درخواست طلاق به دلیل ترک زندگی مشترک توسط زوج

خلاصهٔ رأی

پیام: در صورتی که پس از عقد نکاح، زوجین زندگی مشترک خود را آغاز نکرده و هرکدام در منزل پدری خویش سکونت داشته باشند، ترک زندگی مشترک خانوادگی توسط زوج، قابل تحقق نیست بنابراین امکان درخواست طلاق زوجه به استناد بند هشتم از شرایط موضوع بند «ب»; سند ازدواج منتفی است.

متن کامل

درخواست طلاق به دلیل ترک زندگی مشترک توسط زوج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست طلاق به دلیل ترک زندگی مشترک توسط زوج پیام: در صورتی که پس از عقد نکاح، زوجین زندگی مشترک خود را آغاز نکرده و هرکدام در منزل پدری خویش سکونت داشته باشند، ترک زندگی مشترک خانوادگی توسط زوج، قابل تحقق نیست بنابراین امکان درخواست طلاق زوجه به استناد بند هشتم از شرایط موضوع بند «ب»; سند ازدواج منتفی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309987190800162 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/09/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو، حکایت از آن دارد که: خانم خ. ح. ، در تاریخ 1393/2/18 ، دادخواستی با وکالت آقای م. ح. ، وکیل پایه یک دادگستری، به طرفیت همسرش آقای م. ح. ، به خواسته صدور حکم طلاق به دادگستری شهرستان ق. تقدیم داشته که رسیدگی به دعوی مزبور به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی آن شهر ارجاع شده و با ثبت به کلاسه بایگانی 930164 در مدار رسیدگی قرار گرفته است. وکیل خواهان، به شرح دادخواست تقدیمی، توضیح داده است که موکله به موجب سند رسمی نکاحیه شماره ... مورخ 1391/11/24 تنظیمی دردفتر ازدواج شماره ... حوزه ثبتی فارس، با صداقیه تعداد 67 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی و مبلغ پنجاه میلیون ریال وجه نقد رایج و تعداد 80 شاخه گل رز،در تاریخ 1391/11/24 به عقد ازدواج دائمی و رسمی خوانده درآمده و کلیه شروط ضمن عقد نکاح نیز به امضای زوجین رسیده است. خوانده در پرونده کلاسه 920260 شعبه اول به خواسته طلاق، بر علیه موکله طرح دعوی نموده ولی پس از جلسه رسیدگی مورخ 92/5/12 تاکنون بدون هر گونه عذر موجهی شهر ق. را ترک و علیرغم این که هیچ گونه نفقه ای به موکله پرداخت نمی نماید، هیچ گونه سرکشی نیز به منزل موکله نداشته و هم اکنون کاشف به عمل آمده که نامبرده ازدواج مجدد نموده، با عنایت به این که ترک زندگی به مدت بیشتر از شش ماه بدون عذر موجه، عدم پرداخت نفقه و ازدواج مجدد بدون علم و اطلاع موکله، همگی از مواردی می باشد که جزء شروط ضمن عقد بوده که تخلف از شروط، حق طلاق برای موکله ایجاد می نماید، به موجب این دادخواست، صدور حکم بر طلاق با اثبات تحقق شروط ضمن عقد مندرج در سند رسمی ازدواج مورد استدعاست. وکیل خواهان برای اثبات ادعای موکل خود به شهادت شهود و تحقیق محلی استناد نموده است. نخستین جلسه رسیدگی دادگاه، در تاریخ 1393/3/20 برگزار گردیده است. زوجه خواهان و وکیل وی در دادگاه حضور یافته اند. زوج خوانده با وصف ابلاغ، در جلسه حاضر نشده است. آقای خ. ب. وکیل پایه یک دادگستری، با تقدیم لایحه ای منضم به نسخه ای از وکالت نامه، خود را به وکالت از طرف خوانده، معرفی و در دادگاه حضور یافته است. وکیل خواهان خواسته موکله خود را به شرح دادخواست تقدیمی تعیین و اعلام نموده و افزوده است که خوانده سابقاً در پرونده 920260 شعبه اول قیر به خواسته طلاق بر علیه موکل طرح دعوی نموده است، در حین رسیدگی پس از جلسه مورخ 