دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه

خلاصهٔ رأی

دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه

متن کامل

دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه پیام: عرفا اعلام بذل یا انصراف زوجه از دریافت حقوق مالی خویش به منظور دوام زندگی مشترک با زوج و یا به منظور موافقت زوج با طلاق زوجه به عمل می آید؛ بنابراین در صورت اقدام معارض زوج از طریق اقامه دعوی طلاق، اقرارنامه رسمی زوجه مبنی بر بذل کلیه حقوق ناشی از زوجیت قابلیت استناد ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209981435100440 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/01/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده محتویات پرونده محاکماتی واصله حاکی از این ست که آقای م. الف. دادخواستی بطرفیت خانم گ. م.گ.پ. ی بخواسته طلاق رجعی تقدیم دادگاه عمومی بخش الف. نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که بلحاظ عدم تفاهم اخلاقی و مشکلات روحی و روانی خوانده ، قادر به ادامه زندگی مشترک با مشارالیها نبوده و خوانده چندین بار اقدام به خودکشی نموده و گزارش کلانتری ... حکایت از تأیید مراتب فوق داشته و تقاضای صدور حکم بشرح ستون خواسته نموده و ضمناً اضافه مینماید خوانده کلیه حقوق خود را اعم از مهریه و ... بخشیده است و فتوکپی‌های : 1- سند رسمی ازدواج شماره ...-1389/9/10 تنظیمی در دفترخانه رسمی ازدواج شماره ... رودسر مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم فیمابین گ. م.گ.پ. ی و م. الف. .2- شناسنامه گ. م.گ.پ. ی 3- کارت شناسائی ملی م. الف. .4- اقرار نامه رسمی شماره ...تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره .. ع. متضمن اقرار گ. م.گ.پ. ی دائر بر اینکه مهریه و صداق مقیده در سند ازدواج رسمی و نیز اجرت المثل و نفقه دوران زوجیت را به زوج (آقای م. الف. ) بذل نموده و بخشیده و هر گونه اعتراض بعدی را از خود سلب و ساقط نموده است و سند مزبور با توافق زوجین تنظیم گردیده است . 5- دادنامه مورخ 1391/12/20 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی الف. مبنی بر صدور قرار رد دعوی مطروحه آقای م. الف. بطرفیت خانم گ. م.گ.پ. بخواسته تمکین بلحاظ انصراف وکیل خواهان از دعوی فوق .6- درخواست مورخ 1392/3/19 آقای م. الف. از دادستان ع. مبنی بر قصد خودکشی همسرش بنام گ. م. و دستور دادستان ع. به کلانتری مربوطه جهت تحویل گ. م. به والدین وی یا اداره بهزیستی .ــــــــــــ7- نامه مورخ 1392/3/21 فرمانده انتظامی بخش ک. به اداره بهزیستی ... مبنی بر تحویل گ. م. بلحاظ نداشتن سرپرست 8- گزارش‌های عوامل گشتی کلانتری قصد خودکشی گ. م. بلحاظ اختلاف خانوادگی بشرحی که در گزارشهای مذکور انعکاس دارد ، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید.پرونده امر بدواً بمنظور ایجاد صلح و سازش بین طرفین به شورای حل اختلاف ارسال شده و شورای حل اختلاف ر. طرفین را برای رسیدگی دعوت مینماید .در تاریخ 1392/4/18 جلسه رسیدگی شورای حل اختلاف ر. با حضور خوانده تشکیل شده و زوجه اجمالاً اظهار میدارد که مدت 2 سال و 4 ماه و 18 روز است که با خواهان در محل های مختلف زندگی کرده و خواهان در طول این مدت وی را مورد اذیت و آزار قرار داده و همیشه میخواسته که از او تقاضای جدائی نماید که با مخالفت وی (زوجه) روبرو میشده و خواهان با دادن دارو وی (زوجه) را از تعادل خارج نموده و در حال خویش نبوده که وی را بدفترخانه اسناد رسمی در ع. برده و اقرار نامه را نوشتند و خواهان وی را وادار به امضاء نمود و وی مهریه خود را میخواهد و عمل خواهان موجب بیماری وی گردیده است و تقاضای رسیدگی دارد .