درخواست شفاهی در امور حسبی
خلاصهٔ رأی
پیام: قانون امور حسبی که اعلام می دارد امور حسبی با درخواست شفاهی یا کتبی شروع می شود با قانون حمایت خانواده 1391 که اعلام می دارد شروع به رسیدگی با دادخواست صورت می گیرد، نسخ ضمنی شده است.
متن کامل
درخواست شفاهی در امور حسبی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست شفاهی در امور حسبی پیام: قانون امور حسبی که اعلام می دارد امور حسبی با درخواست شفاهی یا کتبی شروع می شود با قانون حمایت خانواده 1391 که اعلام می دارد شروع به رسیدگی با دادخواست صورت می گیرد، نسخ ضمنی شده است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908100089 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/07/20 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت درخواست مورخ 26/4/1389 ص 2 یکی از فرزندان آقای الف.ک. (فاقد نام کوچک- ظاهراً حسب صورت مجلس ص 10 دایره سرپرستی نام وی م می باشد) خطاب به دایره سرپرستی دادسرای عمومی گرگان که پدرم (الف.ک. فرزند م. به شناسنامه شماره ... بابل متولد 1317 شماره ملی...) مشعر بر کهولت سن مدت پنج سال دچار اختلال حواس شده و تحت درمان است وکلیه اموال وی فاقد سرپرست است و بیم حیف و میل می رود درخواست امین نموده است. معاون وقت دادستان در مورخ 24/4/1389 با دستور دفتر ثبت و بیمار به پزشکی قانونی معرفی شوند ورقه استعلام معاون دادستان گرگان ص 3 با شماره 9021/191/3400 مورخ 24/4/1389 خطاب به مدیرکل پزشکی قانونی استان گلستان (با معرفی بیمار الف.ک. فرزند م. نامبرده را معاینه آیا مبتلا به جنون واختلالات روانی می باشد یا خیر در صورت جنون و یا اختلال روانی تاریخ شروع آن را تعیین و چنانچه مشارالیه مجنون نباشد آیا قادر به اداره امور و اموال خویش می باشد یا خیر و آیا نیاز به امین و سرپرست دارد یا خیر اعلام شود) متعاقباً{نظریه پزشکی قانونی استان گلستان با شماره 81/ک/28/89 مورخ 31/5/1389 در ص 6 خطاب به دادستان عمومی گرگان (کمیسیون روان پزشکی با شرکت پنج کارشناس متخصص روان پزشکی و مغز و اعصاب و پزشکی قانونی تشکیل شد با بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات خواهان معاینه و بحث و تبادل نظر به شرح زیر اظهارنظر می شود نتیجه کمیسیون- با توجه به مصاحبه به عمل آمده مبتلا به دمانس-زوال عقل می باشد که در حال حاضر قادر به اداره امور و اموال خویش نبوده و نیاز به قیم و سرپرست دارد لازم به ذکر است شروع بیماری حداقل از 2 سال قبل می باشد) زمان پاسخ پزشکی قانونی استان گلستان مورخ 31/5/1389 حسب شماره 81/ک/28/89 می باشد}در ذیل ورقه نظریه پزشکی قانونی استان گلستان در ص 6 معاون وقت دادستان در مورخ 23/6/1389 با دستور دفتر ثبت ضم سابقه و برای صدور حکم حجر از نوع سفه اقدام شود {توجها به ترک وظائف دادسرا حسب ماده ۵۹ از قانون امور حسبی- دادستان پس از اطلاع به این امر مکلف است در موضوع جنون و سفاهت تحقیق نموده و دلائل آن را اعم از نظریات کارشناس و اطلاعات مطلعین و غیره به دادگاه بفرستد) (ماده ۱۲۲۳ قانون مدنی در مورد مجانین، دادستان باید قبلاً رجوع به خبره کرده نظریات خبره را به دادگاه مدنی خاص ارسال دارد. ..... در مورد اشخاص غیررشید نیز دادستان مکلف است که قبلاً بهوسیله مطلعین اطلاعات کافیه در باب سفاهت او به دست آورده و درصورتی که سفاهت را مسلم دید در دادگاه مدنی خاص اقامه دعوا نماید} طی مرقومه شماره 89/124 مورخ 27/6/1389 دفتر سرپرستی دادسرای عمومی گرگان خطاب به مدیر دفتر کل دادگستری گرگان (بدینوسیله پرونده کلاسه 89/124 س. آقای الف.