درخواست ثبت واقعه طلاق در صورت عدم ثبت نکاح
خلاصهٔ رأی
امتناع نموده و اکنون قریب به مدت 1/5 سال است.
متن کامل
درخواست ثبت واقعه طلاق در صورت عدم ثبت نکاح Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: درخواست ثبت واقعه طلاق در صورت عدم ثبت نکاح پیام: ثبت واقعه طلاق و دعوای زوجینی که واقعه نکاح آنان در دفتر رسمی ازدواج و طلاق ثبت نشده مسموع نیست. مستندات: مواد 20 و 24 قانون حمایت خانواده -ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9209982400201418 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/03/20 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده محاکماتی خانم ر. الف.خ. در تاریخ 1392/8/4 دادخواستی به طرفیت آقای م. ر. بخواسته تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگاههای عمومی حقوقی شهرستان زنجان نموده که به شعبه دوم دادگاه خانواده ارجاع گردیده مشارالیها در توضیح خواسته اشعار داشته « ....برابر عقد نامه عادی به عقد دائم خوانده ...... در آمده ام خوانده در امور زناشوئی هیچگونه مسئولیت را به خود راه نمی دهد بلکه همواره سعی در رساندن آزار و اذیت نسبت به اینجانبه را دارد... از پرداخت نفقه و غیر هم امتناع می نماید با توجه به عسروحرج موجود و تخلف زوج از شرائط عقدنامه به استناد مواد 1130 و 1129 قانون مدنی تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را از آن عالی مقام دارد» خانم م. ص. با تقدیم وکالتنامه، خود را به عنوان وکیل خواهان بدادگاه معرفی و به ضمیمه وکالتنامه تقدیمی فتوکپی 1- دادنامه شماره 00932-1392/8/12 شعبه 102 عمومی جزایی زنجان مبنی بر محکومیت آقای م. ر. (بلحاظ شکایت خانم ر. الف.خ. مبنی بر عدم ثبت واقعه نکاح دائم) به چهار ماه حبس-2- استشهادیه ای که به امضاء چهار نفر رسیده و متن آن حکایت از این دارد که خانم ر. ا. اعلام نموده « اینجانب همسر دائمی آقای م. ر. میباشم و نامبرده بدون تهیه مسکن و پرداخت هر گونه نفقه به من و فرزند خویش به مدت یکسال است که مارا ترک نموده و در حال حاضر فاقد جا ومکان معلومی میباشد به طوری که ادامه این وضعیت موجب عسروحرج اینجانب و فرزندم میباشد» پیوست گردیده جلسه دادگاه در تاریخ 1393/4/1 با حضور وکیل خواهان و خوانده تشکیل گردیده ابتدا خوانده اظهار داشته« حاضر به طلاق همسرش نیست دادخواست تمکین داده ام ولی رد شده ...... تا موقعی که به منزل باز نگردد حاضر نیستم نفقه و خرجی بدهم.» وکیل خواهان اعلام نموده « ..... متاسفانه از همان ابتدا، زوج با کتمان موضوع سوء سابقه خود.... با موضوع شروع به جرم سرقت .... رفتار غیر مسئولانه ای را در برابر خانواده خویش در پیش گرفته... تا به امروز حتی نسبت به ثبت واقعه ازدواج با وجود صدور حکم محکومیت .... امتناع نموده و اکنون قریب به مدت 1/5 سال است...... ترک خانواده و ترک انفاق نموده و فاقد جا و مکان معلوم و مشخصی میباشد..... در این مدت نیز هزینه معاش زندگی ایشان توسط پدر زوجه تقبل شده است که صحت اظهارات فوق توسط شهود و مدارک تقدیمی قابل اثبات میباشد... ادامه این وضعیت برای زوجه دشوار و موجب عسروحرج ایشان میباشد...» فتوکپی دادنامه شماره 00247-1393/2/14 صادره از شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی زنجان ضمیمه شده که حاکیست آقای م. ر. دادخواست الزام زوجه به تمکین تقدیم که شعبه مزبور با توجه به اینکه خواهان مسکن متناسب با شأن زوجه را که از نیازهای اولیه و ضروری زندگی مشترک است فراهم نکرده حکم به بطلان دعوی وی صادر نموده است. دادگاه با عنایت به محتویات پرونده ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 00675-1393/4/17 با این استدلال که « درخواست طلاق از سوی زوجه مقید به جهت و قید بوده که زوجه ترک انفاق و آزار و اذیت زوجه را به عنوان علت و جهت طلاق مطرح نموده ولی بر اساس تحقیقات معموله این امر به اثبات نرسیده و احراز نگردیده فلذا دعوی خواهان را بلاوجه تلقی نموده و حکم به رد دعوی صادر شده دادنامه صادره به طرفین ابلاغ گردیده خانم م. ص. بوکالت از خانم ر. الف.