شورای مذکور اقدام به تجدید جلسه فوق نموده و مجدداً در تاریخ 1392/6/5 با حضور طرفین تشکیل شده و خواهان اظهار میدارد که میخواهد همسرش را طلاق دهد و این موضوع ربطی به بیماری همسرش ندارد .ــــــــ خوانده نیز اظهار میدارد که هیچگونه بیماری نداشته و ندارد و آنچه که خواهان به او نسبت داده است دروغ میباشد و با خوراندن دارو به وی ، او را وادار به گذشت تمامی حق و حقوق خویش نموده است .شورای حل اختلاف ر. بلحاظ عدم توفیق در ایجاد صلح و سازش بین طرفین ، پرونده را بدادگاه عمومی بخش الف. ارسال داشته و شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی الف. مبادرت برسیدگی بپرونده نموده و طرفین را دعوت بدادرسی مینماید و ضمناً خواهان طی لایحه‌ای که تقدیم دادگاه نموده است اعلام میدارد که مدارک بیمارستانی مربوط بزوجه در کلانتری ... و بیمارستان شفا در رشت میباشد.در تاریخ 1392/6/27 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی الف. با حضور طرفین تشکیل شده و خواهان (زوج) اظهار میدارد که مدت سه سال است که با خوانده ازدواج کرده و در این مدت در دادگاه و پاسگاه هستند و با هم تفاهم اخلاقی ندارند و در زندگی دروغ میگوید و دفعه آخر توافق به طلاق توافقی نمودند که خوانده حاضر نشد طلاق بگیرد و خوانده کل مهریه و نفقه را در آن زمان برای طلاق بخشید که طلاق صورت نگرفت و در اجرای احکام دادگاه رحیم آباد پرونده مهریه مختومه شد و حتی نفقه را هم طبق اقرار نامه بخشیده است و خوانده مشکل اعصاب و روان دارد و قصد خودکشی داشته و تقاضای صدور حکم طلاق رجعی دارد و قسم میخورد که در غذای خوانده چیزی نریخته و خوانده دروغ میگوید و خوانده تاکنون سه بار میخواست خودکشی کند و حاضر بزندگی با خوانده نیست .ــــــــــ خوانده نیز اظهار میدارد که خواهان در غذای وی چیزی ریخت و گفت که باید این غذا را بخوری و تهدید کرد و گفت که اگر نخوری ترا میکشم که وی از حالت عادی خارج شده و بدادگاه ع. رفته و مهریه خود را بخشیده و آن غذا را که خورده حالت عادی نداشته والا اینکار را نمیکرد و مشکل اعصاب داشته و قرص میخورد و دوست دارد که با خواهان زندگی کند و مهریه خود را میخواهد و فرزندی ندارند و میخواسته خودکشی کند و تقاضا دارد که به وی فرصت داده شود تا جبران کند و دیگر این اشتباه را نمیکند .دادگاه در جلسه مذکور در اجرای مقررات ماده 27 قانون حمایت خانواده ، قرار ارجاع امر به داوری صادر مینماید.چون زوجه نسبت به معرفی داور خود اقدام نمی نماید لذا دادگاه مبادرت بتعین داور برای زوجه مینماید .آقایان ع.ح (داور منتخب دادگاه برای زوجه) و ط. الف. (داور زوج) بموجب نظریه مشترکی که در تاریخ 1392/7/28 تقدیم دادگاه نموده‌اند خلاصتاً اعلام میدارند که سعی و تلاش آنان جهت ایجاد صلح و سازش فیمابین زوجین مؤثر واقع نگردید و زوج اصرار به جدائی دارد .دادگاه از جهت تعین میزان نفقه ایام عده خوانده (زوجه) مبادرت بصدور قرار ارجاع امر بکارشناسی مینماید و خانم م.ت (کارشناس منتخب دادگاه) نیز بموجب نظریه‌ای که در تاریخ 1392/8/7 تقدیم دادگاه نموده است اجمالاً میزان نفقه ایام عده زوجه را بمدت سه ماه و ده روز معادل مبلغ 660000 تومان تعین و اعلام میدارد.