دعوی حقوقی و اختیار دادگاه برای انجام تحقیقات به منظور کشف حقیقت

خلاصهٔ رأی

۵۲ و ۷۵۸ و ۱۹۰ و ۲۳۳ و ۲۱۵ و ۲۱۶ و ۷۵۷ قانون مدنی مطالبی را درخصوص عقد و صلح و توجیهاتی را در باب منابع قانونی و فقهی و عرفی عقد مذکور عنوان نموده و خلاصتا توضیح میدهد که صلحنامه عادی شماره ۷/۵/۳۰/ک -۹۸/۵/۸ نسبت به ششدانگ یکدستگاه اپارتمان قابل بهره برداری به مساحت تقریبی ۱۶۰ مترمربع واقع درتهران به نشانی منعکس در ستون خواسته فیمابین خواهان بعنوان مصالح و خوانده بعنوان متصالح تنظیم و امضای گردیده است.

متن کامل

دعوی حقوقی و اختیار دادگاه برای انجام تحقیقات به منظور کشف حقیقت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دعوی حقوقی و اختیار دادگاه برای انجام تحقیقات به منظور کشف حقیقت پیام: دعوی به خواسته اعلام بطلان معامله توسط دادگاه قابلیت استماع ندارد؛ زیراذوالخیار، باید خیار خود را راسا" اعمال کند و با اراده وانشای خود آن را تحقق عینی وخارجی بخشد ودادگاه حق ورود ودخالت در اراده اشخاص را نداشته و در صورت استنکاف طرف مقابل، دادگاه صرفا" تایید و تنفیذ آن را به عهده می گیرد.-تایید شده مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/03/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: بدلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، اقای م. م. ب. لت از اقای س. ح. ه. دادخواستی بطرفیت خانم م. م. بخواسته صدور حکم مبنی بر تایید بطلان صلحنامه عادی شماره ۷/۵۸/۳۰/ک -۹۸/۵/۸ تنظیمی نسبت به ششدانگ یکدستگاه اپارتمان به مساحت تقریبی ۱۶۰ مترمربع واقع در * نهم - شماره ۳۲۸ با پارکینگ شماره ۳۵۳ و انباری شماره ۱۰۷ بانضمام خسارات دادرسی مقوم به ۲۰۱ میلیون ریال تقدیم دادگاه عمومی حقوقی تهران نموده و در شرح دادخواست با استناد به مواد ۷۵۲ و ۷۵۸ و ۱۹۰ و ۲۳۳ و ۲۱۵ و ۲۱۶ و ۷۵۷ قانون مدنی مطالبی را درخصوص عقد و صلح و توجیهاتی را در باب منابع قانونی و فقهی و عرفی عقد مذکور عنوان نموده و خلاصتا توضیح میدهد که صلحنامه عادی شماره ۷/۵/۳۰/ک -۹۸/۵/۸ نسبت به ششدانگ یکدستگاه اپارتمان قابل بهره برداری به مساحت تقریبی ۱۶۰ مترمربع واقع درتهران به نشانی منعکس در ستون خواسته فیمابین خواهان بعنوان مصالح و خوانده بعنوان متصالح تنظیم و امضای گردیده است.و با امعان نظر در مندرجات صلحنامه فوق الذکر اشکار میسازد که صلح بلاعوض نیز نبوده است.زیرا هیچ عبارتی که مفید این معنا باشد. در ان استعمال نگردیده واصل برمعوض بودن صلح میباشد. و بلاعوض بودن بعنوان یک استثنای، محتاج و نیازمند تصریح بوده است.و بنابراین معامله موضوع صلحنامه مذکور غرری محسوب و بواسطه مجهول بودن عوض به حکم ملاک بند ۳ ماده ۱۹۰ و بند ۲ ماده ۲۳۳ قانون مدنی باطل میباشد. و با توجه به عرف حاکم بر جامعه نیز قید بلاعوض بودن عقد صلح را در صلحنامه ضروری اعلام داشته و منعقد شدن عقد صلحی با عوض نامعلوم را عرفا باطل دانسته و بشرح ستون خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم نموه و فتوکپی های: ۱- قرارداد واگذاری واحد مسکونی تنظیمی فیمابین شرکت تعاونی مسکن شهید سرلشگر فلاحی نزاجا ( بعنوان تعاونی ) و اقای غ. ک. پ. ( بعنوان عضو ) درخصوص تحویل یک واحد اپارتمان از * ( بعنوان موضوع قرارداد ) که طی مبایعه نامه مورخ ۹۱/۱/۲۲ از طرف اقای غ. ک. پ. تمامی ششدانگ اپارتمان * ( ۱۵۸ متری ) را به اقای ح. ه. فروخته شده است.و نهایتا بموجب توضیح چهارم مندرج در سند مزبور، طی صلحنامه شماره ۳۰/۵۸/۷/ک -۹۸/۵/۸ از ناحیه اقای س. ح. ه. ششدانگ اپارتمان فوق الذکر را به خانم م. م. صلح و واگذار نموده است.