دلیل اثبات قتل عمد
خلاصهٔ رأی
این رأی حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور است.
متن کامل
دلیل اثبات قتل عمد Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دلیل اثبات قتل عمد پیام: تحقق قتل عمد، مشروط به این است که علاوه بر کشنده بودن عمل، مرتکب نیز به کشنده بودن آن آگاهی داشته باشد. مستندات: ماده 10بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی 1392- شماره دادنامه قطعی : 9309970908800347 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/11/04 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفرخواستهای صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ... افراد ذیلالذکر به شرح آتی تحت تعقیب کیفری قرار گرفتهاند: 1- م.، 20 ساله 2- ک.، 19 ساله، هر دو دایر بر مشارکت در قتل عمدی مرحوم پ. و ارتکاب لواط با وی و شرب خمر 3- ع.، 17 ساله 4- ح.، 19 ساله 5- س.، 18 ساله 6- ر.، 17 ساله، همگی دایر بر شرب خمر و ارتکاب لواط با پ. (صفحه 233، 234 ، 317). اجمال قضیه ازاینقرار است: آقایان م. و ک. که با خودرو از شهرستان ... به ... میآیند پس از برخورد با چند تن از دوستان تصمیم به پریایی بزم دوستانه عیش و نوش میگیرند. در این راستا الکل تهیه نموده و م. با هماهنگی ک. در دلستر قرص خوابآور میریزند و همگی اقدام به مشروبخواری مینمایند. مرحوم پ. بر اثر مصرف زیاد مشروب و دلستر به حالت گیجی و خوابآلودگی افتاده که متهمین با وی مرتکب عمل لواط میشوند و فیلمبرداری مینمایند پس از چند ساعت متوجه میشوند که پ. از حال رفته و بدن وی سرد شده او را به بیمارستان میرسانند که مرگ وی اعلام میشود. م. اظهار نموده: قبول دارم من دو عدد قرص کلونازپام به دستور ک. داخل دلستر ریختم و بعد از مشروب خوردن، بهوسیله ک. بیدار شدم و بعد از ک. من با پ. و س. عمل لواط انجام دادم و ک. فیلم میگرفت ... سؤال: به چه علت قرصها را داخل دلستر ریختی؟ جواب: به خواسته ک، نمیدانم از قبل با او خصومتی یا مشکلی داشت. به من گفت بیا از اینها سوتی یا یکچیزی داشته باشیم. به فرمان ک. دو عدد قرص را ریختم(صفحه 188،189). ب. در مرجع انتظامی اظهار داشته: قبول دارم مشروب خوردهام. من و س. و پ. و ر. در ماشین بودیم داشتیم با ماشین میچرخیدیم که پ. و م. را دیدیم و ح. و ع. آمدند، م. به پ. گفت شبنشینی و مشروب بخوریم و پ. قبول کرد بعد که مشروب گرفتند نشستند به خوردن، مدت ده دقیقه یا کمتر آنجا بودم بعد رفتم خانه. فردا م. زنگ زد گفت که پ. اینجوری شده، مشروب را ر. فکر میکنم گرفت .... سؤال: به همراه الکل چه نوشیدنی مصرف کردید؟ جواب: دلستر و دوغ. سؤال: شما زمانی که دلستر مصرف کردید متوجه مزه خاصی شدید؟ جواب: نه متوجه نشدم ولی بعدش حالت گیجی به من دست داد ... هر چه بچهها گفتند بیا بخور نخوردم فقط یک استکان که با دلستر قاطی بود م. به من داد(صفحه211 ،212). ب. در بازپرسی اظهار داشته: به من گفتند بیا مشروب بخور و من مشروب نخوردم که م. یک استکان دلستر به من داد و من خوردم(ص 214). نامبرده در جلسه دادرسی اظهار نموده: هیچکدام از اتهامات لواط و شرب خمر را قبول ندارم(صفحه 592). م. اظهار نموده: آقای ک. مرا وادار به این عمل کرد. به من گفت دو عدد قرص داخل دلستر بریز و من نیز دو عدد قرص که از ... آورده بودم به نام قرص کلونازپام 3 داخل دلستر ریختم و دلستر