رابطه نحله و اجرت المثل ایام زوجیت

خلاصهٔ رأی

پیام: مطالبه نحله منوط به عدم استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل خدمات ایام زندگی مشترک است؛ بنابراین در صورت تعیین اجرت المثل، استحقاق وی نسبت به نحله منتفی است.

متن کامل

رابطه نحله و اجرت المثل ایام زوجیت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: رابطه نحله و اجرت المثل ایام زوجیت پیام: مطالبه نحله منوط به عدم استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل خدمات ایام زندگی مشترک است؛ بنابراین در صورت تعیین اجرت المثل، استحقاق وی نسبت به نحله منتفی است. مستندات: بند ب تبصره ۶ ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق-ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده - شماره دادنامه قطعی : 9309984112100337 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/05/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو، حکایت از این دارد که: آقای ع. ک. فرزد م.ت. ، در تاریخ 1393/4/22 ، دادخواستی به طرفیت همسر دائمی خود خانم ف. ن. فرزند م. ، به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به دادگستری شهرستان تبریز تقدیم داشته که رسیدگی به موضوع به شعبه21 دادگاه عمومی (خانواده) آن شهر ارجاع شده و پرونده امر، با ثبت به کلاسه بایگانی 930479 در مدار رسیدگی قرار گرفته است. خواهان، تصاویر مصدق کارت شناسایی ملی و شناسنامه خود و رونوشت سند رسمی نکاحیه شماره ... مورخ 1362/6/22 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره ...حوزه ثبتی تبریز را به ضمیمه دادخواست تقدیمی ارائه و به شرح دادخواست مزبور توضیح داده است که خوانده، به موجب سند رسمی نکاحیه ابرازی، در تاریخ 1362/4/22 ، با صداقیه پانزده عدد سکه طلای تمام بهار آزادی به عقد ازدواج دائمی و رسمی اینجانب درآمده است. استدعا دارد به مدارک مثبته در مورد سوء معاشرت و رفتار و گفتار زوجه در حد و اندازه غیرقابل شرح و توصیف، توجه فرمایید و با عنایت به عدم امکان هرگونه تفاهم و زندگی با زوجه، با تسریع در رسیدگی به درخواست این عبد مذنب، گواهی متارکه صادر فرمایید. زوجه تمکین خاص و عام ندارد و عملاً جز فحاشی و توهین های بسیار رکیک و هم چنین مراجعات روزمره به محل کار این جانب و ایجاد آبروریزی و نوشتن مطالب زننده بر روی درب اطاق کار اینجانب و ...هیچ کار دیگری در زندگی مشترک انجام نمی دهد. در نخستین جلسه دادرسی که به تاریخ 1393/5/14 برگزار گردیده، زوجین در دادگاه حضور یافته اند. آقای ص. م.، وکیل پایه یک دادگستری نیز در دادگاه حاضر شده و با ارائه وکالت نامه، خود را به وکالت از سوی زوجه خوانده معرفی نموده است.خواهان دراین جلسه، خواسته خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و افزوده است که به دلیل سوء معاشرت خوانده، قصد طلاق وی را دارد و حاضر است حقوق مالی مربوط به مهریه زوجه را بدهد و حقوق دیگری به وی تعلقی نمی گیرد. وکیل زوجه خوانده نیز در دفاع از موکل خود اظهار داشته است که نامبردگان، بیش از سه دهه است که با یکدیگر ازدواج کرده اند و ماحصل ازدواج ایشان، دو فرزند بالغ بوده است. صرف نظر از طلاق یا عدم طلاق وی و شمول مهریه و اجرت المثل و نحله برای موکله ، اولاً موکل این جانب در حیاط مسکونی فعلی شریک بوده و نصف بهای منزل مسکونی واقع در ...