رابطه ضرب و جرح زوجه به جهت رابطه نامشروع و سوء رفتار زوج

خلاصهٔ رأی

شعبه 103 دادگاه جزائی ساوه که بموجب آن زوج فرجامخواه بلحاظ ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به زوجه به پرداخت دیات معینه محکوم گردیده استناد نموده و در جلسه اول دادرسی ضمن تأکید بر همان خواسته مطروحه مبنی بر استیذان اعمال وکالت در طلاق به زوجه بدلیل تخلف زوج از بند 2 شرایط ضمن العقد اضافه نموده که زوج چندین بار زوجه را مورد ضرب و جرح قرار داده و در آخرین بار از وی شکایت شده که به پرداخت دیه محکوم گردیده است.

متن کامل

رابطه ضرب و جرح زوجه به جهت رابطه نامشروع و سوء رفتار زوج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: رابطه ضرب و جرح زوجه به جهت رابطه نامشروع و سوء رفتار زوج پیام: هرچند که ضرب و جرح زوجه عملی ناپسند است اما در صورتی که این عمل در واکنش به رفتار غیراخلاقی زوجه در برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی باشد (که با محکومیت کیفری وی مسجل شده است)، اقدام زوج قابل سرزنش نبوده و نمی‌تواند مصداق سوء رفتار و سوء معاشرت موضوع شرط ضمن عقد نکاح و موجد وکالت زوجه در طلاق باشد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409982551500672 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور در تاریخ 1394/2/29 آقای ب.ه. بوکالت از خانم ف. م. در دادخواست تقدیمی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) بطرفیت آقای ن.الف. ب. توضیح داد: موکله در تاریخ 1389/8/19 به نکاح دائم خوانده درآمده ولی خوانده بعلت اعتیاد و سوء معاشرت زندگی زناشویی را برای موکله غیر ممکن ساخته و بموجب دادنامه صادره از شعبه 103 دادگاه جزائی بپرداخت دیه در حق موکله بعلت ضرب و جرح محکوم شده بلحاظ اثبات و احراز سوء معاشرت و سوء اخلاق زوج و تخلف از شرط 2 عقدنامه صدور حکم طلاق و هزینه های دادرسی و حق الوکاله وکیل را درخواست دارد. با ارجاع پرونده به شعبه پنجم دادگاه عمومی حقوقی ساوه ابتدا پرونده جهت اصلاح ذات البین به شورای حل اختلاف ارسال گردید بجهت عدم حضور خواهان در وقت مقرر در شعبه 17 شورای مزبور پرونده به دادگاه بدوی اعاده شد در اولین جلسه مقرر رسیدگی بتاریخ 1394/5/18 تحت پرونده کلاسه 940703 ابتدا زوجه خواهان در حضور وکیل خویش و خوانده با تکرار مفاد دادخواست تقدیمی افزود خوانده چندین بار مرا مورد ضرب و جرح قرار داده اخیراً از او شکایت کردم به پرداخت دیه محکوم شد خوانده ضمن اعلام مخالفت با طلاق گفت علت اینکه او را مورد ضرب و جرح قرار دادم رابطه نامشروع وی بوده و در مورد شکایتم در دادسرا منع تعقیب صادر گردیده اعتراض کردم در دادگاه در جریان رسیدگی قرار دارد پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری و ابلاغ حضوری مراتب به طرفین و معرفی داور توسط هر یک از آنان و جری تشریفات نظریه های داوران که قادر به اصلاح ذات البین نگردیدند پیوست پرونده می باشد. در جلسه مقرر رسیدگی بعدی بتاریخ 1394/5/23 زوجین حاضر شدند خواهان پس از تکرار دعوی و خواسته بشرح دادخواست تقدیمی افزود محکومیت زوج به پرداخت دیه در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است اما در مورد ارتباط نامشروع دادگاه تجدیدنظر هنوز رأی صادر نکرده و در مورد مهریه در پرونده جداگانه حکم صادر شد و جهیزیه را بردم و طلب ندارم در مورد نفقه زوج کم نگذاشته هر چه خواستم داده است و اختیار حقوق وی در دست من بود در خصوص نفقه روزهایی که جدای از یکدیگر زندگی کردیم پرونده جدا دارم