را در یخچال گذاشتم. ر. رفته بود مشروب بگیرد... من فقط میدانستم که قرصها آرامبخش و قرص خواب هستند. بعد از آن شروع کردیم به خوردن و همه ما از آن مشروبها خوردیم. در بین شرب خمر ع. بلند شد که ب. آمد و جای او نشست و شرب خمر کرد. بعد رفتیم پایین و درب ماشین را پ. باز کرد و از داخل داشبورد یک شیشه آبجو دستساز آورد بیرون و با ب. خوردند و ته آن مقداری ماند که من آن را خوردم و من نیز در خانه خوابیدم. بعد از مدتی دیدم کسی مرا تکان میدهد، بیدار شدم دیدم ک. است گوشی تلفن دستش بود و چند نفری را لخت کرده بود به من گفت بیا از من فیلم بگیر و من نیز یک تکه فیلم از ایشان گرفتم که ع. نیز بیدار بود وقتیکه ک. داشت با پ. عمل لواط انجام میداد و ع. نیز کنار س. خوابیده بود و ع. و س. لخت بودند و س. خواب بود و ع. داشت با س. عمل لواط انجام میداد. ک. نیز با پ. عمل لواط انجام میداد .... من با س. عمل لواط انجام ندادم ولی روی او خوابیدم... و با پ. نیز عمل لواط انجام ندادم ...(صفحه 197-201). بازپرس محترم شعبه 3 دادسرای عمومی و انقلاب ... طی تصمیم مورخه 1389/10/18 در خصوص اتهام آقای ب. دایر بر شرب خمر و مشارکت در قتل عمدی، قرار منع تعقیب صادر نموده است(صفحه 221). پزشکی قانونی علت فوت متوفی را مسمومیت حاد با اتانول و داروی آمیتریپتیلین اعلام نموده است .... در مورد آزمایشات انجام شده، تست اسید فسفاتاز(تجسس مایع منی) مثبت است(صفحه 180). همچنین پزشکی قانونی در پاسخ استعلام دادگاه اعلام نموده ازآنجاییکه در فوت ناشی از مسمومیت با آمی تریپتیلن، فاکتورهای متعددی ازجمله مقدار مصرف، مصرف همزمان با داروها و الکل دخالت دارد، در این مورد خاص مصرف نیز وجود همزمان الکل(اتانول) و آمیتریپتیلن باعث فوت نامبرده گردیده و اتانول بهتنهایی عامل مرگ نبوده است(صفحه 209). پزشکی قانونی اعلام نموده مخلوط کردن آمی تریپتیلن با اتانول، نوعاً کشنده نبوده و در هر فردی منتهی به مرگ نمیشود ولی بر اساس میزان مصرف، توانایی بدن در دفع ماده مصرف شده و ساختار فیزیکی و کبدی، ممکن است در مصرفکننده باعث مرگ شود(صفحه 229). کمیسیون پزشکی طی نظریه مورخه 1391/05/23 اعلام نموده مصرف توأمان آمی تریپتیلن و اتانول، نوعاً کشنده محسوب میگردد (صفحه 453). شعبه یک دادگاه کیفری استان ... پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 00193-1392/06/27 با اکثریت چهار رأی پس از تشریح ماوقع مراحل طی شده به این شرح انشاء حکم نموده است: رأی دادگاه نظر به شکایت اولیایدم و گزارشهای مأمورین انتظامی و با عنایت به محتویات البته نه آنچنان واضح و گویای فیلمهای پیوست پرونده که از کارت حافظه تلفن همراه ک. ضبط شده است (واقعاً اگر متهم م. نیز در همان روز اول دستگیر میشد و گوشیاش مورد بازبینی قرار میگرفت، همین تصاویر در گوشی وی ملاحظه میگردید؟ و احتمال ضعیفی هم وجود دارد که با گوشی ک. فقط فیلمبرداری کرده و قصد داشتهاند که در فرصت مناسب بلوتوث نمایند ...) و با توجه به نظریههای پزشک قانونی، نتایج آزمایشهای بهعملآمده از برخی متهمین و نظریه نهایی کمیسیون پزشکی و توجهاً به دفاعیات و اظهارات متهمین و خصوصاً اقاریر و اعترافاتی که در مرحله تحقیقات ابتدایی و مقدماتی داشتهاند و التفات به ارزیابی و بررسی دفاعیات وکلای محترم طرفین و نظر به ماحصل جلسات دادرسی این دادگاه و توجهاً به جمیع قرائن و امارات موجود در پرونده، مجرمیت متهم م. در حد شرب مسکر و ارتکاب بزه شنیع تفخیذ و تسبیب در قتل خطای شبیه به عمد مرحوم پ. با آلوده کردن دلستر مصرفی مرحوم به قرص آمی تریبتیلین که بهتنهایی نوعاً کشنده نبوده و عملاً موجب جنایت گردیده است، مجرمیت متهمان ک. و ع. در حد خوردن مسکر و ارتکاب فعل شنیع تفخیذ و مجرمیت متهمین ح.