شبهه در شرایط مسئولیت کیفری
خلاصهٔ رأی
ه تاریخ ۲۹ /۰۳ /۱۴۰۱ در وقت فوق العاده شعبه اول بیستون به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است.
متن کامل
شبهه در شرایط مسئولیت کیفری Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: شبهه در شرایط مسئولیت کیفری پیام: اتهام قتل عمد - هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هریک از شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه و تردید قرار گیرد و دلیلی برنفی آن یافت نشود. حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409988340401843 تاریخ دادنامه قطعی : 1401/03/31 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۴۰۹۹۸۸۳۴۰۴۰۱۸۴۳ شعبه ۱ دادگاه عمومی حقوقی بخش بیستون تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۵۰۳۹۰۰۰۱۲۴۴۹۳۶ شاکی:خانم ج. ن. فرزند ح. متهمین:۱. خانم ا. گ. ع. ا. فرزند ع. به نشانی صحنه- * بلوک۵۸ ۲. اقای ب. ف. فرزند م. ۳. اقای ب. ف. م. ا. فرزند م. با وکالت اقای ش. ا. فرزند ت. به نشانی * و اقای ع. ا. و. فرزند ع. به نشانی دفتر: * دوم. ۴. اقای م. ق. فرزند ا. با وکالت اقای ب. م. فرزند ن. به نشانی * - ۵. اقای م. ق. فرزند ح. با وکالت خانم ن. ا. د. فرزند ا. به نشانی * اتهام: قتل عمدی مسلمان به نام خ. ه تاریخ ۲۹ /۰۳ /۱۴۰۱ در وقت فوق العاده شعبه اول بیستون به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است.پرونده کلاسه فوق تحت نظر است.دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده با احراز کفایت رسیدگی ختم تحقیقات مقدماتی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور قرار می نماید. قرار جلب به دادرسی و منع تعقیب دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان هرسین سلام علیکم در تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۹۴ جسدی مجهول الهویه در * –قسمت داخلی دیوار کارخانه گونی بافی که در مجاورت * کشف شد که حسب حضور همکار محترم قضایی در محل و گزارش صورتجله ان، جسد اغشته به گل و لای متعلق به مردی جوان حدود ۲۵ ساله با لباس کاپشن مشکی و تک پوش زرد رنگ و شلوار گرمکن که به حالت نشسته کنار یک درخت که به درخت تکیه زده در قسمت داخلی دیوار اطراف کارخانه متروکه گونی بافی کنار * ) کشف شده است.که حسب اظهارات اولیه پزشک قانونی در محل کشف جسد علت فوت ضربه مغزی ناشی از اصابت جسم سخت بوده و از زمان فوت حداقل سه روز گذشته است. مشاهدات اولیه از کنده شدن خاک زیر پاهای جسد حکایت از ان داشت که مقتول بلافاصله پس از ضربه وارده فوت نشده است.و بعد از مدتی دست و پا زدن فوت نموده است.و یک فاصله زمانی مابین ضربات وارده و فوت مقتول وجود داشته است. پرونده در جریان تحقیقات مقدماتی قرار گرفته و هویت جسد مشخص گردیده که جسد متعلق به س. گ. فرزند ع. متولد ۱۳۶۸ ساکن * می باشد.، ب. ف. در تاریخ ۱۰/۱۱/۹۴ (بعد از ظهر) در دادسرای شهرستان صحنه حضور می یابد و در خصوص مفقودیت س. گ. و کشف جسد و قتل ایشان اظهار بی اطلاعی می نماید. لکن توضیح می دهد که در تاریخ ۰۱/۱۱/۹۴ قفل گوشی همسرش را که یک هفته قبل ان را از همسرم گرفته بودم (نامبرده به اتهام سرقت تحت تعقیب پلیس بوده است) را باز نموده است.و فهمیده است.که همسرش ا. با م. ق. ه ارتباط داشته، ب. در شعبه بازپرسی دادسرای * بیان داشته است.در تاریخ ۰۱/۱۱/۹۴ به همراه دوستش ع. پ. به صحنه رفته است.