شرایط تحقق شرکت در قتل

خلاصهٔ رأی

پیام: تحقق بزه شرکت در قتل، مستلزم تساوی نقش شرکای جرم نبوده و چنانچه رفتار هریک از شرکا به تنهایی برای تحقق جرم کافی باشد یا نباشد، شرکت در جرم محقق است.

متن کامل

شرایط تحقق شرکت در قتل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرایط تحقق شرکت در قتل پیام: تحقق بزه شرکت در قتل، مستلزم تساوی نقش شرکای جرم نبوده و چنانچه رفتار هریک از شرکا به تنهایی برای تحقق جرم کافی باشد یا نباشد، شرکت در جرم محقق است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970910500216 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/06/26 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقایان 1- ج.س. 2- ع.ش. 3- م.ش.(هر دو متواری) به اتهام مشارکت در قتل عمدی مرحوم ک.د. (س.) تحت تعقیب قرار گرفته‌اند. بدین شرح که حسب مفاد گزارش مورخه 1386/08/27 کلانتری 11 شهید رجایی ... مقارن ساعت 6:30 همان روز در پی اعلام مرکز فوریت‌های پلیسی 110 مبنی بر این‌که در ضلع جنوبی روستای ... داخل زمین‌های کشاورزی و در ارتفاعات جسدی کشف که متعلق به ع.د. بوده و جسد در داخل زمین کشاورزی شخصی به نام ح.ف. که مقتول به صورت اجاره‌ای(ملک را در اختیار) داشته افتاده بود. ج.د. فرزند 14 ساله متوفی که در محل حضور داشته اظهارنموده: «پدرم از روز گذشته جهت شخم زدن به سر زمین رفته بود و چون صبح امروز دیدیم مراجعت ننموده، با پسرعمویم در محل حضور یافته که با جنازه وی روبه رو شدیم.» نام­برده در اظهارات بعدی نزد مأمورین اظهار نموده: «ساعت حدود 5 الی 6 رفتم دنبال پسرعمویم به نام پ.د. و به اتفاق هم رفتیم سر زمین که آن‌جا دیدم پدرم افتاده، صورتش روی زمین بود و سرو صورتش را با کاپشن پیچیده بود و دست‌هایش را از پشت بسته بود و پاهایش هم بسته بود که ما او را برگرداندیم و دست و پایش را باز کردیم که دیدیم مرده است که بعد به پلیس زنگ زدیم». همسر متوفی به نام س.س. در آگاهی اظهار نموده: «همسرم برای شخم زمین رفته بود، حدود ساعت 5:5 بعدازظهر بود که دیدم درب حیاط را می‌زنند، رفتم درب را باز کردم. شخصی گفت: ک. کجاست؟ گفتم: رفته شخم بزند، بعد تا ساعت ده و نیم چند بار به بچه‌ها گفتم با پدرشان تماس بگیرند چون خودم مریض بودم و سرم درد می‌کرد و خوابیدم و صبح پسرم را گفتم برو خبر پدرت را بگیر که رفتند و گفتند شوهرت به قتل رسیده است. از قاتل یا قاتلین شکایت و تقاضای رسیدگی دارم.» از وی سئوال شده: مشخصات فردی که غروب به درب منزل شما آمده بود را بیان کنید؟ پاسخ داده است: «چون هوا تاریک (بود) چهره‌اش را خوب ندیدم، ولی حدود 30 ساله بود. قد متوسط، میانه اندام بود، بدون ریش و سبیل هم داشت، با لهجه فارسی قزلباش صحبت می‌کرد.» پزشکی قانونی در نظریه مورخه 86/07/27 خود به شرح صفحه 25 پرونده اعلام نموده: «جسد متعلق به مردی است تقریباً 50 ساله با قد تقریبی 185 سانتی‌متر و وزن تقریبی 120 کیلوگرم ملبس به لباس شخصی... جمود نعشی در حال تشکیل شدن و کبودی نعشی در خلف تنه در حال تشکیل شدن می‌باشد زمان فوت (نسبت به معاینه صحنه) بیش از 6 ساعت و کمتر از 12 ساعت تعیین می‌گردد. در معاینه ظاهری در سر و صورت آثار خون‌ریزی از بینی دیده شد. در گردن آثار ظاهری ضرب و جرح، خفه کردگی و شیار دیده و لمس نشد. در قدام تنه آثار ضرب و جرح، شکستگی دنده‌ها و جناغ دیده و لمس نشد... در اندام