- کوچه ... را ایشان پرداخت کرده است و هر موقع، حرف از تنظیم سند زده است بامشت و لگد به همسرش جواب داده است. علی ایحال، مدارک و شواهدی تقدیم حضور دادگاه خواهد شد که وی (زوج) اموال معتنابهی که به دست آورده، حاصل ارثیه موکله که مورث وی پاساژ دار معروف، به نام حاج م. ن. ، بوده است، فلذا خواهشمند است این مورد ملحوظ نظر دادگاه قرار گیرد و ما با معرفی شهود و مدارک این موضوع را ثابت خواهیم کرد. دادگاه مرجوع الیه، در پایان نخستین جلسه رسیدگی،قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. به دلیل اعلام تعذر طرفین از معرفی و احضار داوران شان، حسب مندرجات صورتجلسه مورخ 1393/6/25 ، دادگاه، رأساً و با حضور زوجین اقدام به تعیین و نصب داور برای هر یک از آنان نموده است. پس از تعیین داوران و انجام تشریفات قانونی، داوران انتصابی زوجین،متفقاً گزارش و نظریه خود پیرامون موضوع داوری را که به امضای زوجین نیز رسیده است به دادگاه ارائه و اعلام نموده اند. نظریه داوران، نه تنها از توفیق آنان در برقراری صلح و سازش میان زوجین حکایت ندارد بلکه آنان، به اتفاق، مصلحت طرفین را در جدایی و متارکه ایشان از یکدیگر تشخیص داده اند. زوج خواهان، با تقدیم لوایحی، ضمن برشمردن برخی از اقدامات زوجه خوانده و رفتار و گفتار او در زندگی مشترک و توصیف مخاطره آمیز بودن این رفتارها و اعمال زوجه و احتمال عواقب بسیار خطرناک مالی و جانی و آبرویی و حیثیتی برای وی (زوج) در ادامه زندگی مشترک، بر صدور سریع حکم طلاق تأکید و اصرار ورزیده است. زوج خواهان به ضمیمه یکی از لوایح خویش، مستنداتی چند از جمله، چهار برگ متن پیامک های ارسالی توسط زوجه برای وی و نیز تعهد نامه عادی مورخ 1380/9/28 منتسب به زوجه اش را به دادگاه تقدیم و ارائه نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 1393/10/15 که با هدف تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه برگزار گردیده، طرفین و وکیل زوجه خوانده در دادگاه حضور یافته اند. زوج خواهان اظهار داشته است که مهریه زوجه پرداخت نگردیده است. نفقه اش، پرداخت شده است و قسمتی از جهازیه در جریان دعواها مسترد گردیده است و قسمتی دیگر را نیز بر اساس لیست جهازیه ارائه دهد تا مسترد کنم. وکیل زوجه خوانده در این جلسه اظهار داشته است که زوجه، دختر یک فرد پاساژدار معروف که مرحوم شده است- پاساژ س.- زمان ازدواج، خواهان چیزی نداشته است با توجه به نجابت زوجه، مهریه تعداد 14 عدد سکه تعیین شده است و جهازیه زوجه در مدت 30 سال از حیز انتفاع افتاده است کل وسایل، مستهلک شده است. قیمت جهازیه را خواستاریم و به رغم امکانات مالی زوج که پزشک است از 20 سال قبل نسبت به پرداخت نفقه امتناع کرده است... و عکسهای تقدیمی مربوط به داخل منزل حاکی است اقدامی برای تهیه امکانات مالی نکرده است و رسیدهای خواهان یک نوع فرار به جلو است. در مدت 30 سال که زوجه در منزل وی کار کرده است و خود، فرهنگی است تمامی حقوق خود را بابت تعمیر مسکن و خرید اموال منقول و غیر منقول مشترک اقدام کرده، اجرت المثل را خواستاریم. با لحاظ قرینه عقلیه،دستمزد کارگر زن در مجالس و منازل و اجرت المثل و نحله را خواستاریم. دادگاه پرسیده است آیا تا به حال بابت نفقه، شکایتی و دعوایی صورت گرفته است؟ و ظاهراً زوجه خوانده پاسخ داده است که بخور و نمیر، سابق می داد و یا گوشت و اینها را تهیه می کرد و بقیه را به پدرش محول می کرده است و شکایتی و طرح دعوایی بابت نفقه نشده است. مجدداً دادگاه سوال کرده است که آیا راجع به اجرت المثل با خواهان صحبتی شده بود یا خیر؟ و وکیل زوجه پاسخ گفته است که آیا زمان ازدواج و بعد از آن مگر می شود توافق کرد؟ خیر توافق نشده است و راجع به امورات منزل، قصد تبرع نداشته است و به خود خواهان گفته نشده بود یعنی نگفته بود چون از خواهان می ترسیده است. دادگاه بطرفین پیشنهاد کرده تا در مورد نحله با یکدیگر توافق کنند. طرفین توافق نکرده و این امر را به عهده دادگاه محول نموده اند. زوجه اظهار داشته که زوج 10 واحد آپارتمان دارد و دو باب مغازه دارد و یکی را پیش خرید کرده است و فقط جمع آوری کرده است. زوج خواهان مجدداً اظهار داشته است که نفقه بیش از حد عرف و شأن زوجه و خانواده او با بذل و احسان بسیار زیاد پرداخت شده است و الان هم با سخاوت عالی در حال پرداخت است و نحوه پرداخت اعم از طریق نقدی برای مخارج جاری خودشان و تهیه لوازم و آذوقه می باشد و راجع به آپارتمان و مغازه هم،زوج، اظهارات خوانده را به جز 4 یا پنج واحد آپارتمانی که عمدتاً با وام بانکی تحصیل شده انکار و تکذیب کرده است. در ادامه جلسه رسیدگی مزبور، دادگاه مطالب و اظهارات طرفین، در مورد برخی از اموال و دارایی های زوج و ادعاهای مطروحه از سوی زوج یا زوجه در خصوص بعضی از اقلام اموال مزبور و نیز اظهارات زوج در خصوص چگونگی رفتارهای مالی زوجه و نحوه پرداخت نفقه و تأمین هزینه های مشترک توسط خود را در اوراق صورت‌جلسه منعکس نموده است و زوج در پایان اظهاراتش در مورد جهیزیه زوجه تأکید کرده که قسمت اعظم جهیزیه زوجه، مطابق با اسنادی که به خط خود ایشان تنظیم شده در دادگاههای قبلی مربوط به اختلافات زناشویی آنان تحویل زوجه گردیده است. وکیل زوجه نیز در پایان اظهارات خود با استناد به آیاتی از قرآن مجید مبنی بر اینکه برای زن مطلقه، متاعی نیک و معروف باید در نظر گرفته شود اظهار داشته که با توجه به این که زوج باعدم پرداخت نفقه،ملک و املاک فراوانی برای خودش دست و پا کرده است کما اینکه در دادگاه به چندین دستگاه آپارتمان و مغازه و املاک تجاری اذعان داشته است و توجهاً به این که 32سال در زندگی مشترک، زوجه حقوق ماهیانه خود را صرف مخارج منزل نموده است، ارجاع امر به کارشناسی را برای تعیین اجرت المثل ایام زوجیت و مشارکت در اموال زوج تقاضا نموده است. دادگاه ، پرونده مربوط به تقاضای قبلی زوج خواهان مبنی بر طلاق همسرش به کلاسه 1555-87 را که علی الظاهر در همان دادگاه – شعبه21- مورد رسیدگی قرار گرفته بوده مطالبه کرده است. پرونده استنادی مزبور واصل شده و دادگاه در جلسه فوق العاده مورخ 1393/10/22 محتویات آن را مورد ملاحظه قرار داده و خلاصه مفید آن را در صورتمجلس تنظیمی درج نموده است. به حکایت مندرجات صورت‌جلسه مزبور، زوج خواهان در تاریخ 1387/8/25 دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ف. ن. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگاه نموده که پس از انجام رسیدگی های لازم طی دادنامه شماره 1680 مورخ 1388/7/28 گواهی عدم امکان سازش صادر و متعاقب تجدیدنظرخواهی انجام شده توسط شخص زوج و طرح پرونده در شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی، به لحاظ استرداد دادخواست تجدیدنظرخواهی از سوی تجدیدنظرخوانده به موجب دادنامه شماره 483 مورخ 1389/4/31 قرار ابطال دادخواست صادر شده است. در ادامه جریان رسیدگی به دعوی فعلی زوج در پرونده مطروح، زوج خواهان، با تقدیم لایحه ای، ضمن توضیح مجدد بخشی از رفتارهای همسرش در زندگی مشترک و نیز اشتغال مشارالیها به ساخت و ساز ، و پاسخ به برخی از ادعاهای مطرح