رعایت فوریت عرفی در اعمال خیار غبن
خلاصهٔ رأی
و اضافه نموده موکل پس از مدتی متوجه می گردد که ارزش واقعی ملک و آب فروخته شده بسیار بیشتر از ثمن معامله است بلافاصله مراتب فسخ را طی اظهارنامه رسمی به خوانده ابلاغ نموده متأسفانه او به جای قبول فسخ اقدام به غرس نهال و شخم زدن کرده که صورتجلسه تأمین دلیل تقدیم می گردد(رونوشت) حضور فرزند موکل نمی تواند دلیل بر اطلاع موکل از کم و کیف ثمن و ارزش قطعی معامله باشد و ایراد خوانده به عدم رعایت فوریت فسخ است.
متن کامل
رعایت فوریت عرفی در اعمال خیار غبن Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: رعایت فوریت عرفی در اعمال خیار غبن پیام: چنانچه عرف منطقه در خصوص حل و فصل اختلافات، ابتدا رجوع به میانجیگری سایرین باشد، مراجعه مغبون قرارداد به این روش و پس از آن، مراجعه به مراجع قضائی جهت تأیید فسخ قرارداد، منافی با فوریت اعمال خیار غبن نبوده و مسقط حق وی نمی باشد. عنوان: اصل حاکم در مورد اطلاع از قیمت در خیار غبن پیام: در اعمال خیار غبن، اصل عدم اطلاع مغبون از قیمت واقعی مبیع در زمان انعقاد قرارداد است و طرف مقابل باید اطلاع وی از قیمت واقعی را اثبات کند. مستندات: ماده 450ماده 418ماده 420 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9309985617100396 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای م. م. با وکالت آقایان م. ص. و م. ی. ن. دادخواستی برعلیه آقای ح.ر. ق.پ. به خواستۀ تقاضای صدورحکم مبنی بر فسخ بیع موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 93/6/15 به دلیل غبن فاحش مقوم به مبلغ 5 میلیون ویک هزارتومان وجبران خسارت دادرسی و میزان حدوداً چهارهکتار آبی به دادگستری شهرستان س. تقدیم و مضموناً وکلای خواهان مرقوم نموده اند موکل یک سهم آب به مقدار 24 ساعت از مدار 15 چاه کشاورزی دشت ن. و سه قطعه زمین را به موجب مبایعه نامه عادی مورخ 93/6/15 به خوانده به مبلغ 26 میلیون تومان به تاریخ پرداخت یکسال از تاریخ مبایعه نامه فروخته است وموکل به علت کهولت سن و عدم اطلاع از قیمت عادله اخیراً متوجه قیمت واقعی بیع شده و به علت غبن در بیع بلافاصله مراتب فسخ معامله را از طریق اظهارنامه به خوانده ابلاغ و ایشان پاسخ داده قادر به فسخ معامله نمی باشد لذا چون موکل دچار غبن فاحش وحتی افحش گشته لذا تقاضای صدورحکم مبنی بر فسخ بیع مذکور به استناد مادۀ 416 قانون مدنی وجبران خسارت دادرسی را دارد پرونده به شعبۀ اول ارجاع گردیده است ضمائم دادخواست عبارتند از تصویر مصدق قولنامه، تصویر مصدق اظهارنامه، نسخۀ ثانی دادخواست به خوانده ارسال شده و او نیز لایحه ای در پاسخ تقدیم و مضموناً مرقوم داشته اولاً پیشنهاد خرید ملک از جانب شخص خواهان بوده و چون ساکن شهر هستم هیچ اطلاعی از قیمت نداشتم و درحال حاضر نیز ادعای خواهان واهی است زیرا هیچ دلیلی بر غبن فاحش وجود ندارد ثانیاً تاریخ اظهارنامه 93/9/16 یعنی حدود سه ماه بعد از عقدبیع بوده وبرابر ماده 420 قانون مدنی خیار غبن بعداز علم به غبن فوری است و خواهان باید علت تأخیر را اثبات کند ثالثاً در زمان وقوع عقد شهود بسیاری از جمله فرزند بزرگ خواهان و برادر بزرگ همسر وی حضور داشتند و در جریان قیمت ملک بوده اند رابعاً علت بالا رفتن قیمت ملک براساس اقداماتیست که انجام داده ام از جمله کاشت محصولات کشاورزی مثل گندم و حدود 1300 نهال زرشک و گرفتن پروانه دامداری والا قیمت ملک بسیار پائین تر از قیمت مورد