درخواست طلاق به دلیل محکومیت زوج به ضرب و جرح زوجه

خلاصهٔ رأی

را وکیل رسمی خود انتخاب کرده است در جلسه 1393/1/18 وکیل خواهان مفاداً همان مطالب قبلی را تکرار کرده است و اظهار داشته موکله در خصوص نفقه در حال حاضر ادعایی ندارد و هیچگونه آدرسی از زوج در دسترس نمی باشد و بعد از اتفاق ضرب و شتم در مورخه 92/2/27 زندگی مشترک را ترک نموده است.

متن کامل

درخواست طلاق به دلیل محکومیت زوج به ضرب و جرح زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست طلاق به دلیل محکومیت زوج به ضرب و جرح زوجه پیام: محکومیت کیفری زوج به ضرب و جرح زوجه، در صورتی که با انکار زوج مواجه بوده و با اجرای مراسم قسامه اثبات شده باشد، موجب احراز عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک از این جهت نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209982310200846 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم ن. ص. با وکالت خانم م. و. بطرفیت آقای ح. ن. مقدم بخواسته صدور حکم طلاق به استناد تحقق بندهای 1 و 2 و 8 سند نکاحیه طرح دعوی کرده است بدین توضیح وفق سند نکاحیه شماره ... موکله در تاریخ 90/8/25 به عقد رسمی و شرعی خوانده در آمده است زوج بر خلاف تصریح قانون مدنی در مواد 1102 و 1103 و بدون لحاظ مصلحت زندگی مشترک ،به دفعات موکله را مورد ضرب و شتم قرار داده و با توهین و فحاشی نسبت به مشارالیها موجبات اذیت و آزار وی را فراهم نموده و متعاقباً بدون هیچگونه عذر موجهی اقدام به ترک زندگی مشترک کرده و از پرداخت هر گونه خرج و مخارجی استنکاف می ورزد و در حالی که مدت کوتاهی از شروع زندگی مشترک میگذرد بعد از ضرب و شتم مورخ 92/2/27 با توهین و فحاشی همسرش را از منزل بیرون نموده و دیگر از همان تاریخ تاکنون مراجعه نداشته و موکله را در نهایت بلا تکلیفی قرار داده لذا بنا به دلایل مشروحه 1- ایراد ضرب و جرح به حکایت کلاسه پرونده 920579 شعبه 101 کیفری 2- عدم پرداخت نفقه 3- ترک زندگی مشترک به استناد شقوق 1 و 2 و 8 از بندهای سند نکاحیه و به اعتبار مواد1106 و 1129 و 1130 قانون مدنی صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست .مرکز مداخله در خانواده بمنظور کاهش طلاق نظریه خود را ارائه که محتوای صفحه ده پرونده را تشکیل میدهد و مفهوماً در نهایت مرقوم داشته که «بنظر می رسد زوجه هیچگونه احساس خوش آیند و رضایت بخشی نسبت به زندگی بازوج ندارد و مصمم به جدایی از ایشان می باشد »; (ص 10) وکیل خواهان فتوکپی مصدق کیفر خواست صادره و نظریه پزشکی قانونی استان سمنان را پیوست پرونده نموده و در خصوص سوء معاشرت زوج، به شهادت شهودی که اسامی آنان را اعلام داشته استناد کرده است .نتیجه تحقیقاتی که بعمل آمده اینکه شوهرش او را رها کرده و هیچ مراجعه ای تاکنون نداشته است و با توجه به اینکه زوجه در منزل پدرش زندگی می کند و از شوهرش خبری نیست ظاهراً خرج و مخارج ایشان به عهده خانواده اش می باشد (ص 36) در جریان رسیدگی ، زوج ، آقای ح. ن. را وکیل رسمی خود انتخاب کرده است در جلسه 1393/1/18 وکیل خواهان مفاداً همان مطالب قبلی را تکرار کرده است و اظهار داشته موکله در خصوص نفقه در حال حاضر ادعایی ندارد و هیچگونه آدرسی از زوج در دسترس نمی باشد و بعد از اتفاق ضرب و شتم در مورخه 92/2/27 زندگی مشترک را ترک نموده است. آقای ح. ن. ، خانم س.