درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم پرداخت نفقه در مذهب شافعی

خلاصهٔ رأی

صیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم و فتوای معتبر و مسلم فقه شافعی در صفحات 186و 187 کتاب فقه السنه و صفحات 222 و 223 جلد سوم کتاب شریعت اسلام و صفحات442و443جلدسوم کتاب مغنی المحتاج علی متن منهاج الطالبین حکم به فسخ نکاح خواهان از خوانده و تفریق قضائی بین آنان صادر و اعلام نمود رأی صادره غیابی و ظرف 20روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی دراین دادگاه وسپس ظرف20روز قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر مرکز استان است.

متن کامل

درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم پرداخت نفقه در مذهب شافعی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم پرداخت نفقه در مذهب شافعی پیام: بر حسب مذهب شافعی، در صورتیکه زوج به مدت سه روز نفقه ضروری زوجه را پرداخت نکند، زوجه می تواند درخواست فسخ نکاح کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970906800801 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/11/14 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9209984424700396 شماره دادنامه : 9409970906800801 تاریخ : 1394/11/14 خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1392/3/26 آقای داود انصاری اوغول بیگ به وکالت از خانم مینا شاه محمدی در دادخواست تقدیمی بطرفیت آقای الف. م. بخواسته صدور حکم به فسخ نکاح توضیح داد : برابر سند رسمی ازدواج موکله در تاریخ 1389/10/17 به عقد نکاح دائم خوانده در آمده با استناد به استشهادیه محلی و عنداللزوم شهادت شهود ، خوانده قریب دو سال زندگی مشترک را ترک کرده و متواری شده و از تاریخ ترک منزل وجهی به موکله بابت نفقه نداده است بلحاظ فقدان اموال امکان الزام خوانده بپرداخت نفقه وجود ندارد استشهادیه پیوست موید این ادعاست به استناد فقه شافعی عدم امکان الزام زوج به پرداخت نفقه و عجز وی از ایفای این وظیفه از موجبات فسخ نکاح برای زوجه محسوب می شود با استناد به قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه درمحاکم قضائی استدعای رسیدگی و عنداللزوم استماع شهاذت شهود و صدور حکم بشرح خواسته را دارد. بموجب تصویر مصدق رونوشت سند ازدواج زوجین که به ضمیمه دادخواست میباشد زوجین شافعی مذهب می باشند. علاوه برتصویر رو نوشت عقد نامه مزبور تصاویر مصدق از نظریه تقویمی واصله از کارشناس منتخب شعبه 22 شورای حل اختلاف بوکان در خصوص نفقه ایام معوقه زوجه در ایام مذکور در سنوات 1390 و 1391 و از رأی غیابی شورای حل اختلاف مزبور دائر بر محکومیت زوج به پرداخت مهریه و نفقه ایام معوقه بشرح مرقوم و از استشهادیه ای که توسط 3 نفر امضاء و تسجیل شده و حاکی از صدق ادعای زوجه به ترک زندگی مشترک توسط زوج به مدت دو سال بلحاظ بدهکاری و نداشتن هیچ مالی جهت تأمین نفقه خانواده اش و عدم امکان الزام او به پرداخت نفقه و دارا بودن پرونده های متعدد در دادگاه نیز پیوست دادخواست مزبور است در جلسه مقرر رسیدگی در تاریخ 1392/7/4 خوانده با وجود ابلاغ نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن و اخطاریه اش حاضر نگردید از هیچیک از اصحاب دعوی لایحه ای واصل نگردید در غیاب خواهان آقای وکیل ایشان حاضر شد با تکرار دعوی و خواسته بشرح دادخواست تقدیمی افزودخوانده در حال حاضر بلحاظ پرونده های متعدد در زندان می باشد درخواست استعلام پرونده های خوانده را از رایانه دادگستری و استماع