دعوی طلاق به جهت نقض شرط ضمن عقد نکاح

خلاصهٔ رأی

از دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر با تقدیم دادخواستی درتاریخ 95/1/7 فرجام خواهی نموده که پس از ابلاغ و سیر تبادل لوایح پرونده به دیوانعالی کشور ارسال که در تاریخ 95/4/9 به شعبه بیست و یکم ارجاع گردیده است.

متن کامل

دعوی طلاق به جهت نقض شرط ضمن عقد نکاح Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دعوی طلاق به جهت نقض شرط ضمن عقد نکاح پیام: در صورتی که زوجه در دعوی طلاق، مدعی نقض شروط ضمن عقد نکاح باشد، باید مصداق آن را به صراحت معین کند و طرح این ادعا به طور کلی صحیح نیست. عنوان: طرح دعوای طلاق به جهت عسر و حرج و نقض شرط ضمن عقد نکاح پیام: در دعوی طلاق از ناحیه زوجه، وی نمی تواند خواسته را با دو عنوان عسر و حرج و تخلف از شروط ضمن عقد، بیان کند. با توجه به تفاوت رسیدگی به هرکدام از این دو جهت و آثار مترتب بر هرکدام، لازم است وی خواسته را به تصریح طلاق به لحاظ عسر و حرج و یا تخلف از شروط ضمن عقد نکاح تعیین کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409988310700244 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور در تاریخ 94/2/24 خانم س. خ.الف. با وکالت آقای الف. الف. دادخواستی بطرفیت آقای ک. الف.ت. بخواسته تقاضای صدور حکم به الزام زوج به طلاق به جهت عسر و حرج و تخلف از شروط ضمن عقد به شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان کرمانشاه ارجاع می گردد با این شرح که به حکایت سند نکاحیه موکله همسر خوانده محترم می باشد زوجین به تاریخ 90/11/20 به عقد یکدیگر درآمده اند ضمن عقد نکاح آمده است که زوج متعهد گردیده تا محل زندگی زوجه را در شهرستان قرار دهد بنا به اظهار موکله بعد از گذشت یک ماه از زندگی مشترک زوج موکله را بدون خرج و مخارج و نفقه بلا تکلیف گذارده و تمام مخارج موکله را خانواده اش پرداخت نموده اند علیرغم تعهدات محضری به سکونت در شهرستان بالا جبار موکله را به منزل مادرش واقع در روستای می برد که در آنجا سکونت داشته باشد و موجبات اخراج موکل از محل کار در مسکن مهر قصر شیرین علی رغم تعهدات ضمن عقد نکاح را فراهم آورده و از شغل خویش اخراج گردیده است و بنا به اظهار موکله زوج از ساعت 6 صبح لغایت 11 شب در خارج از منزل به سر می برد و شب هنگام با وضعیت نا مساعد جسمی باز می گردد و از 7 روز هفته 3 روز در سلیمانیه عراق ساکن بوده است ( لیست گذرنامه گواه بر این امر می باشد ) و به موکله اجازه ارتباط با خانواده اش را نمی داد و با جمیع مسائل نسبت به کتکاری شدید در مورخه 91/2/23 یعنی حدود 2ماه بعد از ازدواج مجبور به طرح دعوای مطالبه مهریه می گردد و سپس پرونده مهریه را به امید شروع به زندگی بهتر مختومه و علی رغم بازگشت به زندگی مجدداً اعمال گذشته را تکرار که موکله مجبور به طرح شکوائیه کیفری ترک انفاق 91/3/13 می نماید که متأسفانه به علت فقد دلیل و علیرغم وقوع جرم منجر به تعقیب در قصر شیرین می گردد بنا به اظهار موکله در مورخه 91/8/30 توسط زوج مورد کتک کاری قرار می گیرد صرفاً به این دلیل که زوج از زوجه تقاضا نموده که باید مهریه ات را ببخشی که با ممانعت زوجه مشارالیه موکله را مورد کتک کاری قرار داده ، النهایه خواهان با ذکر چند مورد از اینگونه اتفاقات در زندگی الزام زوج به طلاق به جهت عسر و حرج شدید موکله و تخلف از شروط ضمن عقد درخواست نموده که پس از مراجعه