ف. الف. را وکیل خود تعیین نموده مشارالیها لایحه پنج صفحه در دفاع از موکل خود ارائه نموده که مفاداً کلاً حکایت از محبت زوج به زوجه و ناسازگاری زوجه نسبت به زوج دارد و مدعی است که موکلش نفقه زوجه را پرداخت کرده که کپی مصدق آن در پرونده کلاسه 930021 با موضوع تمکین موجود است و مقادیر دیگر نیز از طریق بانک تجارت در وجه زوجه پرداخت گردیده است .در صورت صلاحدید استدعای صدور دستور استعلام از بانک ت. سمنان واقع در خیابان ق. مورد استدعاست .ضمناً یارانه نقدی موکل و خواهان نیز توسط خواهان دریافت گردیده ،همچنین مبالغی نیز توسط موکل در وجه پدر و مادر زوجه جهت خرید ماشین و غیره بصورت قرض پرداخت گردیده است موکل بالغ بر چهار تا پنج میلیون تومان جهت مخارج تحصیل و کلاسهای مختلف خواهان هزینه نموده و برای رضایت و خشنودی ایشان جهت رفتن ماه عسل به ترکیه بالغ ده میلیون تومان هزینه کرده است حتی در آن زمان در آزمون قضات نیز پذیرفته شد که بنا به درخواست زوجه مبنی بر اینکه وکیل شوی تا در هر شهری که دوست دارم زندگی کنیم، تا موکل از شغل مناسب خود چشم پوشی نمود . موکل نه تنها در پرداخت نفقه به همسرش قصور نکرده بلکه حتی فراتر از حد نیاز اقدام به پرداخت نموده است ضمناً علیرغم آنکه محل کار و تحصیل موکل در خ. بوده ولی جهت آسایش همسرش و به خواست ایشان یک واحد آپارتمان را در سمنان برای او اجاره نموده که کپی مصدق آن قرار داد اجاره در پرونده کلاسه 930021 همان شعبه موجود است. موکل دارای تحصیلات عالیه کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی و نماینده حقوقی شرکت نفت بوده و بنا به حرفه کاری ناگزیر به خدمت در محلی است که شرکت تعیین می نماید و قبل از عقد به هنگام تحقیق زوجه و پدرش از این موضوع کاملاً آگاه شده و با رضایت کامل آن را پذیرفتند اما موکل به خواست همسرشان چند بار به دشواری محل کار خود را به شهرهای مختلف انتقال داد. متأسفانه در زمانی که موکل در شهرستانهای م. ، ا. ، ل. و ت. مشغول به کار بودند همسرشان کماکان در منزل استیجاری که موکل برای او درسمنان تهیه کرده بود زندگی میکرد و همسرش باید مسافت طولانی را با صرف هزینه زیاد طی می نمود تا به دیدار او بیاید و خواهان اظهار میداشت که نمی خواهم و نمی توانم در جنوب زندگی کنم و این در حالی است که وفق قانون محل اقامت زوجه محل اقامت زوج است و زوجه مکلف به سکونت در منزلی است که شوهر تعیین می نماید و زوجه از این امر استنکاف ورزیده و بر سر موضوع محل سکونت شروع به ناسازگاری نموده و مشکلات فراوانی برای زوج ایجاد نمود. زوج از زوجه درخواست نمود به م. برای ادامه زندگی بروند با عکس العمل شدید ایشان مواجه شد. قصد خودکشی را داشت که زوج جلوگیری نمود پرونده کیفری علیه زوج درمرحله واخواهی است و اتهام انتسابی به ایشان مبنی بر ایراد ضرب و جرح و ترک انفاق به اثبات نرسیده است .موکل تماسهای فراوانی با زوجه و پدرشان گرفته ولی یا جواب نمیدادند و یا با توهین و فحاشی و تهدید برخورد می نمودند ... خوانده در مقام دفاع در جلسه 93/3/20 بیان داشته که من همسرم را بسیار دوست دارم و به هیچوجه حاضر نیستم ایشان را طلاق بدهم. تمام حق و حقوق وی را پرداخت کردم ، نفقه ایشان را ماهیانه به حساب ایشان ریخته ام و عدم تمکین ایشان را گرفته ام من چون مادر و خواهر نداشته ام در ابتدای عقد نحوه برخوردم صحیح نبود من کارم در م. است ولی برای ایشان در سمنان خانه گرفتم ناراحت نباشد ولی بلحاظ بعضی مسائل ایشان به منزل پدرش رفت و من هم به م. محل کار خودم رفتم و طی تماسهای متعدد سعی کردم خانمم را راضی کنم تا به زندگی برگردد حتی از طریق آقای ا. که همکارم می باشد واسطه شدند و تلفنی صحبت کردند ولی پدر ایشان و خودش قبول نکردند در اسفند ماه نیز به همراه پدرم و برادرم جهت راضی کردن وی آمدیم و نتیجه ای نشد الان هم ایشان را دوست دارم و میخواهم با وی زندگی کنم .