و ممضی به امضای مدیر تصفیه تعاونی فوق میباشد. ۲- صلحنامه عادی شماره ۳۰/۵۸/۷/ک -۹۸/۵/۸ تنظیمی فیمابین اقای س. ح. ه. ( بعنوان مصالح ) عضو تعاونی مسکن شهید * سازمان تامین مسکن نزاجا و خانم م. م. ( بعنوان متصالح ) درخصوص ششدانگ یک واحد اپارتمان قابل بهره برداری به مساحت تقریبی ۱۶۰ مترمربع به نشانی مندرج در صلحنامه مزبور پ ثبتی ۵۲/۵۳۳ واقع در بخش ۱۱ * با پارکینگ و انباری به مشخصات و با شرایط مندرجات مذکور در صلحنامه مزبور با این توضیح که اپارتمان مذکور دارای پ ثبتی مشاعی تعاونی ۱۶۰۵ * ۵۲ اصلی میباشد. و در اختیار متصالح قرار گرفت و کافه خیارات نیز از ناحیه طرفین اسقاط گردیده است، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید. دادخواست مذکور در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۱۶ بمنظور رسیدگی به شعبه ۸۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران ارجاع شده و طرفین دعوت به دادرسی میگردند. خوانده طی لایحه ای که در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۴ از طریق سامانه خدمات الکترونیک قضایی تقدیم دادگاه نموده است. خلاصتا و مفادا بلحاظ اینکه عقد صلح از عقود مجانی میباشد. لذا با توجه به وجود رابطه زوجیت فیمابین خویش و خواهان، صلح انجام شده را غیرمعوض اعلام داشته و ادله فقهی استنادی وکیل خواهان را نیز ناظر بر عقد بیع اعلام داشته و زوال عقدصلح را فقط از طریق فسخ یا اقاله دانسته و مستدعی صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان میگردد. در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۱۰ جلسه دادرسی شعبه ۸۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران با حضور خواهان و وکیل وی و خوانده تشکیل شده و وکیل خواهان، خواسته را بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی اعلام میدارد. خوانده نیز دفاعیات خود را بشرح لایحه تقدیمی اعلام میدارد. شعبه ۸۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران بموجب دادنامه شماره ۱۴۰۰۶۸۳۹۰۰۱۲۳۰۴۸۷۶-۱۴۰۰/۸/۲۹ درخصوص دادخواست اقای س. ه. با وکالت اقای م. م. ب. یت خانم م. م. بخواسته صدور حکم بر تایید بطلان صلحنامه عادی مورخ ۹۸/۵/۸ و تحت شماره ۷/۵۸/۳۰ درباره ششدانگ یکباب اپارتمان مسکونی به مساحت تقریبی ۱۶۰ مترمربع با ملحقات و توابع ان واقع در * بشماره ۳۲۸ دارای پارکینگ ۳۵۳ و انباری شماره ۱۰۷، دادگاه پس از انعکاس اجمالی مندرجات دادخواست تقدیمی وکیل خواهان، خلاصتا، با توجه به مداقه در محتوا و ماهیت دعوی و متن قرارداد که بدقت و صراحت مفید در نقل مالکیت منزل مسکونی پیش گفته است.و به امضای طرفین و شهود نیز رسیده، فاقد هرگونه قرینه لفظی و حالیه در معنایی غیر از عمل حقوقی ناقل بوده، مبرزخارجی ان نشانگر فقدان موانع و هریک از خلل های قانونی در ان است.و ارکان اساس معاملات در ان مورد توجه و محقق بوده است.کما اینکه در سوابق موجود نیز نقل و انتقال دیگری دیده میشود. خود مبین علم و اگاهی و سنجش کامل اثار و عواقب قانونی و عرفی عمل حقوقی مورد انشای از سوی انها است، از طرف دیگر مطابق قانون هرصلحی بجز در امر نامشروع نافذ است.و داعیه ها و اوضاع و احوالی بعدی یا کنونی مصالح نمیتواند انشای عمل حقوقی گذشته و صحیح وی را تحت تاثیر قرار دهد با این همه کیفیت قرارداد و تنظیم ان در کنار نقل و انتقالات پیش نشان میدهد صلح موضوع دعوی در مقام معامله بوده نه صلح بلاعوض و هدف از ان تملیک خانه یادشده بخوانده بوده است.