92/5/12 دعوی خود را مسترد نموده، از آن زمان تاکنون بدون هر گونه عذر موجهی، شهر ق. را ترک کرده و علیرغم این که ماقبل این موضوع نیز نفقه ای به موکل پرداخت ننموده، از آن به بعد نفقه ای به وی پرداخت نمی نماید و تاکنون سرکشی به منزل موکله نداشته و موکل مطلع گردیده که خوانده ازدواج مجدد نموده است. نظر به این که کلیه شروط ضمن عقد به امضای زوج رسیده و تخلف از هر کدام شروط موجب حق طلاق برای موکله می گردد و تخلف خوانده از بند یک شروط عقدنامه یعنی استنکاف از پرداخت نفقه به مدت بیش از شش ماه و بند هشت یعنی ترک زندگی بدون عذر موجه بیش از شش ماه و هم چنین، بند 12 سند ازدواج مجدد بدون اذن موکله، حق طلاق برای موکله ایجاد می نماید و برای اثبات ، موکله دارای شهود می باشد تقاضای استماع شهادت شهود و سپس رسیدگی به شرح ستون خواسته مورد تقاضاست. وکیل زوج خوانده اظهار داشته بدواً لازم است که خواهان شخصاً بیان نمایند اولاً: زندگی مشترک را شروع نموده است و ثانیاً: نظر به این که ایشان در زمان ازدواج با موکل دانشجو بوده است، تاریخ فارغ التحصیلی وی کی بوده است ؟ زوجه خواهان در پاسخ به سوالات وکیل خوانده اظهار داشته است زندگی مشترک زیر یک سقف شروع نشده است و شش ماه پیش، فارغ التحصیل شدم از دانشگاه اصفهان. وکیل خوانده با شنیدن اظهارات خواهان اظهار داشته است با عنایت به پاسخ خوانده و نظر به عدم شروع زندگی مشترک و رابطه زناشویی و از آن جا که خواهان تاکنون دادخواستی علیه موکل مبنی بر مطالبه نفقه تقدیم ننموده است و به علاوه، خواهان حاضر به تمکین از موکل نبوده و با اجرا گذاشتن مهریه خود در همین دادگاه در صدد وصول مهریه خود برآمده است و علیرغم ابلاغ اظهارنامه رسمی 92/1/10 با دخالت خانواده اش حاضر به ادامه زندگی مشترک با موکل نمی باشد ... لذا ادعای خواهان صرفاً جهت جدایی از موکل می باشد لذا ادعای ترک زندگی به مدت بیش از شش ماه به لحاظ عدم شروع زندگی مشترک مورد پذیرش نیست و در خصوص نفقه موکل بنا به مندرجات اظهارنامه رسمی و شهادت شهود عینی و کپی پرینت حساب بانکی نفقه خواهان را چه در دوران دانشجویی از طریق حساب بانکی خواهر نامبرده ف.ح. و پس از آن نیز با واریز نمودن ماهیانه نفقه وی به حساب بانکی شخصی وی که شماره آن بعداً اعلام می گردد واقع در بانک ملی که کپی پرینت حساب موکل مثبت این ادعا تقدیم می گردد پرداخت نموده و از آن جا که شرط تحقق این موضوع برای خواهان ارائه دادخواست الزام به پرداخت نفقه علیه موکل و اثبات آن می باشد لذا در این خصوص دعوی خواهان قانوناً قابل استماع نمی باشد. در خصوص ادعای دیگر نامبرده مبنی بر ازدواج مجدد، موکل این جانب تاکنون ازدواج مجدد ننموده است ودرصورت لزوم استعلام از ثبت احوال مثبت این ادعاست لذا از محضر دادگاه تقاضای رد ادعای خواهان را دارم. ضمناً موکل در صورت لزوم حاضر به اقامه شهود در خصوص اثبات عدم ازدواج مجدد و رد ادعای خواهان می باشد وکیل خواهان مجدداً اظهار داشته است بلافاصله پس از عقد، موکله همسر شرعی و قانونی خوانده بوده و هیچ گونه منعی برای تمکین نداشته است و ادعای وکیل زوج مبنی بر این که مراسم عروسی برگزار نگردیده این موضوع صرفاً مسأله ای عرفی می باشد که برگزاری مراسم عروسی و شروع زندگی تأثیری در این موضوع ندارد واظهارنامه ارسالی توسط خوانده پس از سپری شدن 7 الی 8 ماه از غیبت زوج اتفاق افتاده ، ضمن این که همان گونه که بیان گردید خوانده با طرح دعوی طلاق در دادگستری شخصاً بنای ناسازگاری را آغاز و موکله هیچ اختلافی با ایشان نداشته است ضمن این که پرداخت نفقه نیز از وظایف و تکالیف شرعی و قانونی زوج می باشد و طرح این ادعا که موکله دادخواست الزام به پرداخت نفقه مطرح نماید صحیح نمی باشد و چنانچه خوانده مدعی می باشد مبالغی پرداخت نموده اولاً: این موضوع را باید اثبات نماید و ثانیاً: اثبات گردد مربوط به چه چیزی بوده، آیا نفقه بوده یا چیز دیگری، شاید حساب وکتاب داشته است.