کارهایی که در ایام زوجیت انجام دادم برای خدا و مجانی و بقصد تبرع بوده است اما چون می خواهم طلاق بگیرم اجرت المثل می خواهم یک فرزند پسر 4 ساله دارم زوج می خواهد تا سن تکلیف حضانت وی را داشته باشد من ادعایی ندارم فقط سه روز آخر هفته می خواهم فرزندم را ملاقات کنم زوج خوانده بار دیگر ضمن اعلام مخالفت با طلاق علت ضرب و جرح زوجه را رابطه نامشروع وی بیان کرد و گفت پس از شکایت ام و صدور قرار منع تعقیب اعتراض من در دادگاه در حال رسیدگی است ولی دادگاه تجدیدنظر در مورد ضرب و جرح حکم را تأیید کرد با اینکار من هم حاضرم طلاق بدهم و نمیتوانم با وی زندگی کنم حضانت فرزند پسر را تا سن تکلیف فرزند خواستارم خواهان می تواند سه روز آخر هفته با فرزند ملاقات داشته باشد دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 11520 ـ 94 مورخ 1394/6/25 پس از شرح دعوی و خواسته دارم خلاصه اظهارات طرفین با اعلام محکومیت قطعی زوج بجرم ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به زوجه به پرداخت دیه در حق مشارالیها حسب اظهار طرفین و احراز تخلف زوج از بند 2 از شروط ضمن العقد نکاح و موافقت زوج با طلاق در اثر اصرار زوجه و بجهت استیذان زوجه در اعمال وکالت باستناد ماده 1133 قانون مدنی و مواد 26 و 27 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 با توجه به احراز شرایط اعمال وکالت گواهی عدم امکان سازش و اذن اعمال وکالت در طلاق در حق خواهان صادر و اعلام کرد طرفین می توانند برابر مقررات مواد 26 و 34 قانون حمایت خانواده حداکثر ظرف 6 ماه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و پس از وقوع طلاق نسبت به ثبت آن اقدام و رعایت مقررات مربوط به شرایط صحت اجرای صیغه طلاق و معرفی زوجه جهت تست بارداری به پزشکی قانونی بر عهده مجری صیغه طلاق است به سردفتر مجری صیغه طلاق وکالت در اجرای صیغه طلاق اعطا می گردد با توجه به اینکه زوجه مهریه را در قبال طلاق بذل نموده نوع طلاق خلع نوبت اول بوده و پس از اجرای صیغه طلاق سه طهر عده دارد در خصوص امور مالی بلحاظ داشتن پرونده جداگانه در مورد نفقه و صدور حکم در مورد مهریه دادگاه با تکلیفی مواجه نمی باشد در مورد حضانت طفل با پدر طفل و نیز ملاقات مادر طفل بشرح مورد توافق طرفین اتخاذ تصمیم شده است و زوج به پرداخت مبلغ یک میلیون و هشتاد هزار ریال بابت هزینه دادرسی و نیز مبلغ چهار میلیون ریال حق الوکاله وکیل در حق خواهان محکوم و رأی صادره قابل تجدیدنظرخواهی در مهلت مقرر قانونی اعلام شد بعد از ارائه لایحه ای توسط زوجه دائر بر اینکه در مورد مهریه پرونده جداگانه ای دارد دادگاه در اینمورد تکلیفی ندارد و تقاضای اصلاح این قسمت از رأی را نمود دادگاه بموجب دادنامه اصلاحی 1248 ـ 94 ـ 1394/7/12 اقدام به صدور رأی تصحیحی دایر بر اینکه « زوجه مهریه را در قبال طلاق بذل ننموده نوع طلاق رجعی است »; نموده است به تجدیدنظرخواهی زوج با وکالت خانم م. ب. که نسبت به دادنامه اصلی خارج از مهلت ولی نسبت به دادنامه اصلاحی در مهلت مقرر قانونی می باشد بعد از تبادل لوایح حسب الارجاع تحت کلاسه 940820 در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی رسیدگی شد حسب تصویر مصدق دادنامه شماره 725 ـ 94 مورخ 1394/7/26 در پرونده کلاسه 940603 شعبه 8 دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی محکومیت آقای ک.ک. به تحمل تعداد هفتاد ضربه شلاق تعزیری و محکومیت خانم ف. م. به تحمل تعداد چهل ضربه شلاق تعزیری بجرم داشتن رابطه نامشروع با رد تجدیدنظرخواهی های آنان تأیید شده است آقای ب.