ک. جهت صدور حکم حجر به پیوست پنج برگ جهت ارجاع به یکی از شعب دادگاه عمومی گرگان تقدیم می شود) در ذیل این ورقه مقام قضایی در مورخ 28/6/1389 به شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرکان ارجاع نموده اند. دادرس وقت پرونده در همان روز ارجاع بدون تمهید اجلاس دادرسی در وقت فوق 28/6/1389 (ص 7) طی دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرکان با این عنوان (در خصوص پیشنهاد دفتر سرپرستی دادسرای عمومی گرگان مبنی بر صدور حکم حجر آقای الف.ک. فرزند م. دادگاه با عنایت به نظریه پزشکی قانونی استان گلستان به شماره 81/ک/28/89 مورخ 31/5/1389حجر آقای الف.ک. فرزند م. به لحاظ ابتلاء به دمانس-زوال عقل - محرز می باشد دادگاه مستنداً به مواد 1207 و 1210 قانون مدنی حکم بر محجوریت نامبرده صادر و اعلام می نماید امور محجور تا زمان نصب قیم به عهده دادستان می باشد. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان است) این دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389 در ظهر دادنامه موصوف در مورخ 24/7/1389 ص 25 به خانم ح.م.ض. ابلاغ گردیده است و طی مرقومه این قیم در ص 26 با ابراز ابلاغ دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389 در مورخ 24/7/1389 تصریح می کند ابتدای تاریخ حجر در حکم صادره معلوم نگردیده با معرفی وکیل آقای غ.ر. مراتب اعتراض و پیگیری می گردد. با اعاده پرونده ص 8 در مورخ 4/7/1389 طی شماره 6/89/941 از دفتر شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرکان به دایره سرپرستی دادسرای عمومی گرگان معاون دادستان در مورخ 4/7/1389 در وقت فوقالعاده طی صورت مجلس ص 10 تحت این عنوان خانم ح.م.ض. در دایره سرپرستی حاضر است بیان می دارد اینجانب همسر آقای الف.ک. می باشم که طی دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرکان محجور شناخته شده است و اموال وی یک واحد مسکونی و یک ملکیت مغازه و یک سرقفلی مغازه دیگر در گرگان و یک قطعه زمین که مشخص نیست که به چه صورت می باشد و برای سال های خیلی قبل بوده و در ورامین است که پیگیر آن هستم و همسرم مستمری بگیر نمی باشد و شغلش آزاد بوده و لذا تقاضا دارم اینجانب را به عنوان قیم محجور منصوب نمائید- معاون دادستان می نویسند در صورت موافقت ورثه حاضر برای قیمومت مادرشان پرونده جهت رسیدگی با پیشنهاد به دادگاه حقوقی ارسال شود در همان روز 4/7/1389 ذیل همین صورت مجلس ص 10 مرقوم می شود (آقایان م.ک. و م.ک. حضور دارند بیان می دارند اینجانبان دو فرزند از سه فرزند پدرمان می باشیم که در گرگان هستیم و رضایت کامل داریم مادرمان قیم پدرمان شود و هیچ گونه مخالفتی نداشته و مادرمان مورد تأیید ما می باشند امضائات م.ک و م.ک. و آقای ش. معاون دادستان) کارت ملی خانم ح.م.ض. فرزند م. متولد 1324 به شماره شناسنامه ... به شماره ملی ... در ص 11 منضم گردیده است. متعاقباً تقاضانامه نصب قیم دایره سرپرستی دادسرای عمومی گرگان فاقد شماره ص 12 به امضای معاون دادستان در مورخ 4/7/1389 خطاب به معاون قضائی دادگستری گرگان که: آقای الف.ک. ش ش ... متولد 2/3/1317 طی دادنامه شماره 00956-89 مورخ 29/6/1389 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرکان محجور شناخته شده است با توجه به محتویات پرونده و به استناد مواد 1218 و 1222 قانون مدنی نظر به اینکه صلاحیت خانم ح.