طرفین به واحد مشاوره و مددکاری دادگستری و اعلام مدیر آن واحد مبنی بر عدم مصالحه و سازش از سوی رئیس شعبه دادگاه عمومی کرمانشاه دستور تعیین وقت رسیدگی و ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمائم به خوانده صادر و ابلاغ می گردد و در تاریخ 94/4/16 در وقت مقرر دادگاه با حضور وکیل خواهان و خوانده اجلاس نموده که وکیل خواهان اظهار نموده که خواسته موکلم به شرح دادخواست تقدیمی است و طبق دادخواست تقدیمی موکل به جهت وجود پرونده های متعدد و سوء رفتار شدید زوج و کتک کاری شدید زوجه توسط زوج به حکایت استشهادیه محضری که موید وضعیت رفتاری زوج می باشد که از سال 90 تاکنون در متارکه می باشند و به صورت قطعی از آذر سال 91 در منزل پدرش ساکن می باشد لهذا با جمیع پرونده های متعدد حقوقی و کیفری به جهت سوء رفتار شدید زوج ، موکله قادر به ادامه زندگی نمی باشد موجبات کراهت شدید زوجه در ادامه زندگی با زوج را فراهم نموده خوانده در پاسخ به اظهارات وکیل خواهان و مفاد دادخواست تقدیمی اظهار داشته تحت هیچ شرایطی زنم را طلاق نمی دهم حتی اگر تمام سکه هایش را بذل نماید بازهم من طلاق نمی دهم. دادگاه در ادامه رسیدگی در راستای مواد 27 و 28 قانون حمایت از خانواده قرار ارجاع امر به داوری صادر و به طرفین ابلاغ می گردد و در وقت مقرر خواهان در اجرای قرار مذکور آقای ح. خ.الف. و خوانده آقای ع.م.ب. بعنوان داوران خود معرفی که پس از تفهیم مفاد داوری به داوران، هر کدام بصورت علیحده نظرات خود مبنی بر عدم توفیق بر سازش و مصالحه اعلام و به طرفین ابلاغ گردیده تا اینکه درتاریخ 94/5/3 در وقت احتیاطی پرونده تحت نظر دادگاه قرار گرفته و در صورتجلسه تنظیمی پس از پرداختن به نظریه داوران دفتر را مقرر نموده که به وکیل خواهان ابلاغ که ظرف یک هفته هرگونه دلیل و مدرکی در خصوص عسر و حرج موکل خود دارند ارائه نمایند و نیز گواهی عدم حاملگی و فتوکپی برابر با اصل شهادت نامه صادره از دفتر اسناد رسمی سازمان ثبت و اسناد ( دلالت بر ضرب و شتم نسبت به خواهان می باشد ) به این دادگاه ارائه نمایند به دنبال این دستور ضمن ارائه گواهی عدم حاملگی صادره از مرکز بهداشت کرمانشاه تصویر مصدق از شهادت نامه مذکور و فتوکپی کارت بازرگانی و پیله وری مربوط به خوانده توسط خواهان تقدیم و پیوست پرونده گردیده ( اوراق 46 الی 50 پرونده ) و در راستای بررسی شهادت نامه فوق الذکر در تاریخ 94/5/25 دروقت احتیاطی پرونده تحت نظر دادگاه قرار گرفته با توجه به انکار خوانده مبنی بر ایراد ضرب و شتم نسبت به خواهان موضوع شهادت نامه دادگاه دستور استماع شهادت شهود با حضور طرفین صادر و دفتر مقرر نموده که مراتب به طرفین ابلاغ شود بدنبال این دستور و در ادامه رسیدگی دادگاه در تاریخ 94/6/9 در وقت مقرر تشکیل جلسه داده وکیل خواهان اظهار نموده که با عنایت به مضی مهلت 3 ساله و اینکه گواهان از اقوام موکل نمی باشند و اکثراً راننده آژانس در سال 91 بوده اند و هم اکنون به هیچ کدام دسترسی ندارد و توان تعرفه گواهان ندارد و حدود 4 سال است که به جهت وجود پرونده های متعدد و سوء رفتارهای متعدد زوج و طبق اظهارات موکل مصرف مشروبات الکلی و کتک کاری و سایر سوء رفتارهای متعدد زوج در متارکه به سر می برد و به هیچ عنوان حاضر به تمکین و ادامه زندگی با زوج نمی باشد و مجموع این عوامل مزید بر شرح دادخواست تقدیمی باعث گردیده موکل در عسر و حرج قرار گیرد و 4 سال در متارکه باشد 300 عد سکه