و خودش دورتر ایستاده است.و ع. پ. به درب منزل ا. گ. (منزل مادر ا. گ. ) رفته است.تا واسطه شود. و اعظم را دعوت به حل اختلافات و بازگشت به زندگی نماید.، نامبرده بیان داشته است.که ان شب (شب مفقودیت س. ) دوستش به نام ر. د. منزل او بوده است.و از مفقودیت س. اطلاعی نداشته، ب. ف. در تاریخ ۱۱/۱۱/۹۴ به اتهام سرقت + توهین + تهدید+ ایراد ضرب جرح عمدی با صدور قرار وثیقه توسط شعبه اول دادیاری شهرستان صحنه به * معرفی شده. پس از اظهارات ب. ف. و توجه اتهام به م. ق. ه نامبره در تاریخ ۱۱/۱۱/۹۴ در شهرستان صحنه جلب می گردد. و در همان تاریخ توسط پلیس اگاهی شهرستان صحنه بازجویی می شود. که اتهام قتل مرحوم س. گ. را انکار نموده است.و به شرح اقدامات خود و همکاری با خانواده گجری جهت پیدا نمودن س. می نماید. نامبرده در خصوص پیامک های رد و بدل شده با ا. گجری که حکایت از نگرانی و ترس انها از متهم شدن به قتل س. دارد. بیان داشته است: ا. گ. گفت ب. گوشی من را به سرقت برده است.و چون اس ام اس و پیام هایی بین ما در گوشی است.فردا قتل را میندازه گردن ما و من هم گفتم که ما کاری نکردیم و به امید خدا که مشکلی پیش نمیاد.در ضمن پیامک های متعدد بین ا. گجری (خواهر مقتول) و م. ق. ه وجود داشته که ضمیمه پرونده می باشد.، پرونده به همراه متهمین م. ق. و ک. ح. به دادگاه بیستون اعاده شده و متهمین در اختیار پلیس اگاهی قرار می گیرند که م. ق. ه به قتل عمد س. اقرار می نماید. و علت و انگیزه قتل را انتقام از س. به خاطر ارتباط به نامزد سابقش (ط. ) و همچنین رسیدن به ا. گ. که س. را مانع دانسته بود اعلام نموده است، نامبرده در جلسه مورخ ۱۳/۱۱/۹۴ به قتل مرحوم س. اقرار نمود و بیان داشت با همکاری ب. ف. اقدام به قتل نموده است. خلاصه اظهارات م. از این قرار است.که نامبرده با طراحی نقشه قبلی و با هماهنگی با ا. گجری و با انگیزه انتقام از س. که با نامزد سابقش رابطه داشته و انگیزه قوی تر اینکه قصد ازدواج با اعظم را داشته است.در تاریخ ۰۱/۱۱/۹۴ (پنج شنبه شب) درب منزل س. رفتم، ان روز ماشین پژو ۲۰۷ اعظم دست من بود، ماشین را البته از س. و با اجازه ا. گرفته بودم، در ضمن ا. در ارتباط بود که من می خواهم چکار کنم، یک روز قبل از اول بهمن ا. به من گفت که تورو خدا کاری کن که س. بین ما را به هم نزند و گفنت چکار کنم و نقشه ام را برایش گفتم، به ا. گفتم می خواهم س. را بکشم در واقع من موضوع ط. (نامزد سابق) را فراموش کرده بودم و انگیزه قتل س. صرفا به خاطر رسیدن به ا. بود. غیر از من و ا. کسی دیگر خبر نداشت، شب از درب منزل س. عبور کردم، س. را درب منزل دیدم و دیدم اعصابش خرد است، گفتم سوار شو دوری بزنیم، از قبل چند قرص خواب اور داخل رانی ریخته بودم که البته شک نمی کرد، وارد ماشین که شد رانی را به او دادم که خورد سپس سیگار کشیدیم و به سمت بیرون شهر به سمت * رفتیم، س. به خواب رفته بود. داخل یک روستای متروکه به نام ا. که داخل کوه بود و کسی انجا زندگی نمی کند رفتیم، * بود. فقط چراغ ماشین انجا را روشن می کردم، نامبرده در ادامه توضیح می دهد س. را داخل یک خانه مسقف گذاشتم و با مشت و لگد او را مورد ضرب و شتم قراردادم، برگشتم و نصفه شب به ا. زنگ زدم و موضوع را گفتم که هم خوشحال بود و هم ناراحت، تا سه چهار شب با موتور دوستانم به او سر می زدم که زنده بود و به او اب می دادم تا اینکه بعد از نه شب، یک شب با ماشین ا. رفتم و یک قمه در ماشین گذاشتم، تصمیم گرفتم این بار او را بکشم، یک ضربه با قمه به وسط سر س. زدم، نگذاشتم که خون بر جای بماند، یک نایلون کف ماشین انداختم و او را از کمربندی صحنه به سمت * بردم و کنار کارخانه گونی بافی انداختم زمین، ولی هنوز جان داشت. ا. گ. در دفاع از اتهام معاونت در قتل س. گ. بیان داشته: من به م. علاقه داشتم، ارتباط من با س. خوب بود و در برابر شوهرم ب. از من حمایت می کرد و به والله سوگند من در اجرای نقشه قتل م. نبوده ام.