معامله نیز هست خامساً پس از خرید ملک 12 ساعت از آن را به شخص ثالثی بنام آقای ن. ا.. ی. با همان قیمت واگذار کرده ام و عملاً نصف ملک از مالکیت اینجانب خارج گردیده است وادعای مطروحه فاقدوجاهت است (ص12)درتاریخ 93/10/17 جلسه دادگاه باحضورطرفین ووکلای خواهان تشکیل گردیده و ابتدا یکی از وکلای وی مضموناً اظهار داشته دعوی به شرح دادخواست تقدیمی است و خواسته را تکرار کرده و اضافه نموده موکل پس از مدتی متوجه می گردد که ارزش واقعی ملک و آب فروخته شده بسیار بیشتر از ثمن معامله است بلافاصله مراتب فسخ را طی اظهارنامه رسمی به خوانده ابلاغ نموده متأسفانه او به جای قبول فسخ اقدام به غرس نهال و شخم زدن کرده که صورتجلسه تأمین دلیل تقدیم می گردد(رونوشت) حضور فرزند موکل نمی تواند دلیل بر اطلاع موکل از کم و کیف ثمن و ارزش قطعی معامله باشد و ایراد خوانده به عدم رعایت فوریت فسخ است. فوریت عرفی ملاک است و موکل به محض اطلاع اقدامات لازم را جهت فسخ معامله انجام داده است و ادعای انتقال ملک به غیر نیز واهی است زیرا آقای ی. کارگر خود ایشان است لذا تقاضای جلب نظرکارشناس و نهایتاً صدورحکم مبنی بر فسخ معامله را دارد خواهان نیز توضیح داده قیمت اصلی 22 میلیون تومان بوده (احتمالاً منظور ثمن توافقی معامله) به خاطر مهلت یکساله 26 میلیون تومان شد روز بعد از معامله فهمیدم ضرر کردم گفتم پشیمان هستم فسخ می کنم گفت 2 میلیون تومان ضرر می گیرم گفتم مسئله ای نیست بیا ولی نیامد خودش مشهد بود تلفنی زنگ می زدم روز دیگر گفت پنجاه میلیون تومان می فروشم ولی فسخ نمی کنم من گفتم به قانون مراجعه می کنم ملکی که فروختم درخت نداشت و آقای ق.پ. بعنوان خوانده مضموناً اظهار داشته پیشنهاد فروش از جانب آقای م. بوده و در حسینیۀ ج. پیشنهاد داد که روز معامله بود در حضور چندین نفر صورت گرفت من چکی به فروشنده نداده بودم بابت چک بعد از 3 یا 4 روز زنگ زد و بابت ضرر چیزی نگفت فقط موضوع چک بود بعد از 15 روز چک را به آقای ک. که شوهر خواهر من است و ساکن س. فرستادم داد و او چک را ن. تحویل داده است بعد از یکماه برگشتم در حضور با جناق خواهان و خواهر خانم ایشان بحث کردیم و باجناق وی آقای ه. گفت شما فقط قیمت زمین ها را داده ای و ارزان خریده ای گفتم 2 میلیون تومان ضرر می کنیم 20 میلیون تومان می گیرم وملک را می فروشم از پس دادن چیزی نگفتم دوباره با آقای ن. ی. که 12 ساعت آب را به او فروخته ام نزد م. رفتم گفتم چک رسید گفت بله گفتم اگر کسی هست دومیلیون تومان حاضرم بفروشم اگر ضرر کردید گفت مردم از این حرفها خیلی می زنند بعد از آن روز تصمیم گرفتم کارهای خود را ادامه بدهم و پیگیری کردم س- چه چیزی به آقای ی. فروختید ج- از هرچه که خریدم نصف آن را همان روز قولنامه یا روز بعد به آقای ی. به یازده میلیون تومان فروختم و او در روستای ب. بود سئوال شده چه ارتباطی با ی. دارید پاسخ داده شریک ملک در همین ج.سئوال شده، استشهادیه محلی را ملاحظه کردید(ص11 مبنی بر تذکر به آقای ق. توسط اعضای شورای اسلامی که در روی زمین بلحاظ اختلاف حاصله اقدامی نکند ولی وی اعتنا نکرده است) پاسخ داده دروغ است هیچکس چیزی به من نگفته است اینها اهالی روستا هستند فکر می کنند از حضور من متضرر می شوند. سپس وکیل خواهان درخواست جلب ثالث آقای ن. ی. را اعلام می کند (ص16) آقای ح.ر. ق.