همچنین زوجه (خوانده) از حیث انجام تست بارداری به مرکز بهداشت الف. معرفی شده و مرکز بهداشتی درمانی شماره یک الف. طی نامه مورخ 1392/9/7 در پاسخ استعلام دادگاه اعلام میدارد که از خانم گ. م.گ.پ. ی تست بارداری بعمل آمده و نتیجه آزمایش ایشان منفی است .بالاخره شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی الف. بموجب دادنامه شماره 9209971435100682-1392/9/16 در خصوص دعوی آقای م. الف. بطرفیت خانم گ. م.گ.پ. ی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی ، خلاصتاً با عنایت بمحتویات پرونده و احراز تحقق عقد دائم فیمابین طرفین و نظر باینکه مطابق قانون حق طلاق متعلق به مرد بوده که با رعایت یک سری شرایط لازم میتواند همسر خود را طلاق دهد و نظر باینکه زوج علت طلاق را بیماری روحی و روانی و اقدامات زوجه بخودکشی دانسته و صرفنظر از اینکه تقاضای طلاق از ناحیه زوج نیازمند ادله و دلیل موجه کننده طلاق نبوده ولی در مانحن فیه مراتب معروضه از ناحیه زوج میتواند توجیه کننده صدور حکم بنفع وی بوده و نظر باینکه دادگاه جهت حصول سازش موضوع را به داوران ارجاع که حسب نظریه داوری نیز زوج اصرار به جدائی داشته لذا دعوی مطروحه را وارد دانسته و با تمسک به حدیث (الطلاق بید من اخذ بالساق) و مستنداً بمواد 1133 و 1143 و 1144 و 1148 قانون مدنی و مواد 27 و 28 و 29 و 31 و 34 قانون حمایت خانواده با رعایت شرایط آتی ، گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی صادر نموده و اعلام میگردد که زوجین دارای فرزند نمیباشند و حسب گواهی شبکه بهداشت و درمان الف. زوجه باردار نمیباشد و مقداری ظرف حسب اقرار زوج در نزد وی بوده که مکلف به تحویل آن بزوجه حین اجرای صیغه طلاق میباشد و جهیزیه دیگری ندارد و زوج مکلف است اطاقی در منزل خود برای زوجه تهیه تا در ایام عده زوجه در آن اسکان داشته باشد و نفقه ایام عده زوجه حسب نظریه کارشناسی 660000 تومان تعین میگردد و زوجه مهریه خود و اجرت المثل و نفقه گذشته دوران زوجیت را مطابق اقرار نامه رسمی شماره 22594-1392/3/16 به زوج بذل نموده است و مدت اعتبار گواهی مذکور نیز سه ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی اعلام میگردد.دادنامه فوق‌الذکر مورد تجدیدنظر خواهی خانم گ. م. با وکالت آقای ن. ح. قرار گرفته و وکیل مذکور مطالب مشروحی را مبنی بر اینکه تنظیم اقرار نامه رسمی مدرکیه زوج در اثر سوءاستفاده زوج از بحران روحی زوجه در برهه‌ای از زمان که دچار آن بوده است و نیز ناشی از عدم آگاهی و نداشتن دانش زوجه و تلاش مشارالیها جهت پایبند نمودن زوج بزندگی مشترک عنوان و اعلام میدارد .شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان گیلان بر اساس دادنامه شماره 9209971313901307-1392/10/30 بلحاظ اینکه از سوی تجدیدنظر خواه دلیلی که موجب نقض دادنامه بدوی از حیث صدور گواهی عدم امکان سازش و عدم تعین مهریه و نفقه و اجرت المثل باشد ارائه نگردیده و دادنامه تجدیدنظر خواسته منطبق با موازین قانونی و عدم تعین مهریه و نفقه و اجرت المثل زوجه هم حسب اعلام رضایت ثبتی مشارالیها نسبت به حقوق مذکور بوده و با این وصف تجدیدنظر خواهی غیروارد میباشد لذا با رد تجدیدنظر خواهی معموله ، مبادرت به تایید دادنامه بدوی مینماید.دادنامه مرقوم حسب گزارش مامور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 1392/11/24 به وکیل خانم گ. م.