را در ازاء طلاق بذل می نماید لذا به شرح مبسوط دردادخواست و سوء رفتارهای متعدد زوج تقاضای الزام زوج به طلاق را استدعا دارم لازم به ذکر است موکل صرفاً حدود 3 ماه به صورت پراکنده با زوج زندگی مشترک داشته است در ادامه جلسه رسیدگی خوانده در پاسخ به مطالب مطروحه وکیل خواهان اظهار داشته من همسرم را دوست دارم هیچ وقت ایشان را طلاق نمی دهم و منزل با اثاث تهیه کرده ام اما ایشان حاضر به ادامه زندگی نیست و تقاضای رد دعوی ایشان را دارم و در نهایت دادگاه در تاریخ 94/6/9 با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 9409978310700727 مورخه 1394/6/12 با این شرح که :« هر چند به دلالت ماده 1133 قانون مدنی و قاعده فقهی " الطلاق بید من اخذ بالساق " طلاق از اختیارات مرد می باشد لکن از باب قاعده لاضرر و نفی عسر و حرج زوجه به دلالت مطالب مذکور ( در صدر رأی آمده ) و با اجازه حاصل از قاعده فقهی " الحاکم ولی الممتنع " و به استناد مواد 1119 و 1130 قانون مدنی حکم به طلاق و الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه خود با توجه به شرایط ذیل صادر و اعلام می نماید. 1- مهریه زوجه تعداد چهارصد سکه تمام بهار آزادی طرح جدید می باشد که زوجه تعداد سیصد سکه از مهریه اش را در مقابل طلاق بذل نموده و یکصد سکه را بصورت دعوی جداگانه از زوج مطالبه نموده و دریافت می نماید 2- زوجین فرزند مشترک ندارند 3- زوجه حسب گواهی پزشکی قانونی حامله نمی باشد 4- نوع طلاق خلع و نوبت اول است 5- زوجه می تواند با استفاده از حق وکالت اعطایی از سوی زوج بشرح بند ب از شرایط ضمن عقد یا خارج لازم مندرج در سند نکاحیه خود را مطلقه نماید از این رو عدم حضور زوج مانع اجرای صیغه طلاق نیست 6- مدت اعتبار رأی صادره برای تسلیم به دفتر رسمی طلاق شش ماه پس از ابلاغ رأی قطعی است »; که پس از صدور رأی مذکور و ابلاغ به طرفین در تاریخ 94/6/21 از سوی زوج با تقدیم دادخواستی از رأی مذکور تجدیدنظرخواهی نموده که در لایحه پیوست دادخواست تقدیمی مطرح نموده « زوجه درخواست عسر و حرج و تخلف از شروط ضمن عقد نموده که مشارالیها برابر تصمیم شماره 94/178 مورخ 94/6/9 از طرف دادگاه شماره 23 دادگاه خانواده حاضر به تمکین نشده و عدم تمکین نامبرده صادر گردیده و در نتیجه عسر و حرجی در کار نیست و شخصاً مبادرت و تمکین ننموده و در تخلف از شروط ضمن عقد برابر با استشهادیه محلی و اجاره نامه در قصرشیرین در کوی یاس 2 محله ... دوساله خانه مستقل با کلیه امکانات زندگی گرفته ام و ایشان و وکیلش عمداً آدرس سکونت مرا در روستای گ. خانه مادری اینجانب قید نموده اند و به استناد ماده 1133 قانون مدنی حق طلاق با زوج است و در نتیجه حکم صادره شده از شعبه 7 دادگاه خانواده فاقد وجاهت قانونی است و از محضر دادگاه تجدیدنظر خواستار فسخ دادنامه مذکور مورد استدعا می باشد و ضمناً در خصوص اشتغال به کار زوجه ایشان در هیچ اداره و ارگان دولتی شاغل نبوده و بصورت قرارداد در مسکن مهر قصر شیرین فعالیت داشته و بعد از اتمام قرارداد بیکار شده است و اینجانب هیچگونه دخالتی نداشته ام و ضمناً لازم بذکر است که خانم س. خ.