شهادت شهود را در راستای فقه شافعی و صدور حکم بشرح خواسته دارد. با صدور قرار استماع شهادت شهود خواهان و دعوت از طرفین در جلسه مقرر رسیدگی بعدی بتاریخ 1392/10/24 طرفین حاضر نشدند وکیل موصوف خواهان حاضر نگردید اما آقای ذوالفقار ذوالفقاری وکیل مع الواسطه آقای داود انصاری بوکالت از خواهان حضور یافت اظهار داشت شهود را حاضر کرده تقاضای تحقیق از آنانرا دارد بشرح اوراق جداگانه از اقرار آتی الذکر استماع شهادت گردید.1= آقای سامان شاه محمدی فرزند الف. 44 ساله برادر خواهان شهادت داد اطلاع کامل دارد که خوانده توانایی تامین و پرداخت نفقه خواهر او را ندارد فاقد هر گونه مال و ثروت می باشد بلحاظ بدهکاری در زندان است دو سال خواهر او را رها کرده و نفقه ای نداده و توانایی پرداخت نفقه را ندارد2= آقای هدایت مام قادری فرزند محمد صالح 45 ساله گفت هیچ نسبت و رابطه ای با طرفین ندارد اظهارات ایشان عین اظهارات گواه قبلی است پس از استعلام در خصوص بازداشت بودن خوانده از زندان بوکان در تاریخ 1392/12/10 اداره زندان بوکان پاسخ داد آقای الف. م. طی شماره 911992- 1392/6/18 بجرم ضرب و جرح عمدی با چاقو به تحمل یکسال حبس و بپرداخت مبلغ 63/080/000 ریال دیه و بجرم تحصیل مال نامشروع طی شماره 920150/1 ج - 1392/10/18 به تحمل 4 ماه حبس و بپرداخت مبلغ 200/000/000 ریال جریمه و 200/000/000 ریال رد مال در حق شهرداری محکوم شد و ده فقره محکومیت مالی جمعاً به مبلغ پنج میلیارد ریال دارد (برگ 27). دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بشرح دادنامه شماره 186- 93 مورخ 1393/1/31 پس از درج خلاصه از دعوی و خواسته و جریان دادرسی و پس از استماع شهادت شهود و استعلام سوابق کیفری خوانده و اظهارات وکیل خواهان در جلسه مقرر دادرسی و عدم حضور خوانده و مودای شهادت شهود خواهان که با اتیان سوگند و با قطع و یقین شهادت دادند که خوانده توانایی پرداخت نفقه خواهان را ندارد و تاریخ استعلام بعمل آمده از زندان بوکان حکایت از داشتن سوابق کیفری خوانده بجرائم ضرب و جرح عمدی و تحصیل مال نامشروع و ده فقره محکومیت های مالی دارد و عدم حضور خوانده در جلسات دادگاه علیرغم ابلاغ قانونی اخطاریه و ضمائم و عدم ابراز دفاع و اینکه طرفین پیرو مذهب شافعی بوده که مطابق مذهب زوجین نبودن نفقه و عجز از پرداخت و تامین آن از موجبات فسخ نکاح می باشد با مشروع تشخیص دادن دعوی خواهان و باستناد ماده واحده قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم و فتوای معتبر و مسلم فقه شافعی در صفحات 186و 187 کتاب فقه السنه و صفحات 222 و 223 جلد سوم کتاب شریعت اسلام و صفحات442و443جلدسوم کتاب مغنی المحتاج علی متن منهاج الطالبین حکم به فسخ نکاح خواهان از خوانده و تفریق قضائی بین آنان صادر و اعلام نمود رأی صادره غیابی و ظرف 20روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی دراین دادگاه وسپس ظرف20روز قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر مرکز استان است. بعد از ابلاغ قانونی رأی مذکور به زوج موصوف در تاریخ 1393/2/18 و ثبت واخواهی اش در تاریخ 1393/2/31 که مدعی شد به استناد مدارک محکمه پسند نفقه کامل همسرش را پرداخت و واریز کرد زوجه مبالع بسیار زیادی وجه نقد و وسایل را در اختیار دارد که کفاف مخارج حداقل 5 سال نامبرده را دارد بلحاظ وجود مستنداتی تقاضای تعیین وقت جهت رسیدگی به واخواهی و احقاق حق خود را دارد در جلسه مقرر رسیدگی 1393/7/5 که با حضور زوج واخواه و آقای داود انصاری به وکالت از زوج واخوانده تشکیل شد لایحه ای از