دعوای ابطال وکالت نامه رسمی به علت عدم امضای ثبت دفتر

خلاصهٔ رأی

پیام: با توجه به اینکه در صورت عدم امضا ثبت دفتر توسط موکل، وکالت نامه تنظیمی، باطل و بلااثر است و اعلام بطلان مجدد آن تحصیل حاصل خواهد بود، بنابراین دعوای ابطال آن، محکوم به بطلان

متن کامل

دعوای ابطال وکالت نامه رسمی به علت عدم امضای ثبت دفتر Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: دعوای ابطال وکالت نامه رسمی به علت عدم امضای ثبت دفتر پیام: با توجه به اینکه در صورت عدم امضا ثبت دفتر توسط موکل، وکالت نامه تنظیمی، باطل و بلااثر است و اعلام بطلان مجدد آن تحصیل حاصل خواهد بود، بنابراین دعوای ابطال آن، محکوم به بطلان است. عنوان: شرط صحت انتقال منافع عین مستاجره پیام: در اجاره های مشمول قانون روابط موجر و مستاجر 1356، تنظیم سند رسمی، شرط صحت انتقال منافع عین مستاجره است؛ بنابراین درصورت تنطیم سند عادی انتقال، دعوای الزام به تنظیم سند رسمی رد می شود. عنوان: بیع سرقفلی (کسب و پیشه و تجارت) پیام: با توجه به اینکه موضوع عقد بیع باید عین باشد و حق سرقفلی(کسب و پیشه و تجارت) فعلیت نداشته و صرفاً در مورد تخلیه عین مستاجره آن، هم بدون تخلفات قانونی برای مستاجر فعلیت و قطعیت می یابد، نمی تواند موضوع معاوضه واقع گردد بلکه صرفاً در قلمرو انتقال منافع مورد اجاره و منحصراً با سند رسمی قابل انتقال است. مستندات: ماده 63 قانون ثبت اسناد و املاک -ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر - شماره دادنامه قطعی : 9309980227700409 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/05/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی درخصوص دعوی خواهان ( ع. الف.ف. با وکالت بعدی آقای دکتر الف. الف. ) به طرفیت خوانده ( ا.ع. با وکالت آقای م. ز. ) دایر بر تنفیذ صلح نامه های مورخ 1391/10/25 و 1391/10/30 و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم سند رسمی انتقال 3 دانگ موضوع صلح نامه های مذکور ، از سرقفلی رستوران ا. به پلاک ثبتی .....و مطالبه سود قدرالسهم به نسبت سه دانگ مذکور، و دعوی طاری آقای ا. ع. با وکالت آقایان ن. س. و الف. ج.ج. یک ، به طرفیت خواندگان (1- ع. الف.ف. 2- ع. م.) دایر بر 1-ابطال صلح نامه 2-ابطال وکالت نامه و اعلام بطلان معامله موضوع سند صلح نامه ،الف،خواهان دعوی اصلی در توجیه ادعای خود نوشته است به موجب صلح نامه مورخ 1391/10/25 (یک دانگ) و صلح نامه مورخ 1391/10/30 (دودانگ) از سرقفلی رستوران ا.به وی واگذار گردیده است و وکالت نامه شماره ....مورخ 1391/10/19 دفترخانه شماره *** تهران نیز تنظیم گردیده است صدور حکم به تنفیذ صلح نامه های مذکور و الزام خوانده به تنظیم سند رسمی انتقال سرقفلی سه دانگ پلاک ثبتی .....موضوع رستوران ا. مورد تقاضاست ،همچنین سود قدرالسهم به نسبت 3 دانگ مزبور از تاریخ انعقاد صلح نامه های استنادی مورد مطالبه است وکیل نامبرده بشرح لایحه واصله بشماره 3041-1392/10/7 اضافه کرده است 1-آقای ا.ع. (خوانده ) به موجب سند اجاره بشماره .....مورخ 1389/5/18 ،دفترخانه شماره *** تهران ، مالک سرقفلی رستوران ا. واقع در تهران ..............بوده که قریب 9 سال پیش برای انجام امور اداری و کاری خود در رستوران مزبور، آقای ع. الف.