شرایط اثبات رجوع زوجه به ما بذل

خلاصهٔ رأی

" (ص8) در این خصوص به گواهی تنی چند از گواهان که در ذیل دادخواست اسامی ایشان آرا آورده استتناد جسته است.

متن کامل

شرایط اثبات رجوع زوجه به ما بذل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شرایط اثبات رجوع زوجه به ما بذل پیام: از جمله شرایط اثبات رجوع زوجه به مابذل این است که رجوع باید به دفترخانه طلاق با کیفیت قابل قبول به صورت مکتوب یا نزد افراد ذیصلاح اعلام شده باشد و یا به طور مکتوب به اطلاع زوج برسد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209980361501853 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/03/23 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده وکیل مدافع خانم ص. الف. طی دادخواستی به طرفیت آقای ع. ی. به خواسته اثبات رجوع زوجه به مهریه و اثبات رجوع زوج (خوانده) به زوجه در ایام عده و الزام خوانده به ثبت واقعه رجوع به انضمام مطالبه کلیه خسارات دادرسی تقدیم نموده که بتاریخ 1392/11/5 به شعبه 27 دادگاه خانواده اصفهان ارجاع گردیده و در آن اینگونه به شرح خواسته پرداخته : "...موکله در تاریخ 1384/6/11 طبق سند شماره..... دفترخانه .... اصفهان به عقد دائم خوانده دعوی درآمده لیکن در تاریخ 1392/5/18 طبق سند طلاق .... دفتر ثبت طلاق شماره ....اصفهان از همسر دائمی خود پس از بذل مهریه و سایر حقوق قانونی خود طی طلاق خلع متارکه نموده اما قبل از انقضای مدت عده و در مدت کمتر از حدود یک هفته به صداق خود نزد زوج رجوع نموده و اعلام داشته که تقاضای مابذل خود را دارد در مقابل هم زوج در ایام عده به ایشان رجوع نموده و مجدد اقدام به زندگی زناشویی داشته و حسب گواهی گواهان ثبت واقعه رجوع را به موکله وعده می داده است لذا با توجه به رجوع موکله به صداق خود در ایام عده و متقابلاً رجوع زوج (خوانده) به زوجه تقاضای صدور حکم شایسته را دارد..." (ص8) در این خصوص به گواهی تنی چند از گواهان که در ذیل دادخواست اسامی ایشان آرا آورده استتناد جسته است. پس از ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن به آدرس خوانده نامبرده نیز آقای ع.الف. ش.ش. را بوکالت خود برگزیده و در لایحه ائی نسبتاً مشروح به رد ادعای وکیل خواهان بدوی پرداخته است. و خلاصتاً ابراز داشته وقوع طلاق فی ما بین زوجین ناشی از ایجاد رابطه نامشروع توسط زوجه بامرد اجنبی بوده که نهایتاً در شعبه 18 دادگاه کیفری استان اصفهان به موجب دادنامه 95-920 مورخ 1392/4/18 منجر به محکومیت مشارالیها به شلاق به 70 ضربه گردیده که به در پی شکایت زوج از زوجه و فردی بنام "ح. ر. ق." می باشد و این حکم در دیوان عالی کشور به قطعیت رسیده است. (ص14 رونوشت دادنامه مذکور) لذا بعد از وقوع این رسوایی در یک روستای کوچه بنام .... محل زندگی زوجین با وجود چنین اوضاع و احوالی ایا امکان دارد که موکل پس از طلاق دوباره خواسته باشد به چنین ازدواجی رجوع کند و خواهان بازگشت به زندگی قبلی باشد؟! پس ازآن در رد چنین ادعایی مواردی را بعنوان دلیل متذکر شده: 1-هیچ دلیلی دال بر رجوع خواهان به مابذل در زمان عده ارائه نگردیده است چنانچه خواهان قصد رجوع به مابذل خود را می داشت می بایست در فرجه شرعی و قانونی زمان عده دادخواست مبنی بر رجوع به مابذل و یاحتی مطالبه مابذل ارائه می نمود. یا حداقل به گونه ایی قانونی و قابل اثبات مراتب رجوع به مابذل