درخواست طلاق توسط سفیه

خلاصهٔ رأی

موکل دادخواست مطالبه نفقه علیه همسرش مطرح کرد که در شعبه 12 حقوقی به کلاسه 910812 حکم بنفع موکل صادر شد که تاکنون پرداخت نشده است و با شکایت موکل، زوج به اتهام ترک انفاق در شعبه 103 تحت کلاسه 910876 به سه ماه حبس محکوم شده و رأی قطعی گردیده و حکم زندان اجرا شد و در پرونده کلاسه 920254 شعبه 12 حقوقی دعوی تمکین زوج علیه زوجه بلحاظ فراهم نکردن منزل مشترک محکوم به بطلان

متن کامل

درخواست طلاق توسط سفیه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست طلاق توسط سفیه پیام: درصورتی که زوج دارای دو همسر (اعم از دائم و انقطاعی) باشد، عدم رعایت عدالت میان آنها، موجب تحقق شرط ضمن عقد نکاح (قسمت دوم از بند 12) و وکالت زوجه در طلاق می شود. در صورتی که زوج متعاقبا به ازدواج خود با یکی از آنها خاتمه دهد نیز این امر تأثیری در حق ایجاد شده ندارد. عنوان: دعوی طلاق به جهت محکومیت کیفری زوج به ترک انفاق پیام: بزه ترک انفاق، عرفاً در زمره جرائم مغایر با حیثیت و شئون زوجه محسوب نمی شود و محکومیت زوج به حبس به جهت این بزه، موجب تحقق شرط ضمن عقد نکاح و وکالت زوجه در طلاق نیست. عنوان: محدوده شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر ازدواج مجدد زوج پیام: در صورتی که زوج، متأهل بوده و با کتمان آن مبادرت به ازدواج مجدد کند، همسر دوم، نمی تواند به استناد شرط ضمن عقد مبنی بر ازدواج مجدد زوج (بند 12)، دعوی طلاق مطرح کند. زیرا این شرط ناظر به اختیار همسر دوم پس از ازدواج است و به ازدواج قبل سرایت نمی کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309988611201092 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/20 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 93/11/4 خانم س. ع. بوکالت از طرف خانم م. ی. دادخواستی بطرفیت آقای س.د. ب. بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بعلت تحقق شرایط مندرج در عقدنامه با استناد به صورتجلسه مورخ 92/11/15 و استعلام از نیروی انتظامی و عقدنامه تقدیم نموده که در شعبه 12 دادگاه عمومی خانواده شهرستان اراک ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی بتاریخ 93/11/29 فقط با حضور خواهان و وکیل او تشکیل گردید خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است در این جلسه وکیل خواهان اظهار داشت موکل و خوانده در سال 1390 عقد دائم کردند پس از چندی زوج خودش به موکل گفت که من همسر دیگری دارم. موکل دادخواست مطالبه نفقه علیه همسرش مطرح کرد که در شعبه 12 حقوقی به کلاسه 910812 حکم بنفع موکل صادر شد که تاکنون پرداخت نشده است و با شکایت موکل، زوج به اتهام ترک انفاق در شعبه 103 تحت کلاسه 910876 به سه ماه حبس محکوم شده و رأی قطعی گردیده و حکم زندان اجرا شد و در پرونده کلاسه 920254 شعبه 12 حقوقی دعوی تمکین زوج علیه زوجه بلحاظ فراهم نکردن منزل مشترک محکوم به بطلان اعلام گردید. در بهمن ماه سال 1392 موکل متوجه شده که همسرش با خانم الف.ش. در حال زندگی کردن هست که با پلیس 110 به درب منزل رفتند پلیس وارد منزل شد و زوج و خانم الف.