رابطه بذل بخش اعظم مهریه و کراهت

خلاصهٔ رأی

دادخواستی به خواسته صدور حکم بر الزام زوج به طلاق خواهان به لحاظ عسروحرج ناشی از حدوث اختلاف و تنش های به وجودامده بین زوجین و مفارقت جسمانی ان به مدت حدود ده سال و تشکیل پرونده های حقوقی متعدد علیه یکدیگر در طول این مدت و عدم امکان سازش بین طرفین تقدیم نموده است.

متن کامل

رابطه بذل بخش اعظم مهریه و کراهت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: رابطه بذل بخش اعظم مهریه و کراهت پیام: بذل بخش اعظم مهریه از سوی زوجه در قبال طلاق، اماره ای بر کراهت وی از ادامه زندگی با زوج و استیصال و غیرقابل تحمل بودن وضعیت بوجودآمده می باشد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1400/09/20 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده ۱- در تاریخ ۱۳۹۹/۰۶/۲۴ اقای ه. پ. به وکالت از طرف خانم ز. د. به طرفیت اقای ی. س. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر الزام زوج به طلاق خواهان به لحاظ عسروحرج ناشی از حدوث اختلاف و تنش های به وجودامده بین زوجین و مفارقت جسمانی ان به مدت حدود ده سال و تشکیل پرونده های حقوقی متعدد علیه یکدیگر در طول این مدت و عدم امکان سازش بین طرفین تقدیم نموده است.۲- در تاریخ ۱۳۹۹/۰۸/۲۵ اقای ی. س. به طرفیت همسرش خانم ز. د. دادخواست به عنوان تقابل به خواسته الزام زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و تمکین تقدیم نموده است.۳ - هر دو دادخواست مذکور حسب الارجاع در شعبه *ثبت و تواما مورد رسیدگی قرار می گیرد خانم ف. س. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹۹/۰۹/۰۱ که با حضور زوجین و وکلای انان تقدیم گردیده زوج و وکیل وی هر یک لایحه ای تقدیم داشته اند که پیوست پرونده گردیده است.در این جلسه وکیل زوج اظهار داشت مدافعات بشرح لایحه تقدیمی است.وکیل زوجه اظهار داشت خواسته موکل الزام زوج به طلاق به علت عسروحرج شدید ناشی از مفارقت جسمانی طولانی مدت با بذل کلیه حقوق مالی و مهریه به تعداد ۱۲۱ قطعه سکه بهار ازادی در صورت جاری شدن صیغه طلاق می باشد. موکل در تاریخ ۸۷/۳/۲۰ به عقد نکاح خوانده ( زوج ) درامده و در سال ۸۸ زندگی مشترک را شروع نمودند که عمر زندگی مشترک انان به بیش از دو سال طول نکشید که به علت رفتارها و سوی معاشرت زوج موجب حدوث اختلاف بین طرفین گردیده که تشکیل پرونده های کیفری و حقوقی متعدد از سال ۸۹ تاکنون موید اختلاف و انزجار شدید موکل طی ده سال گذشته به گواهی شهود که در صورت لزوم حاضر به ادای شهادت می باشند و کراهت شدید از همسرش جدای از وی زندگی و در منزل پدرش سکونت داشته و با فوت پدرش در دو سال گذشته موکل بنده در بلاتکلیفی مطلق به سر می برد و با توجه به این که اهداف ازدواج ارامش یافتن زوجین و تامین نیازهای روحی و جسمی طرفین می باشد. که در این ازدواج مفقود است.و ادامه این وضع از شدیدترین مصادیق عسروحرج می باشد. و موکل با بذل کلیه حقوق مالی همچنین تعداد ۱۲۱ قطعه سکه بهار ازادی از مهریه در حق زوج خواستار طلاق می باشد. لذا صدور حکم به الزام زوج به طلاق وفق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی مورد استدعاست. وکیل زوج در لایحه دفاعیه تقدیمی اعلام داشته مفارقت جسمانی ناشی از اقدام خود زوجه بوده که باید ضرر ان را خود تحمل نماید. سابقا سه بار دعوی طلاق زوجه محکوم به بطلان اعلام شده و شکایت کیفری زوجه مبنی بر ترک انفاق منتهی به صدور حکم بر برائت موکل گردیده و دعوی حقوقی ایشان مبنی بر مطالبه نفقه معوقه محکوم به بطلان اعلام شده است.مضافا موکل به دفعات مختلف وجوه مختلفی به حساب زوجه واریز نموده و جهت خرید البسه و نیازهای شخصی خواهان و همچنین درمان پزشکی وی هزینه های زیادی را متحمل شده است.و چون وجود پرونده های مختلف و طرح دعاوی واهی از سوی خواهان و به درازا کشیده شدن سال های تردد در دادگاه به واسطه اقدامات من غیرحق و بلا وجه خواهان از مصادیق عسروحرج برای خواهان ( زوجه ) نخواهد بود لذا قضاوت عادلانه و اتخاذ تصمیم مقتضی مورد استدعاست. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجین را جهت انجام داوری به موسسه داوری معرفی نموده است.و متعاقبا موسسه داوری حقوقی فرشته عدالت کورش طی گزارش مورخ ۹۹/۱۰/۱۱ اعلام نموده با عنایت به مذاکرات متعدد صورت گرفته و با تلاش فراوان متاسفانه بین زوجین سازش صورت نگرفته است.در جلسه مورخ ۹۹/۱۰/۲۳ که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت به خدا به پیر به پیغمبر نمی خواهم با این مرد زندگی کنم ده سال جدا از همدیگر زندگی می کنیم این مرد نتوانسته کمترین مقدمات زندگی مشترک را فراهم کند و هیچ التزامی به زندگی ندارد. و هرگز چیری از ایشان نخواستم و مهریه را خودش داده است.و نمی توانم ایشان را تحمل کنم خود را می کشم زوج اظهار داشت من خانه ندارم. یک وانت دارم. و مقداری سرمایه در بورس دارم. گواهینامه ندارم. هرچه خرج کند من می دهم خانه از خودم ندارم. ولی اندازه همین اتاق دادگاه داخل حیاط پدرم جای زندگی دارم. و اگر زنم برگردد. خانه برایش اجاره می کنم من خودم رو می کشم. دادگاه به *نیابت داده که از اپارتمان تعرفه شده از سوی زوج معاینه به عمل اورده که ایا برای زندگی مناسب می باشد. یا خیر و این که ایا اجاره نامه تنظیمی بین زوج و موجر اجاره نامه واقعی می باشد. یا خیر از بنگاه تنظیم کننده اجاره نامه و همسایگان تحقیق به عمل اورده و سپس اوراق محصله را ارسال فرمایند دادرس شعبه *اجرای مفاد نیابت را به کلانتری ۱۵۳ *محول نموده که متعاقبا مامور کلانتری در گزارش مورخ ۹۹/۱۱/۶ پس از بازدید از اپارتمان تعرفه شده در ادرس اعلامی مشخصات ان و وسایل موجود در این اپارتمان را در گزارش تنظیمی منعکس و پس از تماس تلفنی با موجر به نقل از موجر اعلام داشته که شاکی ( ی. س. ) مدت ۴- ۵ ماه است.ایشان مستاجر من است. به دستور دادرس شعبه گزارش مرجع انتظامی به دادگاه معطی نیابت ارسال گردید. وکیل زوجه طی لایحه مورخ ۱۴۰۰/۰۴/۱۹ اعلام داشته که موکل تاکنون ۲۹ سکه طلا از مهریه خود را دریافت داشته و حاضر است.در قبال اجرای صیغه طلاق و کلیه حق و حقوق دریافت نشده خود ازجمله مابقی مهریه ونیز اجرت المثل و غیره را در حق خوانده ببخشد سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۲۰ در مورد دعوی اصلی پس از ذکر خواسته زوجه خواهان و توضیحات ایشان و مدافعات خوانده و احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام این که حسب گزارش موسسه داوری سازش بین طرفین حاصل نشده و زوجین بیش از ده سال دارای مفارقت جسمانی بوده و در طول این مدت پرونده های متعددی علیه یکدیگر تشکیل داده اند و در این مدت هیچ گونه تفاهمی جهت ادامه زندگی مشترک بین طرفین حاصل نشده که بیانگر عدم وجود رابطه عاطفی دوطرفه و صحیح بین طرفین و نیز مثبت وجود تنفر شدید زوج نسبت به زوجه می باشد. که ادامه این وضعیت و بلاتکلیفی دو طرف موجب ضرر و زیان بیشتر خواهد شد لذا عسروحرج زوجه را در ادامه زندگی محرز تشخیص و به استناد مواد ۱۳۲۱ و ۱۳۲۳ و ۱۳۲۴ و ۱۱۳۰ قانون مدنی و مواد ۴ و ۲۴ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش حکم بر الزام زوج به مطلقه نمودن خواهان صادر و نوع طلاق را با توجه به بذل مابقی مهریه به تعداد ۱۲۱ قطعه سکه تمام بهار ازادی از سوی زوجه به شوهرش در قبال طلاق باین خلعی اعلام و توضیح داده که زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند و در صورت امتناع زوج از حضور در دفتر ثبت طلاق و اجرای صیغه طلاق دفترخانه به نمایندگی از دادگاه مبادرت به اجرای صیغه طلاق می نماید. و در خصوص دعوی تقابل زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین با استدلال منعکس در رای حکم بر بی حقی زوج خواهان صادر نموده است. وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۲۱ با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را مستند و مستدل و موافق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و با استناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۰/۰۶/۲۸ به وکیل زوج ابلاغ شد و زوج شخصا در تاریخ ۱۴۰۰/۰۷/۱۲ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت می گردد. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی متن رأی فرجام خواهی اقای ی. س. نسبت به ان قسمت از دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۲۱ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۲۰ صادره از شعبه *در قسمتی که به موجب ان بلحاظ احراز عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت حکم بر الزام زوج ( فرجام خواه ) به مطلقه نمودن زوجه ( فرجام خوانده ) با شرایط مصرح در ان اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات طرفین و وکلای انان در جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی مبین انست که زوجین با شروع زندگی مشترک در سال ۱۳۸۸ فقط حدود دو سال دارای زندگی مشترک با هم بوده و سپس به علت بروز اختلاف بین انان جدا از هم زندگی می نمایند که مفارقت جسمانی انان از سال ۱۳۹۰ تاکنون ادامه دارد. و در این مدت طولانی از ناحیه زوجه هیچ اقدام مفید و موثری جهت حل وفصل اختلافات و ترغیب و تشویق زوجه به بازگشت به زندگی مشترک اقدامی به عمل نیامده و عملا زوجه را در منزل پدرش بلاتکلیف رها نموده است.و در این مدت مدید نه تنها با گذشت زمان تفاهم و صلح و سازش بین طرفین حاصل نشده بلکه طرفین دعاوی متعدد با موضوعات مختلف علیه یکدیگر در مراجع قضایی اقامه نموده اند که موید عمق و شدت اختلافات طرفین می باشد. و نیز درخواست مکرر طلاق از ناحیه زوجه و همچنین درخواست طلاق توافقی از ناحیه زوجین در دو مرحله بیانگر انست که طرفین علاقه واقعی به یکدیگر نداشته و تمایلی به ادامه زندگی مشترک با یکدیگر ندارند چنانچه بذل تعداد ۱۲۱ قطعه سکه از کل مهریه م. القباله به تعداد یکصد و پنجاه سکه بهار ازادی از سوی زوجه در قبال طلاق خود اماره ای بر کراهت وی از ادامه زندگی خود با زوج و استیصال وی و غیرقابل تحمل بودن وضعیت بوجودامده برای ایشان می باشد. که با توجه به مجموعه مراتب اشعاری و لحاظ دیگر قرائن موجود در پرونده و اوضاع واحوال حاکم بر روابط و زندگی طرفین تداوم وضعیت موجود با توجه به شرایط سنی زوجه و جوانی نامبرده نوعا و حتی از جنبه شخصی برای زوجه مشقت بار و تحمل ناپذیر بوده و مالا موجب عسروحرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود که قواعد فقهی لا ضرر ولا حرج و مقررات قانونی ان را نفی می نماید. بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت صایب و موجه بوده و ازاین رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در قسمت مربوط به دعوی طلاق با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و وکلای انان در مراحل دادرسی و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازند لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت مربوط به دعوی طلاق نتیجتا ابرام می گردد. و اما در خصوص فرجام خواهی فرجام خواه نسبت به قسمت دیگر دادنامه فرجام خواسته که به موجب ان دادنامه بدوی در قسمتی که در خصوص دعوی زوج فرجام خوانده به خواسته الزام زوجه به تمکین حکم بر بی حقی خواهان صادر شده تایید گردیده است.قطع نظر از صحت وسقم اعتراض مطروحه نظر به این که دادنامه فرجام خواسته در این قسمت از شمول احکام قابل فرجام مصرح در بند الف ماده ۳۶۸ قانون ایین دادرسی مدنی خارج بوده و قابلیت رسیدگی فرجامی را ندارد. بنابراین فرجام خواهی فرجام خواه بلحاظ غیر قابل فرجام بودن این قسمت از دادنامه فرجام خواسته قابلیت استماع و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته لهذا به تجویز ماده ۴۱۵ قانون ایین دادرسی مدنی قرار رد فرجام خواهی فرجام خواه در این قسمت صادر و اعلام می گردد. شعبه * رییس شعبه: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. فهرست خلاصه جریان پرونده متن رأی نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نس