دعوای تخلیه مجدد در فرض ملغی اثر شدن دادنامه قبلی

خلاصهٔ رأی

پیام: اگر در قرارداد بیع سرقفلی، شرط شود که در صورت عدم پرداخت چک های ثمن معامله، بایع، حق فسخ دارد و متعاقب آن موجر، قرارداد اجاره نسبت به شش دانگ مورد معامله با خریدار تنظیم نماید با توجه به اینکه با انتقال صورت گرفته، رابطه استیجاری بایع با موجر قطع گردیده و تخلیه مورد اجاره، مستلزم فسخ قرارداد یا ایجاد یک رابطه حقوقی جدید می باشد، انجام شرط یادشده، غیرمقدور بوده و شرط، باطل است.

متن کامل

دعوای تخلیه مجدد در فرض ملغی اثر شدن دادنامه قبلی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دعوای تخلیه مجدد در فرض ملغی اثر شدن دادنامه قبلی پیام: شرطِ اعمالِ قاعده اعتبار امر قضاوت شده، وحدت جهت است؛ بنابراین در صورت صدور حکم به رد دعوی تخلیه به علت فسخ قرارداد، دعوای ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله، مشمول قاعده یادشده نیست. عنوان: مصداق تعهد غیرمقدور و ضمانت اجرای آن پیام: اگر در قرارداد بیع سرقفلی، شرط شود که در صورت عدم پرداخت چک های ثمن معامله، بایع، حق فسخ دارد و متعاقب آن موجر، قرارداد اجاره نسبت به شش دانگ مورد معامله با خریدار تنظیم نماید با توجه به اینکه با انتقال صورت گرفته، رابطه استیجاری بایع با موجر قطع گردیده و تخلیه مورد اجاره، مستلزم فسخ قرارداد یا ایجاد یک رابطه حقوقی جدید می باشد، انجام شرط یادشده، غیرمقدور بوده و شرط، باطل است. مستندات: بند 6 ماده 84 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) -ماده 232 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9209980226300160 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/01/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی آقایان الف. پ و الف. ی به وکالت از آقای ع.الف. الف. به طرفیت آقای م. پ. با وکالت آقای ح. م. مبنی بر الزام خوانده به ایفاء و انجام کامل تعهد بند 1 قرارداد عادی مورخ 1380/10/16 مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله و همچنین حکم به ابطال مبایعه‌نامه عادی مقوم به 000/000/51 ریال دادگاه نظر به اینکه وکلای خواهان در جلسه اول رسیدگی دعوی اخیر را مسترد و خواسته را محدود و منجر به ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله (موضوع قرارداد مذکور) نمودند لذا مستنداً به بند ب ماده 107 قانون آئین دادرسی مدنی در مورد خواسته دوم صرف‌نظر از صحت یا سقم آن قرار رد دعوی را صادر و اعلام می‌دارد و اما در مورد خواسته اول با توجه به ایراد امر مختومه از سوی وکیل خوانده با استناد به دادنامه‌های 127 مورخ 1384/2/31 و 921 مورخ 1384/7/25 به ترتیب صادره از شعبات 18 دادگاه عمومی و 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و نظر به اینکه به خواسته مذکور رسیدگی و موجب دادنامه‌های قطعی ذکر شده حکم به رد آن صادر گردیده است بنابراین موضوع دعوی از اعتبار امر مختومه برخوردار ضمن وارد و موجه دانستن ایراد معنونه با استناد به بند 6 ماده 84 و 89 از قانون آئین دادرسی مدنی قرار رد دعوی در این قسمت هم صادر و اعلام می‌گردد رأی صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر تهران می‌باشد. رئیس شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران احمدی رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی آقای ع.