وکیل خوانده نیز اظهار میدارندکه در خصوص تمکین رأی صادر شده است و رأی ضرب و جرح چون مقدار دیه کمتر از ثلث دیه بود قابل اعتراض نبود و از طریق قسامه حکم صادر شده است . مهریه هم کامل پرداخت شده است و نفقه هم داده اند و موکل به هیچوجه خواهان طلاق نیستند وکیل خواهان اظهار داشته حکم تمکین هنوز قطعی نشده است و در خصوص نفقه با توجه به اینکه خوانده تحصیلات حقوقی دارند اطلاع داشته اند ماهیانه مبلغ سیصد هزار تومان به حساب موکل می ریخته اند که بابت اجاره و شارژ منزل بوده است ... اجاره نامه تا برج 10 سال 92 بوده است. ایشان به شرایط کاری خود استناد کرده اند در حالی که می بایست به زندگی زناشویی خود هم توجه میکردند ( صفحات 82 و 83 ) خوانده (زوج ) بسیاری از فتوکپی های پرداخت بانکی را پیوست پرونده نموده است .دادگاه پرونده استنادی به کلاسه 2 / 930021 ( عضو ممیز : عدد ناخوانا نیست ص 85) را مطالبه و در خصوص تمکین عام و خاص مطالب را خلاصه نویسی کرده است . دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر و اعلام کرده است آقای ع. به عنوان داور زوج تعیین گردید مشارالیه نظریه خود را در تاریخ 93/5/30 ارائه نموده و در نهایت مرقوم داشته که « بنظر بنده جهتی برای جدایی وجود ندارد و زوجین می توانند به زندگی خود ادامه دهند »;(ص 94) خانم خ. ا. نیز بعنوان داور زوجه معرفی شده که مشارالیها نیز نظریه خود را در تاریخ 93/6/8 تقدیم نموده و در نهایت مرقوم داشته «با توجه به اصرار و تصمیم زوجه برای طلاق جای سازش وجود ندارد »; (ص 96) 0 در تاریخ 93/9/26 دادگاه بلحاظ اینکه نتیجه قطعی دعوی تمکین در تصمیم نهائی مؤثر است به استناد ماده 19 قانون آئین دادرسی مدنی قرار توقف دادرسی را صادر کرده است (ص 100) بالاخره شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی سمنان پس از یک سلسله رسیدگی بموجب دادنامه شماره 9309972310201062 مورخ 1393/10/30 چنین رأی صادر کرده است « رأی دادگاه : در خصوص دعوی خواهان خانم ن. ص. با وکالت خانم م. و. به طرفیت خوانده آقای ح. ن. با وکالت خانم س.ف. الف. بخواسته صدور حکم طلاق ( صدور گواهی عدم امکان سازش ) به جهت تحقق بندهای 1 ، 2 ،8 سند نکاحیه بدین شرح که خواهان و وکیل ایشان بموجب دادخواست و لوایح تقدیمی و جلسات دادرسی مجموعاً عنوان داشته اند که خواهان در تاریخ 90/8/25 به عقد دائم خوانده در آمده است لکن با توجه به اختلافات حادث شده و ضرب و شتم وی و ترک زندگی مشترک در سمنان و رفتن به م. خوزستان و ترک انفاق و بالتبع (بالطبع ) تحقق شروط ضمن عقد ، خواستار صدور گواهی عدم امکان سازش شده اند. خوانده در مقام دفاع اجمالاً بیان نموده است که نفقه مرا مرتب پرداخت نموده و ترک زندگی مشترک نداشته بلکه بواسطه شغل خودش که شاغل در شرکت نفت می باشد به م. محل کار خود رفته و از همسرش درخواست نموده که به محل زندگی مشترک برود لکن نامبرده استنکاف نموده و حاضر به تمکین نشده است و ضرب و شتم مکرر را نیز نپذیرفته و بیان داشته که محکومیت وی در حد جزئی و بر اساس تحقق شرایط لوث و قسامه بوده است لذا خواستار رد دعوی شده است. نظر به اینکه برابر مستندات ابرازی و اذعان