حکم مهریه غیابی صادر شده است. دادگاه مرجوع الیه ، طرفین را به منظور ایجاد صلح و سازش میان آنان، به مرکز مشاوره خانواده معرفی نموده است. مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی عمومی مهر در پاسخ مورخ1393/4/15 خود اعلام نموده که علیرغم تماس های مکرر با پدر و وکیل آقای م. ح. ، زوج حاضر به مشاوره نگردید با زوجه و پدر و برادر زوجه و پدر زوج در تاریخهای 93/4/8 و 93/4/11 و 93/4/15 مشاوره گردید و با توجه به تلاش های صورت گرفته زوجه حاضر به انصراف از طلاق نشدند و با توجه به اختلافات شدید سلیقه و خانوادگی و فاصله شدید تحصیلی ادامه زندگی مشترک برای طرفین میسر نمی باشد. پدر زوج نیز حاضر گردید که با پرداخت مهریه زوجه به صورت اقساط از طرف فرزندش با طلاق نامبردگان موافقت نمایند. دادگاه، پس از وصول نظریه مرکز مشاوره، قرار استماع شهادت شهود صادر نموده و با تعیین وقت دادرسی، طرفین را به منظور اجرای قرار مزبور و استماع گواهی گواهان خواهان و شهود معارض احتمالی خوانده به دادگاه دعوت نموده است. درجلسه مقرر دادرسی مورخ 1393/5/18 زوجین و وکلای آنان در دادگاه حضور یافته اند. در این جلسه که به منظور استماع شهادت شهود خواهان برگزار گردیده، وکیل خواهان با تأکید بر خواسته موکل خود به شرح دادخواست تقدیمی و اظهارات مطرح شده در جلسه قبلی دادرسی، دو نفر از گواهان موکل خویش به نام های آقایان خ. و م. ر.ح. را تعرفه و تقاضای استماع شهادت آنان را نموده است. دادگاه اظهارات گواهان را استماع و شهادت آنان را دراوراق تحقیق منعکس نموده است. آقای خ. ا.- احد از گواهان-در شهادت خود بیان داشته که چندسال قبل، ایشان با خواهر خانم من عقد کردند از برج چهار پارسال این آقا را ندیدم و تماس با آقای ح. پدر خانمش نداشته اند و رفت و آمدی نداشته موضوع نفقه هم پرداخت نشده که بعداز عید مبالغی را پرداخت کرده، من اطلاعی ندارم و تلفنی با همسرش نداشته، پدر زوج صحبت می کرد که دخترت زنگ زد و من گفته ام که دست از سر فرزند من بردار که گفته ما با هم دوست هستیم. و من شنیدم که ایشان ازدواج کرده است. خود زوج گفت من حاضر به زندگی با این خانم نیستم و توانایی زندگی کردن با این خانم را ندارم و فقط شنیدم که ایشان تهران کار می کند تا امروز که من او را دیدم. گواه دیگر به نام آقای م. ر. نیز که خود را پسر عمه خواهان معرفی کرده در شهادت خود اظهار داشته یک سال و یک ماه است که هر هفته به خانه دایی میرویم و من اصلاً شوهر دختر دایی را ندیدم و خرج و مخارج او را نمی دهد. در خصوص ازدواج مجدد ایشان من اطلاعی ندارم. خود زوج یک سال و خرده ای رها کرده و رفته است و هنوز کسی را نفرستاده است. زوج خوانده نیز در همان جلسه رسیدگی، دو نفر گواه معارض به دادگاه معرفی نموده و دادگاه اظهارات شهود خوانده را نیز استماع و در اوراق تحقیق درج و منعکس نموده است.