دعوی اعتراض ثالث در صورت رد دعوی اصلی
خلاصهٔ رأی
چنانچه دادخواست خواهان دعوی اصلی، رد شده باشد، این رأی نمی تواند موجب خللی به حقوق ثالث باشد و لذا اعتراض ثالث مبتنی بر آن مردود است.
متن کامل
دعوی اعتراض ثالث در صورت رد دعوی اصلی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دعوی اعتراض ثالث در صورت رد دعوی اصلی پیام: از ارکان دعوی اعتراض ثالث این است که به حقوق ثالث خللی وارد آید. چنانچه دادخواست خواهان دعوی اصلی، رد شده باشد، این رأی نمی تواند موجب خللی به حقوق ثالث باشد و لذا اعتراض ثالث مبتنی بر آن مردود است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/04/18 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: پیرو گزارش مورخ ۹۸/۶/۳۱ این شعبه و بدلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، اقای س. ن. ب. از اقای م. ث. و خانم ر. ا. ف. ا. دادخواستی بطرفیت خانم ل. ک. ک. به قیمومت از اقای ح. ن. دادخواستی بخواسته اعتراض ثالث نسبت بدادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۳۴۱۰۸۰۰۲۷۹-۹۳/۳/۴ صادره از شعبه ۱۴ دادگاه خانواده ( ۸ سابق ) و نقض ان تقدیم دادگاه عمومی کرمان نموده و در شرح دادخواست خلاصتا توضیح میدهد که چون دادنامه شماره ۲۷۹-۹۳/۳/۴ صادره از شعبه ۸ دادگاه خانواده کرمان بعنوان مستند صدور دادنامه شماره ۶۳۵-۹۴/۸/۶ بحقوق خواهان خلل وارد نموده لذا با تجویز مواد ۴۱۷ تا ۴۲۰ قانون ایین دادرسی مدنی با اعتراض به رای مذکور، تقاضای نقض ان هم از لحاظ اصل حجر و هم از لحاظ تاریخ ان میگردد. زیرا اقای ح. ن. در صحت و سلامت کامل، سالهای متمادی در * به شغل عتیقه فروشی فعالیت داشته و معاملات منقول و غیرمنقول متعددی را انجام داده و فعالیت گسترده ای داشته است.و با مراجعه بدفاتر اسناد رسمی و ادارات دولتی و از جمله اداره اوقاف، اقدام به تنظیم اسناد و معاملات خود کرده است.و ظرف مدت مدیدی که مبادرت به خرید و فروش عتیقه جات مینموده، هیچگاه ادعای حجر او و یا غبن معاملات او مطرح نبوده و کسبه محل علاوه بر انکه ذیل استشهادیه پیوست دادخواست را گواهی نموده اند حاضرند در دادگاه حاضر شوند و اطلاعات و مشاهدات خود را بیان نمایند و برهمین اساس طی مبایعه نامه مورخ ۸۵/۴/۱۷ سرقفلی مغازه ای واقع در * را بمبلغ ۳۳۰ میلیون ریال و حتی بمراتب بیشتر از دو برابر قیمت واقعی ان بخواهانها فروخته و مبادرت به تنظیم اسناد رسمی ان کرده است.و ادعای حجر وی و متعاقبا صدور حکم حجر نامبرده انهم با عطف به ماسبق نمودن از یکسال قبل از معامله خواهانها، مقدمه ای برای ابطال معامله منعقده بوده و با توجه به شهادت شهود و گزارش کارشناس تامین دلیل درخصوص ارزش واقعی مغازه مورد بحث و گواه بودن خانم ل. ک. ک. بعنوان همسر فروشنده و یکی از شهود معامله بر صحت معامله و انتخاب وکیل توسط اقای س. ن. برای تعقیب ادعای واهی جنون و تحقیقات مامورین انتظامی و مکاتبات اقای س. ن. با اداره اوقاف و اعطای وکالت رسمی یکی از خواهانها و معرفی به اداره اوقاف جهت تنظیم قرارداد، موید سلامت عقلی وی میباشد. و با توجه به اینکه موضوع مبایعه نامه عادی مورخ ۸۶/۴/۱۷ یکباب انباری حدود ۱۰ مترمربع که توسط خواهان تعمیر اساسی شده و میلیونها تومان خرج ان گردیده است.