، ر.، س. و ب. در حد خوردن مسکر از طریق حصول علم نوعی و وجدانی و اقاریر ایشان به شرب خمر (اگرچه متهم ب. در محضر دادگاه، شرب خمر را انکار نمود ولیکن بنا به علم متعارف، مجرمیت وی محرز گردید) در نزد این دادگاه محرز و ثابت است؛ فلذا مستنداً به ماده 616 ناظر به بند ب ماده 295 و مواد 108 و 121 و مواد 165 و 174 از قانون مجازات اسلامی 1370 و 1375 که قانون حاکم در زمان وقوع جرائم انتسابی است و توجه به مواد 120 در خصوص اعمال قاعده درأ درباره عدم اثبات لواط ایقابی و مواد 160، 211 و 27 از قانون مجازات اسلامی 1392 متهم م. از جهت ارتکاب قتل شبیه به عمد و همراه با بیمبالاتی و تقصیر به تحمل سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و کلیه متهمین مذکور هر یک از جهت ارتکاب شرب خمر به تحمل هشتاد تازیانه که حد شرعی خوردن مسکر است و متهمین م. و ک. و ع. از جهت ارتکاب بزه تفخیذ هر یک به تحمل یکصد تازیانه حدی محکوم میشوند. ایام بازداشت قبلی از محکومیت حبس متهم ردیف اول کسر خواهد شد. نحوه اجرای تازیانه حسب مورد به نحوی خواهد بود که قانون معین نموده است و در خصوص ضمان و دیه قتل انتسابی که قطعاً بر اساس میزان تأثیر رفتار مجرمانه متهم م. در حصول مرگ خواهد بود، به لحاظ عدم مطالبه اولیایدم و اینکه صدور حکم به پرداخت دیه منوط به درخواست صاحب حق است که به علت اصرار اولیایدم بر عمدی بودن قتل، مورد درخواست قرار نگرفت، محکمه مواجه با تکلیف نمیباشد. هر چند که حق ایشان در مطالبه، محفوظ خواهد بود. و اما در خصوص اتهام آقای م. مبنی بر ارتکاب قتل عمدی و اتهام آقای ک. دایر به مشارکت در قتل عمد و اتهام آقایان ح. و ر. و س. و ب. مبنی بر ارتکاب لواط(اعم از ایقاب و یا تفخیذ) که به لحاظ عدم کفایت ادله و مستنداً به اصل سی و هفتم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با ردّ ادعای جناب دادستان محترم صادرکننده کیفرخواستهای موصوف، حکم به برائت مشارٌالیهم صادر میگردد. تمامی گوشیهای تلفن که در توقیف هستند به مالکانشان مسترد خواهند شد. این رأی حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور است. مفاد رأی ابلاغ گردد. نظریه اقلیت: با توجه به نظریه صریح کمیسیون پزشکی قانونی در صفحه 453 پرونده، قتل را عمد تشخیص و بر قصاص متهم ردیف اول (م.) و مجازات حبس متهم ردیف دوم (ک.) به جهت معاونت در ارتکاب قتل عمدی اعتقاد دارم و با محکومیت متهمین راجع به شرب خمر و تفخیذ موافقم(صفحه 712). دادنامه صادره در مورخه 1392/11/12به م. به عنوان وکیل اولیایدم و در مورخه 1392/11/05 به ن. به عنوان وکیل ب. ابلاغ که نامبردگان به شرح لوایح تقدیمی به ترتیب به تاریخهای 1392/11/29 و 1392/11/26 درخواست تجدیدنظر نمودهاند. وکیل اولیایدم در لایحه تقدیمی اجمالاً عنوان نموده: آنچه در پرونده مسلم و قطعی است اینکه هدف و قصد متهمین التذاذ جنسی از همجنسان خود از جمله پ. بوده که برای نیل به هدف شوم خود دلستر خریداری شده به عنوان مزه را