پ. (خوانده) پنج برگ استشهادیه محلی و نمونه گزارش آنالیز آب و خاک و تصویر قولنامه واگذار شده به شخص ثالث و تأیید شورای اسلامی روستای ب. مبنی بر اینکه قیمت واقعی ملک در زمان وقوع عقد بیش از مبلغ ذکر شده در قولنامه نبوده است ارائه کرده که پیوست پرونده شده است (ص22) در تاریخ 93/10/22 دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناسی را صادر کرده دستور نموده کارشناس ملاحظه قولنامه و وضع محل و زمینهای ابتیاعی و اخذ نظر همین مبیع در همان روستا و روستاهای اطراف و مشابه قیمت عادله و سوفیه مبیع را در زمان انعقاد قرار مورخ 93/6/15 اعلام نمایند(ص23) وکلای خواهان دادخواست جدیدی برعلیه آقایان ح.ر. ق.پ. و ن. ی. تقدیم و تقاضای جلب ثالث خوانده ردیف دوم و با توجه به فسخ معامله انجام شده بین موکل و خواندۀ ردیف اول تقاضای صدورحکم بر ابطال معامله انجام شده بین خوانده گان و جبران خسارت وارده شده اند و درخواست کرده اند چون مبایعه نامه ادعایی بین خوانده گان در اختیار موکل نیست به استناد ماده 209 فلذا توسط خوانده گان ارائه شود(ص37) دادگاه دستور داده نسخۀ ثانی دادخواست وضمائم به مجلوب ثالث ارسال و خوانده گان دعوت شوند در تاریخ 93/11/8 موضوع قرار به کارشناس تفهیم گردیده (ص44) در تاریخ 93/11/14 بنا به نظریۀ کارشناس منتخب قیمت یک سهم معادل 24 ساعت آب با زمین مربوطه در تاریخ انعقاد قرارداد عقد بیع 84 میلیون تومان اعلام شده است (ص53) دادگاه دستور داد نظریه کارشناسی به طرفین ابلاغ شود. در تاریخ 93/11/15 جلسۀ دادگاه باحضور خواهان و خوانده و خوانده جلب ثالث آقای ن. ی. و وکلای خواهان تشکیل شده وکلای خواهان ضمن تشریح خواستۀ قبلی مبنی بر حکم برصدور فسخ معامله اضافه نموده اند چون خواندۀ ردیف اول 1/2 از مورد معامله را به مجلوب ثالث آقای ن. ی. منتقل کرده لذا تقاضای صدور حکم مبنی بر ابطال معامله انجام شده بین خوانده را دارد. خواندۀ ردیف اول در پاسخ دفاعیات قبلی را تکرار کرده و خواندۀ ردیف دوّم جلب ثالث مضموناً عنوان کرده من ملک را از آقای ق.پ. خریده ام و درحضور آقای م. گندم کاری کرده ام و زحمت کشیدم و حدود هزار اصله نهال زرشک کاشته و آبیاری کرده ام خود آقای م. به دیدن بنده آمد وگفت آب این زمین شور است باید بیشتر کود ریشه بریزی دو نفر رانندۀ تراکتور که یکی باجناق آقای م. است و دیگری آقای م. حضور داشتند و برای من کاری کردند بنده راضی به فسخ نیستم، وکلای خواهان در پاسخ اظهار داشته اند اقدامات ایشان پس از اعلام فسخ معامله توسط موکل به خواندۀ ردیف اول بوده است که صورتجلسه تنظیمی تقدیم شده مبین این موضوع است لذا تقاضای ابطال معامله را دارند دادگاه از خواهان سؤال کرده در چه تاریخی علم پیدا کردید که مغبون شدید و ضرر کردید، پاسخ داده روز بعد از معامله پشیمان شدم به ایشان زنگ زدم تلفنی صحبت کردم شمارۀ ایشان را کس دیگری برایم گرفت چون من سواد ندارم و به او گفتم پشیمان هستم گفت مسئله ای نیست پشیمان هستی هیچ دو روز بعد مجدد زنگ زدم که پشیمان هستم گفت دو میلیون تومان پشیمانی می گیرم گفتم مسأله ای نیست سؤال شده در چه تاریخی اظهارنامه فرستادید پاسخ داده نمی دانم یادم نیست مجدداً به ایشان زنگ زدم گفت شخم زدم و کاشتم. خوانده ردیف اوّل در پاسخ خواهان مضموناً اظهار داشته اظهارنامه تاریخ 93/9/16 را دارد ولی حدود 93/9/30 پاسگاه به من زنگ زد رفتم اظهارنامه را داد از خواهان سؤال شده اظهارات خوانده را مبنی براینکه در زمان معامله عروسی بوده و او 6 ساعت آب از آقای ج. به مبلغ هرساعت 8 میلیون تومان خریداری می کرده که شما به او گفتید به قیمت 20 میلیون تومان