الف. الف. با وکالت آقایان الف. پ. و الف. ی. به طرفیت آقای م. پ. با وکالت آقای ح. م. مبنی بر الزام خوانده به ایفاء کامل تعهد بند یک قرارداد عادی مورخ 1380/10/16 مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله و همچنین حکم به ابطال مبایعه‌نامه عادی مقوم به 000/000/51 ریال دادگاه نظر به اینکه وکلای خواهان در جلسه اول رسیدگی دعوی اخیر را مسترد و خواسته را محدود و منجز به ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله (موضوع قرارداد مذکور) نمودند لذا مستنداً به بند ب ماده 107 قانون آئین دادرسی مدنی در مورد خواسته‌ی دوم قرار رد دعوی را صادر و اعلام می‌دارد و بر این اساس ایراد مبهم و منجز نبودن خواسته مطروحه از ناحیه وکیل خوانده مردود است و اما در مورد خواسته‌ی اول نظر به اینکه شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان قرار رد دعوی این شعبه را که به اعتبار امر قضاوت شده مستنداً به دادنامه‌های 127 مورخ 1384/2/31 و 921 مورخ 1384/7/25 صادره از شعبات 18 دادگاه عمومی و 29 دادگاه تجدیدنظر صادر گردیده با این استدلال که خواسته‌ی سابق تخلیه از جهت فسخ قرارداد بوده حال‌آنکه در این پرونده ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه مورد قرارداد فی‌مابین است که از حیث جهت متفاوت با موضوع آراء مذکور است نقض و پرونده را جهت رسیدگی در ماهیت اعاده نموده است و نظر به اینکه به موجب مبایعه‌نامه مستند دعوی 5/6 سهم از سرقفلی یک باب مغازه صوتی و تصویری از ناحیه خواهان به خوانده فروخته شده و بابت ثمن معامله چک‌هایی مبادله شده است و طبق بند یک قرارداد شرط شده در صورت عدم وصول هر یک از چک‌های قید شده مبلغ چک 213228 به‌ عنوان ضرر و زیان به فروشنده پرداخت گردد و مورد معامله تخلیه و تحویل ایشان (خواهان) گردد و در ما نحن فیه 14 فقره از چک‌های صادره بابت ثمن معامله برگشت شده است بنابراین تخلف خوانده از شرط قراردادی محقق و نامبرده با توجه به تخلف از شرط موظف به ایفای تعهد یعنی تخلیه و تحویل مورد معامله می‌باشد و نظر به اینکه طرفین قرارداد مطابق مواد 10 و 219 ملتزم به وفای شرط می‌باشند و وکیل خوانده هم مدافعاتی به عمل‌آورده که با توجه به حاکمیت اصول صحت و لزوم قراردادها مؤثر در مقام نیست لذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد و ثابت تشخیص داده مستنداً به مواد 10 و 219 و 223 و 237 از قانون مدنی و ماده 198 از قانون آئین دادرسی مدنی حکم به الزام خوانده به ایفای تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله موضوع قرارداد مورخ 1380/10/16 به جهت تخلف از شرط قراردادی را صادر و اعلام می‌دارد رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر تهران می‌باشد. رئیس شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران احمدی رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی آقای الف. ی.و. به وکالت از آقای الف.الف به طرفیت آقای م. پ. نسبت به بخشی از دادنامه شماره 921201 مورخ 1392/11/29 صادره شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن راجع به دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله موضوع قرارداد مورخ 1380/10/16 فیما بین طرفین قرار رد دعوی به لحاظ برخورداری از وصف اعتبار امر مختومه صادر شده بنا به جهات ذیل وارد و قرار تجدیدنظر خواسته قابل تأیید نیست. توضیح اینکه آقای ع.