ش. را در منزل دید و ایشان صیغه نامه ای ارائه کردند که تا تاریخ و سال 1395 معتبر بوده است شرط مقرر در بند 12 عقدنامه که زوج همسر دیگری اختیار کند اولاً ـ بصورت مطلق نوشته شده است و ثانیاً ـ از محتوای حرف قانونگذار چنین برمی آید که زنی وارد زناشویی زوجین دیگر شود برای زوجه وکالت در طلاق ایجاد میشود و بعلاوه بند 2 عقدنامه که مصداق بارز سوء معاشرت است تحقق یافته است و هم چنین بند یک عقدنامه محقق شده است و از طرفی ایشان حبس را تحمل کرده که باتهام ترک انفاق محکوم شده است و حکم به پرداخت نفقه هم که از تاریخ صدور رأی قطعی شش ماه منقضی گردیده صادر شده و پرداخت نگردیده است و چون محکومیت زوج با شئون زوجه که کارمند عالی رتبه شرکت نفت است در تضاد است و بند 9 عقدنامه هم محقق شده است ضمناً زوج در دادسرا در مراحل بازجوئی اقرار کرده که موکل را نمی خواهد و برمبنای اقرار صریح ایشان و شهادت شهود علیه ایشان رأی بر مجرمیت ترک انفاق صادر شده است. زندگی مشترک ندارند و موکل مهریه را مطالبه می کند و جهیزیه ندارد لذا صدور رأی به نفع موکل مورد استدعاست. سپس دادگاه مقرر داشته که به طرفین ابلاغ شود تا نسبت به معرفی داور خود اقدام نمایند و وکیل زوجه داور موکل خود را تعیین و معرفی نموده و داور منتخب زوجه هم نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم نموده است و چون زوج از تعیین و معرفی داور خود امتناع ورزیده از طرف دادگاه برای ایشان داور تعیین و منصوب گردید و داور منصوب زوج هم نظریه کتبی خود را ارائه نموده که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین می باشد در این اثنا آقای م. الف. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج خوانده اعلام وکالت کرده است در جلسه دادرسی مورخ 94/2/1 که با حضور زوجه و وکلای طرفین جهت بررسی و اخذ اظهارات شهود در خصوص صحت صیغه نامه بین خوانده و خانم الف.ش. تشکیل گردیده وکیل خوانده با تقدیم لایحه ای مدافعات خود را بیان داشته و صیغه نامه را پذیرفته است النهایه اعلام داشته که ازدواج موقت موکل به حکایت صیغه نامه ای که به رویت خواهان و برادر ایشان رسیده مربوط به تاریخ 85/4/4 یعنی تقریباً 5 سال قبل از ازدواج موکل با خواهان می باشد. چون موکل بعد از ازدواج با خواهان در تاریخ 90/4/26 همسر دیگری اختیار ننموده لذا بند 12 شرط ضمن العقد محقق نشده است و بعلاوه موکل نفقه مورد حکم بمبلغ 21/600/000 ریال را قبل از صدور اجرائیه طی فیش مورخ 92/12/6 به حساب سپرده دادگستری واریز و فیش واریزی را تحویل شعبه 12 حقوقی نموده است و بعد از حکم مذکور هیچ دادنامه دیگری مبنی بر محکومیت موکل به پرداخت نفقه صادر نشده است تا مستنکف از پرداخت نفقه بوده باشد در خصوص ادعای زوجه مبنی بر سوء معاشرت موکل نسبت به ایشان باید گفت زوجین بدلیل اختلافات حاصله مدتهاست یکدیگر را رویت ننموده و زندگی مشترک را آغاز ننموده اند تا نسبت به یکدیگر سوء معاشرتی را اعمال نمایند و تحقق بند 2 شرط ضمن العقد دور از ذهن بنظر میرسد و از طرفی خوانده کارمند ساده شرکت نفت بوده و جرم ترک انفاق از جرائم قابل گذشت بوده و چنانچه ارتکاب چنین جرمی مخالف با شئون ایشان بوده است ایشان می توانستند با گذشت از شکایتش به راحتی از این موضوع جلوگیری بعمل آورند لذا جرم ترک انفاق نمی تواند موجب تحقق بند 9 شرط ضمن العقد محسوب گردد. بنابراین صدور حکم بر بطلان دعوی مطروحه را تقاضا نموده است. سپس وکیل خواهان اظهار داشت در پاسخ به لایحه وکیل خوانده لایحه ای ارائه خواهم داد که در تاریخ 94/2/2 با تقدیم لایحه ای پاسخ خود را نسبت به مطالب مطروحه در لایحه وکیل خوانده اعلام داشته است و در لایحه دیگر تقدیمی خود بیان نموده که موکل در دوران عقد است و با هم زندگی مشترک نداشته اند سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 456 مورخ 94/4/31 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات او و وکیل ایشان در جلسات دادرسی و مدافعات وکیل خوانده بشرح لایحه تقدیمی و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با استدلال اینکه زوج برابر دادنامه مطالبه نفقه پس از مدتی اقدام به پرداخت نفقه همسرش نموده آنهم پس از دو سال و اندی از وقوع ازدواج و از تاریخ 92/12/6 نیز حسب لایحه دفاعیه وکیل خوانده ریالی بابت نفقه زوجه پرداخت نشده است لذا تحقق بند اول از شروط عقدنامه برای دادگاه محرز است و از طرف دیگر در بند 12 عقدنامه آمده است « زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند و یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود عدالت را اجرا ننماید »; اگرچه ادعای وکیل در خصوص این بند صرفاً در بخش اول قابل تأمل است لیکن با توجه به مراتب فوق الذکر و عدم تهیه مسکن برای همسر دائمی خود و عدم پرداخت نفقه وی بخش پایانی بند 12 را محقق میسازد لذا تحقق این بند نیز برای دادگاه محرز است بنابراین باستناد مواد 26 و تبصره ذیل ماده 33 قانون حمایت خانواده و مواد 237 و 238 و 1119 قانون مدنی و عموم قاعده فقهی (المومنون عند شروطهم) حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر و توضیح داده که در صورت امتناع زوج سردفتر طلاق نمایندگی اجرای صیغه طلاق را خواهد داشت و هم چنین به زوجه اجازه داده میشود جهت اجرای صیغه طلاق به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و اصالتاً از ناحیه خود و بوکالت از سوی زوج خود را مطلقه نماید نوع طلاق با توجه به اینکه زوجه تعداد 14 سکه بهار آزادی را در حق زوج بذل نموده و بوکالت از وی قبول بذل کرده و هم چنین با عنایت باینکه زوجه دوشیزه است توجهاً بمواد 1143 و 1145 و 1155 قانون مدنی بائن است و این طلاق عده ندارد. پس از ابلاغ رأی صادره آقای م. الف. بوکالت از طرف زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر استان مرکزی و ثبت آن در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر، شعبه مرجوع الیه وارد رسیدگی شده و در این اثنا آقای ح.ک. با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج تجدیدنظرخواه و خانم س. ع. با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه تجدیدنظرخوانده اعلام وکالت نموده و در جلسه دادرسی مورخ 94/10/21 زوجین و احد از وکلای زوج و نیز وکیل زوجه حضور یافتند در این جلسه زوج تجدیدنظرخواه اظهار داشت اعتراض بشرح لایحه ضمیمه دادخواست تجدیدنظر می باشد من و همسرم در عقد بسر میبریم و رابطه خاص زناشوئی و دخول انجام نشده است مراسم عروسی و شروع زندگی مشترک نداشته ایم من نفقه مورد حکم بمبلغ 21/600/000 ریال در زمان اجرای حکم پرداخت کرده ام و فیش بانکی آن در پرونده موجود است بنده تا بهمن ماه 1392 با خانم الف ش. در عقد ازدواج موقت بودیم که بقیه مدت را به او بذل کردم و در حال حاضر مدت دو سال است که رابطه زوجیتی با او ندارم بنده به جرم ترک انفاق همسرم زوجه تجدیدنظرخوانده به سه ماه و یک روز حبس محکوم شدم که در 19 رمضان سال 1392 از طریق واحد اجرای احکام کیفری به زندان اراک معرفی شدم و مدت ده روز زندانی بودم که مشمول عفو رهبری قرارگرفتم و از زندان آزاد شدم و چون به زندان افتاده بودم نمی خواستم دیگر رضایتی از همسرم بگیرم و دنبال رضایت او نرفتم و مدت دو سال و اندی است که با همسرم ارتباطی نداشته و حتی پیامکی نداده ام و در این مدت همسرم دادخواست مطالبه مهریه و نفقه نداده است و در پاسخ به سؤال دادگاه که شما در این مدت حتی پیامکی به همسرت نداده