خ. در مهلت قانونی به رأی صادره معترض شده و با تقدیم دادخواست تجدیدنظر تقاضای رسیدگی مجدد نموده که در این مرحله پرونده به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان ارجاع گردیده شعبه مرجوع الیه بلحاظ لزوم اخذ توضیح وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده جلسه دادگاه در تاریخ 1393/10/1 با حضور خواهان و وکیل وی تشکیل گردیده خوانده علیرغم اطلاع از وقت دادرسی حاضر نشده و لایحه ای نیز ارسال ننموده. وکیل تجدیدنظرخواه اعلام داشته « آقای م. ر. مطابق گواهی پزشکی از ضریب هوشی پایین برخوردار بوده و جزء افراد کند ذهن (عقب مانده ذهنی) و آموزش ناپذیر است که توان اداره زندگی خود و خانواده اش را نداشته.... نامبرده مطابق استشهادیه .... و شهادت شهود قریب 2 سال است که ترک منزل نموده و از پرداخت نفقه و تهیه ملزومات زندگی از جمله مسکن مناسب امتناع نموده و منزلی که زوجه به همراه فرزند مشترک در آن ساکن بوده بدستور مراجع قضایی و به دلیل عدم پرداخت اجاره بها از سوی زوج تخلیه گردیده و زوجه ناچار به منزل پدری خویش رجوع نموده..... حتی دادخواست تمکین ایشان(زوج) نیز ..... که قطعی نیز گردیده به دلیل اینکه فاقد شغل و درآمد خاص بوده و از پرداخت نفقه عاجز است رد گردیده....» دادگاه تجدیدنظر قرار ارجاع امر به داوری صادر که زوجه ، آقای ن.الف. الف.خ. را به عنوان داور خود بدادگاه معرفی و با توجه به اینکه تجدیدنظرخوانده(زوج) در مهلت مقرره از معرفی داور امتناع نموده دادگاه راساً آقای س.ت. را به عنوان داور زوج تعیین نموده است داوران نظر خود را کتبا به دادگاه تقدیم و طی آن اعلام نموده اند مذاکره با طرفین جهت صلح و سازش میسر نگردیده و زوجه مصّر به جدایی میباشد. زوجه طی لایحه ای به شماره 313-93 – 1393/11/1 ثبت دفتر گردیده اعلام داشته کل مهریه خود که بیست و پنج میلیون تومان میباشد در قبال صدور حکم طلاق بذل مینماید. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 01187-1393/11/1 با توجه به مجموع محتویات پرونده عسروحرج کامل زوجه را محرز و مسلم دانسته و با نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته به استناد بند یک و تبصره ذیل ماده 1130 قانون مدنی حکم به الزام زوج به طلاق شرعی زوجه صادر و اعلام نموده دادنامه صادره به طرفین ابلاغ آقای م. ر. (زوج) در مهلت قانونی به رأی صادره اعتراض و با تقدیم دادخواست به انضمام لایحه اعتراضیه در سه(3) برگ (که در صورت لزوم بهنگام شور قرائت خواهد شد) تقاضای رسیدگی مجدد را نموده که در این راستا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از ثبت وجری تشریفات قانونی به این شعبه ارجاع گردیده است.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای مرتضی شریفی عضوممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 01187-1393/11/1 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده و با اکثریت چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجامخواهی آقای م. ر. به طرفیت خانم ر. ا. نسبت به دادنامه شماره 01187-1393/11/1 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان متضمن نقض دادنامه بدوی و صدور حکم به طلاق به لحاظ احراز عسروحرج فرجامخوانده، صرفنظر از ماهیت امر نتیجتاً وارد است زیرا مستند زوجیت آنان سند نکاحیه عادی است که علیرغم تعهد زوج به شرح متن عقدنامه و صدور حکم به محکومیت او به لحاظ عدم ثبت واقعه ازدواج ، تاکنون به نحو رسمی تنظیم نگردیده است و فرجامخوانده نیز حسب محتویات پرونده الزام زوج به ثبت آن به نحو رسمی را از محکمه تقاضا ننموده است بنابراین با توجه به اینکه به موجب مواد 20 و 24 قانون حمایت خانواده ثبت واقعه ازدواج الزامی بوده و ثبت واقعه طلاق در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق مجاز شناخته شده است در نتیجه به لحاظ عدم ثبت واقعه نکاح، ثبت طلاق نیز در دفتر رسمی ازدواج و طلاق میسر نخواهد بود . و مطابق ماده 2 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دعوی زوجینی که واقعه نکاح آنان در دفتر رسمی ازدواج و طلاق ثبت نگردیده قابلیت استماع را ندارد از این رو و بنا به جهات مذکور و مستنداً به ماده 366و 370 و بند 3 ماده 371 و 396 و بند «ج» ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و رسیدگی مجدد به شعبه دیگری از محاکم هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد. رئیس و عضو معاون شعبه 15 دیوان عالی کشور جعفر قدیانی - سید صالح سجادی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است