طبق ماده 70 قانون آئین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب ابلاغ قانونی شده و آقای ن. ح. بوکالت از خانم گ. م. بموجب دادخواستی که در تاریخ 1392/12/14 در دفتر دادگاه صادر کننده رأی مذکور به ثبت رسیده است مبادرت به فرجام خواهی از آن نموده و دفتر دادگاه یاد شده ، پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را بدیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بموضوع به این شعبه ارجاع میشود و مندرجات دادخواست فرجامی وکیل فرجام خواه و لایحه ضمیمه آن و همچنین لایحه جوابیه وکیل فرجام خوانده بهنگام شور قرائت خواهند گردید.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی آقای ن. ح. بوکالت از خانم گ. م. از دادنامه شماره 9209971313901307-1392/10/30 صادره از شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان گیلان که متضمن تایید گواهی عدم امکان سازش شماره 9209971435100682-1392/9/16 اصداری از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی الف. بدون ملحوظ داشتن مهریه و سایر حقوق قانونی زوجه باستناد اقرار نامه رسمی شماره 22594-1392/3/16 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره ... ع. ، بکیفیت منعکس در دادنامه‌های فوق و پرونده امر میباشد ، مآلاً با توجیهات ذیل مقبول بنظر میرسد زیرا اقرار نامه رسمی فوق‌الاشعار و مستندیه فرجام خوانده (زوج) که فتوکپی آن در پرونده امر مضبوط است گرچه حاکی از اینستکه فرجام خواه (زوجه) حقوق مالی منبعث از رابطه زوجیت خویش با زوج را که شامل مهریه و اجرت المثل و نفقه میباشد مورد بذل و بخشش قرار داده است النهایه با التفات بتعرضات زوجه و وکیل وی که در پرونده امر انعکاس دارد و بویژه لایحه فرجام خواهی تقدیمی وکیل فرجام خواه و با توجه باینکه حسب رویه معمول در جامعه ، اعلام بذل یا انصراف زوجه از دریافت حقوق مالی خویش یا بمنظور استدامه زندگی مشترک با زوج و تحکیم علقه زوجیت و دوام آن و جلب رضایت زوج به تداوم زندگی مشترک و یا بمنظور موافقت زوج با متارکه و طلاق زوجه بعمل میآید و در غیر موارد فوق عقلاً و منطقاً هیچ زوجه‌ای در قبال تصمیم و اقدام همسر خود در مقام مطلقه ساختن وی با وصف مخالفت خویش با درخواست طلاق ، حاضر بانصراف یا بذل حقوق قانونی مرتبط با ایام زوجیت و یا مهریه خود نمی باشد و اقدام زوجه از حیث بذل یا بخشش یا هبه یا انصراف یا تحت هر عنوان قانونی دیگری نسبت بدریافت و یا مطالبه حقوق قانونی خویش ، با توجه به اقدام معارض زوج از طریق اقامه دعوی طلاق ، بدون شائبه مخالف با توافق غیرمکتوب و ارادی زوجین با یکدیگر میباشد که بمنظور استدامه زندگی مشترک و یا ممانعت زوج از پیگیری دعوی طلاق و یا انصراف نامبرده از اقامه دعوی طلاق صورت پذیرفته است و اقدام زوج در اقامه دعوی طلاق ، موجب بلااثر شدن توافق غیرمکتوب مذکور خواهد بود زیرا چنانچه اراده زوجه خلاف مراتب فوق بوده و یا موافق با اقدام زوج در اقامه دعوی طلاق میبود محققاً طرح دعوی توافقی با زوج از طریق درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش ، موجب تسهیل تحقق اراده و نیت زوجه و آسانترشدن مسیر جدائی زوجین از یکدیگر میگردیده و نیازی به تنظیم سند رسمی نبوده است و عنایتاً باینکه در مانحن فیه ، با توجه بنحوه اظهارات و مدافعات زوجه و وکیل وی راجع به چگونگی تنظیم اقرار نامه رسمی مدرکیه فرجام خوانده (زوج) و اقدام قبلی زوج در اقامه دع