در تاریخ ۱۴/۱۱/۹۴ اتهام مشارکت در قتل به ب. ف. تفهیم می شود. که نامیرده اتهام را رد می نماید. و م. نیز در همین تاریخ دخالت ب. در قتل را تکذیب می نماید. و می گوید فقط خودم اقدام به ربودن و قتل س. نمودم.وکیل م. ق. ه سپس اقرار موکل خویش را تحت اجبار پلیس اگاهی و فاقد اعتبار دانسته است.و تقاضای ادامه تحقیقات را نموده است.در تاریخ ۲۹/۰۱/۱۳۹۵ م. ق. ه اقرار خویش را ناشی از اجبار و شکنجه پلیس اگاهی اعلام نموده است. بنا به مراتب مذکور در خصوص شکایت خانم ج. ن. ولی دم مرحوم س. گ. با وکالت اقای م. ر. علیه اقایان ۱- ب. ف. م. ا. فرزند م. ر. ۳۰ ساله دارای سابقه کیفری با وکالت اقای ع. ا. و. متهم است.به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم س. گ. و مشارکت در ادرم ربایی ۲- م. ق. ه فرزند ح. ، ۲۹ ساله دارای سابقه کیفری با وکالت خانم پ. ا. د. متهم است.به اتهام مشارکت در قتل عمدی مرحوم س. گ. و مشارکت در ادرم ربایی ۳-ب. ف. م. ا. فرزند م. ر. ۴۱ ساله با وکالت اقای ع. ا. و. متهم است.به اتهام معاونت در قتل مرحوم س. گ. با ترغیب به ارتکاب جرم ۳- م. ق. پ. ر. فرزند ا. ا. دایر بر مشارکت در ادم ربایی، این دادگاه به جانشینی از بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان هرسین و نظر به اینکه: ۱- مطابق نظریه پزشکی قانونی علت تامه مرگ مقتول س. گ. خونریزی مغزی و عوارض ناشی از ان در اثر اصابت جسم سخت اعلام شده است. ۲- مشاهدات اولیه در محل کشف جسد از کنده شدن خاک زیر پاهای جسد حکایت از ان داشت که مقتول بلافاصله پس از ضربه وارده فوت نشده است.و بعد از مدتی دست و پا زدن فوت نموده است.و یک فاصله زمانی مابین ضربات وارده و فوت مقتول وجود داشته است. ۳- انکار شدید ا. گ. به همدستی و هماهنگی و معاونت در قتل برادر خویش س. گ. ؛ نامبرده به ارتباط تلفنی و علاقه به م. ق. ه اقرار نموده است.لکن دلیلی که حکایت از طراحی قتل س. داشته باشد. وجود ندارد. ۴- اظهارات و اقرار م. ق. ه در جلسات رسیدگی دادگاه ودر پلیس اگاهی هرسین با کیفیت و باجزییات مطروحه به شرح مضبوط در پرونده به قتل مرحوم س. .و ارتباط س. گ. با نامزد م. ق. ه. ۵- اظهارات خانم ژ. ع. که دوست ا. گج است.و در شب مفقودیت س. منزل به همراه پسر خردسالش و ا. در منزل مادر س. ( * حضور داشته است. ۶- سابقه درگیری و ایراد ضرب و جرح عمدی (۱۵ مورد صدمات بدنی عمدی) ب. ف. توسط مرحوم س. گ. به دلالت پرونده کلاسه ۹۳۰۹۹۸۸۴۴۵۴۰۰۱۹۳ شعبه ۱۰۱ کیفری شهرستان صحنه منجر به صدور دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۸۴۴۱۳۰۱۰۱۹ مورخ ۲۱/۱۰/۱۳۹۳ و محکومیت س. گ. به سه ماه و ده روز حبس تعزیری و پرداخت دیه به ب. ف. . ۷- اختلافات خانوادگی ب. ف. و همسرش ا. گ. که ب. به علت محکومیت مالی مهریه مدتی زندان بوده است. ۸- ب. ف. به اتهام سرقت گوشی تلفن همراه از همسرش ا. گ. تحت تعقیب پلیس بوده است.