م.ض. همسر محجور مورد تأیید این واحد می باشد لذا نامبرده را به سمت قیم محجور پیشنهاد می نماید. دفتر سرپرستی دادسرای عمومی گرگان خطاب به مدیر دفتر کل دادگستری گرگان (بدینوسیله پرونده کلاسه 89/124 س.آقای الف.ک. جهت صدور حکم قیم به پیوست دوازده برگ جهت ارجاع به یکی از شعب دادگاه عمومی گرگان تقدیم می شود) در ذیل این ورقه ص 13 مقام قضایی در مورخ 4/7/1389 به شعبه ششم دادگاه عمومی گرگان ارجاع نموده اند دادرس وقت پرونده در همان روز ارجاع ظهر ورقه وقت نظارت مقرر که پرونده جهت اتخاذ تصمیم به نظر برسد. شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان طی صورت مجلس به وقت فوق العاده مورخ 7/7/1389 (ص 14) با عنوان متقاضی قیمومت پرونده 6/89/986 در محکمه حضور دارند و تقاضای قیمومت دارد دادرس وقت شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان طی دادنامه شماره 01008- 89 مورخ 7/7/1389 با (شماره پرونده 00986-89 تصاویر دادنامه ص 18 و 19) پیشنهاد واحد امور سرپرستی دادسرای عمومی گرگان و تقاضای خانم ح.م.ض. به قیمومت آقای الف.ک. حسب تحقیقات معموله و نامه امور سرپرستی صلاحیت خانم ح.م.ض. مورد تأیید قرار گرفت علی هذا دادگاه به استناد مواد 1218 و 1222 قانون مدنی نامبرده را به قیمومت {(بجای آنکه امعان توجه داشته باشند محجور شخص سفیه است-آقای الف.ک.) مقرر می کند نامبرده را به قیمومت (صغار مرحوم به اسامی فوق منصوب می کند)} تا با نظارت سرپرست این شهرستان و مطابق مواد 1235 و 1237 قانون مدنی. قانون امور حسبی انجام وظیفه قانونی خود اقدام نماید این دادنامه شماره 01008- 89 مورخ 7/7/1389 در مورخ 16/10/1389 ص 24 به خانم ح.م.ض. ابلاغ گردیده است. ورقه قیم نامه خانم ح.م.ض. به شماره 89/124 مورخ 10/7/1389 دایره سرپرستی دادسرای عمومی گرگان ص 16 با امضاء معاون دادسرای عمومی گرگان که خانم ح.م.ض. به قیمومت آقای الف.ک. (به جای آنکه سفیه مقرر کنند مجنون مقرر می دارند توجها به تمایز سفیه با مجنون) که طی دادنامه شماره 01008-8/7/1389 شعبه ششم دادگاه عمومی گرگان منصوب شده اید با رعایت صرفه و صلاح در امور مربوط به او مداخله نمائید (دلیل سمت مداخلات وی- قیم محجور و اخذ بعدی وکیل آقای غ.ر.) دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان با عنوان (حکم حجر آقای الف.ک. فرزند م. که در ظهر دادنامه موصوف در مورخ 24/7/1389 ص 25 به خانم ح.م.ض. ابلاغ گردیده است نامبرده به عنوان قیم طی مرقومه فاقد تاریخ ص 26 با ابراز ابلاغ دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389 در مورخ 24/7/1389 تصریح می کند ابتدای تاریخ حجر در حکم صادره معلوم نگردیده با معرفی وکیل آقای غ.ر. مراتب اعتراض و پیگیری می گردد آقای غ.ر. اعلام وکالت نموده (فرم وکالت ص 20 سری الف شماره 7546 سفید تاریخ است) لکن در لوایح تجدیدنظرخواهی با تاریخ های 4/8/1389 در ص 21 ابراز که در ظهر آن به شماره 367 با تاریخ 9/8/1379 ثبت گردیده و در تاریخ 8/10/1389 ص 27 که در ظهر آن به شماره 2477 مورخ 9/10/1379 ثبت گردیده اجمالاً به استناد ماده 71 قانون امور حسبی حجر بعد از رشد باشد دادگاه باید ابتدای تاریخ را در حکم قید کند و چون در نظریه پزشکی قانونی استان گلستان با شماره 81/ک/28/89 مورخ 31/5/1389 کمیسیون روان پزشکی با شرکت پنج کارشناس متخصص روان پزشکی و مغز و اعصاب و پزشکی قانونی شروع بیماری حداقل از دو 2 سال قبل میباشد که مبتلا به دمانس-زوال