الف. الف طی قرارداد مذکور 6/5 سهم از سرقفلی یک باب مغازه را به آقای م. پ. فروخته و بابت ثمن معامله چک‌هایی مبادله می‌شود و طبق بند 1 بیع نامه شرط شده که در صورت عدم وصول هریک از چک‌ها مبلغ یکی از آن‌ها به‌ عنوان ضرر و زیان به فروشنده پرداخت گردد و مورد معامله تخلیه و به ایشان تحویل شود. شعبه 18 دادگاه عمومی حقوقی تهران طی دادنامه شماره 127 مورخ 1384/2/31 که طبق دادنامه شماره 921 مورخ 1384/7/25 شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شده راجع به دعوی فروشنده مذکور به خواسته فسخ قرارداد –بیع نامه- و تخلیه موضوع قرارداد به لحاظ نبود رابطه استیجاری بین طرفین و (نبود) موجبی برای فسخ حکم به رد دعوی صادر نموده است. فی الحال با توجه به آراء اخیرالتوصیف راجع به دعوی آقای ع.الف. الف به خواسته ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله رأی تجدیدنظر خواسته صادر شده است. و حال‌آنکه خواسته موضوع حکم در دادنامه‌های شماره‌های 127-1384/2/31 شعبه 18 عمومی حقوقی تهران و 921-1384/7/25 شعبه 29 تجدیدنظر تهران فسخ قرارداد و تخلیه از جهت فسخ قرارداد است ولیکن آنچه در این پرونده موضوع خواسته است ایفاء تعهد مبنی بر تخلیه مورد قرارداد و معامله فی‌مابین است که از حیث جهت متفاوت با موضوع آراء مذکور است فلذا مستنداً به بندهای ج و ه از ماده 348 و ماده 353 از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض قرار موصوف عنه، پرونده را جهت رسیدگی و صدور حکم در ماهیت به دادگاه صادرکننده آن اعاده می‌نماید. رئیس و مستشار شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران حضرتی - حاجی حسنی رأی دادگاه تجدیدنظر استان رأی دادگاه تجدیدنظرخواهی م. پ. با وکالت ح. م. به طرفیت ع.الف. الف. با وکالت الف. ی. نسبت به دادنامه شماره 857 مورخ 1393/10/27 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر الزام تجدیدنظرخواه به ایفای تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله موضوع قرارداد مورخ 1380/10/16 صادر گردیده وارد و محمول بر صحت بوده و بر استدلال و استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال قانونی وارد است زیرا تجدیدنظرخوانده برابر قرارداد مورخ 1380/10/16 شش و نیم سهم از 15 سهم از منافع یکباب مغازه را به تجدیدنظرخواه منتقل نموده و متعاقب آن، مالک با تجدیدنظرخواه قرارداد اجاره نسبت به شش‌دانگ مغازه مذکور تنظیم نموده است لذا با انتقال صورت گرفته رابطه استیجاری نامبرده با موجر قطع گردیده و تخلیه و تحویل مورد اجاره مستلزم فسخ قرارداد یا ایجاد یک رابطه حقوقی جدید می‌باشد از طرفی انجام شرط مندرج در قرارداد مورخ 1380/10/16 مبنی بر تخلیه مورد معامله درصورت برگشت چک‌ها به لحاظ مراتب فوق‌الذکر در وضعیت معامله آنان غیرمقدور بوده و شرط مذکور مشمول مقررات ماده 232 قانون مدنی می‌باشد از این رو دادگاه ادعای تجدیدنظرخواه را وارد می‌داند مستنداً به ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند ه ماده 348 قانون مرقوم، ضمن پذیرش درخواست تجدیدنظرخواهی و نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران میرحسینی - محمدترابی رأی دادگاه تجدیدنظر استان رأی دادگاه تجدیدنظرخواهی م. پ. با وکالت ح. م. به طرفیت ع.