره ای به اثار جراحت یا سوختگی در دستان مقتول نشده و این مطلب خلاف ادعای متهم را ثابت می نماید. مضافا اینکه متهم در اظهارات خود در مراحل تحقیق به صراحت اعلام نموده که مقتول در حالی که لوله سلاح را گرفته بود ، به من فحاشی می کرد و مرا تحریک به تیراندازی می کرد. ( ص ۳۰ ) و در سایر اظهارات خود مدعی بوده که بطور ناخواسته گلوله شلیک شده. رابعا اظهارات اقای ع. ص. بعنوان تنها شاهد قضیه مورد ادعا ، دلالت بر ان داشته که متهم را در حالت عصبانیت مشاهده نموده که به دنبال مقتول می گشته و پس از مراجعه به محل استقرار مقتول ، صدای دو گلوله را پشت سر هم شنیده است. لذا هر چند که متهم در برخی موارد به ارتکاب قتل اقرار نموده ، با توجه ادعاهای بعدی نامبرده ، دادگاه بر اساس دلایل و شواهد فوق الذکر و با تحصیل علم متعارف ، اتهام متهم را دائر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم ه. س. را احراز نموده وبا توجه به اینکه متهم با وجود علم و اگاهی کامل به نتیجه عمل خود و در کمال عقل و بلوغ با انجام عمل نوعا کشنده ، مرتکب قتل شده و با توجه به شکایت و تقاضای اولیای دم مبنی بر قصاص نفس متهم ، لذا با استناد به مواد ۱۶٫۱۶۰٫۲۱۱٫۲۹۰ ( بند ب بلحاظ کشنده بودن عمل مرتکب ) ، ۳۵۰٫۳۸۱ و ۴۱۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ، حکم به قصاص نفس متهم از طریق اویختن به دار در *، پس از تنفیذ حکم از طرف ریاست محترم قوه قضاییه صادر می نماید. در خصوص سلاح مکشوفه از متهم که بوسیله ان قتل اتفاق افتاده ، نظر به اینکه هیچگونه مجوزی از سوی افراد در مورد ان ارائه نگردیده لذا در اجرای ماده ۱۸ قانون قاچاق اسلحه و مهمات و قاچاقچیان مسلح مصوب ۱۳۹۰ ، حکم به ضبط سلاح مذکور بنفع دولت ( وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ) صادر میگردد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روزی از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است. دادنامه فوق در تاریخ ۹۹/۷/۱۱ به محکوم علیه ابلاغ می شود. و در تاریخ ۹۹/۷/۳ مورد فرجام خواهی قرار می گیرد. سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. م. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه با توجه به جامع محتویات پرونده از جمله اظهارات متهم و اظهارات تنها شاهد صحنه درگیری اقای ع. ص. و نظر کارشناس سلاح و مهمات و پزشکی قانونی و سایر محتویات پرونده عقیده بر ابرام رای صادره دارم. در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی متن رأی رای شعبه فرجام خواهی اقای ف. ر. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *مبنی بر حکم به اعدام وی به جهت احراز قتل عمد بنظر این شعبه وارد و موجه می باشد. زیرا اولا دلیل بر شمول بند الف و قصد قتل از سوی متهم وجود ندارد. و بلکه قرائن نیز بر خلاف این فرض وجود دارد. از جمله فاصله بسیار نزدیک قاتل و مقتول که در صورت داشتن قصد قتل و داشتن سلاح گرم در دست میتوانست از فاصله چند متری شلیک کرده و فرار نماید. اما در مورد بند ب هر چند همانگونه که همکاران محترم دادگاه کیفری به حق استدلال کرده اند که در صورت نوعا کشنده بودن عمل نیاز به احرازقصد قتل نیست و اقدام مرتکب بر اساس بند ب ماده ۲۹۰ قتل عمد تلقی می شود. لکن صدق قتل عمد بر اساس بند ب علاوه بر شرط نوعا کشنده بودن عمل که فرضا در اینجا محرز است.دارای شرط دیگری اس