عقل می باشد دادگاه باید ابتدای تاریخ را در حکم قید کند با دستور معاون دادستان در ظهر در ص 21 که به شماره 367 با تاریخ 9/8/1379 اجمالاً با توجه به اعتراض وکیل پرونده به دادگاه بدوی ارسال و ثبت گردیده و دادرس وقت شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان مشعر بر دفتر ثبت وفق مقررات انجام شود در ظهر ص 27 که به شماره 2477 مورخ 9/10/1379 ثبت گردیده سپس پرونده به یکباره سر از شعبه اول محاکم تجدیدنظر استان گلستان سر بر آورده. در ص 30 طی دادنامه شماره 00834-89 مورخ 28/10/1389 شعبه اول محاکم تجدیدنظر استان گلستان با اشعار به تجدیدنظرخواهی آقای غ.ر. به وکالت از خانم ح.م.ض. قیم آقای الف.ک. نسبت به دادنامه 89/956-29/6/1389{دادنامه شماره 00956- 89 مورخ 29/6/1389}شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان ماحصل ادعای تجدیدنظرخواه این است محکمه می بایست در حکم صادره تاریخ حجر آقای الف.ک. را مشخص می نمود در حالی که شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان بدین امر مهم توجه نکرده است بدواً اعلام می نماید که در متن حکم حجر صادره نوع حجر آقای الف.ک. مشخص نیست که مبنای حکم محجور جنون و یا سفاهت است و در خصوص اعتراض معترض لازم به ذکر است اولاً- مطابق ماده 71 قانون امور حسبی دادگاه مکلف است ابتدای تاریخ حجر را در رأی خود قید نماید ثانیاً- تعیین تاریخ حجر مستلزم رسیدگی به ادله از جمله تحقیق محلی گواهی پزشکی قانونی و سایر تحقیقات لازم است که می بایست از طرف محکمه صورت گیرد بنابراین تعیین تاریخ حجر از مصادیق سهو قلم مذکور در ماده 309 آئین دادرسی مدنی نیست تا محکمه تجدیدنظر مکلف به رفع این نتیجه باشد به نظر دادگاه می بایست در این خصوص مجدداً رسیدگی و حکم مقتضی صادر نماید و در این فرض چون حکم مقتضی در مرحله نخستین راجع به موضوع مورد اعتراض معترض صادر نشده است این مرجع مواجه با تکلیفی نیست پرونده جهت رسیدگی به دادگاه بدوی اعاده می شود از شعب چهارم دادگاه عمومی حقوقی گرگان ص 33 جهت پرونده محاکماتی 4/88/0645 ح و شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی گرگان ص 35 جهت پرونده محاکماتی 00567-88 شماره بایگانی 880567 پرونده و یا دادنامه آن استناد شده که متعاقباً ارسال شده است. متعاقب اعاده پرونده از شعبه اول محاکم تجدیدنظر استان گلستان در پرونده ضمیمه {دادخواست وارد ثالث (آقای م.ک. به وکالت آقایان ع.م. و م.م.) با تاریخ ارجاع 26/2/1390 (فاقد شماره ثبت در ستون ذیل دادخواست) (با شماره پرونده روی پوشه 6/90/0374) به طرفیت 1- آقای الف.ک. فرزند م. به قیومت خانم ح.م.ض. 2- دایره سرپرستی دادسرای عمومی گرگان و به خواسته وارد ثالث در پرونده 6/90/98 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان و اعلام بطلان نظریه پزشکی قانونی درخصوص تاریخ حجر الف.ک. به شرح متن دادخواست با لحاظ خسارات دادرسی (تعرض به نظریه پزشکی قانونی استان گلستان با شماره 81/ک/28/89 مورخ 31/5/1389 در ص 6 موضوع (کمیسیون روان پزشکی با شرکت پنج کارشناس متخصص روان پزشکی و مغز و اعصاب و پزشکی قانونی ابتلای آقای الف.ک. به دمانس-زوال عقل که تاریخ شروع بیماری حداقل از دو 2 سال قبل می باشد.) دادخواست طاری وارد ثالث اجمالاً طی اخیر دادنامه شماره 01024-90 مورخ 24/6/1390 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی گرگان به عنوان آن که خواسته وارد ثالث موضوعاً منتفی بوده قرار رد دعوی