آلوده به قرص آمی تریپتیلن مینمایند تا ضمن بیهوش نمودن مجنیٌعلیه به اهداف نامشروع خود برسند و جهت حداکثر التذاذ جنسی مرتکبین از ماده مخدری به نام فن مترازپن نیز استفاده نمودهاند که به زعم اهل فن، ماده مذکور خاصیت نشاطآوری جهت ارتکاب بزههای جنسی را دارد(این امر در نظریه پزشکی قانونی برگه 135 پرونده در آزمایش صورت گرفته ازک. تأیید و اعلام شده و متأسفانه از متهم اصلی به جهت فرار پس از ارتکاب قتل، اخذ آزمایش میسر نشده است)، با عنایت به نظریه کمیسیون پزشکی قانونی بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی 1370 در زمان ارتکاب بزه حاکمیت داشته است و عمل مرتکب به جهت اینکه نوعاً کشنده محسوب میشود عمدی است ... وکیل ب. در لایحه تقدیمی اجمالاً عنوان نموده: حکم صادره علیه موکل برخلاف اصل برائت و تفسیر مضیق به نفع متهم و قاعده معروف درأ است. اظهارات موکل در مرحله تحقیقات مقدماتی در نزد ضابطین در اثر تلقین متهم اصلی و ترساندن موکل از اینکه ممکن است در قتل مرحوم پ. شریک گردد بیان شده است در حالی که هیچ دلیل و بینه شرعی بر اینکه مرحوم پ. داخل اتومبیل خود آبجو دستساز داشته و یا موکل نوشیده است وجود ندارد و موکل در تمامی بازجوییها خصوصاً در محضر دادگاه جز در تحقیقات مقدماتی، شرب خمر را تکذیب و انکار نموده است ... پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (6) ارجاع شده است. رأی شعبه دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده به ویژه اظهارات م. در مراحل مختلف رسیدگی شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان ... و عدم احراز قتل عمدی بودن حادثه منجر به فوت پ. و شبیه عمد بودن آن و صدور حکم مستدل و مستند بر تبرئه متهم از بزه انتسابی(قتل عمدی) و محکومیت او به تحمل سه سال حبس تعزیری به ارتکاب قتل شبیه عمد، اشکال اساسی از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ندارد و اعتراض م.ش. وکیل اولیایدم هم عمدتاً با استناد به نظریه کمیسیون پزشکی قانونی در مورد نوعاً کشنده بودن مصرف توأم آمی تریپتیلن با اتانول به استناد قانون حاکم در زمان وقوع جرم مؤثر در نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته نیست. چون معترض، خود اذعان دارد که هدف متهمین التذاذ جنسی حداکثری از پ. بر اثر خوراندن دلستر آمیخته به قرص آمی تریپتیلن بوده نه قصد قتل او و اگر عملکرد م. هم نوعاً کشنده بوده با لحاظ لزوم رعایت قانون جدید که آگاهی متهم به نوعاً کشنده بودن عمل خود را در محکومیت او به قصاص نفس بیان کرده(بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی 1392 ناظر به ماده 10 همان قانون) اعتراض موجه نبوده است. مضافاً بر آنکه محکمه به استحقاق اولیایدم به درخواست دیه از متهم هم تصریح کرده لکن بدون درخواست، مکلف به صدور حکم به پرداخت دیه نبوده است. لذا با استناد به بند الف ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، رأی معترضٌعلیه ابرام میگردد. در مورد محکومیت ب. به جرم شرب خمر با توجه به عدم ذکر نام او در دو کیفرخواست دادسرا و قرار منع تعقیب بازپرسی در مورد او، به استناد بند یک قسمت ب ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رأی دادگاه در مورد او نقض بلاارجاع میشود. شعبه 6 دیوانعالیکشور - ریس و عضو معاون رحمت اله عروجی - رحمت اله احمدی فهرست