ه. با ارائه وکالتنامه از زوجه تجدیدنظرخوانده در جلسه مقرر رسیدگی 1394/12/1 و وکیل زوج تجدیدنظرخواه و زوجین حاضر شدند تجدیدنظرخواه گفت اعتراض بشرح لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل است وکیل او نیز اظهار کرد محکومیت زوجه بجرم رابطه نامشروع در مرجع تجدیدنظر تأیید و مجازات اجراء شده است این امر موجب ایجاد اختلاف بین طرفین و منتهی به ضرب و شتم جزئی شده و زوجه از این موضوع بهانه گرفته و زندگی مشترک را ترک کرد و در مورد حقوق مالی خود اقدام کرد و پس از طرح دعوی طلاق و اصرار به این امر حاضر شده در قبال طلاق مهریه را بذل کند و موکل نیز در صورت بذل مهریه در همان جلسه حاضر به طلاق زوجه شده و در مورد حضانت طفل و ... نیز بشرح صورتجلسه دادگاه توافق کردند. اما پس از صدور رأی زوجه تقاضای صدور رأی اصلاحی کرد و برخلاف سیر و جریان جلسه رسیدگی منکر بذل مهریه خویش شد او در پایان درخواست نقض رأی بدوی و صدور حکم عادلانه را کرد زوج نیز اظهار نمود در اسفند 1389 زندگی مشترک را شروع کردیم و مدت یکسال زوجه از منزل رفته و در تیرماه جهیزیه را با خودش برده در خلال اینمدت فرزند مشترک نزد من است زوجه از ابتدای زندگی مشترک با 2 یا 3 نفر تماس تلفنی داشت و مشکلات ما از زمان تولد فرزندمان شروع شد و همسایه ها متوجه ارتباط نامشروع همسرم و آمدن فرد غریبه به خانه ما و بیرون رفتن با همسرم شدند همسرم بجرم رابطه نامشروع محکومیت قطعی یافته و حکم شلاق اجرا شد و علت اختلاف ما نیز این رفتار همسرم بود و از من تمکین نمیکرد یکبار او را زدم از بابت کتک کاری محکوم شدم و باید ماهیانه دویست هزار تومان بابت دیه و هر چهار ماه یک سکه برای مهریه بدهم وکیل زوجه تجدیدنظرخوانده اظهار کرد زوج سوء رفتار و سوء معاشرت دارد و برابر دادنامه مضبوط در پرونده نیز بجرم ضرب و شتم زوجه محکوم شد و سوء رفتار او تکرار شده است و اخیراً نیز با موکله و خویشاوندان او بموجب صورتجلسه کلانتری درگیر شد و هیچگاه برای سازش سعی و تلاشی نکرد و از مسأله رابطه نامشروع زوجه قصد تضییع حقوق مالی موکله را دارد و موکله رابطه نامشروع را قبول ندارد زوج با ابراز علاقه به زوجه میگوید حاضر به زندگی با موکله است اما می گوید اگر زوجه حقوق خود را بذل کند با طلاق موافق است و قصد او صرفاً اعمال فشار بر موکله جهت بذل حقوق است موکله بلحاظ کراهت شدید از زوج تعدد پنجاه سکه از کل 124 سکه مهریه اش را بذل مینماید و این امر حکایت از عسروحرج موکله جهت ادامه زندگی مشترک دارد مهریه زوجه در پرونده جداگانه تقسیط شده است در این پرونده موکله صرفاً خواستار طلاق است و جهیزیه در تصرف خودش است در این خصوص و در مورد نفقه و اجرت المثل در این پرونده ادعایی ندارد زوج با تکرار علت ضرب و جرح زوجه بار دیگر با طلاق مخالفت کرد در نهایت دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1101 ـ 94 مورخ 1394/12/5 با شرح مفصل دعوی و خواسته و درج اظهارات طرفین و شرح کامل جریان دادرسی با احراز سوء رفتار زوج و مفارقت یکساله آنان و دشوار شدن ادامه زندگی مشترک زوجه با زوج و تحقق بند 2 از قسمت ب شروط ضمن العقد نکاح و بلادلیل دانستن اعتراض وکیل زوج و عدم مخالفت رأی صادره با موازین شرعی و قانونی در مورد احراز وکالت زوجه در طلاق با توجه به بذل تعداد پنجاه سکه از مهریه توسط زوجه در قبال طلاق بلحاظ کراهت شدیدی که از زوج دارد با اصلاح طلاق از رجعی به خلع نوبت اول به زوجه تجدیدنظرخوانده اجازه مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق داده که به وکالت از شوهرش با قبول ما بذل پس از اجرای صیغه طلاق خلع با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن العقد نسبت به ثبت رسمی آن اقدام و اسناد و دفاتر مربوطه را اصالتاً و نیز وکالتاً از سوی زوج امضاء نماید و عبارات « اعطای وکالت در اجرای صیغه طلاق به سردفتر مجری صیغه طلاق از سوی دادگاه »; و نیز « صدور گواهی عدم امکان سازش »; ... از متن دادنامه تجدیدنظرخواسته بشرح مرقوم حذف و محکومیت زوج تجدیدنظرخواه را به پرداخت هزینه دادرسی بشرح مندرج نقض و در این مورد حکم بر بی حقی زوجه تجدیدنظرخوانده صادر و اعلام نمود با اصلاحات مزبور دادنامه یاد شده تأیید و اعتبار اجرای این رأی ظرف شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رأی فرجامی با انقضای مهلت فرجامخواهی بوده و رأی صادره قطعی و ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجامخواهی است پس از ابلاغ رأی اخیرالذکر در تاریخ 1394/12/25 به خانم م.ب. به وکالت از زوج تجدیدنظرخواه و ثبت فرجامخواهی آقای ن.الف. ب. در تاریخ 1395/1/10 و ابلاغ مراتب به خانم ف. م. و عدم انضمام لایحه دفاعیه از ایشان پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه هشتم ارجاع شده است پرونده فرجامی هنگام شور توسط اعضای هیئت نیز قرائت میگردد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور محتویات پرونده حاکی از آنست که وکیل زوجه فرجامخوانده بشرح دادخواست نخستین با ادعای سوء اخلاق و سوء معاشرت زوج و ضرب و جرح عمدی زوجه و تخلف ایشان از بند 2 شرط ضمن العقد مقید در عقدنامه صدور حکم طلاق زوجه را درخواست نموده و جهت اثبات ادعای خود به دادنامه شماره 1688 مورخ 1393/12/18 شعبه 103 دادگاه جزائی ساوه که بموجب آن زوج فرجامخواه بلحاظ ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به زوجه به پرداخت دیات معینه محکوم گردیده استناد نموده و در جلسه اول دادرسی ضمن تأکید بر همان خواسته مطروحه مبنی بر استیذان اعمال وکالت در طلاق به زوجه بدلیل تخلف زوج از بند 2 شرایط ضمن العقد اضافه نموده که زوج چندین بار زوجه را مورد ضرب و جرح قرار داده و در آخرین بار از وی شکایت شده که به پرداخت دیه محکوم گردیده است. زوج فرجامخواه در مقام دفاع در همان جلسه اول دادرسی ضمن مخالفت خود با طلاق زوجه اظهار نموده که بعلت رابطه نامشروع زوجه با مرد اجنبی او را مورد ضرب و جرح قرار داده و جهت اثبات این ادعای خود در مرحله تجدیدنظر تصویر دادنامه شماره 821 مورخ 1394/6/30 صادره از شعبه 101 دادگاه جزائی ساوه که طی دادنامه شماره 725 مورخ 1394/7/26 شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی مورد تأیید قرار گرفته ارائه نموده که حاکیست زوجه فرجامخوانده باتفاق مرد دیگری بنام ک. ک. باتهام برقراری رابطه نامشروع مادون زنا با یکدیگر موضوع شکایت زوج فرجامخواه به ترتیب به تحمل چهل و هفتاد ضربه شلاق تعزیری محکوم شده اند بناء علیهذا و نظر باینکه مطابق بند 2 شرط قراردادی مندرج در قباله نکاحیه که بامضاء طرفین رسیده سوء رفتار و سوء معاشرت زوج در صورتی موجب اعمال وکالت در طلاق برای زوجه خواهد بود که سوئ رفتار و سوء معاشرت زوج بحدی بوده باشد که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل نماید و از آنجائیکه محکومیت کیفری زوجه فرجامخوانده بلحاظ ارتکاب بزه برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی مبین عدم پای بندی او به اصول اخلاقی و حرمت خانوادگی بوده و همین امر مستفاد از اظهارات طرفین موجب حدوث اختلا