دلالت رفتار عملی طرفین بر رجوع به مابذل و رجوع از طلاق
خلاصهٔ رأی
خواهان برگ استشهادیه خود را تقدیم داشته است ( صفحات 12-13) ( و صفحه 17) و طی لایحه ای عکس ها و فیلم های مختلفی که با خوانده داشته تسلیم نموده است.
متن کامل
دلالت رفتار عملی طرفین بر رجوع به مابذل و رجوع از طلاق Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دلالت رفتار عملی طرفین بر رجوع به مابذل و رجوع از طلاق پیام: در صورتی که پس از وقوع طلاق توافقی، طرفین رفتارهایی مانند زندگی مشترک، رفت و آمد خانوادگی با دوستان، مسافرت باهم، شرکت در جشن های خانوادگی، انتقال سهمی از خانه از زوج به زوجه و دیگر رفتارهایی که معمولاً بعد از طلاق انجام نمی شود، داشته باشند، این امر مؤید رجوع زوجه بما بذل و رجوع زوج به طلاق است و صرف عدم رعایت تشریفات ثبتی و مراجعه به دفتر ثبت مانع از این برداشت نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409983759300213 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/20 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور خانم م. الف. بطرفیت آقای م.ع. ق.و. بخواسته ثبت رجوع در دفترخانه ازدواج با حفظ حقوق اعم از مهریه و غیره طرح دعوی کرده است بدین توضیح اینجانبه م. الف. طبق طلاق توافقی در تاریخ 93/7/5 از آقای م.ع. ق.و. جدا شدم ولی در همان تاریخ رجوع نمودم اما همسرم در طول این مدت حاضر به ثبت عده نشده است و از نظر شرعی و قانونی همسر خوانده بوده ام ولی در دفترخانه ازدواج و طلاق واقعه فوق ثبت نشده است لذا از دادگاه محترم تقاضامندم نسبت به صدور حکم شایسته اقدام لازم را مبذول فرمائید. لازم به ذکر است که در موقعی که دادنامه طلاق را از دادگاه گرفتم و به دفترخانه مراجعه نمودم و ثبت نمودم اینجانب پس از ثبت طلاق جهت جمع آوری وسایلم به منزل همسرم رفتم که ایشان پیشنهاد به من دادند که من پشیمان هستم و گفتند که رجوع کنیم و من هم پذیرفتم ولی در حال حاضر در حدود 6 ماه است که ثبت رجوع را به تأخیر انداخته و در این بین مشاجراتی بین اینجانب و همسرم روی داده و همچنین به خانواده ام گفته بود که واقعه رجوع را ثبت میکنند ولی حاضر به ثبت نشدند و در حال ، خواهان ثبت رجوع و رسیدگی به جرم واقع شده را طبق ماده 49 قانون حمایت از خانواده دارم. در جریان دادرسی خانم م. الف. خانم الف. ع.ب. را وکیل رسمی خود اختیار کرده است. خواهان برگ استشهادیه خود را تقدیم داشته است ( صفحات 12-13) ( و صفحه 17) و طی لایحه ای عکس ها و فیلم های مختلفی که با خوانده داشته تسلیم نموده است. آقای م.ع. ق.و. آقای الف. ع.ن. را به عنوان وکیل رسمی خود برگزیده است. خانم الف. ع.ب. وکیل خواهان طی لایحه ای که مضموناً درج میگردد مرقوم داشته مطابق با سند طلاق شماره ... - 93/7/5 صیغه طلاق در دفترخانه شماره 66 شاهین شهر فیمابین موکله و خوانده محترم آقای م.ع. ق.و. جاری میگردد و در همان روز پس از اجرای صیغه طلاق موکل به منزل مشترک مراجعه می کند تا وسایل خود را جمع کند که خوانده به وی پیشنهاد زندگی مجدد را میدهد و به وی رجوع می کند لیکن از آن زمان تاکنون از ثبت واقعه رجوع امتناع نموده و این در حالی است که در طول چندین ماه با موکل به مسافرت رفته و همخوابگی داشته 000 در راستای امتناع خوانده از ثبت واقعه رجوع موکله پرونده کیفری به کلاسه 940137 که در شعبه 102 دادگاه جزایی در جریان رسیدگی می باشد تشکیل داده که این پرونده به علت اقرار مشتکی عنه ( خوانده ) به رجوع و انجام اعمالی که رجوع از طلاق محسوب میشود و به استناد شهادت شهود در دادسرا منجر به صدور قرار مجرمیت شده است. در پرونده کیفری شاهدان تعرفه شده در اظهاراتشان بیان داشته اند که ما با زوجین رفت و آمد خانوادگی داشتیم و در جریان زندگی این دو نفر بودیم و با هم به مسافرت رفتیم و این دو نفر طوری با هم بودند که ما اصلاً خبر نداشتیم که طلاق گرفته اند. و در دی ماه به همراه فرزندشان به خانه ما آمدند و یک ماه بعد به اتفاق خانواده به خانه ایشان رفتیم و اطلاعی از طلاق نداشتیم. در پرونده کیفری مذکور موکله در اظهاراتش بیان داشته: در عید سال 94 همسرم به خانه پدر بزرگ من آمد برای بازدید عید و تا عصر حدود ساعت 7 آنجا حضور داشتند و در حدود 10 فروردین تا 13 فروردین 94 با من به همراه دوست خانوادگی مان آقای ح. ذ. و خانم ایشان و فرزندشان به مسافرت آمدند و شب اول در مدرسه همگی خوابیدیم و فردا شب و پس فردا شب آن به خانه دختر خاله دوست خانوادگی مان رفتیم و شب را ایشان با من در یک اتاق که منزل آنها بود خوابیدند و در تاریخ 93/7/18 تولد دخترم بود که تولد او را در تاریخ 93/7/27 گرفتم و خانه را با هم آماده کردیم و با همدیگر عکس و فیلم گرفتیم و شب با هم نزدیکی داشتیم 000 مطابق با ماده 49 قانون حمایت خانواده مصوب 91/12/9 زوج چنانچه پس از رجوع تا یک ماه پس از آن از ثبت رجوع امتناع نماید ضمن الزام به ثبت این واقعه به جزای نقدی درجه پنج ( از 8 میلیون تومان تا 18 میلیون تومان ) و یا حبس تعزیری درجه 7 ( از 91 روز تا 6 ماه) محکوم میشود. موکله در صورت نیاز شاهدان خود را به دادگاه معرفی می کند در پرونده کیفری فوق الاشاره خوانده به رجوع موکله اقرار نموده است. با گذشت قریب به یک سال از رجوع ، خوانده با عدم ثبت آن ، موکله را در بلا تکلیفی قرار داده ، این در حالی است که ایشان چندین مرتبه به خانواده موکله تعهد داده که رجوع را ثبت می کنم. لکن تا کنون از انجام آن سرباز زده است لذا نظر به مراتب فوق درخواست صدور حکم مبنی بر اثبات واقعه رجوع با حفظ حقوق مالی موکله و الزام زوج به ثبت آن را مینماید ( صفحات 28-29-30 ) وکیل خوانده در جلسه 94/6/1 اظهار داشته از خواهان سئوال دارم که آیا طلاقتان خلعی بوده است جواب بله سئوال آیا برای رجوع به ما بذل به دفترخانه مراجعه کردید جواب خیر ، ما یک روز هم جدا نبودیم و خودش گفت من میروم شناسنامه و همه چیز را درست میکنم و حتی دو دانگ منزلشان را وکالتی به من دادند. وکیل خوانده در پاسخ اظهار داشت نظر به اینکه نوع طلاق خواهان و خوانده خلع نوبت اول بوده و در طلاق خلع زوجه می بایست به دفترخانه مراجعه و نسبت به آنچه که بذل نموده رجوع نماید و مراتب رجوع ایشان در دفتر ثبت طلاق ثبت گردد و بوسیله دفترخانه مراتب رجوع بصورت کتبی به اطلاع زوج برسد و پس از رجوع زوجه به مهریه و ثبت آن نوع طلاق از خلع به رجعی تبدیل میگردد که در این فاصله زوج می تواند به زوجه رجوع کند لذا در این پرونده زوجه جهت اثبات ادعای خود و رجوع به مهریه هیچگونه دلیل و مدرک مستند و مستدلی ارائه ننموده و صرفاً ادعائی را مطرح نموده که موکل منکر آن است. چرا که تاکنون از دفتر ثبت طلاق هیچگونه ابلاغیه ای دال بر رجوع به ما بذل برای موکل ارسال نشده و از طرفی اصلاً رجوع به ما بذل از طرف زوجه در دفتر ثبت طلاق صورت نگرفته حسب اقرار خواهان نه به دفترخانه برای رجوع به ما بذل مراجعه نموده و نه به مهریه خود رجوع نموده است. و در مورد ادعای ایشان مبنی بر اینکه مدتی را با یکدیگر زندگی نموده اند با توجه به اینکه زوجه در زمان اجرای صیغه طلاق به زوج اعلام میدارد فعلاً محلی در جهت سکونت ندارد لذا با یکدیگر توافق می نمایند که زوجه تا زمان انقضاء قرار داد اجاره در آن منزل ساکن باشد و در این فاصله زوج جهت تهیه مایحتاج فرزند مشترک به منزل رفت و آمد داشت که این موضوع دلیل به رجوع شرعاً و قانوناً نیست منزل مذکور همزمان با انقضاء مدت اجاره توسط طرفین تخلیه گردیده است در پاسخ به لایحه وکیل خواهان نظر به اینکه وفق ماده 53 قانون آئین دادرسی خواهان باید در دادخواست خود دلایل و استشهادیه و اسامی افرادی که باید شهادت دهند قید نماید که چنین امری نیز لحاظ نشده تقاضای رد ادعای خواهان مورد تمناست. در پرونده کیفری هیچگونه دادنامه مبنی بر اینکه نوع طلاق رجعی است یا خلع ضمیمه نشده است وکیل خواهان در پاسخ اظهار داشته زوجه در زمان عده به دفترخانه طلاق جهت مطالبه مهریه و رجوع به ما بذل مراجعه نماید این دفترخانه است که باید مراتب رجوع به ما بذل زوجه را به زوج اطلاع دهد و در این زمان اگر زوج تمایلی به رجوع داشت می تواند رجوع نماید در صورتی که در موضوع این پرونده عکس این قضیه اتفاق افتاده و در ابتدای امر زوج به موکل رجوع نموده و حتی خود ایشان در مراحل تحقیقات مقدماتی پرونده کیفری مطروحه تحت کلاسه 940137 شعبه 102 دادگاه کیفری 2 شاهین شهر اقرار به رجوع به موکل نموده و حتی اظهار داشته که در مراسم جشن تولد فرزند مشترک همسرم را بوس کردم و با وی عکس گرفتم باید گفت فی الواقع رجوع زوج به موکل در زمان عده صورت گرفته و ایشان به موکله پیشنهاد داده که مهریه ات را پرداخت می کنم و بیا برگردیم به زندگی مان و دوباره از نو شروع کنیم. باید گفت این مسأله که وکیل محترم خوانده اعلام داشته که زوجه باید به دفترخانه جهت مهریه اش مراجعه کند درست نیست و این روند در دفترخانه های طلاق جاری نمی باشد و وقتی زوج رجوع به همسرش نمود خواه ناخواه رابطه زوجیت بر قرار میگردد. خوانده چندین ماه با موکل در یک منزل مشترک زندگی میکرده و ادعای وکیل محترم زوج که بیان داشته زوج صرفاً جهت تهیه ما یحتاج فرزند مشترک به منزل رفت و آمد میکرده مورد قبول نمی باشد و موکله این مسأله که وکیل زوج بیان داشته موکله در زمان اجرای صیغه طلاق بیان داشته محلی جهت سکونت ندارد را قبول ندارد و فی الواقع در این مدت ، موکل با همسرش در منزل سابق سکونت داشته اند و باید گفت حقیقتاً در زمانی که موکله پس از اجرای صیغه طلاق به منزل مشترک جهت جمع کردن وسایلش مراجعه می کند زوج به وی رجوع می نماید. باید گفت پس از گذشت 8 ماه از زمان اجرای صیغه طلاق منزل مشترک به علت انقضای قرار داد اجاره تخلیه میگردد و در طول این مدت موکله و همسرش با یکدیگر در این منزل زندگی میکرده اند. و در پرونده کیفری شاهدان بطور مشروح راجع به کل مسأله و وجود رابطه و زندگی مشترک فیمابین موکل و همسرش به نحوی که اظهار بی اطلاعی از مسأله طلاق صورت گرفته نموده اند ادای شهادت نموده اند فی الواقع مسافرت خوانده با همسرش به همراه دوست خانوادگی شان و فرزند مشترک صرف یک مسافرت عادی نبوده و در طول این مدت چندین مرتبه با موکله نزدیکی نموده و در یک اطاق خوابیده است با توجه به اقرار زوج به رجوع ، تقاضای اثبات واقعه رجوع را دارد. ضمناً شهادت شهود در جهت تکمیل دلایل موکل می باشد. و وقتی خود زوج اقرار به رجوع در پرونده کیفری در محضر محترم دادگاه نموده و وقتی اقرار نموده که در جشن تولد فرزند مشترک همسرم را بوس کردم جایی برای شهادت باقی نمی ماند. ضمن اینکه موکله شاهدانی دارد که در حضور قاضی محترم حاضر به شهادت شهود می باشند. خاطر نشان میگردد که موکله حتی در زمان عده به مهریه اش هم رجوع نموده و زوج به میزان 2 دانگ از منزل مسکونی خریداری خود را وکالتاً و بموجب یک قرار داد قولنامه به موکله انتقال داده است و بیان داشته است که زمانی که این دو دانگ ساخته شود به اندازه مهریه تو می شود و فی الواقع خود زوج نسبت به پرداخت و نحوه مهریه موکله اعتراف نموده و بیان داشته که مهریه ات را پرداخت میکنم. در جلسه 94/6/15 در صفحه 44 شهود مفهوماً ارتباط آنان را با یکدیگر بیان داشته اند بهر حال شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شاهین شهر پرونده استنادی 940137 شعبه 102 جزایی شاهین شهر را مطالبه و در صفحات 44-45-46 خلاصه نویسی کرده است زوج در صفحه 45 اظهار داشته جشن تولدم دخترم را هم گرفتیم و خانواده همسر سابقم منزل ما بودند و همه عکس گرفتیم و فیلم برداری کردیم و با خانم و فرزندم عکس هم گرفتیم و بوس هم کردم و من هیچ اطلاعی از اینکه بعد از جاری شدن صیغه طلاق نباید با همسر سابقم رابطه داشته باشم نداشتم و از قانون بی اطلاع بودم ضمناً فتوکپی دادنامه 9409973760200893 مورخ 94/7/7 صادره از شعبه 102 دادگاه کیفری 2 شهر شاهین شهر و بیمه (102 جزایی سابق) که در خصوص اتهام عدم ثبت رجوع از طلاق ظرف یک ماه از زمان رجوع بوده ، آقای م.ع. ق.و. برائت حاصل نموده است صفحه 49 پرونده را تشکیل میدهد. بالاخره شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهین شهر بموجب دادنامه 9409973759301194 مورخ 94/7/19 چنین رأی صادر کرده است «رأی دادگاه : خواسته م. الف. با وکالت الف. ع. بطرفیت م.ع. ق.و. با وکالت ر. ع.ن. ثبت واقعه رجوع است. دادگاه از توجه به اوراق پرونده و دادخواست تقدیمی و مدارک و مستندات ابرازی خواهان و اظهارات وکلای طرفین و لوایح ارائه شده که در دادخواست خواهان تقدیم نموده :« در تاریخ 93/7/5 بر اساس طلاق توافقی جدا شده و در همان تاریخ رجوع نموده و طلاق فیمابین خلع نوبت اول بوده و اکنون همسرم در طول این مدت نسبت به ثبت واقعه رجوع اقدامی ننموده که تقاضای الزام او را دارم 000»; و در طول رسیدگی نیز با ارائه چند قطعه عکس و همچنین استناد به پرونده کیفری و شهادت شهود اظهار داشته که با دوستانشان به مسافرت رفته ، نزد یکدیگر خوابیده و حتی رابطه زناشوئی داشته اند ولی وکیل خوانده منکر هر گونه رابطه بوده و رجوع از نظر شرعی و قانونی را منکر و تقاضای رد آن داشته است آنچه بنظر دادگاه مسلم و محرز است اینکه خواهان پس از وقوع طلاق مدتی در منزل خوانده زندگی کرده و شهود تعرفه شده در پرونده کیفری که خلاصه نویسی شده فرضیه است بر صحت این موضوع شهادت داده اند. خوانده نیز حضور خواهان را در منزلش رد نکرده و به مسافرت و گرفتن جشن تولد دخترشان و گرفتن عکس با یکدیگر اذعان نموده است و در مورد ارتباط جنسی نیز گر چه بطور قطع و یقین به دادگاه اثبات نشده لیکن محتمل بوده است ولی با وجود تمام این مراتب برای رجوع کفایت نمی کند زیرا طلاق واقع شده است فیمابین از نوع خلع بوده و ص