سرایت جنایت و تقصیر مقتول

خلاصهٔ رأی

کما اینکه در نظریه کمیسیون یازده نفره پزشکی قانونی استناد قتل به پارگی دیافراگم و غیره که ناشی از رفتار عمدی متهم بوده تصریح شده است.

متن کامل

سرایت جنایت و تقصیر مقتول Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: سرایت جنایت و تقصیر مقتول پیام: فاصله چهار ماه بین وارد نمودن ضربه منتهی به مرگ با زمان مرگ به دلیل آنکه مورد پرونده، مصداق اکمل سرایت موضوع ماده ۲۹۶ قانون مجازات اسلامی 1392 می باشد، قدحی وارد نمی نماید. کما اینکه در نظریه کمیسیون یازده نفره پزشکی قانونی استناد قتل به پارگی دیافراگم و غیره که ناشی از رفتار عمدی متهم بوده تصریح شده است. افزون بر آن بیست درصد علت فوت هم که به قصور در مداوا از ناحیه مقتول و یا خانواده اش منتسب شده است، نیز قادح در مقام نیست؛ زیرا اولا: قصور و تقصیر مقتول یا خانواده اش ثابت نشده ثانیا: علت تامه مرگ مقتول مستند پارگی دیافراگم و غیره که ناشی از فعل متهم بوده، اعلام گردیده و ترک مداوا از سوی مقتول یا خانواده اش عامل اصلی مرگ نبوده و قتل مستند به آن حتی به نحو جزیی نیز ارزیابی نمی گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/03/09 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: پیرو دادنامه قبلی این شعبه از دیوان عالی کشور ( شعبه ۳۹ سابق و ۵۱ فعلی ) به شماره ۰۲۵۴۹ – ۹۹/۱۱/۲۵ در اوراق ۵۰۵ – ۵۰۸ پرونده که به جهت پرهیز از اطاله و اطناب از تکرار ان خودداری می شود. و اجمالا اینکه طی این دادنامه رای قبلی شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران به شماره ۰۰۴۵۰ – ۹۹/۹/۲۹ در برگهای ۴۸۵ و ۴۸۶ مشعر بر صدور حکم به قصاص نفس ح. ح. در برابر قتل عمدی ص. ا. و. به دلیل نواقص مذکور در دادنامه شماره ۰۲۵۴۹ – ۹۹/۱۱/۲۵ این شعبه از دیوان عالی کشور نقض و رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع گردیده بود، دادرسان دادگاه در صدد رفع نواقص برامده و به حکایت اوراق بعدی و دادنامه فرجام خواسته فعلی نواقص رفع و جلسه دادرسی پایانی دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ با حضور ولی دم کبیر ( مادر مقتول ) بنام بانو ش. و. ه و همسر مقتول بنام م. م. که قیمومت فرزند صغیر مقتول را نیز بنام ح. ا. و. به عهده دارد. ( پدر مقتول پیش از خودش فوت کرده است ) و نماینده دادستان و سه گواه بنامهای م. م. ، م. ح. و س. س. ن. و متهم و وکیلش تشکیل و اظهارات و مدافعات حاضران استماع ( ص ۵۶۵ – ۵۷۶ ) استماع و منتهی به صدور دادنامه فرجام خواسته بالا در اوراق ۵۸۳ و ۵۸۴ گردیده و متن ان عینا اورده می شود. و چنین است: گردشکار: به تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ پرونده به کلاسه ۹۹۰۰۰۹۵ به تصدی اینجانب م. ش. مستشارارشد و مستشار دیگر شعبه ح. ا. تحت نظر قرار دارد. در پرونده حاضر اقای ح. ح. فرزند م. به اتهام مباشرت در قتل عمدی اقای ص. ا. و. و ایراد صدمات و جراحات غیرموثر در فوت وی به قصاص و پرداخت دیه محکوم شده است. با فرجامخواهی صورت گرفته، پرونده به شعبه محترم سی و نهم دیوان عالی کشور ارجاع، شعبه موصوف طی دادنامه شماره ۲۵۴۹ مورخ ۹۹/۱۱/۲۵ مواردی از جمله ۱-عدم دعوت گواهان در روز رسیدگی و اخذ اظهارات انها ۲-استماع اظهارات و تقاضای اولیای دم متوفی به درستی صورت نگرفته است. ۳-موضوع ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی به درستی توسط