ف. د (موکل ) را دعوت به همکاری می نماید اما بعلت اینکه نامبرده بخاطر معاملات خود بدهی های بسیاری (نزدیک 600/000/000 تومان) بالا آورده بوده برای فرار از دست طلبکاران خود گاه و بیگاه به کشور آلمان می رود و تمامی امورات رستوران را به آقای ع. ا. (خواهان ) واگذار می نماید و به ایشان قول می دهد که چنانچه بدهی های وی را پرداخت و تسویه نماید و رستوران سرپا نگاه دارد نامبرده در مقابل خدمات انجام گرفته سه دانگ از حق سرقفلی رستوران مربوط را به آقای الف.ف. واگذار نماید 2- آقای الف.ف. (خواهان ) در ظرف مدت 5 سال با کار و تلاش شبانه روزی تمامی بدهی های آقای ا. ع. پرداخت و رضایت تمامی طلبکاران را جلب می نماید ، پس از رجوع آقای ا. ع. به کشور و به پاس قدردانی از خدمات صورت گرفته توسط آقای الف.ف. ،حاضر می شود طی یک فقره سند صلح عادی مورخ 1391/10/25 (یک دانگ) و همچنین طی وکالتنامه رسمی شماره .....مورخ 1391/10/19 و نهایتاً طی سند رسمی مورخ 1391/10/30 دو دانگ دیگر (جمعاً سه دانگ) از حق سرقفلی رستوران مزبور را به آقای ع. الف.ف. صلح می نماید، 3-با وجود اینکه آقای ا.ع. در کمال صحت و سلامت عقل ،اسناد فوق الذکر را تنظیم و امضاء نموده اند و به عبارت دیگر تمامی حقوق عینی ،واقعی ،فرضی، و تصویری و احتمالی خود را نسبت به سه دانگ حق سرقفلی خود به آقای ع. الف.ف. منتقل نموده است ،اما با کمال تاسف و تحت تاثیر تعدادی از نزدیکان و اطرافیان خود این نقل و انتقالات را انکار نکرده و مانع انتفاع و بهره برداری موکل از حق سرقفلی خود شده و ایشان را به رستوران هم راه نمی دهد و با آمدن پلیس 110 و طرح شکایت ممانعت از حق از سوی آقای ع. الف.ف. در دادسرای ناحیه 6 تهران مناقشه ادامه دارد وکیل محترم خوانده در لایحه دفاعیه مورخ 1392/8/2 سعی نموده است تا آقای الف.ف. د (خواهان ) را فردی سوء استفاده گر معرفی نماید که از ناتوانی جسمی وکسالت روحی آقای ع. سوء استفاده نموده و با اخذ وکالت رسمی شماره ....مورخ 1391/10/19 دفترخانه شماره *** تهران ،و قراردادن اوراق صلح نامه در لابه لای اوراق دیگر سعی در تصاحب اموال نامبرده را دارد دلایل بی اعتباری این ادعاها بشرح ذیل به استحضار عالی می رسد وکیل محترم خوانده در لایحه مذکور مدعی شده است که گویا آقای ع. به گمان اینکه وکالت نامه مذکور یک وکالت نامه کاری است ذیل آن را امضاء کرده است و بعد از اینکه مطلع شده است که وکالت نامه مزبور یک وکالت فروش است از امضاء ثبت دفتر خودداری کرده است در این مورد متذکر می شود که اولاً آقای الف.ف. در وکالت نامه های ....مورخ 1384/8/28 و ....مورخ 1391/11/24 دفترخانه شماره *** تهران وکالت کاری و اداری جامع داشته است و دیگر نیازی به تنظیم وکالت نامه کاری جدید نداشته است این امر خود حکایت از این واقعیت دارد که وکالت نامه 52923 مورخ 1391/10/19 دفترخانه *** تهران یک وکالت فروش است ثانیاً وکیل خوانده مدعی است که آقای ع. ثبت دفتر را امضا نکرده است و از این جهت وکالت بی اعتبار است در این رابطه باید گفت وفق ماده 63 قانون ثبت اسناد و املاک ((طرفین معامله باید ثبت سند را ملاحظه کرده و مطابقت آن ثبت با اصل سند توسط مشارالیهم و مسئول دفتر ثبت تصدیق گردد))یعنی طرفین معامله ابتدا باید اطمینان حاصل کنند که ثبت با سند برابر است یا نه و بعد از آن اسناد را امضا کننده اصولاً در دفاتر اسناد رسمی امضا سند و امضا ثبت دفتر به صورت هم زمان است و وقتی گفته می شود که ثبت با سند برابر است منظور بیان اولویت و تقدم سند بر ثبت است و البته خود سند نیز استقلال و سندیت دارد و عدم امضا ثبت دفتر خدشه ای به اعتبار سند وارد نمی کند ثالثاً حتی اگر بپذیریم که عدم امضا ثبت دفتر باعث خروج وکالت نامه از اعداد اسناد رسمی شود اما باز در عین حال این سند یک سند عادی محسوب می شود که تمام ارکان یک سند عادی در آن وجود دارد و موکل از دادگاه خواهان تنفیذ این سند عادی است رابعاً اگر آقای الف.