وکیل خوانده به شرح مفاد صورتجلسه مورخه 93/3/20 نفقه خواهان پرداخت می شده است و نامبرده ترک انفاق نداشته است و با توجه به اینکه حسب مقررات حاکم تعیین محل زندگی مشترک به اختیار مرد است و خروج خوانده از سمنان و اقامت در شهرستان م. خوزستان بنا به شرایط شغلی بوده و نامبرده برابر دادنامه شماره 200259- 93/2/31 این دادگاه و دادنامه شماره 500492 - 1393/5/21 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر ( ص 89) که در تأیید دادنامه بدوی صادر گردیده ، زوجه محکوم به تمکین و سکنی در زندگی مشترک واقع در م. شده است که با اوصاف مذکور ادعای ترک نفقه و ترک زندگی از ناحیه زوج غیر وارد و مردود می باشد و از سوی دیگر استناد خواهان و وکیل وی به سوء رفتار و ضرب و شتم وی غیر وارد است چرا که برابر بند 1 سند نکاحیه سوء رفتار یا سوء معاشرتی مجوز طلاق و محقق شرط ضمن عقد است که به حدی باشد که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل نماید لکن ضرب وارده به زوجه بموجب دادنامه شماره 100142 - 93/2/17 صادره از شعبه 101 جزائی سمنان ( صفحه 80) که در مقام واخواهی از دادنامه شماره 1141 - 92/11/21 همان شعبه صادر شده است (صفحه 54) جزئی و نمی تواند مثبت ادعا و مصداق بند 2 شروط ضمن عقد باشد و عرفاً ادامه زندگی مشترک را مالایطاق و غیر قابل تحمل نمی سازد ضمن اینکه زوج به کرات و دفعات اظهار داشته که به زندگی خود علاقمند و پای بند است و حتی مهریه را نیز تأدیه کرده است لذا دادگاه بنا به مراتب مذکور و عدم احراز تحقق شروط مورد استناد خواهان و وکیل وی و مآلاً عدم احراز وکالت زوجه در طلاق به استناد ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوا صادر و اعلام میدارد رأی صادره حضوری ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان سمنان می باشد »; خانم م. و.ن. با وکالت از خانم ن. ص. ، الف. م. را بعنوان وکیل خود تعیین کرده است .خانم ن. ص. با وکالت خانم م. و. نسبت به دادنامه 93099772310201062 صادره از شعبه 23 دادگاه حقوقی سمنان ، تجدیدنظرخواهی کرده است0 الف. م. در تاریخ 93/12/26 استعفای خود را در پرونده کلاسه 921122 کتباً اعلام داشته است ( ص 121) خانم س.ف. الف. وکیل آقای ح. ن. لایحه خود را تسلیم داشته است. شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان بموجب دادنامه شماره 9409972315500262 مورخ 94/3/11 و به شرح منعکس در آن دادنامه بدوی را تأیید کرده است این دادنامه در تاریخ 94/3/21 به خانم م. و.ن. ابلاغ شده است مشارالیها در تاریخ 94/4/8 طی دادخواستی به وکالت از خانم ن. ص. نسبت به دادنامه 15500262 یاد شده فرجام خواهی کرده است فرجام خوانده نیز لایحه خود را تقدیم داشته است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه 19 دیوان ارجاع گردیده ، کلیه محتویات پرونده به هنگام شور قرائت می شود0هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالرضا کریمی صحنه سرائی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور ایرادات وکیل فرجامخواه بر رأی فرجامخواسته بشماره 940997231500262 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر سمنان در حدی نیست که بر استنباط دادگاه از دلائل و مدارک ارائه شده و محتویات پرونده خدشه وارد نماید و از نظر تشریفات دادرسی نیز ایرادی بر آن وارد نیست بموجب مدارک ارائه شده زوج نفقه زوجه را تأدیه نموده و مهریه وی نیز پرداخت گردیده. محل اشتغال زوج در