اولیای دم صغیر ( از سوی سرپرست ) بیان نشده و در دادنامه هم تصریح نگردیده ۴-در مورد قصور و یا تقصیر پزشکان معالج اقدامی نسبت به اخذ نظریه شورای عالی پزشکی به عمل نیامده تا به عنوان نقیصه اعلام و پرونده را مجددا به این مرجع اعاده داده است. شعبه ( دهم ) پس از اعلام موارد فوق طی دادنامه موصوف صادره از سوی شعبه محترم ۳۹ دیوان عالی کشور، اولا از کمیسیون پزشکی قانونی استعلام که طی نامه شماره ۸۵۱۴۵۰۳ موره۱۴۰۰/۵/۲۴ اعلام داشته ۱-عدم تشخیص پارگی دیافراگم در زمان مراجعه به بیمارستان با توجه به شرایط بالینی و اقدامات انجام یافته برای وی قصور و تقصیری که در مرگ موثر باشد. احراز و اثبات نمی گردد. ۲-علت مرگ عفونت منتشره داخلی و عوارض ان به دنبال سوراخ شدگی روده بزرگ ناشی از اختناق دوده در محل پارگی و دیافراگم تعیین میگردد. و با توجه به اینکه تعلل مصدوم و اطرافیان برای پیگیری معالجات به میزان بیست درصد در وقوع مرگ تاثیر داشته و هشتاد درصد مابقی ناشی از جراحات وارده و عوارض ناشی از سرایت ان می باشد. ( برگهای ۵۱۸ و ۵۱۹ پرونده ) النهایه وقت رسیدگی برای مورخه ۱۴۰۰/۷/۱۱ تعیین، خانم م. م. مادر فرزند صغیر در جلسه اعلام داشته که چون قصاص اینده بچه من را تامین نمی کند تقاضای دیه دارم. و از مادر همسر مرحومم خبری ندارم. النهایه دادگاه با توجه به اینکه قیم خانم م. م. از سوی فرزندش اعلام داشته تقاضای دیه دارد.، با توجه به سوابق قبلی که معاونت محترم اول قوه قضاییه تقاضای قصاص کرده بود، مراتب را مجددا به ایشان اعلام که در این خصوص اظهارنظر مجدد بنمایند و با توجه به ایراد وکیل محترم متهم مبنی بر اینکه کمیسیون ۱۱ نفره با کمیسیون عالی پزشکی قانونی متفاوت است.مراتب را مجددا از پزشکی قانونی استعلام که پزشکی قانونی طی نامه شماره ۱۳۵۳۳۷۶۸ مورخ ۱۴۰۰/۷/۱۸ اعلام داشته کمیسیون ۱۱ نفره همان کمیسیون مرکزی ( کمیسیون عالی ) می باشد. ( برگ ۵۴۹ پرونده ) معاون محترم قضایی قوه در خصوص استعلام ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی تقاضای دیه از باب سهم ولی دم صغیر را درخواست نموده است. پس از انجام موارد فوق این مرجع وقت رسیدگی برای مورخه ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ تعیین و طرفین احضار، ضمن اینکه دستور احضار شهود متهم به نام م. ح. و س. ن. را هم صادر گردید.که در وقت فوق الذکر از شهود تعرفه شده و طرفین تحقیق گردید.النهایه به لحاظ تکمیل بودن موارد اعلامی از سوی شعبه دیوان عالی کشور، این مرجع ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر شرف و وجدان به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مینماید.: رای دادگاه در خصوص اتهام اقای ح. ح. فرزند م. متولد ۱۳۵۷ ایرانی، مسلمان، شیعه، شغل ازاد، اهل * ، بازداشت با قرار تامین ( بازداشت ) صادره دایر بر ۱-مباشرت در قتل عمدی مرحوم ص. ا. و. ۲-ایراد صدمات و جراحات غیرموثر در فوت با عنایت به محتویات پرونده که بیانگر این مطلب است.که متهم با ایراد ضربه با کاردک نقاشی به پهلو سمت چپ شاکی و مصدومیت وی بعد از چهارماه فوت نموده و متهم در اظهارات خود در مرحله رسیدگی به این موضوع اقرار کرده و بیان داشته که من ناخواسته با او درگیر شدم و قبول دارم. با چاقو زدم و به این موضوع در جلسه دادگاه مورخه ۹۹/۹/۲۵ به صراحت اقرار نموده و حتی اندازه دسته و تیغه چاقو را هم بیان کرده است.