الف. الف. با وکالت الف. ی. نسبت به دادنامه شماره 857 مورخ 1393/10/27 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر الزام تجدیدنظرخواه به ایفای تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله موضوع قرارداد مورخ 1380/10/16 صادر گردیده وارد و محمول بر صحت بوده و بر استدلال و استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال قانونی وارد است زیرا تجدیدنظرخوانده برابر قرارداد مورخ 1380/10/16 شش و نیم سهم از 15 سهم از منافع یکباب مغازه را به تجدیدنظرخواه منتقل نموده و متعاقب آن، مالک با تجدیدنظرخواه قرارداد اجاره نسبت به شش‌دانگ مغازه مذکور تنظیم نموده است لذا با انتقال صورت گرفته رابطه استیجاری نامبرده با موجر قطع گردیده و تخلیه و تحویل مورد اجاره مستلزم فسخ قرارداد یا ایجاد یک رابطه حقوقی جدید می‌باشد از طرفی انجام شرط مندرج در قرارداد مورخ 1380/10/16 مبنی بر تخلیه مورد معامله درصورت برگشت چک‌ها به لحاظ مراتب فوق‌الذکر در وضعیت معامله آنان غیرمقدور بوده و شرط مذکور مشمول مقررات ماده 232 قانون مدنی می‌باشد از این رو دادگاه ادعای تجدیدنظرخواه را وارد می‌داند مستنداً به ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند ه ماده 348 قانون مرقوم، ضمن پذیرش درخواست تجدیدنظرخواهی و نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران میرحسینی - محمدترابی رأی دادگاه تجدیدنظر استان رأی دادگاه تجدیدنظرخواهی م. پ. با وکالت ح. م. به طرفیت ع.الف. الف. با وکالت الف. ی. نسبت به دادنامه شماره 857 مورخ 1393/10/27 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر الزام تجدیدنظرخواه به ایفای تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله موضوع قرارداد مورخ 1380/10/16 صادر گردیده وارد و محمول بر صحت بوده و بر استدلال و استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال قانونی وارد است زیرا تجدیدنظرخوانده برابر قرارداد مورخ 1380/10/16 شش و نیم سهم از 15 سهم از منافع یکباب مغازه را به تجدیدنظرخواه منتقل نموده و متعاقب آن، مالک با تجدیدنظرخواه قرارداد اجاره نسبت به شش‌دانگ مغازه مذکور تنظیم نموده است لذا با انتقال صورت گرفته رابطه استیجاری نامبرده با موجر قطع گردیده و تخلیه و تحویل مورد اجاره مستلزم فسخ قرارداد یا ایجاد یک رابطه حقوقی جدید می‌باشد از طرفی انجام شرط مندرج در قرارداد مورخ 1380/10/16 مبنی بر تخلیه مورد معامله درصورت برگشت چک‌ها به لحاظ مراتب فوق‌الذکر در وضعیت معامله آنان غیرمقدور بوده و شرط مذکور مشمول مقررات ماده 232 قانون مدنی می‌باشد از این رو دادگاه ادعای تجدیدنظرخواه را وارد می‌داند مستنداً به ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند ه ماده 348 قانون مرقوم، ضمن پذیرش درخواست تجدیدنظرخواهی و نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران میرحسینی - محمدترابی رأی دادگاه تجدیدنظر استان رأی دادگاه تجدیدنظرخواهی م. پ. با وکالت ح. م. به طرفیت ع.الف. الف. با وکالت الف. ی. نسبت به دادنامه شماره 857 مورخ 1393/10/27 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر الزام تجدیدنظرخواه به ایفای تعهد مبنی بر تخلیه و تحویل مورد معامله موضوع قرارداد مورخ 1380/10/16 صادر گردیده وارد و محمول بر صحت بوده و بر استدلال و استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال قانونی وارد است زیرا تجدیدنظرخوانده برابر قرارداد مورخ 1380/10/16 شش و نیم سهم از 15 سهم از منافع یکباب مغازه را به تجدیدنظرخواه منتقل نموده و متعاقب آن، مالک با تجدیدنظرخواه قرارداد اجاره نسبت به شش‌دانگ مغازه مذکور تنظیم نموده است لذا با انتقال صورت گرفته رابطه استیجاری نام