لذا اقدام فوق برای از بین بردن حق خواهان و تملک حقوق شرعی و قانونی وی بوده و مستدعی صدور رای بشرح ستون خواسته شده و فتوکپی های: ۱- دادنامه شماره ۲۷۹-۹۳/۳/۴ صادره از شعبه ۸ دادگاه خانواده کرمان مبنی بر صدور حکم حجر اقای ح. ن. و شروع ان حداقل از سال ۱۳۸۵. ۲- سند عادی مورخ ۸۶/۴/۱۷ تنظیمی فیمابین اقایان ح. ن. ( بعنوان فروشنده ) . م. ث. ( بعنوان خریدار ) درخصوص یکباب مغازه واقع در * ساحت حدود ۱۸ مترمربع که از موقوفه ثلثی م. ع. میباشد. ( بعنوان مورد معامله ) کلا به مبلغ ۳۳۰ میلیون ریال. ۳- استشهادیه محلی مفادا مبنی بر سلامت روحی اقای ح. ن. و واگذاری مغازه مورد معامله توسط نامبرده به خواهان. ۴- درخواست خانم پ. و. خ. به وکالت از اقای ح. ن. بعنوان دادیاری شعبه سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب کرمان مبنی بر صدور حکم حجر اقای ح. ن. بعلت ابتلای به بیماری روانی از ابتدای سال ۱۳۸۵ بلحاظ جنون ادواری. ۵- قیم نامه مورخ ۹۳/۸/۲۴ صادره از دادسرای عمومی و انقلاب کرمان مبنی بر قیمومت خانم ل. ک. ک. بر ح. ن. ۶- صورتجلسه مورخ ۹۲/۱/۱۸ مبنی بر انجام تحقیقات محلی توسط مامور اجراییات دادگستری درخصوص وضعیت روانی و حجر اقای ح. ن. . ۷- نظریه مورخ ۹۴/۹/۱۴ اقای ع. م. ( کارشناس رسمی دادگستری ) بعنوان شورای حل اختلاف شماره ۵ * در پرونده تامین دلیل ان شورا درخصوص تعیین میزان سرقفلی مغازه مورد ترافع در سال ۱۳۹۶. ۸- وکالتنامه رسمی شماره ۱۴۰۰۹۹-۸۶/۶/۲۴ تنظیمی در دفتر خانه اسناد رسمی شماره ۴۱ * مشعر بر تفویض وکالت از ناحیه اقای ح. ن. به خانم ر. ا. ف. ا. جهت انجام امور اداری و انتقال یکباب انباری که بصورت مغازه در امده است. ۹- قرارداد اجاره مورخ ۹۱/۷/۱۵ تنظیمی فیمابین موقوفه متصرفی ثلثی م. ع. ( بعنوان موجر ) و خانم ر. ا. ف. ا. ( بعنوان مستاجر ) درخصوص ششدانگ عرضه و اعیان انباری از موقوفه ثلثی م. ع. ( بعنوان مورد اجاره ) . ۱۰- دوفقره نامه های اقای ح. ن. بعنوان اداره اوقاف و امور خیریه کرمان درخصوص مورد اجاره فوق. ۱۱- نامه مورخ ۸۶/۴/۲۵ اقای ح. ن. بعنوان مستاجر مورد اجاره فوق بعنوان اداره اوقاف و امور خیریه کرمان مبنی بر تنظیم اجاره نامه راجع به مورد اجاره فوق با خانم ر. ا. ف. ا. . ۱۲- مکتوب منتسب به اقای ح. ن. مبنی بر فروش انباری مورد بحث به اقای م. ث. ، را پیوست دادخواست تقدیمی مینماید. دادخواست مذکور در تاریخ ۹۴/۹/۱۵ جهت رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان ارجاع شده و شعبه مزبور در تاریخ فوق پرونده اصلی را از شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی سابق کرمانی مورد مطالبه قرار داده و طرفین را نیز دعوت بدادرسی مینماید. در تاریخ ۹۵/۷/۳ جلسه دادرسی شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان با حضور وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل خواهانها مفادا با تکرار مندرجات دادخواست، تقاضای رسیدگی بشرح دادخواست تقدیمی را نموده و بلحاظ اینکه اعتراض ثالث نسبت به حکم حجر بوده و رسیدگی به موضوع حجر در صلاحیت دادگاه خانواده است.لذا رسیدگی بدعوی اعتراض ثالث مطروحه را در صلاحیت شعبه ۱۴ دادگاه حقوقی ( ویژه خانواده ) فعلی که شعبه ۸ دادگاه حقوقی سابق میباشد. اعلام داشته و بصلاحیت دادگاه ایراد می نماید. وکیل خوانده نیز اظهار میدارد. که حکم حجر اقای ح. ن. با توجه به گواهی پزشکی قانونی صادر شده که تمامی سوابق بیمار مورد استعلام قرار گرفته و تاریخ حجر یکسال قبل از انجام معامله میباشد. و در ان زمان، نامبرده دارای اهلیت برای انجام معامله نبوده و ذیل قرارداد را همسر ن. بنام ل. ک. امضای ننموده و رسیدگی به صحت معامله در صلاحیت دادگاهی است.