لکن ایشان در تاریخ ۱۰/۱۱/۹۴ یعنی در تاریخی که جسد س. کشف می گردد. خود را به پلیس معرفی می نماید. و از ارتباط ا. و م. و احتمال قتل س. توسط م. با همکاری ا. به پلیس اگاهی اطلاع می دهد که این خبر منجر به دستگیری م. به اتهام قتل عمد و ا. به اتهام معاونت در قتل می گردد. ۹- مراجعه ب. به همراه ع. پ. به شهرستان صحنه در تاریخ ۰۱/۱۱/۱۳۹۴ که ع. با هدف حل اختلاف بین زوجین به درب منزل مادر ا. می رود و با خانم ج. ن. در خصوص بازگشت ا. و رفع اختلافات صحبت می نماید. که به نظر می رسد قصد ب. این بوده است.از حضور س. در منزل مطمین شود. و ب. حتی به ع. در خصوص اینکه دو روز قبل از ان اقدام به سرقت وسایل و گوشی اعظم نموده است.و تحت تعقیب پلیس است.چیزی نگفته است، س. همان شب ربوده می شود. ۱۰- ب. ف. که احتمال این را می دهد پس از قتل س. به عنوان متهم تحت تعقیب قرار گیرد در شب جنایت دوستان خود به نام ع. پ. و ر. د. را به منزل دعوت می نماید. تا شهودی جهت اثبات بی گناهی خود داشته باشد. و حتی ع. تا فردا ظهر یعنی روز جمعه مورخ ۰۲/۱۱/۹۴ در منزل وی بوده است.واظهارات ع. پ. در این مرجع قضایی و وعدم مطابقت اظهارات ب. ف. با اظهارات ایشان در شب قتل س. به شرح مضبوط در پرونده. ۱۱- ا. گ. در روز جمعه ۰۲/۱۱/۹۴ با گوشی ع. تماس می گیرد تا در خصوص مفقودیت س. و ارتباط ب. با ان سوال نماید. که ب. سراسیمه و بدون اینکه توجه نماید. چه کسی تماس گرفته است.چندین بار م. را صدا می زند. ب. به علت عدم شارژ گوشی خود، با گوشی ع. با م. تماس داشته است.و هنگامی که گوشی ع. زنگ می زند تصور می کند م. زنگ زده است. ۱۲- اظهارت ب. ف. در تاریخ ۲۰/۰۵/۹۵ در پلیس اگاهی و سپس اظهارات ایشان در جلسه مورخ ۲۱/۰۵/۹۵ دادگاه که بیان داشته است: عرض شود. پس از انکه من گوشی ا. را بردم ایشان به من زنگ زد و تهدید کرد که می خواهم از طریق چند نفر شما را بدزدند، حتی به ع. پ. هم زنگ زده بود که من چه زمانی به دانشگاه می روم، ع. گفته بود پس فردا می رود، ع. از ا. پرسیده بود که چه کاری به ب. دارید که ا. گفته بود می خواهم با او صحبت کنم، ان روز پنج شنبه ۰۱/۱۱/۹۴ من و ع. از صحنه برگشته بودیم و برادرم ب. که ساکن * است.به منزل من امد، من جریان را به ب. گفتم، به ب. گفتم که دوادور مواظب من باش، حتی برادرم ناراحت شد و گفت که چرا اجازه ندادی دفعه قبل س. را ادب کنم. خیلی ناراحت شد و گفت که باید یک گوشمالی به س. بدهیم، ب. به من گفت که می خواهم با دو سه نفر از دوستانم برویم و س. را ادب کنیم و قصد انها کتک کاری س. بوده است، من گفتم این کار را نکنید که گفت به تو ارتباطی ندارد. خودم مسیولیت ان را بر عهده می گیرم، حتی شب به ب. زنگ زدم که منصرف شود. ولی قبول نکرد، حدود ساعت ۳۰/۱۱ الی ۴۰/۱۱ شب ب. و سه نفر دیگر به اسامی م. فرزند ا. و دو نفر دیگر که نمی شناسم امد خانه من و گفت با س. درگیر شده ایم و از خانه بیرون امده است.و چیزی از داخل ماشین خود برداشته است، احتمالا به سوپرمارکت رفته است.و ب. داخل ماشین بوده است، دو نفر از دوستانش رفته اند که س. را بگیرند، س. چاقو داشته است.و ان دو نفر را زخمی کرده است، ب. سپس با یک چوب به پشت س. زده بود و س. را داخل ماشین خود گذاشته اند و داخل ماشین نیز او را کتک کاری کرده اند و به س. گفته بودند که چرا دنبال ناموس ما رفته ای که س. گفته بود در مورد چه کسی حرف می زنید، انها نیز گفته بودند مگر نمی دانی؟ ب. گفت س. من را نشناخته چون چهره من را ندیده است.و ه