و عوض قراردادی، بهر دلیلی فاقد اهمیت و در خور توجه مصالح نبوده است.از این رو دلیلی به پذیرش متزلزل در عقد بین طرفین وجود ندارد. و از توجه به مقررات مواد ۱۰ و ۱۹۰ و ۱۹۱ ناظر به ۷۵۲ و ۷۵۸ و همچنین ۷۶۰ قانون مدنی، حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر مینماید. دادنامه مرقوم طبق گزارش ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۲۹ جهت ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای وکیل اقای س. ح. ه. ارسال شده و مورد مشاهده وکیل مزبور قرار گرفته و اقای م. م. ب. از اقای س. ه. بموجب دادخواستی که در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۹ تقدیم داشته است.مبادرت به فرجام خواهی از رای مذکور نموده و دفتر دادگاه یادشده پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بپرونده باین شعبه ارجاع میگردد. و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل فرجام خواه و لایحه فرجامی پیوست ان و همچنین لایحه جوابیه فرجام خوانده بهنگام شور قرایت خواهند گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای ج. عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رای فرجام خواهی اقای م. م. ب. از اقای س. ه. از دادنامه شماره ۱۴۰۰۶۸۳۹۰۰۱۲۳۰۴۸۷۶-۱۴۰۰/۸/۲۹ صادره از شعبه ۸۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران که مشعر بر اعلام بطلان دعوی مطروحه فرجام خواه بطرفیت فرجام خوانده بخواسته تایید بطلان صلحنامه عادی شماره ۷/۵۸/۳۰/ک -۹۸/۵/۸ درخصوص ششدانگ یکدستگاه اپارتمان به مساحت تقریبی ۱۶۰ مترمربع بنشانی و مشخصات مقیده در پرونده امر و بنحو منعکس در دادنامه فوق الذکر میباشد. قابل پذیرش نیست زیرا از ناحیه وکیل مذکور در قبال دادنامه معترض عنه، ایراد و اعتراض موجه و خاصی که از توجیه قانونی برخوردار بوده و درخور امعان نظر باشد. صورت نپذیرفته و تعرضات معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی مشارالیه و لایحه فرجامی پیوست ان، علاوه بر غیرمتکی بودن بدلیل و تکرار مطالبی که در مرحله سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاه مربوطه واقع گردیده اند، با التفات به جهات موجهه مصرح در دادنامه معترض عنه به گونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس رای یادشده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاه مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلایل ابرازی و موجود در پرونده و اظهارات وکیل فرجام خواه و مدافعات فرجام خوانده بدلالت لوایح تقدیمی نامبردگان که در پرونده امر مضبوط میباشند و مندرجات قرارداد واگذاری واحد مسکونی موضوع دعوی و نحوه نقل و انتقالات ان به کیفیتی که در سند مزبور انعکاس دارد. و همچنین مندرجات صلحنامه استنادی فرجام خواه و تنظیمی فیمابین متداعیین و عدم تطابق جهات استنادی وکیل نامبرده با موازین قانونی مربوطه و عدم احراز تزلزل در انعقاد و تنظیم صلحنامه مبحوث عنه فیمابین طرفین و مجموع محتویات پرونده امر اصدار یافته است، وارد ساخته و مخالفت انرا با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رای معترض عنه را ایجاب نمایند علیهذا مستندا به مادتین ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواه، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتا ابرام میگردد. شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور رییس: ج. مستشار: ح. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است