که بطلان معامله را رسیدگی مینماید. شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان، خلاصتا بلحاظ اینکه رسیدگی بدادخواست اعتراض ثالث باید در دادگاهی رسیدگی شود. که دادنامه مورد اعتراض را صادر نموده است.و شعبه ۱۰ دادگاه حقوقی که حکم حجر را صادر نموده است، صالح برسیدگی است.لذا پرونده را بنظر رییس کل دادگاههای عمومی و انقلاب کرمان میرساند. و رییس کل دادگاههای عمومی و انقلاب کرمان نیز در تاریخ ۹۵/۷/۷ پرونده را جهت رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان اعاده مینماید. و طرفین حسب دستور دادگاه دعوت بدادرسی میگردند. در تاریخ ۹۵/۱۱/۱۸ جلسه دادرسی شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان با حضور طرفین و وکلای انان تشکیل شده و وکیل خواهانها مفادا همان اظهارات جلسه قبل و نیز مطالب مندرج در دادخواست تقدیمی را تکرار مینماید. و بشرح دادخواست تقدیمی مستدعی صدور حکم میگردد. وکیل خوانده نیز مفادا مطالب و اظهارات عنوان شده قبلی خود را تکرار نموده و خلاصتا با رد اظهارات و ادعای خواهانها و با استناد به نظریه پزشکی قانونی، تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر تایید حکم حجر محجور را مینماید. شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان بموجب دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۳۸۷۰۱۰۱۱۸۰-۹۵/۱۱/۲۷ درخصوص دادخواست اقای م. ث. بطرفیت خانم ل. ک. ک. به قیمومت از اقای ح. ن. بخواسته اعتراض ثالث بدادنامه شماره ۲۷۹-۹۳/۳/۴ صادره از شعبه ۱۴ دادگاه خانواده ۸ سابق و تقاضای نقض ان، بدین توضیح که بنا به دادنامه فوق الذکر اقای ح. ن. محجور شناخته شده است.و حال خواهان مدعی است.که صدور این دادنامه به حقوق مسلم وی خلل وارد میاورد. پرونده موصوف مورد بررسی قرار گرفت معلوم گردید.که رای محجوریت مستندا به نظر پزشکی قانونی و پرونده بالینی خوانده صادر گردیده است. و خواهان نیز مدعی است.که وی سالها در بازار به کار عتیقه فروشی مشغول بوده و نمیتواند محجور باشد. که البته بنظر میرسد در این کار موفقیتی نداشته و به نوعی باعث از دست دادن ان شده است.لذا مستندا به مواد ۴۱۷ ببعد قانون ایین دادرسی مدنی و ماده ۴۹۷ این قانون، دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم به رد دعوی خواهان و تایید دادنامه شماره فوق صادر مینماید. دادنامه فوق مورد تجدیدنظر خواهی اقای س. ن. ب. لت از اقای م. ث. و خانم ر. ا. ف. ا. قرار گرفته طی لایحه تجدیدنظر خواهی پیوست دادخواست تجدیدنظر خواهی تقدیمی، خلاصتا، اعلام میدارد. که موکلین وی بموجب دادخواست بدوی تقدیمی، دو نفر میباشند که دادگاه صادرکننده رای تجدیدنظر خواسته، نسبت به یکنفر از انها بنام اقای م. ث. ، اقدام بصدور رای نموده و در مورد خواهان دیگر بنام خانم ر. ا. ف. ا. اظهارنظر ننموده است.و همچنین صلاحیت رسیدگی بدعوی اعتراض ثالث مطروحه را هم نداشته است.و در ماهیت دعوی نیز مطالب مشروحی را در توجیه ان عنوان میدارد. پرونده امر در تاریخ ۹۶/۲/۱۹ جهت رسیدگی به شعبه ۹ دادگاه تجدیدنظر استان کرمان ارجاع میشود. شعبه ۹ دادگاه تجدیدنظر استان کرمان در وقت فوق العاده طبق دادنامه شماره ۹۶۰۹۹۷۳۴۱۳۹۰۰۷۹۳- ۹۶/۷/۱۹ درخصوص تجدیدنظر خواهی اقای م. ث. بطرفیت خانم ل. ک. به قیمومت از محجور اقای ح. ن. از رای شماره ۹۵۰۹۹۷۳۸۷۰۱۰۱۱۱۸۰ شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان که بموجب ان دعوی تجدیدنظر خواه با عنوان اعتراض ثالث بدادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۳۴۱۰۸۰۰۲۷۹ محکوم به رد شده است، نظر باینکه رای تجدیدنظر خواسته مسبوق و متکی به رسیدگی و بررسی ادله و مدارک طرفین توسط دادگاه نیست و اقتضای داشت چنانچه دادگاه نخستین پرونده مربوط به رای اصلی مورد اعتراض و پزشکی قانونی را ملاحظه و بررسی کرده است.