شده در دادگاه، تعداد 31 برگ مستندات و مدارک خود- از جمله، تصاویر فیش ها و قبوض واریز وجوه مربوط به نفقات پرداختی به حساب زوجه و نیز اسناد و دست نوشته های زوجه در خصوص تحویل بخش هایی از اقلام جهیزیه خود را به دادگاه ارائه نموده است. زوجه خوانده نیز با تقدیم لایحه ای در پنج صفحه، متقابلاً ادعاهایی را در خصوص اعمال و رفتارهای زوج در زندگی مشترک و چگونگی گذران زندگی در طول سی سال ایام زوجیت مطرح نموده و تعدادی عکس ازمحیط و فضای داخلی منزل مشترک و وسایل و اثاثیه موجود در منزل را به دادگاه ارائه کرده است. سرانجام دادگاه در تاریخ 1393/10/28 در وقت فوق العاده، محتویات پرونده را مورد بررسی قرار داده و آن گاه ، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 1394-93 مورخ 1393/10/29 ، پس از ذکر مقدمه ای مشتمل بر معرفی طرفین و مفاد و موضوع خواسته خواهان و چگونگی اقامه دعوی و ذکر خلاصه ای از اظهارات و مدافعات طرفین و وکیل زوجه خوانده و تصریح به احراز وجود رابطه زوجیت میان طرفین و امضای تمامی شروط ضمن عقد منرج در سند نکاحیه توسط زوجین، با توجه به این که مساعی دادگاه در انصراف خواهان از خواسته اش موثر واقع نشده و با عنایت به نظریه داوران که حکایت از عدم امکان سازش میان زوجین داشته و نظر به محتویات پرونده استنادی مربوط به درخواست قبلی زوج مبنی بر طلاق و اینکه زوج خواهان در ایام زوجیت، اموال غیر منقولی را تحصیل نموده است و سرانجام با توجه به احراز عدم تفاهم اخلاقی میان زوجین، منطوق ومدلول رأی خود را این گونه انشاء نموده است: "...لذا به نظر موجبی بر عدم اجابت خواسته خواهان نیست، نفقه ایام عده زوجه از قرار ماهیانه سه میلیون و پانصد هزار ریال و میزان نحله ایام زوجیت،دویست و پنجاه میلیون ریال و از بابت استناد به بند اول از سند نکاحیه مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون ریال به نفع زوجه تعیین و راجع به اجرت المثل درخواستی به علت عدم احراز شرایط و ارکان ، زوجه مستحق اجرت المثل نیست و زندگی مشترک زوجین دلالت ظهوری بر پرداخت نفقه در ایام زندگی مشترک دارد و موردی بر تعیین تکلیف راجع به نفقه ایام معوقه نیست لذا با استناد به مواد 198 قانون آیینه دادرسی مدنی و مواد 1133- 1143- 1148 و 1146 قانون مدنی و مواد 25- 27 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی را صادر و اعلام می دارد. ظرف سه ماه از تاریخ قطعیت دادنامه، اعتبار آن پایان می یابد. خواهان مکلف است قبل از اجرای صیغه طلاق، حقوق مالی ناشی از زوجیت زوجه به شرح بالا متعلق به خوانده را پرداخت کند و گواهی کتبی اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پایان عده الزامی است..." دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و هر یک از آنان، ظرف مهلت قانونی، با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه نخستین، نسبت به بخشی از دادنامه مزبور، اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کرده است. زوجه، توسط وکیل خود اقدام به تجدیدنظرخواهی کرده است. اساس اعتراض وکیل زوجه تجدیدنظرخواه،ناظر به عدم تعیین اجرت المثل ایام زوجیت، قلت میزان نحله تعیینی در دادنامه، عدم تناسب وجه مربوط به اجرای شرط تنصیف دارایی زوج و قلت میزان تعیین شده با اموال و دارایی زوج، عدم تعیین تکلیف نسبت به مهریه ما فی القباله زوجه، قلت میزان نفقه تعیینی و سرانجام، عدم تعیین تکلیف دادگاه نسبت به ما بازای آن قسمت از اقلام جه