الف. هر موقع کم و کسری داشته با بنده تماس گرفته و پول به حساب ایشان واریز نموده ام که چندی از فیش های واریزی را ضمیمه پرونده نموده ام .»; که در ادامه رسیدگی پس از ابلاغ دادخواست تجدیدنظرخواهی بانضمام اوراق مربوطه به تجدیدنظر خوانده و عدم وصول پاسخی از ناحیه وی ، پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی به محاکم تجدیدنظر استان کرمانشاه ارسال که به شعبه بیستم ارجاع می گردد که در تاریخ 94/8/19 شعبه مذکور در جهت بررسی محتوای پرونده تشکیل جلسه داده طی تصمیمی اعلام داشته به منظور بررسی اظهارات و مدافعات طرفین و ارزیابی ادله ومستندات آنها و نیز به واسطه ی ضرورت اخذ توضیح پیرامون جهات تجدیدنظرخواهی دعوت از طرفین الزامی است که در این راستا دفتر مقرر نموده نسبت به ابلاغ دستور با تعیین وقت رسیدگی اقدام نمایند که پس از انجام مراتب مذکور از ناحیه دفتر در تاریخ 94/10/5 شعبه رسیدگی کننده با حضور تجدیدنظرخواه و وکیل تجدیدنظرخوانده اجلاس نموده که تجدیدنظرخواه بدنبال تجدیدنظرخواهی خویش اعلام نموده که اظهاراتم را در لایحه قبلاً گفته ام و حرف جدیدی ندارم و وکیل تجدیدنظرخوانده در مقام پاسخ مطرح نموده که علاوه بر عرایض قبلی نکته قابل تأمل آنکه زوجین از سال 1390 تاکنون در متارکه طولانی مدت می باشند و صرفاً حدود 3 ماه زندگی مشترک ( یک الی سه ماه ) داشته اند و طبق استشهادیه محضری در ساعت 1/30 شب مورد کتک کاری قرار گرفته و با حالت آشفته به آژانس خودرو و کلانتری مراجعه نموده و در پرونده تمکین تعهد نموده کتک کاری و آزار و اذیت جسمی و روحی ننماید. و هیچ نفقه ایی نپرداخته است و هربار مورد کتک کاری قرار داده و هربار کتک کاری ، خانواده زوجه آثارکبودی های جراحت را ملاحظه نموده و هیچ گاه به جهت حفظ زندگی شکایت کیفری کتک کاری ننموده است و با عنایت به متارکه 4 ساله و گواهی گواهان و استشهادیه محضری و گزارش اصلاحی تمکین که زوج تعهد به عدم کتک کاری و آزار و اذیت زوجه نموده به جهت کراهات زوجه ناشی از موارد فوق که امکان ادامه زندگی برای زوجه مقدور نیست صدور حکم به تأیید دادنامه را دارم دادگاه در ادامه رسیدگی پرونده مربوط به تمکین بعنوان پرونده مورد استنادی مطالبه می نماید که پس از مطالبه و وصول پرونده مورد استنادی در تاریخ 94/10/12 شعبه مذکور در وقت فوق العاده جهت ملاحظه محتویات و بررسی پرونده استنادی اجلاس نموده که در صورتجلسه مربوطه آمده است که پرونده استنادی حکایت از این دارد که زوج در مورخه 92/10/3 دادخواست تمکین بطرفیت زوجه تقدیم نموده است و اظهار داشته که زوجه بدون دلیل با تحریک خانواده منزل مشترک را ترک نموده ترک زندگی در مورخه اسفند 91 بوده است منزل اجاره ای در قصر شیرین دارم ماهیانه پانصد هزار تومان درآمد دارم در بازارچه پ. قصرشیرین نماینده یک شرکت هستم زوجه جهیزیه را با خود به منزل پدریش در کرمانشاه برده است زوجه در جلسه تمکین حاضر نگردیده و لایحه هم نداده و رأی غیابی تمکین بشماره 9209978312301393- 92/11/13 صادر گردیده زوجه دادخواست واخواهی در مورخه 92/12/13 تقدیم داشته است و طی دادنامه شماره 9309978312300270 - 93/2/27 واخواهی رد شده است زوجه در مورخه 93/3/21 دادخواست تجدیدنظرخواهی داده که در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر کرمانشاه تجدیدنظرخواهی زوجه طی دادنامه 9309978324400350 - 93/4/19 رد شده است زوج در مورخه 93/6/29 تقاضای صدور اجرائیه تمکین نموده که اجرائیه تحت شماره 9310428312300094 مورخه 93/6/31 صادر گردیده و کیفیت اجرای اجرائیه در این پرونده مشخص نیست »; دادگاه در تعقیب دادرسی با توجه به اینکه اعلام داشته کیفیت اجرای اجرائیه مربوط به دادنامه موضوع تمکین مشخص نیست پرونده مذکور را مورد مطال