در فرجه عده را به اثبات می رساند نه اینکه با گذشت دو سال از موضوع طلاق با معرفی چند شهود که تمامی از بستگان و دوستان خانوادگی خواهان می باشد. خواستار اثبات رجوع خویش به مابذل و علاوه بر آن خواهان اثبات رجوع موکل به زوجه باشد. 2- مطابق ماده 1149 قانون مدنی رجوع به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد. موکل کدام فعل یا لفظی را در خصوص خواهان (زوجه) بکار برده است؟... حسب اظهارات موکل، خواهان حتی قبل از طلاق ... به خانه پدری خود رفته بود... و هیچ خلوت و حتی مراوده عادی هم با خواهان نداشته.. 3- پس از انجام جرم یاد شده و رفتن خواهان به خانه پدری فرزندان مشترک نزد خواهان بوده اند و چند صباحی هم بعد از ثبت طلاق، به علت شرایط روحی و روانی فرزندان مشترک آنها نزد خواهان باقی مانده اند و موکل جهت ملاقات فرزندان و آوردن آنها هر چند روز یکبار به درب خانه پدری خواهان می رفته و فرزندان مشترک (دو دختر خردسال 4و7 ساله) را به خانه خود که در روستای مجاور است می آورده است. در دنباله متذکر می گردد: "در دادخواست ارائه شده ادعا شده است کمتر از یک هفته بعد از طلاق خواهان به صداق خود رجوع و زوج هم در ایام عده به ازدواج (زوجه) رجوع نموده است و مجدداً اقدام به زندگی زناشویی داشته و حسب گواهی گواهان ثبت واقعه رجوع را به موکله (خواهان) وعده می داده است. اولاً کدام عقل و منطقی قبول می کند کمتر از یک هفته پس از ارتکاب جرم.. موکل دوباره با زوجه خطاکار خود سر زندگی مشترک برگشته باشد...؟ ثانیاً: از زمان وقوع جرم تاکنون خواهان (زوجه) در منزل پدری و موکل (زوج) در منزل خود در روستای همجوار به سر می برده است. ثالثاً: بنا به اظهارات در دادخواست گواهان می خواهند که وعده دادن موکل به خواهان در مورد ثبت واقعه رجوع را گواهی دهند که این موضوع با اصل واقعه رجوع در تناقض است. چرا که واقعه رجوع که امری درونی و عموماً در خلوت زندگی زناشویی اتفاق می افتد را چگونه هشت نفر شاهد که بعضاً ارتباط فامیلی هم ندارند در جریان بوده و قصد ادای شهادت بر آن را دارند؟!" و النهایه اینکه اگر موکل رجوع نموده بود دیگر ازدواج مجدد نمی نمود و اکنون سر زندگی باهمسر جدید خود نبود و به سر زندگی قبلی خود باز می گشت و مطابق قاعده (السینه اعلی المدعی و الیمین علی من انکر) تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است." (ص15 تا 20) در اولین جلسه دادرسی بتاریخ 1393/2/10 که با حضور طرفین و وکلای ایشان تشکیل می گردد زوجه (خواهان)ابراز می دارد: "خواسته ام به شرح دادخواست تقدیمی است، با این توضیح که ما نه سال پیش ازدواج کردیم و دارای دو فرزند بنامهای ف.7ساله و ن.4 ساله می باشیم ما در تاریخ 1391/5/18 به صورت توافقی طلاق گرفتیم و من کل مهریه ام را به همسرم بذل کردم لازم به ذکر است ما اصلاً قصد طلاق نداشتیم و با توجه به اینکه همسرم به من تهمت زد و به من گفت بیا بصورت توافقی طلاق بگیریم تا خانواده من دیگر نتوانند حرفی بزنند و سپس به همدیگر رجوع می کنیم. لازم به ذکر است در طول زمان عده ما با همدیگر بودیم و حتی همه جا با همدیگر می رفتیم، وقتی همسرم شب در منزل می ماند تمکین خاص نیز صورت می گرفت من چند روز بعد به همسرم اعلام کردم که من از بذل مهریه رجوع کردم و ایشان نیز قبول کرد و به زندگی مشترک ادامه دادیم. در این خصوص نیز شهود وجود دارد. لذا تقاضای ثبت واقعه رجوع در 