ف. (موکل) سوء نیت داشت و به تصاحب اموال دیگران می اندیشید ،چرا با وجود آن که وکالت نامه مزبور ناظر به ششدانگ سرقفلی بود تمامی ششدانگ حق سرقفلی را در دفترخانه بنام خود انتقال نداد انتقال دودانگ از حق سرقفلی و نه ششدانگ موضوع دعوی به موجب وکالت نامه فوق الذکر حاکی از حقیقت داشتن ادعای خواهان (موکل) است و اما موضوع صلح نامه وکیل محترم خوانده در مورد سند صلح نامه عادی مورخ 1391/10/25 مدعی شده است که دو فقره صلح نامه وجود دارد که ظاهراً یک فقره از آن ناظر به یک دانگ و یک فقره دیگر ناظر به سه دانگ است و اضافه کرده اند که سند صلح نامه در مراجع رسمی و قانونی تنظیم نشده و مطابق ماده 48 قانون ثبت صلح نامه عادی در هیچیک از محاکم پذیرفته نیست ،در این ارتباط اعلام میدارد اولاً سند صلح نامه عادی مورد استناد موکل به تاریخ 2591 یک فقره صلح نامه و ناظر به یک دانگ است و اساساً چیزی بنام صلح نامه ناظر به سه دانگ وجود خارجی ندارد و از این جهت از دادگاه می خواهد تا خوانده محترم اصل سند صلح نامه ناظر به سه دانگ را به دادگاه ارائه نماید، ثانیاً خوانده محترم در مورد سند صلح نامه یک دانگ مورخ 1391/10/25 در مرجع کیفری مدعی جعل شد و بازپرس محترم پس از ارجاع سند به کارشناس بدوی و سپس به هیات کارشناسان رسمی اصالت و انتساب امضا و اثر انگشت صلح نامه را به آقای ع. احراز نموده و قرار منع تعقیب موکل (آقای الف.ف. ) را صادر نمود و این قرار عیناً در دادنامه شماره 845 صادره از شعبه 1039 دادگاه عمومی جزایی تهران مورد تائید قرار گرفته و قطعی شده است ثالثاً ثبت معاملات راجع به اعیان و منافع املاک ثبت شده و همچنین صلح نامه ،هبه نامه و شرکت نامه در دفاتر اسناد رسمی از آثار معاملات صحیح است و رویه قضایی نیز موید گویای این واقعیت است که وقتی معاملات به نحو شرعی و وفق مقررات مندرج در قانون مدنی انجام می شود محاکم نیز دعوی تنفیذ معامله و الزام به تنظیم سند رسمی انتقال را مسموع می دانند ،(آنجا که ملک دارای سابقه ثبتی است و مطابق ماده 22 قانون ثبت ، دولت فقط کسی را مالک می شناسد که ملک در دفتر ثبت و به نحو قانونی به وی منتقل شده است ،اما این امر مانع نمی شود تا کسی که به استناد مبایعه نامه عادی ملکی را خریده است ،الزام مالک به انتقال موضوع سند رسمی را از مراجع قضایی تقاضا کند) در مانحن فیه نیز خواسته موکل از دادگاه تنفیذ صلح نامه ناظر به یک دانگ موضوع سند عادی مورخ 1391/10/25 و صلح نامه ناظر به دو دانگ مورخ 1391/10/30 و همچنین الزام خوانده به تنظیم سند رسمی انتقال مجموعاً سه دانگ حق سرقفلی در دفترخانه اسناد رسمی است ،همچنین وکیل محترم خوانده مدعی شده است که گویا در سند اجاره سرقفلی ملک موضوع دعوی بشماره .....