ضمن اینکه در جلسه مورخه ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ به صراحت به اینکه با هم درگیر شدیم سر و صدا می امد و دیدم قفل فرمان دستش هست و در * بیداد می کرد و دم خانه ما بود و من با کاردک زدمش. که تمامی این مطلب دلالت بر عمدی بودن و اقرار صریح متهم به عمل ارتکابی دارد. و با توجه به نظریه کمیسیون عالی پزشکی قانونی که به صراحت بیان داشته علت فوت قصور و تقصیر پزشکی نقشی نداشته بلکه ناشی از عفونت منتشره داخلی و عوارض ان به دنبال سوراخ شدگی روده بزرگ ناشی از اختناق روده در محل پارگی دیافراگم می باشد. و شهود حاضر در روز رسیدگی هم نسبت به انجام درگیری متهم با شاکی گواهی داده اند که تعداد دو نفر از انها ۱-م. ح. ۲-م. م. لحظه ضربه زدن متهم به شاکی را ندیده اند فقط شاهد خونریزی و مصدومیت بعد از ضربه بودند و احدی دیگر از شهود به نام اقای س. ن. فقط بیان داشته من برگشتم ح. ح. پشت سرش ایستاده بوده یک چاقوی دسته زرد بود که جملگی دلالت بر مصدومیت و زدن ضربه از سوی متهم به شاکی می باشد. ( پشت سرش ) . جملگی دلالت بر عمل متهم در ایراد ضربه دارد. که دادگاه با توجه به مراتب فوق بزهکاری متهم موصوف علما محرز و مسلم دانسته و مستندا به مواد ۲۱۱ و ۱۶۰ و بند ب ماده ۲۹۰ و ۳۸۱ نامبرده را محکوم به یک بار قصاص با چوبه دار می نماید. و در خصوص اتهام دیگر وی مبنی بر ایراد جراحات و صدمات غیرموثر در فوت مستندا به مواد ۷۰۹ و ۷۱۰ قانون مجازات اسلامی بابت ۱-بریدگی بازوی چپ دامیه یک صدم دیه کامله۲-بریدگی ساعد چپ محل بریدگی تاندون متلاحمه یک و نیم صدم دیه کامله در حق اولیای دم محکوم مینماید. ضمنا با توجه به اینکه اولیای دم تقاضای قصاص نموده اند و خانم م. م. به عنوان قیم و سرپرست از سوی طفل غیربالغ خود تقاضای پرداخت دیه نموده و ضمن اینکه معاونت محترم قضایی قوه هم تقاضای دیه سهم صغیر را نموده ( برگ ۵۴۹ پرونده ) بدین لحاظ اولیای دم قبل از انجام قصاص می بایست سهم صغیر را به وی پرداخت نمایند. رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد. مستشارارشد شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران - م. ش. مستشار: ح. ا. این رای عقیب صدور و ابلاغ برابر درخواست مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۷ در برگ ۵۹۸ مورد فرجام خواهی وکیل محکوم علیه ح. ح. قرار گرفته و اجمالا و مضمونا یاداور شده است.که موکل اقرار به قتل نداشته و اگر مبنای حکم علم قاضی بوده ادله احصایی قابل اقناع جمعی و مفید علم محسوب نمی شود. و رابطه علیت میان رفتار موکل و مرگ متوفی می باشد. کما اینکه در نظریه کمیسیون پزشکی قانونی نیز خود متوفی نیز در عدم مداوا به میزان بیست درصد مقصر بوده است.و نظریه کمیسیون یازده نفر نیز بدون حضور انان در جلسه دادرسی اعلام گردیده و در پایان یاداور شده است.که خانواده موکل تمام تلاش خود را در اخذ رضایت انجام داده یک دستگاه اپارتمان به مبلغ یک میلیارد و دویست و هفتاد و پنج میلیون تومان برای تنها فرزند صغیر متوفی ابتیاع نموده و به تحویل و تصرف خانواده متوفی داده شده تایید دادنامه اصداری موجب داغ یک خانواده دیگر می گردد. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرایت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اقای ح. خ. مبنی بر: ابرام حسب محتویات پرونده و گزارش مرجع انتظامی و حسب شکایت اولیای دم و اظهارنظر پزشکی قانونی و شهادت شهود و مطلعین و حسب اقرار صریح به عمل امده و به جهت کشنده بودن عمل ناظر به الت و موضع قتل و حسب استدلال دادگاه را دارم. - و مشاوره پیرامون موضوع ذیلا مبادرت به اصدار رای می گردد.: رأی شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه در استناد قتل عمدی ص. ا. و. و جنایات غیر مسری در مرگ او به رفتار عالمانه و اگاهانه و عامدانه متهم ح. ح. از توجه به مفاد ادله احصایی در دادنامه فرجام خواسته از قبیل شکایت مصرانه ولی دم کبیر مقتول یعنی مادرش بنام ب. ش. و. ه که در پایان دادگاه مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ نیز درخواست قصاص نفس نموده است. ( ص ۵۶۹ ) و مفاد گزارش مرجع انتظامی درباره درگیری متهم با متوفی، مفاد نظریات پزشکی قانونی از جمله نظریه کمیسیون نهایی یازده نفره پزشکی قانونی که در ان علت مرگ مقتول عفونت منتشره داخلی و عوارض ان به دنبال سوراخ شدگی روده بزرگ ناشی از اختناق روده در محل پارگی دیافراگم اعلام گردیده و این پارگی برابر اظهارات گواهان و اعترافات متهم به درگیری با متوفی که حتی در جلسه دادرسی دادگاه مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ ( جلسه پایانی دادگاه ) نیز گفته است.قبول دارم. ایشان را ( مقتول را ) با چاقو زده ام به * امده بود عربده کشی می کردند. من معترض شدم فحاشی کرد من هم با چاقو زده ام خودم او را به بیمارستان بردم حالش خوب شد بعدا فوت کرد و در اخرین دفاع گفته است.ما با هم درگیر شدیم دیدم قفل و فرمان دستش هست داد و بیداد می کرد با کاردک زدمش یک ضربه روی کتفش یکی هم در پهلو زدم ( ص ۵۷۲ و ۵۷۳ ) ، ارزیابی می گردد. و مفاد گواهی گواهان م. ح. ، م. م. و س. س. ن. که دلالت بر زدن ضربه از سوی متهم به مقتول دارد.، تردیدی نیست کما اینکه این برای دادرسان دادگاه موجب حصول علم گردیده و علم و یقین حاصله برای انان بین و نوعی موضوع ماده ۲۱۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ و تبصره ان براورد می گردند و فاصله چهار ماه بین وارد نمودن ضربه منتهی به مرگ با زمان مرگ به دلیل انکه مورد مصداق اکمل سرایت موضوع ماده ۲۹۶ همین قانون می باشد. به این استناد قدحی وارد نمی نماید. کما اینکه در نظریه کمیسیون یازده نفره پزشکی قانونی استناد قتل به پارگی دیافراگم و غیره که ناشی از رفتار عمدی متهم بوده تصریح و قصور و یا تقصیر پزشکان در مداوای مقتول نفی گردیده و افزون بر ان بیست درصد علت فوت هم که به قصور در مداوا از ناحیه مقتول و یا خانواده اش منتسب شده است.نیز قادح در مقام نیست زیرا اولا قصور و تقصیر مقتول یا خانواده اش ثابت نشده ثانیا علت تامه مرگ مقتول مستند پارگی دیافراگم و غیره که ناشی از فعل متهم بوده، اعلام گردیده و ترک مداوا از سوی مقتول یا خانواده اش عامل اصلی مرگ نبوده و قتل مستند به ان حتی به نحو جزیی نیز ارزیابی نمی گردد.، رای فرجام خواسته با استناد به بند الف ماده ۴۶۹ ق.ا.د.ک ۱۳۹۲ لازم الاجرای از تاریخ ۹۴/۴/۱ خورشیدی ابرام می گردد. لازم است.پیش استیفای استیذان اجرای از م. م. ر. یا نایب ایشان به عمل اید زیرا در رای مورد تصریح و اشاره قرار نگرفته است. در اوراق ۵۲۲ – ۵۹۵ فرجام خواهی وکلای ا. م. ا. از رای دیگری که ارتباطی به این پرونده ندارد. پیوست پرونده شده لازم است.تفکیک و ملصق به پرونده مربوط شود. و دادرسان نظارت بیشتری اعمال نمایند./ب شعبه ۵۱ دیوان عالی کشور ع. ر. ( رییس ) م. ح. ( مستشار ) فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام *