دعوی طلاق به دلیل ازدواج مجدد زوج

خلاصهٔ رأی

، به دادگستری شهرستان شیراز تقدیم داشته وطی آن صدور حکم بر الزام زوج خوانده به طلاق با احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مستند به بند 12 از قسمت ب شروط ضمن العقد نکاح را از دادگاه تقاضا نموده است.

متن کامل

دعوی طلاق به دلیل ازدواج مجدد زوج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دعوی طلاق به دلیل ازدواج مجدد زوج پیام: در تحقق شرط ضمن عقد ازدواج مبنی بر وکالت در طلاق زوجه به دلیل ازدواج مجدد زوج، تفاوتی میان دائم یا موقت بودن عقد جدید وجود ندارد و همچنین بازه زمانی عقد موقت نیز مؤثر در مقام نیست. بنابراین، عقد موقت کوتاه مدت (مثلا یک ماهه) نیز وکالت زوجه نخست در طلاق را محقق می کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309980705601314 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو حکایت از آن دارد که خانم س. ر. ، در تاریخ 1393/11/2 ، دادخواستی با وکالت آقای ن. ب. ، وکیل دادگستری و خانم م. ه.، کارآموزوکالت در دادگستری، به طرفیت همسرش آقای م.ر. الف. ، به دادگستری شهرستان شیراز تقدیم داشته وطی آن صدور حکم بر الزام زوج خوانده به طلاق با احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مستند به بند 12 از قسمت ب شروط ضمن العقد نکاح را از دادگاه تقاضا نموده است. رسیدگی به دعوی مطروحه به شعبه ششم دادگاه عمومی (خانواده) شیرازارجاع شده و پرونده پس از ثبت به کلاسه بایگانی 931358 در مدار رسیدگی قرار گرفته است. وکلای خواهان به شرح دادخواست تقدیمی توضیح داده اند که بموجب سندرسمی نکاحیه شماره 8985 مورخ 1382/7/19 تنظمیی در دفتر ازدواج شماره 42 حوزه ثبتی شیراز فارس، در تاریخ 1382/7/19 با صداقیه تعداد دو هزار سکه طلای تمام بهار آزادی به عقد ازدواج دائمی و رسمی خوانده درآمده است. نظر به حصول شرط مقرر در بند 12 قسمت ب عقدنامه رسمی و علاوه بر آن اقرار خوانده مبنی بر زوجیت با خانم "س. ه." در شعبه 23 دادیاری دادسرا که کپی آن در پرونده موجود است و هم چنین عسر و حرج موکله به علت سوء رفتار خوانده از جمله ایراد ضرب و شتم موکله از طرف خوانده با توجه به گواهی پزشکی قانونی تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق دارد. وکلای خواهان به ضمیمه دادخواست تقدیمی، افزون بر نسخه ای از وکالت نامه خود، تصاویر مصدق شناسنامه و کارت شناسایی ملی خواهان، سند رسمی نکاحیه مستند دعوا ، برگ تحقیق مورخ 1393/2/8انجام شده از زوج خوانده در دادیاری شعبه 23 دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شیراز، گواهی های مورخ 1392/1/17 و 1393/2/8 مرکز پزشکی قانونی غرب شیراز که به ترتیب، خطاب به کلانتری های 28 و 15 شیراز نگارش یافته وهر یک متضمن اعلام چند مورد آسیب و صدمه وارده به زوجه خواهان بر اثر اصابت جسم سخت می باشد ارائه گردیده است. در برگ تحقیق مورخ 1393/2/8 دادیاری نیز زوج خوانده ضمن بیان ماجرای درگیری مورخ 93/2/7 خود و زوجه خواهان وخانمی به نام "س. ه. " در منزل محل سکونت مشترک زوجین، در پایان اظهارات خود اعلام داشته که خانم س. ه. همسر شرعی و قانونی بنده است و من ایشان را به عقد شرعی خودم درآورده ام و ایشان همسر بنده است. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ1393/11/19 برگزار گردیده است. وکلای زوجه خواهان وشخص زوج خوانده در دادگاه حضور یافته اند. وکلای خواهان خواسته موکل خود را به شرح دادخواست تقدیمی تعیین و اعلام کرده اند. زوج خوانده با ارائه لایحه ای اظهار داشته که مدافعاتم به شرح لایحه تقدیمی است. خوانده در لایحه مزبور دفاعاً اظهار داشته که دعوی خواهان بی اساس و واهی است و حاضر به طلاق نیستم. هیچ گونه همسر شرعی و قانونی چه دائم و چه موقت جز ایشان نداشته و ندارم. این اقرار به زوجیتی که خواهان مستند دادخواست خویش نموده اند به هیچ وجه دلیل زوجیت این جانب باخانم "ه." نیست. بنده حدود یکسال است که به علت نشر و معرفی فرهنگ اصیل سرزمینم اهتمام ورزیده ام و به عنوان راهنما به معرفی اماکن مذهبی و تاریخی بدون هیچ چشمداشتی می پردازم. در مورد میهمان نامبرده - خانم ه. - با هماهنگی خواهان وی به خانه ما دعوت شد و ما که از قبل به خاطر فرصت طلبی و سوء استفاده همسرم از اعتماد بنده به ایشان بحث و گفت و گو داشتیم خانم بنده دوباره از این فرصت سوء استفاده کرده، مثل همیشه با برنامه ریزی هدفمند با ایشان درگیر شده و میهمان بیچاره را مورد ضرب و شتم قرار دادند و وقتی با پلیس 110 تماس گرفتم به هنگام رسیدن مأمورین به من اتهام رابطه نامشروع زدند که پرونده آن موجود است لذا چون در مظان اتهام قرار گرفتم در حالی که هیچ گونه رابطه ای بین من و خانم ه. نبود بنده اجباراً بامحرمیت با ایشان را ذکر کردم. آن خانم میهمان ما بود و خودش شاهد است این تهمت را به من زد و من ازترس محکومیت و به دلیل عدم آشنایی با روند رسیدگی و صرفاً به سبب راهنمایی یک حقوقدان به دفاع "محرمیت" استناد نمودم بنابراین همان گونه که قبلاً هم گفته ام قویاً و شدیداً اعلام می دارم هیچ گاه همسری جز خواهان نداشته ام و خانم ه. همسر من نبوده و نمی باشد. در خصوص عسر و حرج و ضرب و شتم هم عرض می کنم که خواهان را مورد ضرب و شتم قرار نداده ام ایشان رزمی کار بوده و دارنده دان 3 کاراته می باشند که به راحتی چند نفر را حریف اند و من اصلاً توانایی مضروب کردن ایشان را ندارم و دلیلی هم ارائه نکرده است که در برگه پزشکی قانونی من ایشان را مضروب کرده ام. خواهان مرا مضروب و مصدوم نموده که علیه ایشان شکایت کرده ام و بعداً به شرط تمکین، رضایت داده ام که پرونده مختومه شده است. من همیشه با خواهان خوشرفتاری کرده ام. نفقه پرداخت نموده ام و حاضر به طلاق ایشان هم نیستم. در این سالها کلیه هزینه دانشگاه اعم از اجاره خانه و سایر امکانات را برای ایشان فراهم نموده ام و اکثر دارایی های من به حساب ایشان واریز شده است. وکلای زوجه خواهان در جلسه رسیدگی فوق الذکر در پاسخ به لایحه دفاعیه زوج خوانده اظهار داشته اند با توجه به اقرار خوانده در پرونده کلاسه 2240-93 شعبه 23 دادیاری که فتوکپی مصدق صورتجلسه ضمیمه شده و با توجه به نکاح نامه عادی، خوانده با خانم ه. ازدواج نموده وصورت جلسه دادگاه سند رسمی است که توسط مقام رسمی تنظیم شده، ادعای این که این ازدواج صورت نگرفته بلاوجه است. ازدواج صورت گرفته است اسناد آن در پرونده ضمیمه شده است از طرفی، موکله هم مورد ضرب و جرح واقع شده، با توجه به شرط ضمن عقد که چنانچه زوج ازدواج دیگری انجام داد، اعم از دائم یا موقت، شرط به نفع موکل حادث شده است. در خصوص حقوق مالی زوجه، موکله نسبت به نفقه ادعایی ندارد نسبت به جهیزیه ادعایی ندارد و مهریه خود را که دو هزار سکه می باشد به موجب پرونده کلاسه 931160 همین دادگاه مطالبه نموده که موکله میزان پانصد عدد سکه را به زوج در قبال طلاق بذل می نماید. وکلای زوجه خواهان تصویر یک فقره عقدنامه شرعی عادی مورخ 1393/2/6 را به دادگاه ارائه نموده اند. به موجب نکاح نامه عادی موصوف که به امضای زوجین - آقای م.ر. الف. و خانم س. ه. و ولی زوجه وشخص عاقد رسیده، بانوی نامبرده به مدت یک ماه از تاریخ 1393/2/6 الی 1393/3/7 با مهریه چهارده شاخه گل رز به عقد ازدواج موقت خوانده درآمده است. دادگاه از زوج خوانده سوال کرده آیا مفاد سند نکاح عادی ابرازی را قبول دارید ؟ و زوج پاسخ داده است که به صورت صوری بله قبول دارم فقط جهت محرمیت بوده است نه به قصد زندگی کردن. آن خانم توریست بوده است و الان هم رفته است به کشورش. دادگاه مرجوع الیه دراین مرحله قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. هر یک از طرفین داور منتخب خویش را به دادگاه معرفی کرده اند. پس از تعیین داوران و انجام تشریفات قانونی، داوران منتخب زوجین، گزارش اقدامات و نظریه خود پیرامون موضوع داوری را مستقلاً و به نحو مکتوب به دادگاه ارائه و اعلام نموده اند. نظریه داوران از عدم توفیق آنان در برقراری صلح و سازش میان زوجین حکایت دارد. زوج خوانده مستنداتی ازجمله، دو برگ استفتایی را که خود از برخی از آیات عظام مفاداً در مورد این که آیا نکاح موقت زوج نیز موجب تحقق شرط اعمال وکالت در طلاق و طرح درخواست طلاق از سوی زوجه که شرط به سود او مقرر گشته می باشد یا خیر؟ به دادگاه ارائه نموده است. خانم ش. ش. کارشناس رسمی قوه قضائیه در رشته مامایی به موجب گواهی مورخ 1393/12/17 خود نتیجه آزمایش بارداری انجام شده درمورد زوجه خواهان را منفی اعلام نموده است. سرانجام دادگاه مرجوع الیه در تاریخ 1393/12/14در وقت نظارت مقرر محتویات پرونده را مورد ملاحظه و بررسی قرار داده و آنگاه ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 1885- 93 مورخ 1393/12/24 پس از ذکر مقدمه ای مشتمل بر معرفی طرفین و مفاد خواسته خواهان و چگونگی اقامه دعوا و تصریح به احراز وجود رابطه زوجیت میان زوجین، با توجه به اینکه زوجه به ادعای ازدواج مجدد زوج بدون اذن وی تقاضای طلاق نموده و حسب مستفاد تصویر نکاح نامه عادی و موقت ابرازی که زوج به صحت آن اقرار دارد ولی آن را صوری اعلام نموده، ازدواج مجدد زوج محرز بوده است و با عنایت به این که مفاد بند 12 قسمت ب شروط ضمن عقد مندرج در سند نکاحیه، به زوجه در صورت ازدواج مجدد زوج، حق طلاق داده است و چون طبق قانون و شرع، ازدواج اعم از دائم و موقت است و با توجه به اینکه داوران منتخب زوجین نیز نتوانسته اند مانع جدایی آنها شوند مفاداً تخلف زوج از بند 12 قسمت ب شروط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج ودر نتیجه، تحقق شرط مزبور برای اعمال و استفاده از وکالت تفویضی به زوجه و دعوی خواهان را محرز دانسته و با استناد به مواد 198 و 515 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی و ماده 1119 قانون مدنی حکم بر الزام زوج به طلاق همسرش خواهان را صادر نموده و در ادامه رأی خود افزوده است: "..زوجه حسب گواهی باردار نیست فرزند مشترک هم ندارد. با توجه به این که نوع طلاق بائن خلع است زوجه می بایست مبلغی از حقوق مالی خود رابه زوج بذل نماید. نظارت بر حسن اجرای طلاق و صیغه آن با سردفتر مجری خواهد بود....اعتبار رأی پس از قطعیت شش ماه می باشد و در صورت استنکاف زوج از حضور در دفترخانه، نمایندگی به سردفتر طلاق داده می شود..." دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و زوج خوانده ظرف مهلت قانونی با تقدیم دادخواستی به دادگاه نخستین نسبت به دادنامه مزبوراعتراض و تقاضای تجدیدنظر نموده است. متعاقباً نیز با تقدیم لایحه ای جهات و دلایل اعتراض خود را مطرح نموده است. زوج تجدیدنظرخواه ، علاوه بر تکرار مدافعات خود در مرحله رسیدگی نخستین، با تفصیل و تأکید بیشتری، ازدواج موقت را موجب تحقق شرط موضوع بند 12 سند نکاحیه ندانسته و هم چنین، با ارائه فتوکپی یک برگ نوشته عادی منتسب به زوجه مدعی شده که امضای شرایط12گانه ضمن عقد مندرج در سند رسمی نکاحیه توسط وی (زوج) و زوجه تجدیدنظرخوانده به نحوصوری انجام شده و زوجه آنها را تحمیلی قلمداد نموده وبر خلاف میل و رغبت خود و تجدیدنظرخوانده دانسته است و در نهایت نقض رأی بدوی و ابطال شروط ضمن عقد را هم تقاضا کرده است. احد از وکلای زوجه تجدیدنظرخوانده با تقدیم دو لایحه به موارد اعتراض و تجدیدنظرخواهی زوج پاسخ داده اند. پس از ثبت دادخواست تجدیدنظرخواهی و انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح، پرونده به دادگاههای تجدیدنظر استان فارس ارسال و رسیدگی به موضوع به شعبه بیستم آن دادگاه ارجاع گردیده است. دادگاه مرجوع الیه، از شعبه 23 دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب فتوکپی اوراق پرونده کیفری کلاسه 932254 مطروحه در آن مرجع رامطالبه نموده است. دادیاری شعبه 23 تصاویر اوراق پرونده کیفری استنادی مزبور را به ضمیمه نامه شماره 2650- 94 مورخ 1394/4/7 به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال نموده است. مستفاد از مندرجات تصاویر اوراق پرونده استنادی مزبور آن است که بر اثر شکایت خانم س. ر. - زوجه تجدیدنظرخوانده - علیه همسرش آقای م.ر. الف. مبنی برایراد ضرب و جرح بدنی عمدی و تهدید و رابطه نامشروع با افراد مختلف و از جمله با خانمی به نام "ر." که بعداً نام و نام خانوادگی صحیح وی "س. ه." اعلام شده مأمورین پلیس110 در تاریخ 1393/2/7 به نشانی منزل محل سکونت زوجین که اعلام درگیری در آن محل صورت گرفته بود ، مراجعه نموده اند وشاکیه درمحل اظهار داشته که همسرم م.ر. الف. با زن نامحرمی در منزل با هم می باشند و زن نامبرده تابعیت خارجی کشورچک را دارا می باشد. مأمورین شاکیه و مشتکی عنهما را به کلانتری اعزام و دلالت نموده اند. پس از تشکیل پرونده و انجام تحقیقات مقدماتی و گزارش مراتب به دادسرای عمومی و انقلاب شیراز، رسیدگی به موضوع به شعبه 23 دادیاری ارجاع شده است. متهم آقای م.ر. الف. در تاریخ 1393/2/8 درتحقیق و بازجویی انجام شده از وی در دادسرا به صراحت اقرار نموده که خانم س. ه. همسر شرعی و قانونی بنده است و من ایشان را به عقد شرعی خودم درآورده ام و تصویر عقدنامه شرعی عادی مورخ 1393/2/6 را به مقام قضایی ارائه نموده است و در پی این ادعا و اقرار و با توجه به عقدنامه عادی ابرازی، دادیاری از کلانتری مربوط خواسته است که با عنایت به عدم کفایت ادله اثباتی بر توجه اتهام به متهم نامبرده، او بلاقید آزاد باشد و درادامه رسیدگی به موضوع شکایات زوجین علیه یکدیگر دستوراتی قضایی خطاب به ضابطین صادر کرده است و سرانجام زوجین نسبت به یکدیگر اعلام گذشت و انصراف از شکایات خود نموده اند و دادیاری درتاریخ 1393/11/9 در مورد شکایات زوجه علیه همسرش آقای الف. مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی و فحاشی و ممانعت از حق و نیز در خصوص شکایت متقابل زوج علیه زوجه مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی با توجه به اعلام گذشت شاکیان و قابل گذشت بودن موضوعات اتهامی قرار موقوفی تعقیب آنان را صادر نم