مورخ 1389/5/18 منتظم در دفترخانه *** تهران فی مابین آقای م. ب. (موجر) و ا. ع. (مستاجر) قید شده است که مستاجر حق واگذاری مورد اجاره را به غیر ندارد و از این جهت خواهان بی اعتباری اسناد مورد استنادی شده است در حالیکه مطابق ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 (( در صورتی که مستاجر محل کسب و پیشه و یا تجارت به موجب اجاره نامه حق انتقال به غیر داشته باشد می تواند برای همان شغل یا مشابه آن منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری انتقال دهد ، و هر گاه در اجاره نامه حق انتقال به غیر سلب شده باشد یا اجاره نامه ای در بین نباشد و مالک راضی به انتقال مورد اجاره به غیر نباشد باید در مقابل تخلیه مورد اجاره حق کسب پیشه و یا تجارت مستاجر را بپردازد ، والا مستاجر می تواند برای تنظیم سند رسمی انتقال به دادگاه رجوع نماید ، آنگونه را ملاحظه می شود ضمانت اجرای عدم رعایت مقررات اجاره ملکی که در آن مستاجر حق انتقال مورد اجاره به غیر ندارد ایجاد حق تخلیه ملک برای مالک عین مستاجره است آن هم در صورتیکه مالک عین مستاجره حق کسب و پیشه و یا تجارت را به مستاجر بپردازد، اینک موضوع خواسته مورد مطالبه است ، وکیل خوانده دعوی اصلی ،دفاعاً متعذر شده است، آقای ع. الف.ف. (خواهان ) نه سال است به عنوان کارمند و حسابدار در رستوران ا. متعلق به موکل (آقای ع. ) مشغول کار می باشد با انواع ترفندها و بعد از مدت متمادی ، با جلب اعتماد موکل ، اقدام به تنظیم اسناد واهی نموده و در طول این مدت بنا به اظهار خوانده ، در حین گرفتن امضا فاکتورها و مدارک به عنوان حسابدار رستوران ( با توجه به رابطه خادم و مخدومی) در لابلای اوراق متن و مفاد دلخواه خود را به امضای وی رسانده بعضاً برگ سفید امضا نیز گرفته است که قبلاً طی چند مرحله این موارد طی اظهارنامه به وی اخطار شده است ، لیکن نامبرده با انواع حیل تلاش دارد به نحوی از انحا اموال موکل را به ناحق تصاحب نماید که خلاصه ماجرا بشرح آتی به استحضار می رسد ، 1-خواهان سال های متمادی است به عنوان کارمند و حسابدار در رستوران موکل مشغول بکار بوده که نمونه هایی از لیست گزارش بیمه تامین اجتماعی به پیوست تقدیم می گردد 2-بارها آقای الف.ف. با جلب اعتماد آقای ع. به بهانه اینکه بعلت کهولت سن وکسالت روحی و جسمانی صاحب کار(آقای ع. ) می خواهد به وی خدمت و کمک نماید از نامبرده و همسرش وکالت کاری گرفته است (نمونه پیوستهای شمارگان 10و11) 3-در تاریخ 1391/10/19 مجدداً آقای ا.(خواهان ) با توجه به اعتماد کامل آقای ع. به بهانه اینکه می خواهد یک فقره وکالت کاری جامع داشته باشد تا صاحب کارش کمتر به زحمت بیفتد اقدام به تنظیم وکالت نامه ای می نماید و در آن متنی را می گنجاند که تمام اختیارات اموال و دارایی آقای ع. به وی واگذار گردد و با استفاده از اعتماد آقای ع. و کسالت جسمی و روحی وی حتی امضا وی را نیز در متن بنچاق تنظیم شده اخذ می نماید ولی از آنجا که اسم همسر آقای ع. بنام خانم م. م. نیز در متن آورده شده بود خانم م. قبل از امضا متن سند منتظمه را مطالبه و متوجه قضیه شده ضمن اینکه از امضای آن خودداری می کند شوهرش آقای ع. را نیز از موضوع مطلع می سازد که آقای ع. نیز ضمن خودداری از امضا ثبت دفتر اساس به دفترخانه تنظیم کننده اعلام می نماید که قصد وی اینگونه وکالت نبوده و آن را باطل نمایند ولی آقای الف.ف. به دفترخانه اصرار می نماید که برگ وکالت را اخذ نماید ولی دفترخانه از دادن برگ وکالت ناتمام به وی امتناع می ورزد که آقای الف.ف. با مراجعه به بازرسی سازمان ثبت اسناد و املاک اقدام به شکایت علیه سردفتر دفترخانه تنظیم کننده سند ناتمام نموده و خواستار نسخه ای از آن می گردد که بازرسی سازمان مذکور پس از رسیدگی به وی اعل