طرفین دعوی واصل نگردیده زوج واخواه با تکرار مفاد دادخواست واخواهی خویش ضمن تقدیم تعداد 21 برگ تصاویر فیش های بانکی که ضمیمه پرونده شد گفت : کپی واریز مبالغی به شماره حساب آقای منصور شاه محمدی برادر واخوانده جهت ملاحظه دادگاه تقدیم گردید تقاضای نقض رأی واخواسته را دارد درخواست تجدید جلسه دیگری جهت مواجهه حضوری با وا خوانده تخصیص یابد او مهندس مکانیک است در کارخانه اسفالت شهرداری مشغول به کار بوده و پاداش آخر سال را طی یک فقره چک به پدر واخوانده بابت نفقه واخوانده پرداخت نموده اند و یک میلیون تومان پیش پرداخت منزل استیجاری در شهرک فرهنگیان را طی یک فقره چک به پدر واخوانده بابت نفقه پرداخت نموده است درخواست استعلام و تحقیق از کار فرمای خود در کارحانه آسفالت شهرداری بنام آقا عزیز پهلوانی دارد . وکیل واخوانده پاسخ داد : اولاً: وجوه مستندات ارائه شده توسط واخواه به حساب موکله واریز نشده است ثانیاً: بر فرض این که برای موکله واریز شده باشد مربوط به سالهای قبل از طرح دعوی می باشد وبرفرض صحت ادعای ایشان بعد از تیر ماه 1391 وجهی به موکله پرداخت نشده است و ادعای واخواه مبنی بر اینکه با فروش لوازم زندگی می توان حداقل 5 سال یا دو سال کفاف زندگی را میدهد عقلائی بنظر نمی رسد زیرا بر فرض صحت منکر این ادعا هستیم لوازم زندگی یکی دیگر از نفقه های مورد نیاز زوجه می باشد و فروش آنها نمی تواند نیاز های اساسی یک فرد را تامین کند از جمله مسکن و لوازم دیگر موضوع ماده 1107 قانون مدنی ثالثاً: بدهی های متعددی واخواه به پدر و برادر موکله دارد و پدر واخوانده بلحاظ قرابت با واخواه و اصرار ایشان مبادرت به ضمانت های کلان نموده که واخواه عاجز از پرداخت دیون بوده و طلبکاران نیز حقوق بازنشستگی پدر موکله را قطع کردند و ایشان از دریافت حقوق بازنشستگی محروم شده که به ناچار برای پرداخت بدهی واخواه و بمنظور کسب در آمد در سن پیری برای کار به کشور عراق رفته است و زوج واخواه هیچیک از امکانات موضوع ماده 1107 قانون مدنی را در زمان تقدیم دادخواست و مدتی قبل از آن و بعد از تقدیم دادخواست تا کنون برای موکله فراهم نکرده و با توجه به دیون متعدد و هنگفت ایشان به اشخاص متعدد امکان فراهم کردن نفقه موکله را حتی تا ده سال دیگر نخواهد داشت موکله از واخواه هیچ گونه حقوقی را مطالبه نمی کند تقاضای تایید دادنامه واخواسته را می نماید . واخواه پاسخ داد : تا شهریور 1392 مبلغی قریب یک و نیم میلیون تومان به حساب شماره 1213668855 بانک تجارت متعلق به واخوانده واریز کرد که خود (واخوانده) نیز آن را تایید می نماید . در ملاقات با او در زندان به او گفته تحت تاثیر مبادرت به طرح دعوی کرده و از دعوی منصرف شد درخواست تجدید جلسه و مواجهه حضوری با واخوانده را کرد . که این درخواست او مورد موافقت دادگاه قرارگرفت در جلسه رسیدگی بعدی بتاریخ 1393/8/11 که با حضور طرفین و وکیل زوجه واخوانده تشکیل شد زوج واخواه اصول فیش های استنادی را جهت ملاحظه دادگاه تقدیم کرد دادگاه پس از اخذ و بررسی آن مدارک در صورتجلسه تنظیمی تصریح نمود فیش های مزبور مربوط به سالهای 1390 و 1391 تا تاریخ 1391/5/12 است پس از استرداد اصول فیش ها توسط دادگاه به زوج واخواه، او اظهار داشت زوجه در دادخواست نخستین اعلام داشته من قریب دو سال زندگی مشترک را ترک کرده و متواری بودم و به او نفقه نپرداخته ام در حالیکه مطابق فیش ها تا تاریخ 1391/5/12 نفقه وی را پرداخته ام تقاضای فسخ دادنامه واخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی واخوانده را دارم . زوجه