تحتانی چپ دو بریدگی دیده شد که بریدگی شماره یک در یک سوم میانی قدامی ران چپ به صورت افقی با عرض 38 میلی‌متر و 16 سانتی‌متر بالای زانو که لبه تیز آلت جارحه به سمت خارج و مسیر طی شده به سمت داخل ران چپ می‌باشد. بریدگی شماره 2 در یک سوم تحتانی ران چپ در سمت خارج ران، به صورت افقی، با عرض 40 میلی‌متر و 11 سانتی‌متر بالای زانو که لبه تیز آلت جارحه به سمت خارج و مسیر طی شده به سمت پایین و زانوی چپ می‌باشد. در اندام تحتانی راست دو بریدگی وجود داشت. بریدگی شماره 3 در یک سوم تحتانی قدامی ران راست به صورت افقی، با عرض 38 میلی‌متر و 12 سانتی‌متر بالای زانو که لبه تیز آلت جارحه به سمت خارج و مسیر طی شده به سمت داخل ران می‌باشد. بریدگی شماره 4 حد فاصل یک سوم فوقانی و میانی ران راست به صورت عمودی، با عرض 35 میلی‌متر و 25 سانتی‌متر بالای زانو که لبه کند آلت جارجه نامشخص بوده و به اطراف محدود می‌باشد... در کالبدگشایی جراحات، جراحت 1 به سمت داخل عمقی شده و باعث پارگی یکی از عروق اصلی ران چپ شده‌است (جراحت کشنده). جراحت 2 به سمت خارج و در حد آسیب عضلات ران چپ بوده است (جراحت غیرکشنده)و جراحت 3 پس از عبور به سمت داخل ران باعث آسیب و پارگی عروق عضلات ران گردیده و تا مراحل انتهایی کالبدگشایی خون‌ریزی از آن ادامه داشت (جراحت کشنده). جراحت 4 در حد عضلات ران بوده و باعث آسیب عروق اصلی و مهم نگردیده است (جراحت غیرکشنده)» و به شرح برگ 119 پرونده اعلام نموده‌است: «با توجه به معاینه صحنه، معاینه ظاهری، کالبدگشایی انجام شده و نتایج آزمایشات سم‌شناسی و آسیب‌شناسی که پاسخ آن به این مرکز واصل گردیده است علت فوت عوارض ناشی از آسیب‌های وارده به اندام‌های تحتانی در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده تعیین می‌گردد». متعاقب آن جانشین بازپرسی طی نامه از پزشکی قانونی استعلام نموده و با توجه به آزمایشات انجام شده و با عنایت به این‌که متهم اظهار داشته کاپشن مقتول را دور سرش پیچانده و روی سرش نشسته است آیا می‌توان علت فوت را خفگی و بسته شدن مجاری تنفسی متوفی دانست؟ پزشکی قانونی در پاسخ به نامه فوق اعلام نموده: «با توجه به شرح معاینه جسد و بررسی پرونده کیفری و نتایج آزمایشات سم‌شناسی و آسیب‌شناسی نکات زیر قابل ذکر می‌باشد: 1- صدمات ناشی از اصابت جسم نوک تیز در متوفی در مکان‌هایی ایجاد گردیده که نوعاً کشنده نبوده است لیکن در اثر تداوم خون‌ریزی می‌تواند سبب فوت وی شده باشد. 2- با توجه به شرح پرونده کیفری انسداد راه‌های هوایی خارجی در متوفی به وسیله کاپشن یا هر وسیله دیگر حتی بدون وجود سایر جراحات خود به تنهایی نوعاً کشنده می‌باشد و می‌تواند در مدت کوتاهی (متوسط 3-9 دقیقه) سبب مرگ وی شده باشد. 3- با توجه به شکل جراحات ناشی از جسم نوک تیز به نظر می‌رسد همه آن‌ها توسط یک وسیله جارحه یا دو وسیله مشابه ایجاد گردیده باشد». النهایه پزشکی قانونی به شرح صفحه 586 پرونده اعلام نموده که: «در حال حاضر با توجه به فقدان آثار خفگی و وجود جراحات خون‌ریزی دهنده در صورت عدم وجود شرح حال مبنی بر اقرار متهم علت فوت خون‌ریزی به دنبال جراحات ناشی از اصابت جسم نوک تیز می‌باشد، لیکن در صورت وجود شواهد قضایی مبنی بر تلاش متهم در انسداد راه‌های هوایی متوفی، هر دو عامل (یعنی انسداد راه‌های هوایی و خون‌ریزی ناشی از جراحات) می‌توانند سبب مرگ شده باشند. ضمن این‌که انسداد