رکن مادی بزه تدلیس در ازدواج
خلاصهٔ رأی
شد، که دراینجا چنین ادعایی نشده، مستمسکی تحت این عنوان معرفی وتبیین نشده وسپس به اثبات نرسیده است ازاین روباعدم احراز تحقق بزه درقضیه حاضر، به استنادمقررات مواد647(مصوب75)،120(مصوب92) هردوازقانون مجازات اسلامی و4قانون آئین دادرسی کیفری، همچنین اصل سی وهفتم قانون اساسی حکم برائت نامبرده راصادرواعلام می کند، این رأی حضوری است وظرف بیست روزپس ازابلاغ قابل اعتراض دردادگاههای محترم تجدیدنظراستان تهران است.
متن کامل
رکن مادی بزه تدلیس در ازدواج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: رکن مادی بزه تدلیس در ازدواج پیام: رکن مادی بزه تدلیس در ازدواج، از طریق انجام فعل مثبت تحقق می یابد و ترک فعل، نمی تواند رکن مادی این بزه را تشکیل دهد. مستندات: ماده 647 قانون مجازات اسلامی 1375- شماره دادنامه قطعی : 9409982151000268 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/08/08 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی درخصوص اتهام خانم ز. ی ،تحت عنوان فریب درازدواج موضوع شکایت آقای ح. الف باوکالت آقای م ع وخانم ط .ن. ازمداقه دراوراق ومندرجات پرونده،رونوشت عقدنامه ازدواج دایم بین آنان مجموع اظهارات طرفین درمراحل مختلف رسیدگی های قضائی،وهمچنین درنظرگرفتن اصول وچهارچوبهای حقوقی قضائی ناظربه قضیه،ازآنجا که هیچ یک ازطرفین پرونده به اینکه ازدواج دوم متهم بوده اختلاف نظری ندارند، وبه قطع برآن اتفاق نظردارند که بااین وصف نداشتن فرزندازازدواج دایم اول، خلاف ظاهربوده،وبلکه درفرض نگفتن این مطلب که فرزندی ازازدواج اولش داشته، این وصف خود،بمنزله سکوت درمجلس عقد یاپیش ازآن است که خوددرحکم عدم است،وعدم دلالتی ندارددرحالی که ازدیدگاه رکن مادی دربزه انتسابی حاضر،تدلیس وفریب بایدبصورت فعل مثبت باشدوانگهی قرائن مستنبط ازمندرجات پرونده مؤید اطلاع پیش ازعقدشاکی از وجودفرزندپسر متهم می باشد، مانندپیگیری تعویض شناسنامه ورفع اثر ازازدواج قبلی ازآن توسط شاکی، معاشرت معمول ازسوی وی باپسرمتهم، سپری شدن قریب یک دهه ازازدواج وداشتن زندگی مشترک وطرح این ادعاء پس از نه سال،... ازطرف دیگر دوام نه ساله زندگی مشترک آنان خودنشان می دهد، هدف مشتکی عنه، به یقین تشکیل زندگی وقوام آن بوده وبس ونه چیزی غیرازآن،بطوری که کشف نوعی سوء نیت ازقصدونیت خیرونیکوی ازدواج، به تنهایی وبااوضاع واحوال معمولی وحاکم برآن امری خلاف اصل،بعید،نامأنوسی و غیرقابل پذیرش است مگر بادلایل یقینی که حصول قطع نماید،که چنین شواهد ودلایلی نه ادعا ونه ارائه شده،نه وجوددارد ازاین رو عنصرمعنوی این بزه که سوء نیت عام وقصدفریب به عنوان سوء نیت خاص وعمد درآن به این هدف،مفقودوغیرمتصوراست،عرف نیزکه معیار تشخیص فریب وخدعه دراین باره است،باکنکاش مختصر دراین زندگی مشترک به سختی می توانداجزاء وشرایط تحقق عنصرمعنوی را،حتی درفرض،عینیت سایرشرایط، کشف،ارائه واحرازنماید، نظربه اینکه مطابق شرایط قانونی،مدعی فریب بایدبطورمعمول خبرازعملیاتی ازناحیه متهم دهدکه این نوع عملیات توانسته باشدموجب فریب مخاطب شودودرعین حال چنین عملیاتی قابل انتساب به چنین متهمی باشد، که دراینجا چنین ادعایی نشده، مستمسکی تحت این عنوان معرفی وتبیین نشده وسپس به اثبات نرسیده است ازاین روباعدم احراز تحقق بزه درقضیه حاضر، به استنادمقررات مواد647(مصوب75)،120(مصوب92) هردوازقانون مجازات اسلامی و4قانون آئین دادرسی کیفری، همچنین اصل سی وهفتم قانون اساسی حکم برائت نامبرده راصادرواعلام می کند، این رأی حضوری است وظرف بیست روزپس ازابلاغ قابل اعتراض دردادگاههای محترم تجدیدنظراستان تهران است. رئیس شعبه1079دادگاه کیفری دوتهران- جواد بالاخانی طالش رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ح. الف نسبت به دادنامه شماره 9401031 مورخ 94/10/22 صادره از شعبه 1079 دادگاه کیفری دو تهران که به موجب آن در خصوص شکایت تجدیدنظرخواه علیه خانم ز. ی.ش. دائر بر فریب در ازدواج حکم بر برائت تجدیدنظرخوانده صادر شده است تجدیدنظرخواه بیان داشته که در سال 1384 با اطلاع از سابقه ازدواج اول تجدیدنظرخوانده با وی ازدواج نموده ولی تجدیدنظرخوانده ( زوجه ) داشتن فرزند را کتمان نموده حال آنکه فرزند مذکور هفده سال دارد دادگاه با بررسی محتویات پرونده و نظر به اینکه قرائن عرفی طی ازدواج ده سال زوجین حکایت از علم و اطلاع زوجه از وجود فرزند دارد و اقناع دادگاه بلحاظ فقدان فعل مثبت فریب فراهم نیست و باستظهار اصل برائت تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته در نتیجه ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز و اقامه نشده و از حیث رعایت تشریفات قانونی و مبانی استنباط و توجه به مستندات فاقد اشکال می باشد لذا با رد اعتراض به استناد بند الف ماده 455 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می گردد . رأی صادره قطعی است . شعبه 41 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار عبدالعلی قنبری - سیدجمال الدین یاسینی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است