واخوانده ضمن اذعان به قبول فیش های ابرازی واخواه گفت تا تاریخ 1391/5/12 کم و بیش نفقه را پرداخته است ولی آیا با توجه به فیش ها مبلغ سی هزار تومان و پنجاه هزار تومان برای نفقه کافی می باشد و نفقه را تامین می کند از آن تاریخ به بعد وجهی به اینجانب نپرداخته است سپس وکیل ایشان مدافعات قبلی را تکرار کرد واخواه مدعی شد که می تواند نفقه واخوانده را تامین کند و مبلغ یک میلیون تومان حاصل از عودت پیش پرداخت منزل استیجاری و 980 هزار تومان عیدی و پاداش سنوات او به عنوان پس انداز از دو سال قبل نزد زوجه است که کفاف حداقل تا پس از آزادی او را خواهد کرد و برای اثبات ادعایش درخواست احضار مطلعین به اسامی حاج عزیز پهلوانی و آقای عزیز ایوبی.را به نشانی های اعلامی کرد زوجه واخوانده در پاسخ اظهار نمود مبلغ چهارصد هزار تومان که چک آن موجود است را پدرم به من پرداخت کردکه متعلق به وی بوده مبلغ دویست هزار تومان را به واخواه دادم و نصف دیگر را خودم برداشتم و پولها متعلق به پدرم می باشد نه واخواه. واظهارات واخواه را قبول ندارم و ادعای دریافت عیدی و سنوات را قبول ندارم حاضر به اتیان سوگند هستم وکیل ایشان نیز کماکان اصرارمعسر بودن زوج و عدم هر گونه منبع در آمد جهت پرداخت نفقه موکله نمود او گفت با پنجاه هزار تومان نفقه تامین نمی شودحداقل بهای اجاره منزل بیش از ششصد هزار تومان است .دادگاه در این مرحله ضمن صدور دستور مطالبه پرونده کلاسه 504/ 91 شعبه 22 شورای حل اختلاف استنادی وکیل زوجه ، قرار استماع شهادت شهود واخواه را بشرح مرقوم (برگه 38) صادر نمود . در جلسه مقرر رسیدگی 1393/10/23 در ابتدای جلسه که با حضور فقط واخواه تشکیل شد به درخواست ایشان از گواه مورد تعرفه اش بنام آقای عزیز پهلوانی بشرح جداگانه استماع شهادت شد گواه موصوف خود را فرزند محمد متولد 1342 شغل مدیر باربری و فاقد هر گونه رابطه خویشاوندی... معرفی کرد و شهادت داد آقای الف. م. در سال 1390در نیروی انسانی شهرداری کارمی کرد من نیز پیمانکار شهرداری بودم حقوق آنها را من پرداخت میکردم آقای م. مدتی متواری بود مبلغی از عیدی و پاداش وی نزد من مانده بود در آخر سال آنرا به پدرزنش آقای الف. شاه محمدی دادم چون خودش متواری بود از مال و ثروت آقای الف. م. و اینکه آیا می تواند نفقه همسرش را تامین کند یا خیر اطلاعی ندارم . بعلت عدم حضور گواه دیگر واخواه درخواست تجدیدجلسه را جهت استماع گواهی شاهد مزبورکرد در اثنای تحقیق از گواه حاضر، واخوانده و وکیل او حاضر شدند واخوانده گفت مبلغ مورد اشاره گواهان 400/000 تومان بابت پاداش آخر سال 1390 بود که گفت آنرا به خود واخواه دادم و ما بقی را خود او خرج کرد وکیل واخواه گفت در مورد یک میلیون تومان دیگر بر فرض صحت که اظهارات گواه دوم با اظهارات واخواه منطبق باشد بابت رهن منزل نزد شاهد بود که بلحاظ متواری شدن واخواه ششصد هزار تومان بابت اجاره معوقه منزل کسر شد و الباقی که چهارصد هزار تومان بود در سال 1390 به پدر موکله پرداخت شد که جمع دو مبلغ مرقوم که ششصد هزار تومان میگردد در سال 1390 هزینه زندگی موکله برای دو ماه نبوده و حتی اجاره منزل را تامین نمی کرد با توجه به تاریخ تقدیم دادخواست از آن تاریخ تا کنون و نیز یکسال قبل از آن خوانده عاجز از پرداخت نفقه موکله بوده و دلیلی بر پرداخت نفقه موکله ارائه نداده است و هشتصد هزار تومان نیز بابت سی میلیون تومان بدهی که واخواه به پدر موکله دارد محاسبه شده نه از باب نفقه موکله و یک ریال به شخص موکله پرداخت نشده است واخواه ضمن اعلام عدم قبول اظهارات وکیل واخوان