1391/5/22 را دادیم. خوانده در پاسخ می گوید: "ادعای همسرم واهی است. لازم به ذکر است که همسرم با شخصی اقدام به رابطه نامشروع کرد و بعد ازاینکه من متوجه موضوع شدم او راطلاق دادم و همسرم نیز مهریه اش را بذل کرد، ایشان آبروی خانوادگی ما را برد. حکم محکومیت وی نیز صادر شد و من مجبور شدم با داشتن دو بچه او را طلاق دهم. در خصوص رجوع باید عرض کنم ادعای همسرم واهی است. ایشان بعد از طلاق اصلاً در خصوص مهریه حرفی نزد و من عرفاً شاید در هفته دو بار می رفتم و بچه ها را ملاقات می کردم، اصلاً رابطه زناشویی با همدیگر در این مدت نداشتیم و من از طلاق رجوع نکردم. من سال گذشته اقدام به ازدواج مجدد کردم و زندگی خوبی دارم و ایشان با طرح دعوی متعدد مخل زندگی من شده است. من بعد از طلاق هیچ شبی در منزل زوجه نبودم . وکیل خوانده اظهارات خود را به شرح لایحه تقدیمی عنوان داشته است و وکیل خواهان (زوجه) ابراز داشته: "رجوع یک حقی است که در هر زمان قابل مطالبه است از نظر عرف تمکین خاص دلیل بر اثبات رجوع نیست و گاهاً رجوع باابراز احساس کلامی واقع می شود کلیه شهود شاهد تمکین خاص نبوده اند اما ارتباط زناشویی از نحوه رفتار و برخورد ارتباط جسمی دو طرف گواه موضوع بوده است." (ص21 تا23) در جلسه دیگری که در تاریخ 1393/5/11 برگزار شده (با حضور طرفین و وکلای ایشان) دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و خطاب به خواهان می خواهد چنانچه مطلبی دارد بیان کند که اظهار میدارد:" به شرح جلسه قبل است و خوانده می گوید اظهارات شهود را قبول ندارم و وکیل زوجه بیان داشته علاوه بر سه نفر شهود حاضر 17 نفر بعنوان شاهد داریم که بعد از طلاق زوجین باهمدیگر زندگی کردند و در صورت نیاز آنها حاضر به شهادت هستند. وکیل خوانده در پاسخ می گوید: موکل اظهارات شهود را قبول ندارد و رابطه خویشاوندی بین شهود و زوجه وجود دارد. در حالیکه رجوع در طلاق بائن شرایط خاصی دارد و مهمترین آن اینست که زوجه به مهریه رجوع کرده باشد و سپس زوج از طلاق رجوع کند و هیچکدام از شهود شهادت بر رجوع از مهریه نداده اند. آقای ح. م. د. فرزند غ. 045 ساله که شوهر خواهر زوجه می باشد می گوید: "حدوداً چهل روز بعد از اجرای صیغه طلاق من متوجه موضوع شدم آقای ع. ی. گفت که این طلاق صوری است و ما طلاق گرفتیم که جرم کسی که با زوجه رابطه داشته سنگین تر شود و بعد آقای ی. گفت من زن و بچه ام را دوست دارم و بارها من دیدم آقای ی. به منزل زوجه می آمد و شبها نیز می ماند و حتی آقای ی. نیز بارها زوجه را به منزل خودش می برد و خود اقای ی. گفت من دارم با زن بچه ام زندگی می کنم و ما طلاق نگرفتیم... "(ص26) آقای م. م. فرزند ع. 49 ساله که دایی زوجه (خواهان) می باشد با اتیان سوگند ابراز داشته: "من دو ماه بعد از طلاق آنها متوجه شدم که زوجین از همدیگر طلاق گرفته اند. بعد من متوجه شدم آقای ع. ی. باهمسرش رفت و آمد دارد و من به او تذکر دادم که شما به همدیگر محرم نیستید و لیکن آقای ی. به من گفت من زنم را دوست دارم و لیکن خانواده من با او مخالف هستند و من بارها دیده ام که آقای ی. به منزل زوجه رفت و حتی ایشان را به دکتر برود و حتی بارها خود آقای ی. همسرش را به منزل خودش برد و من با چشم خودم دیدم که آنها با همدیگر بودند. (ص28) خانم ل. الف. ی فرزند غ. 19 ساله که زن برادر خواهان می باشد اینگونه شهادت داده است: "من یکی دو ماه بعد از طلاق متوجه شدم که زوجین از همدیگر طلاق گرفته اند ولیکن آنها با همدیگر ارتباط داشتند حتی در اواخر مهرماه 1391 من آنها را به منزلم دعوت کرده بودم که آنها به منزل ما آمدند و حتی در منزل پدر شوهرم نیز یکبار آنها را با همدیگر دیدم..." (ص29) النهایه دادگاه ختم رسیدگی را اعلام داشته و به موجب دادنامه 969-930 مورخ 1393/5/21 بعد از شرحی از اظهارات طرفین و شهود در جلسات دادرسی اینگونه اتخاذ تصمیم نموده است: "...دادگاه با توجه به اظهارات خواهان و گواهان وی در جلسه ی دادرسی و با توجه به دفاعیات بلاوجه خوانده و وکیل وی در جلسه دادرسی مستنداً به ماده 20 قانون حمایت خانواده صموب 1391 و همچنین مواد 229 و 230 قانون آئین دادرسی مدنی دعوی خواهان محرز و حکم به احراز رجوع زوجین از طلاق و مهریه در تاریخ 1391/5/22 صادر و اعلام می گردد و خوانده مکلف به ثبت واقعه رجوع در تاریخ 1391/5/22 می باشد. (ص31) در دفتر دادگاه دادنامه به وکیل خوانده بتاریخ 1393/6/22 ابلاغ گردیده که در لایحه ائی به پیوست دادخواست از آن تجدیدنظرخواهی خود را اعلام و بتاریخ 1393/7/3 به ثبت رسیده است می گوید: نوع طلاق رجعی نیست که به هر فعل و گفتار از طرف زوج رجوع محقق شود.. رجوع در این نوع طلاق (خلع بائن) تحت شرایط خاص زوج و زوجه می توانند رجوع کنند که مهمترین آن عبارت است رجوع اولاً از طرف زوجه صورت گیرد و ثانیاً، رجوع در ایام عده باشد. ثالثاً رجوع به ما بذل باشد (مهریه و حقوق مالی زوجه) و بنا بر نظر قاطبه مجتهدین، باید یا تمام مهریه پرداخت و یا حداقل قسمتی از آن پرداخت شده و برای ما بقی وعده پرداخت گذاشته شود و پس از بوجود آمدن این شرایط مرد حق رجوع به همسر خود را داشته و می تواند بر رجوع زوجه به مابذل صحه گذارده و با قبول شرایط و انجام آن برخی از شرایط به نکاح و به همسر خود رجوع نماید. حال با توجه به اینکه طلاق از نوع خلع نوبت اول بوده است و در تأیید اظهارات فوق و بنا بر فتوای مشهور فقها از جمله نظریه ی حضرت امام (ره) در مسئله 17 و 16 کتاب خلع و مبارات تحریرالوسیله که اشعار می دارد (طلاق خلع بائن است یعنی در ایام عده رجوع در آن نیست لیکن در خصوص این طلاق (بائن) فرقی با طلاقهای بائن دیگر دارد و آن این است که اگر زن در بذل خود رجوع کند البته مادامی که در عده است چنین حقی دارد) مع الوصف در طلاق خلعی مرد حق رجوع ندارد مگر اینکه زن به ما بذل در زمان عده رجوع نماید و سپس مرد به طلاق رجوع نماید در حالیکه در ما نحن فیه زوجه حدود 3 سال پس از اتمام زمان عده با ثبت دادخواست حاضر قصد به اثبات رساندن امر واهی را دارد. مطالب فوق الذکر بر فرض صحت ادعای زوجه دائر بر با هم بودن و همه جا با هم رفت و آمد داشتن دلیل بر رجوع به طلاق محسوب نمی گردد. ...هیچگاه در جلسه دادگاه از ایشان سوال نشد نحوه رجوع شما به ما بذل چگونه بوده است آیا این رجوع به ما بذل و مطالبه مهریه را از طریق مراجع ذیربط قضایی مثلاً با دادخواست مطالبه مهریه و یا ارسال اظهارنامه رسمی مبنی بر رجوع از ما بذل انجام داده اند یا تنها به صورت لفظی بیان نموده اند.. اگر واقعاً رجوع به ما بذل داشته و در ایام عده این مهم حادث گردیده چرا حدود 3 سال بعد از آن اقدام به تقاضای ثبت رجوع نموده اند. چرا در طی این مدت حتی یکبار چه از طریق مراجع قضایی راهکارهای آن از جمله ارسال اظهارنامه چهاز طریق عرفی و عامیانه مانند تقاضای مطالبه مهریه و