احد از گواهان به نام آقای ع. ع. این گونه شهادت داده که آقای ح. پدرش خرجی خانمش را می دهد و م. ازدواج نکرده و به پدر م. گفته مواد مصرف می کند که چنین چیزی نیست و ایشان ازدواج مجدد نکرده است. آقای م. ح. نمی تواند برود خانه خانمش، اجازه به او نمی دهد که برود. گواه دیگر خوانده به نام آقای س. ح. که پدر وی بوده نیز در گواهی خود اظهار داشته است که من مطمئن هستم که ازدواج مجدد نداشته و ندارد. از روزی که به عقد بچه من درآمد تا 21خرداد 92 حسابی داشته به نام خواهرش بوده که می ریختم به آن حساب، هر چه به حساب خانم ف. ح. واریز شده ما واریز کرده ایم بعد از آن تاریخ ایشان ماهیانه 45 هزار تومان می بردم در خانه اش و یا می دادم دست برادرش. از اسفند92 به بعد ما پول می ریختیم به حساب شخصی وی بعد حدود بیست دقیقه که خانه آنها بودم و فرزند ح. به نام م. ح. معروف به م. به همراهی مادرش ، ما را از خانه اش خارج کرد و بعد از آن هم چند نفر فرستادیم که اصلاح شود که نشد. شغل م. آزاد است و به شهرهای مختلف سفر میکرده و خانه خودمان هم سر می زند ایشان به من پول می داد. و من هم پرداخت کرده ام نمی دانم یارانه بوده یا چیز دیگری، من اطلاع ندارم و ایشان زن خودش را می خواهد از اسفند هم یارانه اش را جدا کرده است. تصاویر اظهارنامه مورخ 92/1/10 ارسالی توسط زوج خوانده برای زوجه خواهان و چند برگ پرینت صورتحساب بانکی زوج به دادگاه ارائه گردیده است. وکیل زوج خوانده در جلسه استماع شهادت شهود اظهار داشته است اظهارات خواهان خلاف واقع است و خواهان جهت اخذ طلاق از موکل اقدام به طرح دعوی نموده است از طرف دیگر، شهادت شهود معارض موکل و کپی اسناد و مدارک تقدیمی از جمله اظهارنامه رسمی و رسیدهای بانکی دلالت بر خلاف واقع بودن اظهارات خواهان دارد. ضمناً موکل با فرستادن معتمدین چندین بار از خواهان تقاضای سازش و انجام مراسم عروسی نموده و خواهان در طول این مدت حتی حاضر به مذاکره با موکل و حتی حضور موکل در منزل نشده است نظر به این که در طی ایام زندگی خواهان خودش با سوء اخلاق و رفتار مانع تشکیل زندگی با موکل شده است لذا رد ادعای خواهان را تقاضا دارم. دادگاه مرجوع الیه، پرونده استنادی کلاسه 920260 مطروحه در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ق. را مطالبه نموده و پس از وصول، محتویات آن را موردملاحظه قرار داده و خلاصه ای از آن را در صورتجلسه مورخ 1393/7/20 منعکس نموده است به حکایت مندرجات صورتمجلس مذکور، آقای م. ح. دادخواستی با وکالت خانم م.ن. به طرفیت خانم خ. ح. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم نموده که در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ق. به کلاسه فوق ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. ظاهراً در اثنای رسیدگی وکیل خواهان دعوی خود را استرداد نموده که به موجب دادنامه شماره 675-92 مورخ 1392/7/3 قرار رد دعوی خواهان صادر شده است. دادگاه سرانجام در تاریخ1393/9/19 در وقت فوق العاده ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 1174-93 مورخ 1393/10/1 پس از ذکر مقدمه ای مشتمل بر معرفی طرفین و مفاد خواسته خواهان و چگونگی اقامه دعوی، این گونه انشای رأی نموده است: "... دادگاه با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و ملاحظه کپی اظهارنامه مورخ 92/1/10 ارسالی از ناحیه خوانده به لحاظ عدم تمکین زوجه از ایشان و ملاحظه کپی فیش ها و پرینت حساب مربوط به وجوه پرداختی از ناحیه خوانده جهت نفقه زوجه و این که زوج و زوجه مراسم عروسی را برگزار ننموده و این که زوجه در عقد خوانده بوده و زندگی مشترکی را طرفین آغاز ن