به شما ملک 24 ساعت آب می فروشم قبول دارید پاسخ داده خیر قبول ندارم چنین چیزی نبوده است و معامله ما در ج. خانۀ س. ج. معامله کردیم و همانهایی که امضاء کرده اند هنگام معامله بوده اند پشت قولنامه هم امضاء کرده اند امّا هیچ از شرکاء چاه نبودند. سپس از خواندۀ ردیف اول سؤال شده اظهارات خواهان را شنیدید چه می گوئید پاسخ داده شهودی دارم که حاضرند شهادت بدهند من برای اینها قیمت نکرده ام خود آنها قیمت دادند و خبر داشتند از قیمت که به من فروختند الان هم که 12 ساعت را فروخته ام کاره ای نیستم ولی 12 ساعت خودم را هرچه من خرج کرده ام پرداخت نماید دوازده ساعت را به ایشان می دهم دربارۀ نظریۀ کارشناسی بیان کرده من کاری به کارشناسی ندارم ملک را بر مبنای کارشناسی نخریده ام ملک را خودشان به من دادند درحضور شهود خریده ام. آقای ق.پ. لایحه ای تقدیم کرده که تکرار دفاعیات قبلی است. قرار استماع شهادت شهود صادر و به طرفین ابلاغ گردیده خواهان تصویر تأمین دلیلی ارائه کرده که بنا به آن اقدامات زراعی انجام یافته بر روی زمینهای متنازع فیه بعد از طرح دعوی بوده است (ص66) بنا به استعلام دادگاه و پاسخ دفتر دادگاه تاریخ تقدیم اظهارنامه از طرف آقای م. م. به دفتر دادگاه که مخاطب آن آقای ح.ر. ق.پ. می باشد مورخ 93/9/1 اعلام شده است (ص67) در تاریخ 93/12/13 جلسۀ دادگاه با حضور طرفین و مجلوب ثالث و وکلای خواهان تشکیل یافته ابتدا وکلای خواهان ضمن تکرار خواسته اظهار داشته با وجود صدور قرار کارشناسی تصمیم به استماع شهادت شهود ادعایی وجاهتی نداشته لکن جهت تبعیت از تصمیم دادگاه موکل 2 تن از شهود ذیل مبایعه نامه را حاضر کرده است خواندۀ ردیف اول نیز شهود خود را تعرفه کرده و آقای ن. ی. خوانده مجلوب ثالث نیزمطالب قبلی را تکرار کرده و اضافه کرده همانطور که آقای ق.پ. گفت تقریباً یکماه بعد از معامله با ایشان به منزل باجناق خواهان رفتیم جهت کرایه تراکتور و آقای ق.پ. به او گفت دو میلیون تومان می گیرم فسخ می کنم چون باجناقش گفته بود بیشتر می ارزد رفتیم نزد م. ق.پ. گفت اگر ناراضی هستی می توانیم دو میلیون تومان زیر قیمت با هم توافق کنیم پس بدهم م. گفت مردم از این حرفها زیاد می زنند بعد ما مشغول شدیم. سپس دادگاه به شرح اوراق جداگانه استماع شهادت شهود نموده از آقای م. سئوال شده چک را از باجناق خود گرفتی؟ پاسخ داده چک را گذاشت در خانه ام و رفت سپس مفاد گواهی برای ح. ج. قرائت شده مضموناً پاسخ داده ق.پ. می خواست ملک از من بخرد 6 ساعت آب پنجاه میلیون تومان آقای م. گفت به تو ملک ارزانتر می دهم آقای ق.پ. هم قبول کرد معامله کردند و من هم امضاء کردم اصلاً از قیمت معامله مطلع نیستم از قیمت چاه خودم هم اطلاع زیادی ندارم س- آقای م. در جریان معامله شما و ق.پ. قرار گرفت ج- نمی دانم حتماً شنیده است چون گفت به تو ملک ارزانتر می دهم. سپس از ی. ب. تحقیق شده مضموناً اظهار داشته در جلسۀ عرسی بودم آقای ق.پ. در حال معامله با آقای ج. 6 ساعت بود می خواست 10 میلیون تومان بدهد بقیه را که 50 میلیون تومان است یکساله پرداخت کند آقای م. گفت اینها 6 ساعت را پنجاه تومان می دهند من یک شبانه روز از چاه دیگری را که خیلی فاصله از هم دارد 22 میلیون تومان می دهم پولش را می گذارم بانک سودش را بگیرم ق.پ. گفت چک یکساله می دهم تقریباً 2 روز بعد چک ق.پ. را تحویل باجناق م. بنام غ. ه. دادم و چیزی از به هم خوردن معامله نگفت س- آقای م. از قیمت قطعی خبر داشت؟ جواب آقای م. با دل خ