و ارتباطی نداشته اید پس با چه انگیزیه ای دادخواست تمکین تقدیم دادگاه نموده اید اظهار داشت همسرم نخواست که من پیامک به او بزنم و در سال 1391 به خانه برادرش در شهرک مهاجران که همسرم در آنجا ساکن بود رفتم تا به خیابان برویم برادرش گفت شما بروید و با بزرگتر خود بیایید و اگر یک بار دیگر به اینجا بیایید قلم پایت را می شکنم. سپس دادگاه اظهارات وکیل زوج که همان مطالب مطروحه در دادرسی مرحله بدوی و لایحه تجدیدنظر بوده و هم چنین اظهارات وکیل زوجه را در صورتمجلس منعکس نموده و در این جلسه وکیل زوجه اظهار داشت لایحه دفاعیه را تا فردا تقدیم می کنم و ارتباط موکل تا سه ماه بعد از عقد با ایشان بوده است ارتباط زناشوئی موکل با تجدیدنظرخواه حسب اظهار موکل داشته اند که منجر به ازاله بکارت نشده است در حالی که مدخوله هستند از ناحیه خلف و در صورت لزوم موکل حاضرند به پزشکی قانونی بروند و در قبال طلاق موکل حاضر به بذل 14 سکه از مهریه خویش به زوج می باشد. در پایان جلسه دادرسی وکیل دیگر زوج تجدیدنظرخواه در دادگاه حضور یافته و اظهار داشت مراتب تجدیدنظرخواهی موکل به شرح لایحه تجدیدنظرخواهی ضمیمه دادخواست می باشد. سپس دادگاه زوجه را جهت انجام معاینات پزشکی از حیث سلامت پرده بکارت و دخول در زوجه از ناحیه دبر (مقعد) به پزشکی قانونی معرفی نموده و در این اثنا وکیل زوجه لایحه دفاعیه خود را در چهار صفحه و هم چنین احد از وکلای زوج لایحه خود در مقام پاسخگوئی به مطالب مطروحه در لایحه وکیل زوجه در چهار صفحه تقدیم داشته اند که پیوست پرونده می باشد. پزشکی قانونی استان مرکزی طی گواهی مورخ 94/10/23 نتیجه معاینات خود از زوجه را بشرح زیر اعلام داشته است « پرده بکارت نامبرده از نوع حلقوی زبانه دار تا حدی قابل اتساع می باشد که در حال حاضر سالم و فاقد پارگی بوده علائمی از دخول در آن مشاهده نشد و در معاینه مقعد آثاری از دخول (و طی دبر) از جمله کبودی، خراشیدگی و سائیدگی مشاهده نشد. دو عدد ضایعه پوستی مشاهده شد که می تواند در اثر یبوست مزمن ایجاد شده باشد. »;. وکیل زوجه طی لایحه تقدیمی اعلام داشته که موکل به دفعات و مکرراً با همسرش ارتباط قبل داشته اند که منجر به ازاله بکارت نشده است. سپس دادگاه به جهت اینکه بین زوجین در اصل وقوع نزدیکی و دخول اختلاف وجود داشته و رسیدگی به این موضوع بجهت اینکه در وضعیت حقوق مالی زوجه در طلاق و نوع آن موثر لازم می باشد لذا مقرر داشته با تعیین وقت از طرفین دعوت برسیدگی بعمل آید و در جلسه دادرسی مورخ 94/12/3 که با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت رابطه خاص زناشویی و دخول کامل از دبر (پشت) بارها توسط زوج انجام شده است و چون دلیلی بر اثبات آن ندارم تقاضای سوگند شرعی و قانونی همسرم را دارم. زوج اظهار داشت بنده منکر دخول هستم و اصلاً رابطه زناشویی و دخول چه از جلو و چه از عقب نبوده است و حاضرم سوگند یاد نمایم و سپس دادگاه قرار اتیان سوگند زوج را صادر نموده و زوج در مقام اجرای قرار صادره با رعایت جوانب شرعی و قانونی به لفظ جلاله سوگند یاد نموده که از ابتدای عقد ازدواج تاکنون هیچگونه نزدیکی دخولی نسبت به همسرش خانم م. ی. دبراً انجام نداده است. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 1104 ـ 94 مورخ 1394/12/8 با استدلال مفصل منعکس در آن بند یک شرط ضمن العقد را محقق ندانسته ولی بندهای 2 و 9 و 12 شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه را محرز تشخیص و بر این اساس اعتراض وکلای زوج تجدیدنظرخواه را غیرموجه د