راه هوایی در یک فرد بی‌هوش متعاقب خون‌ریزی و شوک می‌تواند سبب تسریع در فوت متوفی شده باشد». مأمورین به شرح صورت‌جلسه مورخه 1386/08/29 تراکتور متوفی را در فاصله یک کیلومتری روستای.... و دو کیلومتری جنوب سد ... کشف می‌نمایند(صفحه 38) و در خصوص نحوه توقف تراکتور تحقیقات محسوس و نامحسوس به عمل آمده که کسی اطلاعات مفیدی را اعلام ننموده‌است و مرجع انتظامی اعلام نموده برای شناسایی متهم تحقیقاتی را راجع به افراد خلاف­کار و سارقین حرفه‌ای از اهالی به عمل آورده و به یک نفر به نام ج.س. مشکوک و نام­برده را به مقر هدایت نموده‌اند. بلافاصله مرجع انتظامی اتهام قتل متوفی ک.د. را به وی تفیهم و وی به آن اقرار نموده‌است و اظهار داشته: «بله قبول دارم، بنده به اتفاق ع.ش. و م.ش. اهل ...بودند ک. را به قتل رساندیم. همان روز مجدداً از متهم توسط مرجع انتظامی تحقیق به عمل آمده است، وی اظهار نموده: «در تاریخ 1386/04/14 در ساعت 8 صبح من پلیس راه ... ایستاده بودم که به ... می‌خواستم بروم، سوار اتوبوس شدم با دو نفر بلوچ که سوار اتوبوس بودند آشنا شدم. آن‌ها گفتند شما ک.. (مقتول) را می‌شناسید؟ گفتم بله و آن‌ها گفتند ما از ک. 25 میلیون تومان طلب داریم، ما را اذیت می‌کند بدهی خود را نمی‌دهد، من آدرسم را به آن‌ها دادم و گفتم هر موقع آمدید من شما را نزد او می­برم. تا این‌که در تاریخ 1386/05/26 آن‌ها آمدند. گفتم: بیایید شما را ببرم پیش ک.، آن‌ها قبول نکردند و آن‌ها بلافاصله رفتند ... تا این‌که این دفعه با یک دستگاه سمند نقره‌ای رنگ نزد من آمدند و گفتند بیا برویم به منزل ک. به اتفاق سه نفری رفتیم جلوی کافه ایستادیم. مرا به منزل ک. فرستادند و من رفتم جلوی درب منزل ک. و گفتم من برادر خانم ز. هستم که همسایه ک. می‌باشد و من به ک. گفتم دو نفر از رفقایت نزد من آمده‌اند و اعلام داشتند که ما از ک. طلب داریم. پول آن‌ها را بده. ولی ک. به من گفت آن‌ها از من پولی طلب ندارند و غلط کرده‌اند و تو هم دیگر جلوی منزل ما نیایی و گفت حالا برو به آن‌ها بگو فردا صبح بیایید و من دارم سر زمین می‌روم که شخم بزنم و من برگشتم نزد آن‌ها و گفتم، سه نفری ایستادیم تا ک. با تراکتور خودش بیاید و ما با اتومبیل سمند دنبالش رفتیم و او رفت داخل زمین کشاورزی ما هر سه نفر کنار جاده ایستادیم و دیدیم که پایین‌تر از ک. یک نفر دیگر داشت با تراکتور شخم می‌زد، حدود 8 شب مجدد برگشتیم دیدیم تراکتور پایینی رفته و ک. به تنهایی دارد شخم میزند و ماشین سمند را جای درخت‌های توت پارک کردیم و پیاده به سمت ک. حرکت کردیم و ع. چون پیراهنش سفید بود از تنش بیرون آورد و نزدیک تراکتور که رسیدیم ع. از روی خیش گاوآهن رفت بالا و از پشت سر موهای ک. را گرفت و سر ک. را به سمت فرمان پایین آورد که در همین زمان م. رسید و با چاقو روی پاهای ک. زد و م. تراکتور را خاموش کرد و ک. را کشیدند پایین و حدود 20 قدم ک. فرار کرد و داد می‌زد که در همین زمان من به اتفاق ع. و م.