صورت جلسه تنظیمی مربوط به ان در پرونده درج شود. تا احراز ان مسلم باشد. و ایضا ضرورت داشت با توجه به اظهار وکیل تجدیدنظرخواه در جلسه دادگاه نخستین، موضوع درخواست کارشناسی او که نوعی ابراز دلیل محسوب میشود. هم بررسی و بعلل عدم پذیرش ان در رای اشاره میشد که با این وصف وضعیت این دلیل در پرونده معلق و بنظر میرسد که به ان توجه نشده است.و علی ایحال در فرضی که رایی مورد اعتراض ثالث قرار میگیرد بدلالت ضمنی و تلازم متضمن این معناهم هست که ادله ان رای نیز مورد تعرض است.و اشاره و استناد صرف به همان ادله مبنای رای مورد اعتراض، برای رد دعوی نخستین تجدیدنظر خواه، بدون بررسی و صحت و سقم انها وجاهت قانونی ندارد. و نظر باینکه رای از حیث نحوه استدلال و نتیجه ماخوذه و همچنین عبارت حکم به رد بیشتر صدور قرار رد را تداعی میکند و با ان انطباق بیشتری دارد. و دلالتی بر رسیدگی ماهیتی ندارد. تا قضیه مقتضی صدور حکم بوده باشد.، بنابراین به جهات یادشده و مستفاد از ملاک ماده ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی، با تلقی حکم به قرار و نقض ان باستناد ماده ۳۵۳ ان قانون، پرونده را برای رسیدگی ماهوی بدادگاه نخستین بازمیگرداند و ضمنا راجع به تجدیدنظرخواهی خانم ر. ا. ف. ا. با وکالت اقای س. ن. از رای مذکور، نظر باینکه دادگاه نخستین راجع به ادعای وی اثباتا یا نفیا اظهارنظر نکرده است.لذا در موقعیت کنونی، دادگاه را غیرمواجه با تکلیف اعلام میدارد. پس از وصول پرونده بدادگاه بدوی ( شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان ) ، مرجع مزبور، طرفین را دعوت بدادرسی مینماید. در تاریخ ۹۷/۱/۲۶ جلسه رسیدگی دادگاه عمومی فوق الذکر با حضور وکلای طرفین تشکیل شده و وکلای مذکور مفادا همان و مدافعات جلسات قبلی خود را تکرار نموده و وکیل خواهانها مجددا صلاحیت ان دادگاه را در رسیدگی بموضوع بلحاظ صالح بودن دادگاه خانواده صادرکننده دادنامه معترض عنه مورد ایراد قرار میدهد. شعبه ۸ دادگاه عمومی حقوقی کرمان طی دادنامه شماره ۵۲-۹۷/۱/۲۶ خلاصتا بلحاظ اینکه اعتراض ثالث نسبت بدادنامه شماره ۲۷۹-۹۳/۳/۴ شعبه ۱۴ خانواده ۸ سابق خانواده، اصلی بوده و میبایست همان دادگاهی رسیدگی نماید. که دادنامه مورد اعتراض را صادر نموده است.لذا مستندا به ماده ۴۱۷ ببعد قانون ایین دادرسی مدنی، قرار عدم صلاحیت بشایستگی شعبه ۱۴ خانواده در رسیدگی بدعوی مطروحه صادر مینماید. پرونده امر در تاریخ ۹۷/۲/۴ جهت رسیدگی به شعبه ۳ دادگاه خانواده کرمان ارجاع میشود. و شعبه ۳ دادگاه خانواده کرمان ( شعبه ۱۴خانواده سابق ) دعوت بدادرسی مینماید. در تاریخ ۹۷/۳/۲۰ جلسه دادرسی شعبه ۳ دادگاه خانواده کرمان ( شعبه ۱۴ سابق خانواده ) با حضور اقای م. ث. ( ا. از خواهانها ) و وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل معترضین ثالث ( خواهانها ) با تکرار مفاد دادخواست تقدیمی، خواسته را بشرح دادخواست مذکور اعلام داشته و مطالبی را عنوان مینماید. وکیل محجور نیز مدافعات خود را بشرح مضبوط در پرونده اعلام میدارد. شعبه مذکور پرونده موضوع صدور حکم حجر را از شعبه ۸ دادگاه حقوقی مطالبه نموده و مقرر میدارد. محجور جهت مدافعات روانپزشکی و تعیین دقیق زمان محجوریت و تعیین نوع ان به کمیسیون