، ک. را گرفتیم و او را خواباندیم و کاپشن او را از تنش بیرون آوردیم و به سرش بستیم و م. رفت و نخ را از زیر صندلی تراکتور آورد که من با نخ دو تا پای ک. را بستم و او را حدود 45 دقیقه نگه داشتم که کاملاً بدن ک. سست شد و افتاد روی زمین و ع. رفت تراکتور را روشن کرد و هر سه نفر سوار تراکتور شدیم و به سمت جاده اصلی حرکت کردیم و به سمند که رسیدیم من به اتفاق م. از تراکتور پیاده شدیم و سوار سمند شدیم و ع. با تراکتور پشت سر ما می‌آمد و داخل ... که رد شدیم آخر بلوار تراکتور را آن‌جا گذاشتیم و ع. از تراکتور پیاده شد و سوار سمند شد و به سمت .... حرکت کردیم و جلوی روستای ..... من از ماشین پیاده شدم و آن‌ها به سمت ... حرکت نمودند و بعد از 2 ساعت من آمدم ... و تا زمانی که ک. را دفن کردند و من رفتم ... چند شب آن‌جا ماندم تصمیم گرفتم که خودم را به دادگاه معرفی کنم و تا جلو دادگاه .... آمدم ولی برگشتم و رفتم موضوع را با خاله خودم در میان گذاشتم که خاله‌ام به من گفت اگر بروی خودت را معرفی کنی تو را می‌کشند، ولی من گفتم بگذار بکشند. امروز ساعت 7 صبح رفتم درب کلانتری ...... خودم را معرفی کردم. از متهم سئوال شده‌است: شما اعلام می‌دارید تراکتور را بعد از بلوار .... گذاشتید و رفتید چرا تراکتور در ... پیدا شده؟ پاسخ داده: من متعجبم که چه کسی تراکتور را آن‌جا برده است؟ شاید آن‌ها (ع. و م.ش.) بعداً برگشته باشند و تراکتور را به ..... منتقل کرده باشند. و در پاسخ به سئوال مأمورین مبنی بر این‌که آیا خودت نیز ک. را با چاقو زدید یا خیر؟ اظهار نموده: من خودم با چاقو ک. را نزدم. چاقوها را ع. زد و من سر ک. را در بغلم گرفتم و کمک کردم. ولی چاقوهای اصلی را ع. به ک. زده و در تحقیق بعدی که در همان روز از متهم به عمل آمده ضمن تکرار همان مطالب اضافه نموده: «ما به اتفاق م.ش. و ع.ش. وی (مقتول) را می‌کشیدیم که افتاد روی زمین که من کت وی را کشیدم روی سرش و کاملاً بستم و متوجه نبودم که چکار می‌کنم». بازپرس در تاریخ 1386/06/05 تحت عنوان معاونت در قتل عمدی از متهم تحقیق به عمل آورده که متهم همان مطالب را مشروحاً تکرار نموده‌است و اضافه نموده: «ع. از گاوآهن بالا رفت و از پشت سر آقای س. را گرفت تراکتور را نگه داشت و گاز زیادی می‌داد و ما رسیدیم ما پایین بودیم کمک می‌کردیم او را پایین بکشیم من سمت راست راننده بودم و م. سمت چپ راننده بود و او را می‌زدند. ع. وقتی سرش را گرفته بود چاقوی بزرگ داشت و او را زد. وقتی پایین آمدیم او را خواباندیم و کاپشن او را بر سرش پیچیدیم و من روی سرش نشسته بودم. آن‌ها می‌زدند». اولیای‌دم در دادسرا علیه قاتل یا قاتلین اعلام شکایت نموده و همسر متوفی اعلام کرده است: ورثه مرحوم عبارت از خودش و دو پسر (بالغ) به نام‌های ح. و ج. و یک دختر 8 ساله و یک پسر سه ساله بوده و والدین متوفی نیز قبلاً فوت شده‌اند و اظهار نموده که اصلاً افرادی به نام‌های ع.ش. و م.ش. را نمی‌شناسد و تاکنون چنین افرادی برای مطالبه طلب به درب منزل متوفی مراجعه ننموده‌است و اضافه نموده: «فقط همان روز چون حامله هم هستم رفته بودم دکتر، زمانی که برگشتم حدود ساعت دو و نیم شاید مقداری بیشتر بود که آمدم، ک. داخل حیاط ایستاده و آماده می‌شد که با تراکتور برود سر زمین، وقتی من آمدم گفت تو که رفتی تا الآن من نگران شدم. بعد از این ک. از همان‌جا با تراکتور رفت سر زمین و بعد از آن ساعت حدود 5، 5/5 بود که یک نفر که قد متوسط داشت و زیاد چاق یا لاغر هم نبود و ریش نداشت فقط سبیل داشت و جوان بود آمد سه مرتبه در حیاط را زد و سئوال کرد ک. رفته برای شخم؟ گفتم: بله ولی به من نگفت کجا می‌روم برای شخم،‌ و من گفتم کاری چیزی دارید؟ گفت: بیکار هم نیستم یعنی کار دارم. ولی نگفت چه کار دارد». خانم ب.س. (فردی که متهم وی را به عنوان خاله خود معرفی نموده و اعلام داشته موضوع قت